صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۵ آذر ۱۳۸۸ - ۰۸:۵۱  ، 
کد خبر : ۱۰۴۵۵۹

دوغ و دوشاب


رضا فاطمی
حسین مرعشی سخنگوی حزب کارگزاران سازندگی در مصاحبه ای با خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا) به تشریح اهداف و ماهیت این حزب پرداخت و گفت: «اگر بخواهیم تعریف روشنی از حزب کارگزاران ارایه کنیم می توانیم بگوییم یک حزب لیبرال دمکرات مسلمان است. ما به آزادی در همه عرصه ها معتقد و پایبند به لیبرالیسم هستیم.»
از سوی دیگر جواد اطاعت رئیس دفتر سیاسی حزب اعتماد ملی در هفدهمین جلسه این حزب گفت: «حزب اعتماد ملی حزبی سوسیال دمکرات است.»
در دوره انتخابات نهم ریاست جمهوری نیز حزب مشارکت با شعار دمکراسی خواهی وارد صحنه انتخابات شد و پس از شکست نیز در ائتلاف با گروه های ملی-مذهبی، نهضت آزادی، دفتر تحکیم وحدت و جنبش مسلمانان مبارز، اقدام به تشکیل جبهه دمکراسی خواهی نمود. اعضای این جبهه اعلام کردند به جمهوری بدون هرگونه قید و شرطی اعتقاد داشته و آن را دنبال می نمایند.
در نقد جبهه دمکراسی خواهی که اساسنامه آن برمبنای مانیفیست جمهوری خواهی اکبر گنجی تنظیم شده، نقد و نظر های فراوانی ارایه شده به گونه ای که نزدیک ترین گروه های سیاسی به حزب مشارکت از جمله سازمان مجاهدین انقلاب نیز به دلیل ماهیت ضددینی آن به ظاهر از پیوستن به آن خودداری ورزیدند.
نقد سخنان رئیس دفتر سیاسی حزب اعتماد ملی را هم به فرصتی دیگرمحول می نماییم البته اگر نظر جناب آقای کروبی با نظر رئیس دفتر سیاسی این حزب مطابقت داشته و ایشان به این نتیجه رسیده باشد که حزب اعتماد ملی باید خط مشی سوسیال دمکراسی پیشه خود نماید.
اما درباره اظهارات سخنگوی حزب کارگزاران سازندگی به نکاتی چند باید اشاره کرد. نخست آنکه اگر جناب مرعشی و هم حزبی هایش هنوز به آرمان های نظام اسلامی و شعارهای بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران معتقدند، در کدام فراز از رهنمودهای ایشان آشتی میان اسلام و طاغوت واستکبار و استضعاف وجود دارد؟ مگر فلسفه تعابیر بلندی چون اسلام ناب محمدی(ص) برای نفی دیدگا های التقاطی و وارداتی نبوده است؟ آیا می توان بین آرمان های متعالی امام و اهداف مکتب فکری تمدن غرب جمع کرد؟ ماهیت این تعارض آن قدر آشکار است که پرچمدار جبهه دوم خرداد یعنی جناب سیدمحمد خاتمی هم در آخرین اظهارات خود که در همایش «حاکمیت قانون اساسی، راهکارها و موانع» ایراد گردید. به صراحت اعلام کرد که مبانی لیبرالیسم تعارض جدی و آشکار با آموزه های تعالی بخش اسلام دارد و اتفاقا در همین اثنی بود که اکبر گنجی که اخیرا مانیفیست سوم جمهوری خواهی خود را منتشر کرده، طی سخنانی در جمع گروهی از دانشجویان گفت: افرادی همانند خاتمی، سروش، کدیور و بسیاری از چپ های مذهبی به درستی گوشزد می کنندکه مبانی لیبرالیسم با تعالیم دین اسلام تعارضاتی جدی و اساسی دارد.»
ای کاش سخنگوی حزب کارگزاران سازندگی در کنار کارهای سیاسی، فرصتی را هم برای غور و تامل در مبانی تعالی بخش اسلام و همچنین تامل در آموزه های تمدن غرب کنار می گذاشتند تا این گونه اسباب شرمندگی لااقل هم قطاران حزبی اش را فراهم نمی آورد. کسانی که کمترین مطالعه ای در مبانی نظری تمدن غرب داشته باشند می دانند که پایه های نظام لیبرالیسم بر انسان محوری، اصالت سود، لذت گرایی، اباحه گری، پلورالیسم معرفتی، سکولاریسم، عقل بسندگی و تجربه در شناخت گذاشته شده است.
در این مکتب بشری، هیچ هدف معقولی مستقل از خواسته های آدمیان وجود ندارد و هدف غایی بشر کسب حداکثر سود از طریق عمل قاعده مند و حسابگرایانه می باشد.
ای کاش جناب سخنگو روشن می کردند که چگونه می توان بین انسان مداری و خدامحوری جمع کرد و هم لیبرال بود و هم پیرو اسلام ناب. چرا باید در دوره ای که حتی نظریه پردازان نظام لیبرال-دمکراسی هم به اضمحلال و پایان عمر آن اعتراف کرده اند، کسانی در داخل کشور همچنان نشخوارهای چندبار جویده شده غرب را همچنان می جوند و رطب و یابس به هم بافته و دوغ و دوشاب در هم می آمیزند؟

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات