صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۵ آذر ۱۳۸۸ - ۰۸:۵۹  ، 
کد خبر : ۱۰۴۵۶۹
صبح صادق در پاسداشت اولین سالگرد انتخابات نهم تاکید می‌کند

تدوین گفتمان سوم تیر


پس از حضور باشکوه و پرشور مردم غیرتمند و هوشیار ایران اسلامی در دو مرحله انتخابات نهم ریاست جمهوری که به صحنه بیعت 58 میلیونی با آرمان های بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران منتهی شد، رهبر معظم انقلاب در تحلیل این حضور هوشمندانه و نتیجه انتخابات فرمودند: «در این انتخابات پرشکوه، شیرین و پرافتخار، مردم نشان دادند که تشنه عدالت و حقیقت و دشمن فساد هستند و همه مسئولان باید با درک خواسته ملت در جهت تحقق آن گام بردارند.»
در آن سوی دیگر، روزنامه آلمانی «تاگس اشپیگل» در تحلیل انتخاب احمدی نژاد نوشت: «مردم ایران با انتخاب احمدی نژاد نشان دادند که در پی هویت حقیقی خود هستند. آنان به کسی رای می دهند که از سخنان او بوی خمینی می آمد. رفتار تاریخی ملت ایران در لحظه های خطرناک و بحران زا، وفاداری آنان را نسبت به آرمان های انقلاب نشان می دهد. انتخابات ایران نشان داد که این کشور از چه قدرت جوشش و مقاومت پایان ناپذیری برخوردار است.»
نتیجه غافلگیرکننده انتخابات ریاست جمهوری در ایران، در حالی رقم خورد که در بازی دومینوی غرب، سقوط زنجیره ای دولت های مخالف غرب در منطقه آسیای میانه و قفقاز با انقلاب های رنگین مخملین و در قالب دمکراسی های رنگین آغاز شده بود و این خوش باوری حتی دامنگیر برجسته ترین سیاستمداران آمریکایی همچون رایس شده بود که یک هفته قبل از برگزاری انتخابات، در جمع ده ها خبرنگار پیش بینی کرده بود که ایران از تیررس تحولات جاری در منطقه در امان نخواهد ماند. وی همچنین به صراحت اعلام کرد: «انتخابات آتی، پیوند میان دمکراسی و لیبرالیسم را محکم تر و عمیق تر خواهد کرد.»
علی رغم خیال پردازی های رایس، نتیجه انتخابات نهم ریاست جمهوری در ایران، تیر خلاص بر پیکره اصلاحات آمریکایی و پروژه استحاله و فروپاشی از درون بود. مروری بر طرح های تجدیدنظرطلبان در سال های گذشته که با هدف فروپاشی و براندازی نظام اسلامی تدارک دیده شده بود، همچون پروژه های عبور از حاکمیت، تئوریزه کردن نافرمانی مدنی، ساختارشکنی از نظام حقوقی، حاکمیت دوگانه، بحران کارآمدی و مشروعیت، باج خواهی و مداخله قدرت های بیگانه و رفراندوم اصلاح طلبی و تجدیدنظرطلبی، با حضور 58 میلیونی مردم در پای صندوق های رای و انتخاب کاندیدایی که اسلامی ترین، انقلابی ترین و آرمان گرایانه ترین شعارهای انتخاباتی را مطرح کرده بود، به مرگی زودرس منتهی گردیده و مقامات غربی که در دهه گذشته تمام توش و توان خود را معطوف هواخواهان لیبرالیسم و گروه های تجدیدنظرطلب در داخل و خارج کشور نموده بودند، در انتخابات نهم وزن و سهم خود را به خوبی متوجه شدند. از این روی تونی بلر با عصبانیت هرچه تمام مسئولان وزارتخانه و سفارت انگلیس در تهران را به مواخذه کشید و گفت: «اطلاعات غلط شما ما را به گمراهی کشاند. در حالی که شما از وعده پیروزی اصلاح طلبان سخن می گفتید، مردم ایران به فردی رای دادند که کابوس برنامه های غرب خواهد بود.»
همچنین «فرد هالیدی» از نظریه پردازان و تحلیلگران برجسته غرب، در تحلیل نتیجه انتخابات نهم که در سایت اینترنتی «دمکراسی باز» منتشر گردید، اظهار داشت: «انتخابات ایران جهان را مانند وقوع انقلاب ایران غافلگیر کرد. پیروزی محمود احمدی نژاد کاندیدای اصولگرا، در عین غافلگیری و دراماتیک بودن، از پتانسیل خطر نیز برخوردار است.پیروزی یک سیاستمدار اسلامگرا و مردمی، تحلیلگران را به تعجب واداشته است.
در واقع پیروزی احمدی نژاد با آرای 18 میلیونی مردم، مقیاس تفکر قشر عمده ای از مردم ایران را نشان می دهد که جهان خارج نباید از آن غافل بماند. نتیجه انتخابات ایران نشان داد که ایران همچنان کشوری انقلابی، اسلامگرا و قدرتمند با نیروهای مردمی است و مانند بسیاری دیگر از انقلاب ها، پس از ربع قرن حرکت، خود را نه در فاز «اصلاحات» - به معنای تجدیدنظرطلبی- بلکه در شرایط غیرمتعارف و برخلاف روند جهانی شدن طی می نماید. عدالت طلبی، ستیزه جویی با قدرت های حاکم و صدور آرمان های انقلاب اسلامی، پیام رای مردم در انتخابات نهم بود. در یک چشم انداز وسیع تر، نتیجه انتخابات ایران نشان داد که این کشور هیچ اعتنایی به رفتارهای سازمان یافته در دنیای امروز ندارد. محمود احمدی نژاد پیروزی اش را مدیون تفکر عمومی است. تفکری که خواهان حل مشکلات اقتصادی، ادامه مرام های بلندپروازانه اتمی و پایبندی به ارزش های اسلامی است.»
انقلاب در مسیر واقعی
اما در سالگرد انتخابات سوم تیر، بنا نداریم که به روال معمول و سنت مألوف، به بررسی عملکرد یک ساله دولت بپردازیم چرا که عملکرد یک ساله دولت احمدی نژاد با تمامی موفقیت هایی که در صحنه سیاستگذاری و اجرا داشته، نمی تواند به گونه ای باشد که دنیای غرب را با چالش جدی و اساسی مواجه نموده باشد. به نظر می رسد در تحلیل چرایی هراس غرب از انتخاب سوم تیر باید به رویکرد جدید مردم که نقطه عطفی در تصحیحی مسیر انقلاب و آغاز تحولات بنیادین در نظام اسلامی می باشد، توجه اصلی را معطوف داشت و تبیین نمود که چرا مقام معظم رهبری در فرازی عمیق و در عین حال تکان دهنده می فرمایند: «با روی کار آمدن دولت نهم، انقلاب در مسیر واقعی خود قرار گرفت.»
به اعتقاد بسیاری تحلیل گران، روی کارآمدن دولتی که گفتمان آن از جنس گفتمان امام خمینی(ره) و ریشه در اسلام ناب محمدی(ص) دارد، آغاز عصر جدید در مسیر انقلاب اسلامی خواهد بود، مسیری که با ورود گفتمان های کاذب و جعلی همچون محوریت توسعه اقتصادی و یا اصالت توسعه سیاسی، دچار فراز و فرود های خطرناک و ریل گذاری های انحرافی شده بود.
دکتر احمدی نژاد در یکی از حساس ترین سخنرانی های انتخاباتی خود در مسجد امام حسن عسکری(ع) قم، ایده تشکیل دولت اسلامی را مطرح کرد و گفت: «ما از مرحله مشق و تمرین عبور کرده ایم و باید خود را آماده خیز نهایی نماییم. باید حرکت جدی و پرشتاب خود را به سمت نقطه نهایی یعنی تشکیل دولت و تمدن اسلامی آغاز نماییم. مهندسی دولت اسلامی توسط رهبر معظم انقلاب صورت گرفته و وصول به آرمان شهر اسلامی باید در دستور کار همه دولتمردان قرار گیرد. ما از مرحله ایجاد انقلاب اسلامی و تاسیس نظام اسلامی عبور کرده و اینک وارد تشکیل دولت اسلامی شده ایم. گام بلند بعدی ایجاد کشور اسلامی و تمدن اسلامی و دنیای اسلام خواهد بود.»
دکتر احمدی نژاد سپس با وام گیری از رهنمودهای صریح و روشن رهبر معظم انقلاب به ویژگی های کارگزاران دولت اسلامی اشاره کرد و گفت: «در دولت اسلامی، کارگزاران آن نباید مجذوب نسخه های وارداتی شوند، آن هم نسخه های غلط از آب درآمده و رسوا شده ای همچون لیبرال-دمکراسی.
یکی از مهمترین موانع پیشرفت کشور آن است که مسئولان در شناخت مشکلات اساسی مردم دچار اشتباه شوند و خواسته های مردم را درست نفهمند. خطر خسته شدن، راحت طلبی، میل به سازش و چسبیدن به منافع نقد را جدی بگیریم. مسئولان اسلامی نباید در رفتار و عمل خودشان، مسرفانه و متجملانه زندگی کنند و بالاتر از آن، نباید طوری زندگی کنند که روش اسراف آمیز و تجمل آمیز را به یک فرهنگ تبدیل کنند. باید مواظب باشیم اسیر چرب و شیرین دنیا نشویم. مردمی بودن، چیزی بالاتر از انتخاب شدن به وسیله مردم است. بعضی ها ممکن است در یک نظام دمکراتیک، به شکل دمکراتیک هم انتخاب بشوند، اما با مردم رابطه ای نداشته باشند، اینها مردمی نیستند.»
این گفتمان اصیل احمدی نژاد باعث گردید تا ساعاتی بعد، خبرگزاری های خارجی بر روی خروجی هایشان اعلام نمایند که مردم قم امروز بر گرد کاندیدایی پروانه وار چرخیدند که از او بوی خمینی استشمام می شد. سپس در هفتم تیر ماه سال 48، روزنامه آمریکایی «نیویورک تایمز» در تحلیلی با عنوان «آرزوهای بربادرفته»، ترجمان انتخاب احمدی نژاد را عدالت خواهی و مساوات طلبی مردم ایران دانست و افزود: «مردم ایران نشان دادند که تحت تاثیر احزاب و گفتمان هایی چون دمکراسی خواهی و اصلاح طلبی بر سر صندوق های رای حاضر نشده اند.
آنان خواهان ایرانی مقتدر، پیشرفته و توسعه یافته هستند. الگوی ایران اسلامی که احمدی نژاد می خواهد آن را دنبال نماید، به یقین رقیبی جدی و خطرناک برای الگوی لیبرال-دمکراسی غرب در سال های آینده خواهد بود.»
یک سال پس از حماسه
بر این اساس به نظر می رسد، یکی از جدی ترین نیازهای دولت نهم، انتخاب شعاری محوری و گفتمانی اختصاصی است که بر مبنای آن تمامی سازوکارهای برنامه ای و اجرایی کشور شکل گیرد. این گفتمان باید به گونه ای طراحی و ارایه شود که علاوه بر آنکه عصاره پیام رای مردم در سوم تیر می باشد، جهت حرکت دولت را نیز به سمت مقصد نهایی مشخص سازد. شعارهایی همچون «ما می توانیم»، «مهرورزی»، «خدمت بی منت به خلق»، «توسعه عدالت محور» و «عدالت طلبی» از جمله شعارهایی هستند که در برهه های مختلف توسط دکتر احمدی نژاد و تیم همراه وی مطرح گردیده اند اما هیچگاه به عنوان یک «منطق فکری» و «گفتمان تبلیغی» مطرح نشده اند. امروزه در حالی یکسال از حماسه سوم تیر می گذرد که متاسفانه در بسیاری از محافل سیاسی، فرهنگی و اقتصادی بیرق شعارهای دوم خرداد را برافراشته می بینیم و این نه به دلیل استحکام، مقبولیت و مانایی آن بلکه به جهت کم کاری و غفلت اصولگرایان از طراحی گفتمانی است که بنیان های فکری آنان را مشخص نموده و سنگ محکمی برای صحت و سقم برنامه ها و سیاستگذاری های آنان می باشد.
بدون هرگونه اغماض و پرده پوشی باید اعتراف کرد که پس از شکست سنگین جبهه تجدیدنظرطلبی و رویگردانی قاطبه مردم از آنان، هنوز هم سیطره و آثار گفتمان فکری آنان بر کرسی های نظری کشور مشاهده می شود و به غلط یا درست که در این مقام درصدد قضاوت آن نیستیم، بسیاری احساس می کنند که اگر بحر عمیقی از تفکر و تعمق را بخواهند در آن غواصی نمایند باید به دامان مشرب های فکری تجدیدنظرطلبان بروند. چرا پس از گذشت یک سال از آن حماسه پرشور و پرشکوه ملی، عاجز از تولید گفتمان غالب در سطح رسانه های تبلیغی و محافل سیاسی، فرهنگی و اقتصادی کشور بوده ایم.
پس از انتخابات دوم خرداد سال 76 که مقام معظم رهبری در توصیف حضور پرشکوه مردم از آن به عنوان صحنه بیعت مجدد مردم با نظام اسلامی نام بردند، تجدیدنظرطلبانی فرصت طلب آن چنان بر آرای مردم چنگ انداخته و سوار بر امواج مطالبات بر حق مردم شدند که از آن بیعت تاریخی به عنوان خاکریزی برای طرح شعارهای ساختارشکنانه بهره ها بردند و خزف ها را در قالب گوهرها عرضه کردند. حرکت پرشتاب و فراگیر تجدیدنظرطلبان به گونه ای بود که در فرصتی کوتاه، فضای روانی جامعه را به تسخیر خود درآورده و با پوستین میش به قلع و قمع ارزش ها و آرمان هایی پرداختند که ریشه در اخلاق، دین، ملیت و آداب و رسوم مردمی بافرهنگ و نجیب داشت.
بازیگردانان و بازیگران این بازی شوم آن قدر مست پیروزی بودندکه پس از مدت کوتاهی، شعار عبور از پرچمدار جبهه دوم خرداد را دادند و از آنجا که خاتمی را فردی متدین و پایبند به نظام اسلامی می دیدند، تاریخ مصرف آن را پایان یافته اعلام کردند. عقبه تبلیغی و رسانه ای تجدیدنظرطلبان به گونه ای بود که هر روز گفتمانی جدید و مطالبه ای کاذب را به سلسله های عصبی جامعه تزریق می کردند و هر صدای مخالفی را با هجمه ای ناجوانمردانه و رفتاری ماکیاول گونه به زیر می کشیدند. این گروه فرصت طلب که استاد بهره گیری از فرصت ها بودند، هشت سال بر عالی ترین مناصب اجرایی کشور تکیه زدند و بر گرده خلق سوار شدند چرا که ید طولایی در اغواگری و گفتمان سازی و مطالبه گری های پوچ و خیالی داشتند و هنوز هم با کمال بی شرمی از مردم سخن می گویند.
امروز همان فردایی است که دیروز چشم نگرانش بودیم. بیاییم چاره ای بیندیشیم که دیگر چشمان ما نگران فردا نباشد. مردم نباید از حماسه سوم تیر، گیاه خودرویی را تصور نمایند که عمری چند ماهه و حتی چند ساله دارد. سوم تیر گشایش افقی جدید فراروی انقلاب اسلامی است. نسیمی است که در این ملک خدایی وزیدن گرفته و باران رحمتی که باریدن آغاز کرده است. سنگ محکمی است که بر تن کوچک و بزرگ خورده تا بیش از پیش صیقل خورده و آزموده تر شویم. سوم تیر آمد تا نشان دهد چه کسانی در بند حقند و کدام ها به هزار و یک تعلق پای بندند. و اینک در اولین سالگرد آن حادثه بزرگ و شیرین، دل نگران آینده ای هستیم که قرار است میدان آزمایش وارثان واقعی خمینی کبیر باشد. یکی باید ما را به هوش آورد. باید کمتر سخن بگوییم و بیشتر بیندیشیم. امروزه بیش از هر برهه دیگر نیازمند تشکیل اتاق های فکر و گردهم آمدن نخبگان هستیم. باید تولید فکر و گفتمان کرد. هم نیازمند اتاق فکرهای مستقل، مقتدر و توانا هستیم و هم مسئولان اجرایی پرنشاط، آرمانخواه و عدالت محور.
بزرگترین پیام سوم تیر آن بود که مردم تشنه عدالت و دشمن فساد هستند. معمار واقعی آن حادثه بزرگ عزیزی است که در دوران موج سواری تجدیدنظرطلبان، اصلاحات را به معنای مبارزه مستمر بافقر، فساد و تبعیض معنا کرد و در برهه های مختلف فرمود: «عدالت اجتماعی بدین معنی است که فاصله ژرف میان طبقات و برخورداری های نابحق و محرومیت ها از میان برود و مستضعفان و پابرهنگان که همواره مطمئن ترین و وفادارترین مدافعان انقلابند، احساس و مشاهده کنند که به سمت رفع محرومیت، حرکت جدی و صادقانه انجام می گیرد. در نظام اسلامی، عدالت مبنای همه تصمیم گیری های اجرایی است. دفاع از قشرهای محروم که صاحبان اصلی انقلابند باید در راس همه برنامه ریزی های کشور و محور کلید تحرکات اقتصادی در بخش های مختلف آن باشد و صحت هر سیاست و برنامه اقتصادی، با چگونگی و اندازه پیشرفت در این هدف، در کوتاه مدت یا بلندمدت، سنجیده شود. در جمهوری اسلامی، عدل یک پیام شخصی نیست بلکه یک نظام اجتماعی است. عدل معنایش این است که باید جامعه قائم به قسط باشد. اگر ما ایران را مثل کشورهای برخوردار، مادی ساختیم اما از عدالت خبری نبود، این هیچ ارزشی ندارد. پیامبران که آمدند برای اقامه عدل و قسط آمدند. بشریت که با عطش تمام منتظر امام زمان(عج) است و می خواهد مهدی موعود بیاید و چشم انتظار آن حضرت است، برای این است که او بیاید تا دنیا را از عدل و داد پر کند. ما باید گام چهارم انقلاب را که گام نوسازی و تحول معنوی و اخلاقی است، برداریم چرا که ما بدون یک تحول اخلاقی عمیق و گسترده، نخواهیم توانست عدالت اجتماعی را آن طور که مورد نظر اسلام است، انجام دهیم.»
نخبگان فکری ما بدانند که مسیر، هدف و توشه راه سال ها پیش از این، توسط قافله سالار انقلاب ترسیم و تدوین یافته است و اینک ماییم و وظیفه ای سنگین که هیچ جای کم فروشی وغفلت نیست. آنها که کم فروشی کردند خداوند به دست خلق، قدرت و برکت را از آنان بازستاند. باید صادقانه با او معامله کرد و از سرزنش ها نهراسید. وظیفه ما این است که حرکت خود را که از جوهره ایمان به او نشات گرفته ادامه دهیم و او هم برای خود وظیفه ای مقرر داشته که فرمود: «ان الله یدافع عن الذین آمنوا» پیروزی هر چه بزرگتر باشد، مسئولیت حفظ و صیانت از آن بزرگتر و دشوارتر است. باید عصاره حماسه سوم تیر را هر چه سریع تر تبدیل به گفتمانی فراگیر و مسلط نماییم تا چراغ راه حال و آینده باشد. اگر پیام سوم تیر به درستی درک و منتقل شود، آن وقت گرمای حضور مردم را برای همیشه در کنار خویش احساس خواهیم کرد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات