سیامک باقری
در نشست اخیر شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی علی رغم فشارهای آمریکا اعضای این شورا حاضر نشدند در راستای خواست گروه غربی بیانیه ای علیه ایران صادر نمایند. با توجه به چنین رخدادی چشم انداز هسته ای ایران چگونه ارزیابی می شود؟ تردیدی نیست که عوامل مختلفی در وضعیت آتی مسئله هسته ای ایران نقش دارد که مهمترین آنها را می توان در سه دسته قرار داد. بازیگران هسته ای، شرایط منطقه ای و بین المللی و دیپلماسی هسته ای ایران.
1-بازیگران هستهای
بررسی شرایط هر یک از بازیگران میدان بازی هسته ای ایران به خوبی می تواند چشم انداز آتی و موقعیت دیپلماسی هسته ای ایران را مشخص نماید در یک تقسیم بندی بازیگران هسته ای به جهت موقعیت و توان تاثیرگذاری به دو دسته طبقه می شوند: بازیگران اصلی و بازیگران حاشیه ای.
بازیگران اصلی همان 1+5 را شامل می شوند اما سایر گروه های تاثیرگذار در زمره بازیگران حاشیه ای هستند. شرایط حاکم بر دسته اول افق مطلوبی را پیش روی ما نشان می دهد. آمریکایی ها که تا قبل دارای« انسجام راهبردی» و «وحدت ملی» در قبال برنامه هسته ای ایران داشتند در شرایط جدید شدیدا دچار «شکاف و تزلزل» در تصمیم گیری و «ضعف در هژمونی» شده اند. این وضعیت در جامعه سیاسی آمریکا اکنون در سه سطح دولتمردان، کارشناسان و رسانه ها قابل مشاهده است و اختلاف آنها را می توان در سه محور ملاحظه کرد در میان تصمیم گیران و تصمیم سازان آمریکا به شدت اختلاف است که آیا برای حل مسئله هسته ای ایران وارد مذاکره شوند (مستقیم یا غیرمستقیم) یا برنامه عملیاتی خشن داشته باشند. اگرچه این مسئله تا قبل بسیار ضعیف وجود داشت لکن اکنون طرفداران مذاکره به طور فزاینده ای افزایش یافته توازن دیدگاه موصوف به طور فاحش بهم خورده است. محور دوم اختلاف بر سر ارایه امتیاز به ایران است برخی معتقد به امتیاز توام با مکانیزم تنبیهی اما عده ای بر این باورند که تنبیه امتحان خودش را پس داده و باید تشویق بدون تنبیه را دنبال کرد. دسته سوم اختلافات به غنی سازی در داخل ایران مربوط می شود در حال حاضر عده زیادی از آمریکایی ها در سطوح مختلف بر این اعتقادند که باید غنی سازی محدودی برای ایرانیان به رسمیت شناخت چنانکه آرمیتاژ معاون وزیر خارجه پاول تصریح دارد که بسته بندی جدید به ایران اجازه داشتن غنی سازی اورانیوم در سطح پایین را می دهد. به موازات اختلافات و شکاف های فوق، بررسی سیاست های اتخاذ شده آمریکا در قبال مسئله هسته ای ایران نشان می دهد که افق رفتاری آمریکا با ضعف هژمونیک همراه است به عنوان نمونه کاخ سفید سرمایه گذاری زیادی به خرج داد تا جنبش غیرمتعهدها چه در نشست دو هفته قبل در کوالالامپور مالزی و چه در شورای حکام آژانس بیانیه ای به نفع ایران ندهد اما موفق نشد. در همین راستا مقامات آمریکا تلاش کردند سازمان شانگهای ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران را در نشست سالانه اش دعوت به عمل نیاورد اما این موضوع نیز مورد بی اعتنایی قرار گرفت. علیه روس ها و چینی ها در روزهای اخیر یک سری تحریم های جدید توسط کنگره آمریکا وضع شد با این حال این مکانیزم نیز تاثیرگذار در رفتار این دو کشور نبود. سفرهای متعدد و فشرده آمریکا در منطقه خاورمیانه نتوانست سیاست هایشان را حتی به اندازه یک میلیمتر جلو ببرد...
انگلیس و فرانسه نیز دو بازیگر اصلی دیگر این ماجرا که مدتی است در چارچوب سناریوی آمریکا به طور کامل عمل می کنند متاثر از چندگانگی در تصمیم گیری آمریکا شده اند و به تبع ضعف و ناکارآمدی سیاست کاخ سفید ابتکار عملی از خود ندارند و اکنون تاحدودی می توان گفت که بین مرز روش روسی یا روش آمریکایی قرار گرفته اند. اما آلمانی ها علی رغم سیاست های اعلامی خود مبنی بر همراه با «گروه غربی» اما در سیاست های اعمالی آن مشاهده می شود که متفاوت با گروه غربی می اندیشند آلمانی ها در فرایند مسئله هسته ای ایران به این نتیجه رسیدند که تنها راه حل راه دیپلماتیک و بهترین راه دیپلماتیک ارایه امتیازات بزرگ بدون اعمال فشار و مهمترین امتیاز به رسمیت شناختن غنی سازی محدود برای ایران است.
سیاست های روسیه و چین در شرایط حاضر بسیار با رویکردهای گروه غربی فاصله گرفته است و نسبت به مسئله هسته ای ایران به دیدگاه های جمهوری اسلامی بسیار نزدیک تر شده اند. خانم البرایت در مصاحبه ای با مجله اشپیگل تحلیل کرد که «اکنون مسئله میان یک برنامه غنی سازی تحقیقاتی و یا برنامه غنی سازی صنعتی است اروپایی ها حاضرند برنامه تحقیقاتی را بپذیرند و روس ها حتی حاضرند برنامه صنعتی را بپذیرند.»
در کنار بازیگران اصلی، نگاه بازیگران حاشیه ای برنامه هسته ای ایران نیز افق روشنی را نشان می دهد. در این راستا مواضع برخی از شخصیت ها و کشورهای اتحادیه اروپایی قابل توجه است. اسپانیا در سفر متکی به این کشور از برنامه هسته ای ایران حمایت بعمل آورد ایتالیایی ها تصریح کردند که نظر آنها به روسیه نزدیک تر است و سولانا در جمع اسپانیایی ها تاکید کرد با ایرانی ها نمی توان با زبان زور سخن گفت. در حال حاضر، غیرمتعهدها، کشورهای منطقه، اعضای نهم و گروه77 شورای حکام آژانس و... حق مشروع ایران درخصوص غنی سازی را تایید و تاکید دارند.
2-شرایط گفتمانی
یکی از مسائل قابل توجه در وضعیت کنونی هسته ای ایران شرایط جدید گفتمانی حاکم بر این موضوع است. در درجه اول گفتمانی را که گروه غربی تحت عنوان «جامعه بین المللی» سعی در جا انداختن با بیانیه 116 عضو جنبش غیرمتعهد، موضع اتحادیه عرب، کنفرانس اسلامی و... کاملا بی اعتبار شده است. نکته دوم اینکه شرایط گفتمانی جهانی به این سمت رفته است که باید حقوق ایران پیرامون غنی سازی در خاک خودش به رسمیت شناخته شود.
سومین نکته این است که حمله نظامی و اعمال فشارهای اقتصادی نه قادر و نه موثر در حل مسئله هسته ای ایران است و تنها راه حل و فصل موضوع، راه دیپلماتیک می باشد.
3-دیپلماسی هستهای
تحرک دیپلماسی ایران از یک سو و انسجام داخلی از سوی دیگر و پارامتر بسیار مهم در پیشبرد منافع هسته ای می باشند و در شرایط کنونی توانست نتیجه بخش باشد. همین که جمهوری اسلامی در چند جبهه (همسایگان، منطقه، روسیه و چین اعضای غیرمتعهد، اعضای شورای حکام و جبهه اروپایی، سازمان های منطقه ای و فرامنطقه ای) در حال رایزنی و هدایت سیاست هسته ای ایران می باشد. بیانگر عزم جدی و متحرک هوشمندانه در حفظ دستاوردهای هسته ای است. درخصوص انسجام داخلی نیز باید گفت در اوج ظرفیت خود قرار دارد و مهمترین محور در این خصوص غرور ملی است به نحوی که همه بازیگران مخالف برنامه هسته ای ایران از آن به عنوان شاخص ترین و مهمترین عامل بازدارنده فشارها و تداوم دهنده اهداف هسته ای ایران یاد می کنند که آخرین مورد آن تحلیل کنت پولاک تحلیل گر معروف موسسه بروکینگز است. وی گفت ایرانیان خود را وارثان یک تمدن 2500 ساله می دانند عامل بزرگی که می تواند به غرور انقلاب اسلامی بیفزاید و این غرور محرک دیگر برای این کشور است تا برنامه های هسته ای خود را ادامه دهد.»