صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۵ مرداد ۱۳۸۸ - ۱۲:۳۳  ، 
کد خبر : ۱۰۴۱۴۷

الزامات سیاسی پاسداری

محمد رضوی قره قشلاق ـ مربی عقیدتی سیاسی سپاه پاسداران اشاره: تحولات اخیر داخلی و خارجی نیاز روزافزون آحاد مردم به داشتن اطلاعات کافی از حوادث و پیشامدهای مختلف را آشکار می سازد. در این میان پاسداران که به عنوان بازوان ولایت و حافظان ارزش ها و دستاوردهای انقلاب محسوب می شوند در جایگاهی خاص قرار می گیرند. حوادث اخیر بعد از انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری به همگان نشان داد که صلابت و ایستادگی در مسیر انقلاب، مستلزم برخورداری از روحیه ای مستحکم و ایمان و تعهدی خدشه ناپذیر است. از طرف دیگر شناخت صحیح امواج سیاسی کشور در این ایام، ایجاب می کند که پاسداران عزیز به یک سری اصول ثابت برای درک و تجزیه و تحلیل مسائل سیاسی مجهز باشند. با نگاهی به مبانی سیاسی اسلام و نیز با توجه به اندیشه اصولگرایی، به شاخصه هایی که به عنوان الزامات سیاسی پاسداری مطرح است، اشاره می کنیم.

ولایت فقیه و ولایت مداری
التزام فکری و عملی به اندیشه ولایت فقیه اساسی ترین اصل در الزامات سیاسی پاسداری است. ولی فقیه چراغ راهنمای اذهان در مواقع تاریک فراز و فرودهای سیاسی است. در نظام مردم سالاری دینی ایران، ولی فقیه جامع الشرایط در رأس نظام قرار دارد و به مدیریت انقلاب می پردازد و در ارتباط مستقیم باامور مربوط به انقلاب از قبیل صدور آن به خارج از مرزهای جغرافیایی یک سرزمین می اندیشد. چنین اندیشه هایی مستلزم شناخت لازم و کافی وی از مسائل مختلف در دو حوزه داخلی و خارجی است. از طرف دیگر مجلس خبرگان رهبری نیز وظیفه نظارت بر افکار و عملکردهای رهبری را برعهده دارد. پس مشخص است ولی فقیهی که در رأس نظام قرار دارد باید جامع تمام ویژگی ها در بالاترین حد باشد و اینجا است که التزام تام با اندیشه ولایت فقیه که از جانب الهی مشروعیت می یابد را باید به عنوان یکی از شاخصه های اندیشه اصولگرایی به شمار آورد.
نفی سکولاریسم و اعتقاد به اصل عدم جدایی دین از سیاست و اینکه می شود با در نظر گرفتن شرع و اصول دینی به توسعه دست یافت نیز از اصول اساسی اندیشه پاسداری است که در این مقوله جای می گیرد و البته سکولاریسم مرز افتراق و جدایی بسیاری از افراد، جریانات و گروه ها نیز به حساب می آید چرا که در این چند سال اخیر عده ای نتوانسته اند با این اصل کنار آیند فلذا در لبه پرتگاه قرار گرفته اند.
شناخت دشمن
پاسداری از اندیشه و دستاوردهای انقلاب لازم می نماید که بصیرت لازم در بین تمام مردم ایجاد شود. مرز بین پاسداری و نفاق شناخت اندیشه ها و عملکردها است. دشمنان نظام در سه دهه بعد از انقلاب به انحاء مختلف و در برهه های زمانی متفاوت، دشمنی خود را با اصول اساسی اسلام و نظام ابراز داشته اند. نمونه بارز آن را در حوادث بعد از انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری می توان به وضوح مشاهده کرد. انکار مشارکت بیش از 85 درصد از مردم واجد شرایط در حماسه 22 خرداد، نه تنها مخالفت با دولت قانونی و برگزیده مردم ایران، بلکه مخالفت با اصول اساسی نظام مردم سالاری دینی و اندیشه اصولگرایی است. واضح می نماید کسانی که مدافع پاسداری از ارزش ها و دستاوردهای انقلاب و نیز مدافع نظام مردم سالار دینی هستند باید در شناخت دشمن حساس بوده و مواضع و عملکردهای آن را چه در سطح داخلی و چه در خارج مورد رصد و ارزیابی قرار دهند.
تلاش برای اثبات کارآمدی نظام و دولت اسلامی
باید توجه داشت که ایران اسلامی در حال گذار به مرحله توسعه یافتگی است. در طول سه دهه گذشته نظام اسلامی توانسته است پیشرفت های بسیار عظیم و شایسته ای را نصیب مردم سازد. طبق این واقعیت، ذکر شایستگی های نظام و دفاع از عملکردهای آن نه تنها گامی است در جهت اثبات کارآمدی آن بلکه به عنوان پلی مستحکم برای تثبیت ارتباط و مقبولیت مردمی نظام نیز به شمار می رود.
در این میان دفاع از کارآمدی دولت عدالت محور به دلیل احیای مجدد شعارهای انقلاب و نیز تلاش های پیگیر و همه جانبه آن از قبیل سفرهای استانی که بنابر فرموده مقام معظم رهبری در تلاش است تا اثبات نماید که می شود کشور را با الگوی اسلامی و ایرانی اداره کرد نیز از شاخصه های اندیشه اصولگرایی در حال حاضر است. چرا که دولت فعلی توانسته است با حفظ استقلال ملی، منافع حیاتی ملت از قبیل انرژی هسته ای، دفاع از مظلومان، نفی سلطه و سلطه پذیری در عرصه خارجی و اجرای عدالت در داخل که البته فلسفه وجودی نظام اسلامی را تشکیل می دهد و نیز مبارزه با مفاسد اقتصادی و اجتماعی و اشرافی گری های باقیمانده از سال های قبل، موجبات رضایت مردم و رهبری را به نحو پسندیده ای فراهم آورد.
شناخت خودی ها از غیرخودی ها
شاید این بحث قدیمی ترین عنوان را به خود اختصاص دهد. در واقع بحث بر سر این است که به چه کسی می توان گفت خودی و چه کسی را باید غیرخودی نامید. طبیعی است که در مورد خودی می توان گفت کسی است که به نظام و ایران ارادت قلبی و عملی داشته، گوش به فرمان رهبری بوده و به نظام مردم سالاری دینی اعتقاد درونی داشته باشد. اما بحث اینجا است که غیر خودی کیست و چه کسی را باید غیرخودی نامید؟ برای پاسخ به این سوال ذهن ما در ابتدا به دشمنان خارجی معطوف می شود اما واقعیت این است که برخی افراد که خود را «خودی» می نامند عملکردشان صد البته بدتر از غیر خودی ها و بیگانه ها است. انتخابات دهم ریاست جمهوری واقعیت این مدعا را برای همگان به خوبی روشن ساخت. افرادی که حتی قبل از شروع انتخابات دم از تقلب زده و مردم را به اغتشاش در خیابان دعوت می کردند و یا در مواقع حساس از اعلام موضع خودداری کرده و عدم پایبندی عملی خود به ولایت فقیه و قانون اساسی را نشان دادند و نیز کسانی که با اعلام نام امام (ره) علاوه بر عدم قبول درخواست میلیونی مردم در انتخابات، صدمات زیادی را بر نظام تحمیل کرده و حتی در پی براندازی نرم نیز بودند را باید به عنوان غیرخودی نامید.
تلاش در جهت گسترش موج بیداری اسلامی در عرصه خارجی
نهضت بیداری اسلامی یکی از مهمترین دستاوردهای انقلاب اسلامی ایران در عرصه خارجی است. گسترش این اصل از اساسی ترین موانع در مسیر استیلای استکبار جهانی بر مسلمانان است و این امر در ارتباط نزدیک با اندیشه اصولگرایی قرار دارد. اصولگرایی اندیشه ای است مستقل و در تضاد با سلطه بیگانه بر منابع مادی و معنوی دیگران. گسترش ادبیات و فرهنگ بیداری اسلامی یکی از شاخصه های مهم تفکر پاسداری از انقلاب و اسلام است. اندیشه اصولگرایی باید تلاش کند تا اسلام سیاسی مقتدر و با ثباتی را به صحنه مبارزاتی مردم ستمدیده علیه حکام ظلم و استکبار جهانی وارد سازد. بدین منظور پاسداران و اصولگرایان باید به پویایی و نو بودن اندیشه خود توجه جدی مبذول دارند.
بصیرت
فردی که داعیه دار پاسداری از نظام اسلامی و اندیشه اصولگرایی است باید برخی مولفه ها را در خود نهادینه سازد. برخی از این مولفه ها عبارتند از آشنایی کافی با اندیشه سیاسی اسلام، شناخت راه های صحیح در زمان های مختلف و در عرصه های گوناگون، آگاهی از دسته بندی های رایج در کشور و شناخت سمت و میزان علایق فکری و فرهنگی آنها، آگاهی به مسائل و منافع استراتژیک ملی، شناخت کافی راه امام و نیز اندیشه ها و منویات مقام معظم رهبری و... بدیهی است تسلط بر مولفه های مذکور موجبات موفقیت پاسداران در انجام رسالت واقعی خود که همانا تبلیغ و گسترش اسلام ناب محمدی (ص) است را به نحو شایسته ای فراهم خواهد آورد. در غیر این صورت بنابر فرموده رهبر انقلاب «اگر بصیرت نباشد شخص در تشخیص جایگاه خود و موقعیت دشمن اشتباه می کند و همانگونه که متأسفانه در مسائل سیاسی، دینی و اجتماعی بارها اتفاق افتاده است، جبهه خودی را مورد حمله قرار می دهد.»
دفاع از مظلومان و ستمدیدگان جهان
اندیشه اصولگرایی و پاسداری تنها معطوف به تحولات داخلی نیست. در واقع قرار دادن این اندیشه در یک سطح خاص و در داخل یک مرز جغرافیایی معین به مثابه فراهم کردن بسترهای لازم جهت انزوا و انحلال چنین تفکری است. بی توجهی به جنایات رژیم غاصب اسرائیل در داخل خاک فلسطین، بی توجهی به تحولات لبنان، بی توجهی به سرنوشت مردم افغانستان و عراق، بی اعتنایی به کشتار روزافزون کودکان و کهنسالان در کشورهای ستمدیده و اشغال شده توسط بیگانگان، عدم توجه به تحرکات نیروهای بیگانه در کشورهای منطقه خاورمیانه با عنوان جعلی دموکراتیزاسیون و موارد بی شماری از این قبیل، به هیچ وجه در بعد خارجی اندیشه اصولگرایی و پاسداری قابل اغماض نیست چرا که مأموریم تا با گسترش عدالت جهانی ظهور منجی عالم بشریت را فراهم سازیم.
ان شاءالله

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات