صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۹ تير ۱۳۸۶ - ۱۲:۳۸  ، 
کد خبر : ۱۰۴۵۹

بازى بزرگ در آن سوى خزر/رژیس ژانته


 ترجمه : مهین صمدى

« بازى بزرگ » اینک به اوج هیجان خود رسیده است.این بار، برد آن در گرو نفت و گاز است.اما تقاضا براى دریافت مواد سوختى، به خودى خود توضیحى بر نبردى نیست که قدرت هاى بزرگ به آن تن داده اند تا بر معادن جمهورى هاى پیشین شوروى در آسیاى میانه و قفقاز دست اندازند؛ جمهورى هایى که با فروپاشى اتحاد جماهیر شوروى در سال ۱۹۹۱ از حیطه تصرف مسکو بیرون آمدند. بدین گونه طلاى سیاه و طلاى خاکسترى، همچون ابزار کارزار جلوه مى کنند که به قصد کسب نفوذ براى کنترل مرکز دو قاره به هم پیوسته اروپا و آسیا درگرفته است.با پادر میانى شرکت هاى عمده نفتى* لوله هاى نفت همانند طناب هاى درازى است که به قدرت هاى بزرگ امکان داده ۸ کشور تازه استقلال یافته منطقه را به بندر گاه ژئواستراتژیک خود وصل کنند.

«بازى بزرگ» اصطلاحى که در قرن ۱۹ با رمان کیم نوشته «رودیاردکیپلینگ » سر زبان ها افتاد.آن روز این واژه به پیکار قدرت هاى بزرگ براى یافتن نفوذ اطلاق مى شد که بسیارى از جنبه هاى آن به آنچه در دنیاى امروز مى گذرد شبیه بود .داوبازى در آن زمان سرزمین هایى بود که هند خوانده مى شد و روسیه تزارى بدان چشم طمع دوخته بود.

نبرد بر سر گوهر تاج و تخت آن روز بریتانیا، یک قرن به درازا انجامید و در سال ۱۹۰۷ هنگامى پایان یافت که لندن و سن پترزبورگ با ایجاد سپر حائلى میان خود - یعنى افغانستان - بر سر تقسیم مناطق نفوذ به توافق رسیدند. این توافق تا سال ۱۹۹۱ بر پا بود.

مراد بیک ایمانعلى اف دیپلمات پیشین قرقیز (و پیش از آن دیپلمات شوروى) که مدیر مؤسسه سیاست دولتى در بیشکک (قرقیزستان) است، شرح مى دهد که «اگر امروز روش ها و اندیشه هایى که به نام آنها قدرت ها دست به کار مى شوند، دگرگون شده و اگر بازیگران همان بازیگران پیشین نباشند، هدف غایى همچنان پابرجاست.مسأله بر سر استعمار آسیاى مرکزى به این یا آن شیوه است تا یکى نفوذ دیگرى را خنثى کند. درست است که آنها جویاى گاز و نفت براى منافع خویش هستند اما آن را چون وسیله اعمال نفوذ خود نیز مى بینند.»

از زمان سقوط اتحاد جماهیر شوروى، کشور هاى تازه استقلال یافته، نفت را وسیله اى براى تأمین بودجه و تقویت استقلال خویش در برابر مسکو یافته اند.شرکت آمریکایى شورون در پایان دهه ۱۹۷۰ به ذخیره هاى نفت تنگیز ،یکى از بزرگ ترین معادن جهان که در غرب قزاقستان قرار دارد چشم دوخته بودند.در سال ۱۹۹۳ این شرکت ۵۰ درصد آن را به دست آورد.

در کناره دیگر دریاى خزر «حیدر على اف » رئیس جمهورى آذربایجان در سال ۱۹۹۲ « قرارداد قرن » را با شرکت هاى نفتى بیگانه براى بهره بردارى از میدان نفتى «گونشلى - چراغ- آذرى» امضا کرد.

این در حالى بود که خشم روسیه فروکش نمى کرد چرا که نفت دریاى خزر را از چنگ وى به در آورده بودند.مسکو در مخالفت با باکو ، زمانى مسأله نبود وضعیت حقوقى خزر را پیش کشید که کسى نمى داند که آیا این حوزه دریاچه است و یا دریا.مسکو امیدوار بود که اوضاع با على اف بهتر پیش رود تا با سلف وى ابوالفضل ایلچى بیگ - نخستین رئیس جمهورى آذربایجان استقلال یافته که ملى گرایى ضد روس بود و در سال ۱۹۹۳ چند روز پیش از آن که قراردادهاى مهمى را با کمپانى هاى عمده «آنگلوساکسون » امضا کند با کودتایى سرنگون شد -.على اف افسر پیشین کا گ ب و عضو پیشین دفتر سیاسى (پولیت بورو ) که پیچ و مهره هاى نظام شوروى را با باریک بینى مى شناخت، پنهانى مذاکراتى را با شرکت هاى نفتى روسى آغاز کرده بود تا زمینه مناسبى براى همکارى با مسکو بیابد. در نتیجه لوک اویل روسیه، ۱۰ درصد کنسرسیوم گونشلى - چراغ- آذرى را بدست آورد .

شرق و غرب ربودن معادن ناحیه از چنگ یکدیگر را آغاز کردند .در سال هاى دهه ۱۹۹۰ ایالات متحده براى توجیه رخنه خویش در حوزه خزر، برآورد میزان ذخیره هاى مواد سوختى را که این دریا در خود جاى داده است، بیش از آن چه بود وانمود ساخت و از ۲۴۳ میلیارد بشکه نفت سخن به میان آورد، یعنى اندکى کمتر از حجم منابع عربستان سعودى.

امروز برآورد مى شود که ذخیره هاى نفتى این دریاچه، ۵۰ میلیارد بشکه و ذخیره هاى گازى آن ۹ هزار میلیارد متر مکعب است، یعنى میزانى برابر ۴درصد تا ۵درصد از ذخیره هاى جهان.

به قول استیو لوین روزنامه نگار آمریکایى که این مسائل را از آغاز دهه ۱۹۹۰ پیگیرى کرده، اگر ایالات متحده به چنین لاف بزرگى دست یابد از آن رو بود که مى خواست که به هر قیمتى شده خط لوله باکو - تفلیس - جیهان را بسازد.براى تحقق چنین هدفى دست به هر کارى زد... مسأله آمریکا آن بود که جلو توسعه نفوذ شوروى را بگیرد یا آن را دشوارتر سازد. نمى دانم تا چه اندازه مى دانستند که مبالغه مى کنند.

زمانه اى که با حضور نظامى آمریکا و زنجیره اى از انقلابات رنگین زیر و رو شده است، مسکو جناح هاى مدافع خود را تقویت مى کند:

این بازى نفوذ دور برداشته است.به دنبال سوء قصد هاى ۱۱ سپتامبر و براى حمایت از « جنگ بر ضد تروریسم » در افغانستان، نظامیان آمریکایى به سرزمین هاى اتحاد شوروى پیشین گام نهاده اند.واشنگتن با رضایت روسیه اى تضعیف شده، پایگاه هایى را در قرقیزستان و ازبکستان بر پا کرده و قول داده بود که به مجرد آن که به اصطلاح خطر اسلامى ریشه کن شود، از این پایگاه ها بیرون رود.لوتز کلومن خبرنگار پیشین جنگ عقیده دارد که بوش از این اردو کشى عظیم در آسیاى مرکزى بهره جسته است تا کار پیروزى بر ضد روسیه در جنگ سرد را تمام کند، جلوى نفوذ چین را بگیرد و گره کورى در کار ایرانى ها افکند.

واشنگتن همچنین نقش سرنوشت سازى را در «انقلاب هاى رنگین » گرجستان (۲۰۰۳)، اوکراین (۲۰۰۴) و قرقیزستان (۲۰۰۵) بازى کرده که هرکدام ناکامى و شکست سهمگینى براى مسکو به بار آورده است. برخى از حکومت هاى فردگراى منطقه که از واژگونى پیاپى حکومت ها به هراس افتاده بودند از ایالات متحده روى گرداندند و خود را به روسیه و چین نزدیک ساختند.به تدریج از زمانى که پکن خود را وارد امور آسیاى مرکزى کرد و اروپا در پى جنگ گاز میان روسیه و اوکراین در ژانویه ۲۰۰۶ طرح هاى دست اندازى خود به « طلاى خاکسترى » دریاى خزر را شتاب بخشید، در واقع بازى پیچیده تر شده است.نفت، امنیت، جنگ نفوذ و نبرد عقیدتى، باید در همه این زمینه ها قمار کرد تا بتوان از معرکه « بازى بزرگ » سر به سلامت در برد.

در این زور آزمایى، روسیه در آغاز برترى قاطع داشت. در سال ۱۹۹۱ همه خطوط لوله اى که به کشور هاى تازه استقلال یافته امکان انتقال مواد سوختى مى داد در اختیار مسکو بود.اما کارگزاران دستگاه حزب که تازه رئیس جمهورى شده بودند مى کوشیدند که تنها به روسیه اتکا نکنند. از زمان سقوط اتحاد جماهیر شوروى نیم دو جینى از خطوط لوله اى که کشیده شده است، از سرزمین برادر بزرگ نمى گذرند.مسکو بدین سان سیطره سیاسى و اقتصادى خود را از دست داده است.

نمونه ترکمنستان نمایانگر روابط روسیه با تیول هاى پیشین خود است.از ۵۰ میلیارد متر مکعب گازى که این کشور در سال ۲۰۰۶ بهره بردارى کرده، ۴۰ متر مکعب آن را به مسکو فروخته است، زیرا گزینه دیگرى نداشته است.

به نظر « آرکادى دوبنوف » روزنامه نگار روسى: روسیه مى خواهد به ترکمن ها نشان دهد که حاضر است براى آنها کار هاى زیادى بکند.مسکو امیدوار است که بتواند رهبران این کشور را از همکارى با چینى ها و غربى ها منصرف سازد. این کارشناس جامعه کشور هاى مستقل، نتیجه مى گیرد «پیکارى که روس ها باید بر ضد ترکمنستان پیش ببرند ثابت مى کند که دیگر روسیه از توانایى مطلق در جمهورى هاى پیشین شوروى سخت دور افتاده و اکنون عملگرایى اقتصادى پوتین و اطرافیان وى است که بر دیگر گزینه ها مى چربد.» همان عملگرایى که بازده هم دارد. پوتین در جریان بازدید یک هفته اى از آسیاى مرکزى در تاریخ ۱۲ مه گذشته با همتایان ترکمن و قزاق خود، توافق نامه اى را براى احیاى خط لوله گازى کاک-۴ و کشیدن خط لوله دیگرى به قصد رساندن گاز ترکمنستان به روسیه امضا کرد.رئیس جمهورى روسیه به اضطرار به سرزمین ترکمن باشى سفر کرد تا این توافقنامه را درست هنگامى به چنگ آورد که رقیبان وى همزمان کنفرانس سرانى در «کرکووى» در لهستان ترتیب داده بودند که شمارى از کشور هاى واقع در کناره روسیه امیدوار بودند بتوانند در طول آن طرح هاى ایجاد خط لوله هاى معارضى را به راه اندازند.رئیس جمهورى قزاقستان حتى ناچار شد براى استقبال از آقاى پوتین از رفتن به آن جا چشم پوشى کند .

چگونه کرملین توانست به اهداف خود دست یابد ؟ چنین مى نماید که روسیه حجت هایى در دست داشته باشد که هنوز و بى تردید وى را در جمع قدرت هاى بزرگ در مقام تواناترین قدرت در آسیاى مرکزى باقى گذارد.ناچار جاى آن است که پکن و بروکسل درباره طرح هایى براى تأمین نیازهاى گازى خود از آسیاى مرکزى نگران باشند.

مى توان به روش روسیه ایراد گرفت که اغلب خشن است.اروپائیان بحران گاز میان مسکو و کى یف در سال ۲۰۰۶ را این چنین دریافتند که شبح قطع عرضه گاز بر قاره کهن که یک چهارم گاز مصرفى خود را از روسیه وارد مى کند، سایه افکنده است و به عقیده برخى کارشناسان: این بحران ها بیشتر بازتاب پیکار هایى است که در پشت صحنه میان جناح هاى قدرتمند در صحن کرملین و یا در اوکراین جریان دارد تا استفاده سنجیده از « سلاح انرژى».

روسیه نخستین تولید کننده گاز و دومین تولید کننده نفت جهان، آسودگى مالى خود را بازیافته است و به ابتکارات استراتژیکى دست مى زند.در ماه مارس گذشته این کشور قرار دادى با بلغارستان و یونان براى ساختن خط لوله «بورگاس- الکساندروپلیس» به امضا رسانید که رقیبى براى خط لوله باکو-تفلیس-جیهان به شمار مى آید و افزون بر آن نخستین تأسیسات در سرزمین اروپاست که روسیه در اختیار دارد.در همان حال نفت خام از این پس در خط لوله باکو-تفلیس-جیهان به طول یک هزار و ۷۶۰ کیلومتر و گاز در خط لوله باکو-تفلیس-ارزروم جارى است. شاهرگ حیاتى نفوذ غرب در اتحاد جماهیر شوروى پیشین به کار افتاده است.چنین نفوذى نخستین نشانه هاى سیاسى خود را آشکار مى سازد.

مسکو به دنبال افزایش قیمت و فشار بر آذربایجان به امید آن که بر بهاى محموله ها به مقصد تفلیس اثر بگذارد خشم الهام على اف را برانگیخته است.

به اعتقاد لوین همه این ها دلیلى است بر این که به یقین خط لوله باکو-تفلیس- جیهان (همانند خط لوله باکو-تفلیس-ارزروم) تا چه اندازه بزرگ ترین پیروزى آمریکا در ۱۵ سال اخیر در سیاست بین المللى به شمار مى رود.این امر توفیقى است در به تنگنا کشاندن روسیه و پشتیبانى از استقلال جمهورى هاى قفقاز. این خطوط لوله از یک سو امکان راه اندازى طرح دوگانه اى به منظور متنوع ساختن منابع تأمین سوخت را میسر ساخته و از سوى دیگر با ایالات متحده و اروپا فرصت کشاندن کشور هاى نو استقلال یافته ناحیه به سوى اردوگاه سیاسى خود را ارزانى داشته است. طرح نخست به ساخت «سیستم ترابرى قزاقستان -خزر » به منظور بیرون کشیدن نفت از منابع «کاشاگان» بزرگ ترین معدن کشف شده جهان در سى سال اخیر اختصاص یافته است. طرح دوم درباره «طلاى خاکسترى» که هنوز چندان قوامى نگرفته، ساخت «دالان گذر از خزر» به قصد انتقال گاز قزاقستان و ترکمنستان به اروپا ست.

در عوض خط لوله بزرگ استراتژیک دیگرى که واشنگتن مشوق آن است، بخت اندکى دارد که تحقق یابد.این خط لوله که قرار بود در مسیر ترکمنستان-افغانستان- پاکستان- هند ساخته شود، همان خط لوله مشهورى است که ایالات متحده در نیمه دوم سال هاى ۱۹۹۰ مى خواست به وسیله شرکت نفتى آمریکایى یونیکال با طالبان بکشد. پروفسور « اجاى کومار پاتنیک» کارشناس روسیه و آسیاى مرکزى در دانشگاه جواهر لعل نهرو در دهلى نو، عقیده دارد که از دیدگاه امنیتى با بازگشت طالبان به افغانستان این طرح نارسایى هاى فراوانى در بر دارد. از سوى دیگر بسیارى از خبرگان بر آنند که حجم منابع ترکمنستان را به درستى ارزیابى نکرده اند. واشنگتن طرفدار کشیدن خط لوله ترکمنستان- افغانستان-پاکستان - هند بود تا هم ایران را در انزوا بگذارد و هم روسیه را در آسیاى مرکزى تضعیف کند.

با این هدف وزارت خارجه آمریکا در سال ۲۰۰۵ تقسیم بندى خود از آسیاى جنوبى را سامان دیگر داد تا این خط را به آسیاى مرکزى در هم آمیزد و ایجاد مناسباتى در همه سطوح را در گستره اى میسر سازد که آن را «آسیاى میان کلان» نامیده است.

اما مفهوم کلى {ادغام جغرافیایى} چنگى به دل نمى زند. به طور مشخص دهلى نو که خود را دور از آسیاى میانه مى یابد در پیوستن به طرح ساخت خط لوله ترکمنستان-پاکستان - افغانستان - هند تردید دارد.این کشور طرح پیشنهادى ایران براى ایجاد خط لوله گاز ایران-پاکستان -هند را دلرباتر مى یابد.

« محمد رضا جلیلى» کارشناس ایرانى آسیاى مرکزى تصدیق کرده که «ایران مخالف بزرگ، بازى بزرگ است.نه تنها خطوط لوله نفتى سرزمینش را دور مى زند بلکه هیچ کس نمى تواند در ایران سرمایه گذارى کند. اما درست همین سرمایه هاست که کشور بدان نیاز دارد . تأسیسات نفتى کشور در دهه ۱۹۷۰ ساخته شده و کهنگى آنها، دولت را وادار کرده است ۴۰% مصرف بنزین کشور را وارد کند، ایران هنوز امکان آن را نیافته است به کاوش در بخش متعلق به خود در بحر خزر بپردازد و نیز از ظرفیت هنگفت گازى بالقوه خود بهره بردارى بهینه اى کند .»

در حالى که تولید کنندگان مواد سوختى آسیاى مرکزى آرزوى ایجاد مسیرى را در سر مى پرورانند که از جنوب بگذرد.تعارضى در کنار گذاردن تهران از بازى بزرگ به چشم مى خورد. «آرنو بروئیاک » مدیر اروپاى مرکزى و آسیاى قاره اى شرکت «توتال»تشریح مى کند : «چنین مسیرى مى تواند اقتصادى تر و از لحاظ فنى بسیار ساده باشد .ما پیرو کوتاه کردن راه هاى اقتصادى خویش هستیم.در این چارچوب ما مسیر جنوب را برگزیده ایم. بیشتر از آن رو که نزدیک ترین منطقه مصرف به دریاى خزر شمال ایران است.»

به این دلیل نزدیک شدن به سازمان همکارى شانگهاى بر چنین زمینه اى به عقیده جلیلى نمودار «کمربند نجات سیاست ایران در آسیاى مرکزى است. تهران بدین وسیله مى تواند رشته هاى پیوندى با آسیا و مشخصاً با چین به وجود آورد و در زور آزمایى با ایالات متحده پرتوان تر به میدان آید » .

براى چینى ها سرمایه گذارى در آسیاى مرکزى شیوه اى براى رخنه کردن در امور منطقه نیز هست.

در حقیقت « بازى بزرگ » به کار جمهورى هاى آسیاى مرکزى و قفقاز رونق بخشیده است آنهم از طریق ایجاد رقابت میان قدرت هاى بزرگ.این جمهورى ها در این بازى همانقدر که بتوانند به این یا آن قدرت « نه » بگویند، تا به سوى پایتخت بزرگ دیگرى روى آورند اندکى بر استقلال خویش مى افزایند. گونه اى آزادى که در بیشتر موارد بویژه به گزینش وابستگى خویشتن مى توان آن را تعبیر کرد. بدین سان هنگامى که قزاقستان دروازه هاى اقتصاد خود را به روى جهان مى گشاید، ازبکستان هر روزنه اى را به خارج مى بندد و در حالى که گرجستان تا به آخر با ورق آمریکا در دست بازى مى کند، ترکمنستان عمیقاً به واشنگتن بد گمان است.فراسوى همه این اختلاف ها « بازى بزرگ» راهى پیش پاى این جمهورى ها مى گذارد تا کمتر ناگزیر از پیمودن مسیرى باشند که یکى از قدرت هاى مسلط ناچارشان مى کند. براى مثال چنان چه بحث و گفت و گو هاى دموکراتیک غرب مایه گزندى به منافع رهبران آسیاى مرکزى و قفقاز باشد، آنها مى توانند همواره به این مسائل پشت کنند، بویژه آن که پکن یا مسکو در این باره چندان سختگیر نیستند و دم دست هستند ....

نا گفته نماند واشنگتن یا بروکسل هم، همیشه سخت نمى گیرند.اغلب ملزومات استراتژیک آنها را به سمتى مى راند که حقوق بشر را به رده دوم عقب رانند، امرى که ارزش هاى معروف به «غربى» را بسیار از اعتبار مى اندازد.همان ارزش هایى که قدرت هاى منطقه اى آنها را به چیزى جز یک سلاح عقیدتى نمى گیرند. رهبران این جمهورى ها از سال ۲۰۰۳ ماه هاى پیاپى، هر یک براى خاموش ساختن منتقدان در باره اسلوب خاص شان، اسلوبى « شرقى » را براى بر پا داشتن دموکراسى در کشور خویش سخن صیقل مى دهند. البته تا اسلوب شان به ثمر بنشیند فساد همچنان بر « بازى بزرگ » فرمان مى راند : با این همه بخش عمده گنجینه نفت و گاز که ثروت ملى به شمار مى رود این چنین از دسترسى و نظارت دموکراتیک مردم این کشور ها دور است .

* این شرکت ها که پیش تر به ۷ خواهران ( عنوان کتاب آنتونى سمپسون : کمپانى هاى نفتى و جهانى که آنها شکل مى دهند، انتشارات وایکینگ نیویورک ۱۹۷۵) معروف بودند پس از ادغام هاى پیاپى اینک عبارتند از : اکسون موبایل، رویال داچ شل، بریتیش پترولیوم ، توتال، شورون، کونوکو فیلیپس .

** روزنامه نگار مستقل قرقیزستان ( بیشکک).

 

 

 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات