صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۵ مرداد ۱۳۸۸ - ۱۲:۳۰  ، 
کد خبر : ۱۰۴۰۸۸

اندیشه سیاسی مسلمانان (بخش بیستم)


زندگی سیاسی امام محمد غزالی را اجمالاً در دوره های چهارگانه زیر می توان مورد مطالعه و بررسی قرار داد:
دوره الف: فراگیری و جهت گیری اولیه (84-450):
امام محمد غزالی در سال 450 هجری در خانه پیشه وری پرهیزکار از اهل طایران طوس، به دنیا آمد. سال های بعد ابوحامد برای تحصیل راه جرجان و سپس طوس را پیش گرفت. غزالی پس از سه سال توقف در طوس برای کسب اصول عقاید، در کلام به حوزه درس امام الحرمین نیشابور رفت. در درس استاد که نزدیک به 400 طلبه حاضر می شدند، این جوان طوسی انگشت نما بود. بعد از وفات امام الحرمین غزالی از نیشابور بیرون آمد و به لشکرگاه سلطان در خارج شهر و به موکب سلطان و وزیر ( خواجه نظام الملک) پیوست.
دوره ب: اقامت در بغداد (8-484):
غزالی چند ماه پس از ورود ملکشاه به بغداد به این شهر داخل شد و بیش از 4 سال سمت مدرسی نظامیه بغداد را به عهده داشت و آنگونه که از وی انتظار می رفت، خوش درخشید. از ورود او به بغداد یک سالی بیش نگذشت که نه خواجه ماند و نه سلطان. خلیفه هم که در دست سلطان و وزیر، بازیچه ای بیش نبود، چه تکیه گاه اخلاقی می توانست برای او عرضه کند؟
با وجود انگیزه های صوفی گری غزالی، ضدیت با تلقی باطنیه در مورد امام و رهبر و جانبداری از خلافت، یکی از محورهای اساسی تفکر غزالی است.
در شش ماهه آخری که از چهارمین سال اقامت در بغداد می گذشت، آرامش روحی جای خود را به تیرگی و نگرانی جانگزایی داده بود. دغدغه دیگر غزالی آن است که، پس از طی مدارج علمی و کسب مقامات و ارضای شهرت طلبی ها، آرامشی در درون نمی یابد. شرح این حالاتش که سبب انزوای او از مسئولیت های علمی و سیاسی و عزلت او شد را به قلم خود او، باید در کتاب «المنقذ من الضلال» خواند.
دوره ج: دوران عزلت (98-488):
غزالی ورای مبارزه با فلاسفه و باطنی ها، خود را به مبارزه ای دیگر ناچار می دید؛ مبارزه با خویشتن. همین اندیشه بود که او را در پایان چندین ماه سرگشتگی ، به ترک بغداد واداشت و به آمادگی برای سفر رهایی ؛فرار از مدرسه. او به بهانه حج در ذی القعده سال 488 از بغداد بیرون آمد. در این دوره که یک دهه طول کشید، جز عزلت و ریاضت، کاری نداشت.
گرچه مسایل سیاسی و عوامل بیرونی در زمان انزوای غزالی موضوعیت یافته و می تواند در عزم سفر موثر باشند، اما عوامل درونی، عامل جدی تر و تعیین کننده تر این فرار از مدرسه است و مکان منتخب و حال و هوای او در این سفر، موید این مدعا می باشد.
از تصمیمات مهم که هم مضمون و هم تبعات سیاسی در این مرحله داشته است، سه نذری بر سر تربت خلیل است که به قول غزالی:« یکی آن که از هیچ سلطانی، هیچ مالی قبول نکنم و دیگر آن که به سلام هیچ سلطانی نرود؛ سوم آن که مناظره نکنم.»
از جمله نکات عجیب این دوران زندگی غزالی، سکوت او در مقابل حمله صلیبیون است که از سوی بعضی ها خرده گرفته شده و بعضی نیز به نحوی درصدد توجیه آن برآمدند.
نهایتاً این دوران از زندگی غزالی با حج به جای آوردن، خاتمه می یابد و به بغداد بازگشت و دیگر به نظامیه نرفت. در این جا نیز افراد زیادی به بهانه شنیدن احیای علوم دین دور غزالی را گرفتند که آسایش او را به هم می زدند و علاوه بر آن، اهل و عیالش نیز در خراسان بودند و این مسایل او را به ترک بغداد و عزیمت به خراسان می کشاند.
دوره د: سال های آخر عمر ( 505 -498):
بازگشت و اختتام انزوای غزالی نیز این سوال اساسی را همراه خود دارد که آیا انگیزه های سیاسی در این تصمیم دخیل بوده اند یا خیر؟ مجموعاً پاسخ به این سوال مثبت است. گر چه ممکن است درباره مسایل و مصادیق سیاسی موثر بر اقدام به بازگشت غزالی، داوری یکسانی نباشد.
از سویی برای دفاع از دین و از سویی برای اصلاح جامعه که جمهور مردم به درد مزمن بددینی و سست ایمانی گرفتار آمده اند و فقط اوست که از درد و درمان آگاه است و البته غزالی ترک زاویه نشینی و اقدام به احیاگری را وابسته و منوط به ظهور پادشاهی می داند تا به حمایت او پشت گرم باشد. به احتمال زیاد، مرگ برکیارق در سال 498، در این بازگشت به زندگی فعال، بی تأثیر نبوده است و انقلاب درونی غزالی، با تحولی در اوضاع بیرونی توأم شده و او را به این که احیاگری است که در آغاز سده ای نو برای تجدید سنت آمده است، راهبر شده است.
در هر حال وقتی ابوحامد به خراسان بازآمد، ولایت در دست سنجربن ملکشاه بود. غزالی که دیگر حال و هوای سابق در طوس را نداشت، از جمله کارهایش در این مقطع تمام کردن «احیا» و نوشتن «کیمیای سعادت» است که تحریری فارسی از احیا برای فارسی زبانان بود. با این حال تا آنجا که می توانست در رفع تعدی از مظلومان کوشید و در اعتراض به عملکرد حکام، نامه هایی به وزیران و رجال می نوشت که ازجمله آنها رساله «نصیحه الملوک» می باشد.
البته آثار مهمی نیز مربوط به این ایام است که از جمله آن ها در اصول فقه، «المستصفی» است که دو سالی پیش از پایان عمر در سال 503 به پایان آورد. آخرین تألیف او کتاب «الجام العوام عن علم الکلام» است که در آن، عامه مسلمین را از اشتغال به چون و چراهای اهل کلام منع کرده بود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات