*چه خلأیی در جامعه علمی ما محسوس بود که رهبر حکیم انقلاب ضرورت جنبش نرم افزاری را مطرح کردند؟
**وجود چرخه قوی نوآوری علمی و نظریه پردازی از لوازم اصلی پیشرفت در یک جامعه محسوب می شود. هیچ جامعه ای را نمی توان سراغ داشت که بدون برخورداری از استعداد و ظرفیت علمی لازم به پیشرفت حقیقی رسیده باشد. البته پیشرفت ظاهری و مجازی لزوماً نیازمند چنین استعداد و ظرفیتی نیست؛ برای نمونه در حال حاضر برخی کشورها با تقلید محض از غرب و قرض گرفتن فناوری های نو از کشورهای دیگر، بر حسب ظاهر به پیشرفت هایی رسیده اند اما پیشرفت سطحی، شکلی و ویترینی به هیچ وجه مورد انتظار نظام جمهوری اسلامی ایران نیست. اصولاً یکی از آرمان های اصلی انقلاب اسلامی دست یابی به بالاترین سطح از استقلال و خوداتکایی است؛ به این معنا که کشور ما بتواند با اتکا به توان دانشمندان خود و از طریق دستیابی به عمق دانش و به تبع آن، فناوری های جدید، کشور را از وابستگی به بیگانه که یکی از مصادیق بارز اسارت است رها سازد. با این مفروض، رهبر معظم انقلاب اسلامی با هوشمندی و زمان آگاهی در اواخر دهه هفتاد ضرورت شکل گیری نهضت تولید علم و نظریه پردازی را مطرح نمودند.
شاید سوال کنید که چرا این موضوع از سوی ایشان در آن زمان مطرح شد؟ به نظر من، قبل از آن زمان بسترهای اولیه شکل گیری چنین نهضتی به معنای دقیق کلمه در فضای علمی کشور، اعم از دانشگاهی و حوزوی وجود نداشت؛ به بیان دیگر، انرژی دانشگاه ها و مراکز تحقیقاتی کشور عمدتاً متوجه توسعه کمی برای پاسخگویی به نیازهای متراکم در کشور بود. این نیازها عمدتاً از جنس نیازهای روزمره بود و نمی شد در دو دهه نخست انقلاب به آنها بی توجهی کرد. بنابراین، زمانی مقام معظم رهبری این موضوع را مطرح نمودند که بستر های سخت افزاری و نرم افزاری حداقلی برای آغاز یک حرکت علمی فراگیر در کشور بوجود آمده بود. البته روشن است که وقتی نهضت تولید علم و نظریه پردازی شکل می گیرد، مستمراً لوازم و اقتضائات جدیدی از حیث سخت افزاری و نرم افزاری ایجاد می شود که باید توسط نظام علمی کشور به سرعت شناسایی و تأمین شود والا حرکت متوقف یا کند می شود لیکن می خواهم عرض کنم زمانی این موضوع از سوی رهبر بزرگوار انقلاب مطرح شد که لوازم مورد نیاز برای کلید خوردن چنین حرکتی وجود داشت. به اعتقاد من، مهم ترین امکانی که کشور برای شروع این حرکت نیاز داشت و هنور هم دارد، نیروی انسانی مستعد و باانگیزه است.
در دو دهه نخست انقلاب، انبوهی از جوانان به سمت دانشگاه ها سرازیر شدند و با درک نیاز کشور به عناصر متخصص، در دانشگاه های کشور مشغول به تحصیل شدند. قبل از پیروزی انقلاب اسلامی کشور ما در بسیاری از عرصه های علمی فاقد کارشناس ارشد و متخصص بود در مواردی هم کارشناسان و متخصصانی داشت که در دانشگاه های داخل یا خارج از کشور فارغ التحصیل شده بودند ولی میدانی برای پاسخگویی به نیازهای اساسی کشور و رفع وابستگی پیدا نمی کردند. البته اینگونه نبود که فقط میدان به آنها ندهند بلکه به آنها دائماً القا می شد که ما نمی توانیم؛ لذا مستمراً دست نیاز به سمت کشورهای غربی دراز می شد و ملت ایران به خاطر تحقیر شدن در برابر اخذ حتی خدمات پیش پاافتاده علمی و فناوری از سوی کشورهای غربی، در رنج بود. صنایع اصلی و مادر کشور عملاً در اختیار بیش از شصت هزار مستشار غربی بود. یعنی یا باید نیازهای کشور از طریق واردات گسترده از غرب و پر کردن جیب کمپانی های غربی تأمین می شد و یا صنایع مونتاژی در داخل و با مدیریت مستقیم و غیرمستقیم غربی ها و البته از طریق شریک شدن آنها در بخش مهمی از سرمایه و سود این ملت، قسمتی از نیازهای کشور را تأمین می کرد. به همین دلیل یکی از اهداف عالی انقلاب پایان دادن به این وابستگی ذلت بار بود. ملت ما خواستار برگشتن اعتماد به نفس به جوان ایرانی و بها دادن به آنها برای رفع وابستگی بود.
لذا با پیروزی انقلاب، فضای کشور برای جذب جوانان به دانشگاه ها مساعد گردید و عده زیادی در سطوح مختلف در دانشگاه ها مشغول به تحصیل شدند. بخشی از فارغ التحصیلان به طور طبیعی خارج از محیط های دانشگاهی جذب کار گردیدند و عده قابل توجهی از فارغ التحصیلان مقاطع تحصیلات عالی هم تعلیم و پژوهش را انتخاب کردند. این افراد دو ویژگی مهم داشتند: یک ویژگی، داشتن احساس تعهد نسبت به سرنوشت کشور و باور به آرمان استقلال و خوداتکایی و دیگری، برخورداری از استعداد و هوشی بالاتر از طراز نیروی انسانی بسیاری از کشورهای پیشرفته. این دو ویژگی کافی بود که بتوان به نیروی انسانی کشور در دانشگاه ها و مراکز تحقیقاتی کشور برای آغاز یک نهضت علمی تکیه کرد و به نظر من، مقام معظم رهبری با شناخت عمیق و روزآمدی که از شرایط علمی کشور داشتند این کار بزرگ را انجام دادند.
*پس در واقع ایشان بنیانگذار این حرکت عظیم بودند؟
بله، مقام معظم رهبری موسس نهضت تولید علم و نظریه پردازی در کشور هستند. وقتی صحبت از نهضت تولید علم و نظریه پردازی می کنیم طبعاً مرادمان شکل گیری یک سری کارهای بخشنامه ای و به اصطلاح پروژه ای در شمار خاصی از دانشگاهها یا مراکز تحقیقاتی کشور نیست. به این کارها نهضت یا جنبش اطلاق نمی شود. نهضت علمی، حرکت خودجوش و فراگیری است که با مشارکت پرنشاط دانش پژوهان و پژوهشگران کشور آن هم از سر تعهد و اعتقاد به یک آرمان بزرگ مثل آرمان استقلال یا پیشرفت بوجود می آید و نظام علمی کشور را به نحو طبیعی به سمت تحول و همراه شدن با چنین حرکتی سوق می دهد. ما در این سالها شاهد شکل گیری یک نهضت با این مختصاتی که عرض کردم هستیم که کلید زدن آن تنها از عهده رهبری بزرگ و ذی نفوذ بر می آید.
البته رهبر معظم انقلاب به تأسیس نهضت علمی بسنده نکردند، بلکه با پیگیری های دائم و مشرفانه و جلوگیری از انحراف آن از مسیر صحیح، نهضت علمی را در طول این سالها رهبری هم کرده اند. اختصاص دهها نشست با محققان، اساتید و مسئولان دانشگاهها و ارائه رهنمودهای دقیق که حقیقتاً بسیاری را از میزان تسلط رهبری به وضعیت علمی کشور متعجب ساخته، بازدید از دهها دانشگاه، مرکز تحقیقی و یا نمایشگاه تخصصی علم و فناوری، تقویت انگیزه ها و راهنمایی های موثر به مسئولین و امثال آن، تنها گوشه ای است از نقش آفرینی رهبر معظم انقلاب در جهت تداوم نهضت تولید علم و نظریه پردازی در ایران.
*با این وصف ما تا نقطه مطلوب چقدر فاصله داریم؟
**معمولاً نهضت های علمی بسته به موقعیت علمی یک کشور و فاصله نقطه شروع با نقطه مطلوب به سرعت نتیجه نمی دهند و باید سالهای متمادی منتظر ثمرات آن بود. اما در ایران، به سرعت ثمرات نهضت تولید علمی در علوم پزشکی، علوم پایه و فنی و مهندسی هویدا شد و مردم طعم شیرین پیروزی در این عرصه را چشیدند. در این زمینه هم شخص رهبر معظم انقلاب اسلامی نقش بسیار موثری داشتند. در طول ده سال اخیر بسیاری از تلاش های علمی مهم و حیاتی، مستقیم یا غیرمستقیم از سوی رهبری مورد حمایت قرار گرفته است.
نمونه معروف آن، حمایت مقام معظم رهبری از پژوهشکده رویان جهاد دانشگاهی با مدیریت مرحوم کاظمی و در حال حاضر با مدیریت جدید است که بدون تردید دستاوردهای آن پژوهشکده در علوم زیستی برای کشور یک جهش بزرگ محسوب می شود، بطوریکه ایران را در ردیف کشورهای پیشرفته در آن عرصه قرار داده است. باید توجه داشت که پیشرفت علمی در برخی عرصه ها جنبه کلیدی دارد. یعنی اگر کشور بتواند در آن عرصه ها به سطح خوبی از پیشرفت برسد، دهها مسئله علمی ریز و درشت دیگر از ق بل این پیشرفت حل می شود و راه را برای پیشرفت های عمده در علم باز می کند. به اعتقاد من، مقام معظم رهبری با درک عمیق این موضوع، در کنار هدایت ها و حمایت های کلان، همواره برخی از تلاش های خاص علمی و فناوری را مورد حمایت و هدایت خاص قرار داده اند تا راه برای پیشرفت های علمی بزرگ و عمده در کشور هموار گردد.
* نقش نخبگان در جنبش نرم افزاری در دیدگاه معظم له چیست ؟
**روشن است که بدون حضور فعال نخبگان علمی در میدان عمل، پیشرفت علمی آن هم از نوع جهشی رخ نخواهد داد. لذا ملاحظه می فرمایید که از ابتدا مقام معظم رهبری بر روی این موضوع و خصوصاً لزوم رفع موانع برای حضور و مشارکت فعال نخبگان دغدغه داشتند. اساساً تأسیس بنیاد ملی نخبگان ایده مقام معظم رهبری بود هرچند در دولت هشتم به این ایده توجه کافی نشد و علی رغم تذکرات رهبر معظم انقلاب اسلامی این بنیاد در آن دولت راه اندازی و فعال نگردید. به نظر من، اصرار رهبر معظم انقلاب اسلامی بر آغاز به کار بنیاد ملی نخبگان با این انگیزه صورت گرفت که از نخبگان علمی کشور خصوصاً استعدادهای درخشان که برخی کشورهای غربی در ربایش آنها از کشور برنامه ریزی کرده اند حمایت جدی و موثر صورت گیرد تا کشور بتواند از سرمایه نخبگانی خود در جهت پیشرفت علمی بهتر استفاده کند. از طرف دیگر، زمینه ای به وجود آید تا حمایت مراجع و دستگاه های کشور از نخبگان در یک مرکز عالی، هماهنگی و پیگیری شود. البته شما می دانید که حمایت از نخبگان فقط جنبه مادی ندارد.
نخبه علمی بیش از نیاز مالی، به احترام و میدان دادن برای کار و پیشبرد ایده های علمی خود در فضایی آرام نیاز دارد. لذا اینگونه نیست که تأسیس بنیاد ملی نخبگان و ایجاد تسهیلات مالی و غیره برای نخبگان کفایت کند، به همین دلیل مخاطب رهبر معظم انقلاب اسلامی در موضوع توجه و رسیدگی به نخبگان فقط بنیاد ملی نخبگان نبوده و نیست. ایشان همه مسئولین و حتی آحاد مردم را به توجه جدی به نخبگان و مراعات شأن آنها در جامعه دعوت کردند. بدون تردید در جامعه ای که عالم و دانشمند از جایگاه شایسته برخوردار است آن جامعه فاصله چندانی با پیشرفت حقیقی ندارد. باید توجه کرد که لازمه ارتقای شأن و منزلت نخبگان در جامعه، ارزشمند شدن علم و به تبع آن، پژوهش و نوآوری علمی است. در این صورت، خود مردم حاضرند در پیشرفت علمی مشارکت کنند.
نمونه بارز آن موقوفات علمی بسیاری است که تحت تأثیر نگاه عمیق اسلام به علم، در طول سالهای متمادی در ایران شکل گرفته است. یعنی مردم ما از صدها سال قبل، اموال خود را برای اینکه صرف فعالیت های علمی در رشته های گوناگون بشود وقف می کردند و الآن نیز می کنند. وقف مدرسه، دانشگاه، کتابخانه، آزمایشگاه، وقف برای تأمین نیازهای محققان و دانشمندان، وقف برای تأمین هزینه تحصیل استعدادهای درخشان و غیره. البته نظیر این اتفاق با الهام از مسلمانان در غرب هم افتاده است بطوریکه در حال حاضر بسیاری از دانشگاه های برجسته غربی به نوعی از طرف مردم وقف شده اند.
*رهنمودهای ایشان در باب پیشبرد مسیر اجرایی جنبش نرم افزاری به نهادها و سازمان های مختلف در چه اموری بوده است؟
**مقام معظم رهبری در عرصه تولید علم و نظریه پردازی، رهنمودهای فراوانی به مسئولین داده اند. البته همانطور که ایشان در یکی از دیدارهای روسای دانشگاه ها فرمودند، بیانات رهبری در این عرصه فقط جنبه نصیحت ندارد بلکه بخش عمده ای از آنها دستور است و باید به جد از سوی مسئولین دنبال شده و به مردم گزارش شود. یکی از مهم ترین دستورات رهبری به مسئولین، لزوم تهیه نقشه جامع علمی است. به نظر من، کارکرد اصلی نقشه جامع علمی، تعیین اهداف و اولویت های علمی کشور است.
اما ممکن است سوال بفرمایید این اهداف و اولویت ها چگونه تعیین می شود. به نظر می رسد اهداف و اولویت های علمی کشور از چنین مسیری به دست می آید: یک، شناخت دقیق ظرفیت ها و توانمندی های علمی کشور. دو؛ شناخت روشمند نیازهای اساسی کشور در شرایط حال و آینده. سه؛ شناخت صحیح مرز های علمی و مسیر توسعه علمی و میانبرهای آن در جهان. چهار؛ شناخت عالمانه وضعیت رقبا در منطقه و جهان و گمانه زنی درباره برنامه های آنها در آینده. پنج؛ شناخت چارچوب های دینی در پیشرفت علمی. شش؛ شناخت الزامات فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، امنیتی و حقوقی. اگر اهداف و اولویت های علمی از چنین مسیری به دست بیاید، هشتاد درصد از کار تهیه سند انجام شده است. بیست درصد دیگر، مباحث مربوط به تعیین شاخص های اصلی کیفیت یا استانداردهای علمی در هر یک از علوم و رشته ها و همچنین عملیاتی کردن نقشه در نظام علمی کشور است.
*اگر نقشه علمی با این فرایندی که اجمالاً توضیح دادید تهیه شد چه فوائد مشخصی دارد؟ به بیان دیگر چه تأثیرات عمده ای بر حرکت علمی کشور می گذارد؟
**به نظر من، نقشه علمی قوی دارای چنین اثراتی است؛ اولاً نقاط سرمایه گذاری علمی بزرگ را برای کشور مشخص می کند و از هدر رفتن منابع و امکانات جلوگیری می کند. برای مثال ممکن است در نقشه جامع علمی روشن شود که سرمایه گذاری وسیع بر روی برخی از رشته ها یا موضوعات علمی اشتباه است و غیره؛ ثانیاً نظام آموزشی کشور را از شرایط نابسامان فعلی خارج می کند یعنی دیگر صندلی های خالی و تعداد اساتید دانشگاه ها نیست که میزان پذیرش دانشجو در رشته های گوناگون را تعیین می کند بلکه نقشه جامع علمی کشور است که به شما می گوید بر مبنای اهداف و اولویت های علمی چند دانشجو برای هر رشته و در چه سطوحی باید جذب شود، ثالثاً امکان ارزیابی درست علمی را فراهم می کند. الآن هر دانشگاه و موسسه علمی مطابق دیدگاه و سلیقه ای که بر آن حاکم است حرکت خود را در جهت پیشرفت علمی معنی می کند. اما نقشه جامع علمی شاخص و معیار منطقی برای ارزیابی را می دهد. با این توضیحات، روشن می شود که ایده تهیه نقشه جامع علمی که برای نخستین بار تحت این عنوان از سوی مقام معظم رهبری طرح و پیگیری شد دارای چه اهمیتی است. در واقع، رهبر بزرگوار انقلاب با طرح هوشمندانه موضوع نقشه جامع علمی کشور، صحت حرکت علمی کشور را به سوی اهداف عالی تضمین نموده و از شکل گیری حرکت های کور، محاسبه نشده و هدر دهنده منابع در این عرصه جلوگیری نمودند.
یکی دیگر از دستورات مهم رهبر معظم انقلاب اسلامی خطاب به مسئولین و به طور خاص شورای عالی انقلاب فرهنگی، لزوم تحول و نوسازی در نظام آموزش عالی است. به نظر می رسد نظام آموزش عالی از چند نظر ایراد دارد: یکی اینکه بر اساس تئوری ها و مدل هایی طراحی شده که دیگر سال هاست این تئوری ها و مدل ها منسوخ شده و در طراحی نظام های آموزشی جایی ندارد.
علاوه بر این، این تئوری ها نسبتی با جهان بینی اسلامی و نظام ارزشی منبعث از آن نیز ندارد. دوم اینکه این نظام برای شرایط گذشته و در حد پاسخگویی به نیازهای اولیه کشور طراحی شده و مناسب موقعیت پیشرفت جهشی و شرایط رقابتی با دانشگاه های برتر دنیا نیست. مثل اینکه بخواهیم با یک لوکوموتیو 50 سال قبل تعداد زیادی از واگن های سنگین امروزی را با سرعت بالا روی یک ریل فرسوده حرکت دهیم. روشن است که نه لوکوموتیو توانایی کشیدن این واگن ها را حتی در مسیر هموار خواهد داشت و نه ریل فرسوده تحمل این بار را دارد. در حال حاضر نظام آموزش عالی ما نیز نمی تواند قوه محرکه و ریل حرکت علمی کشور باشد. صرف نظر از ضعف ساختار و تشکیلات و فقدان روابط منطقی اجزاء این نظام با هم، بسیاری از ضوابط و مقررات نظام آموزش عالی علاوه بر آنکه فاقد کارایی است، هماهنگی و انسجام لازم را هم ندارد. ایراد دیگر در نظام آموزش عالی، به بروکراسی زائد در این نظام برمی گردد. البته بروکراسی در یک حدی لازم است و الا هرج و مرج ایجاد می شود ولی بروکراسی کنونی در نظام آموزش عالی نه تنها کمکی به پیشرفت علمی نمی کند بلکه مانع آن نیز می شود. ایراد دیگر و مهمتر، فقدان عنصر مدیریت کیفیت در این نظام است.
اصولاً تولید علم و نظریه پردازی در بستر کار کیفی معنا می یابد و در شرایطی که مدیریت ارتقاء کیفیت در این نظام به نحو روشمند وجود ندارد نمی توان انتظار شکل گیری جریان پایدار تولید علم در دانشگاه های کشور را داشت. البته من مطمئن نیستم دلایل دستور مقام معظم رهبری درباره تحول و نوسازی در نظام آموزش عالی با آنچه عرض کردم کاملاً منطبق باشد، لیکن فهم بسیاری از اساتید و پژوهشگران این است که مقام معظم رهبری با اشراف بالایی که به شرایط علمی کشور اعم از آموزش و پژوهش دارند، نظام آموزش عالی را در طراز اهداف علمی کشور ارزیابی نمی کنند و لذا اصرار دارند که نظام آمورش عالی و همچنین نظام آموزش عمومی با جامع نگری و شناخت نیازهای آینده کشور متحول شود.