
اشاره :
تجربه اثبات کرده که هزاران طرح وبرنامه از سوی رهبران کشورهای عربی و اسلامی نمی تواند حتی اندکی ارزش در اسرائیل ایجاد کند اما یک جوان لبنانی از فرزندان مقاومت می تواند با تحرکی کوچک , تحولی بزرگ در شمال فلسطین اشغالی بوجود آورد.
سیدحسن نصرالله دبیرکل جنبش حزب الله لبنان در افتتاحیه « کنفرانس فرهنگ مقاومت , چالش های واقعی و افق های آینده با بیان این مطلب , مقاومت را آخرین راه باقیمانده برای آزادسازی اراضی اشغالی خواند و اضافه کرد باید توجه داشت که اسرائیل دشمن است و تمام انگیزه ها و سوابق تجاوز را دارد لذا ما نیاز به آن داریم تا استراتژی دفاع ملی همه جانبه ای را برای مقابله آن تدوین کنیم . وی در این سخنرانی با ارائه اطلاعاتی پیرامون موقعیت ژئواستراتژیک لبنان , نقاط آسیب پذیری اسرائیل و نیز توان بازدارندگی مقاومت , استدلال های خود را برای حفظ مقاومت و سلاح آن تشریح نمود. وی همچنین آندسته از گروه های لبنانی مرعوب را که همسو با آمریکا و اروپا جهت خلع سلاح حزب الله تلاش می کنند , به پیروی از عقل و منطق دعوت کرد. ترجمه این سخنرانی از نظر می گذرد.
وقتی می خواهیم استراتژی دفاع ملی را وضع کنیم طبیعی است که وجود دشمن را فرض کنیم . دفاع یعنی اینکه دشمنی وجود دارد که باید برای دفاع از حاکمیت , شرافت , آزادی و استقلال وطن در برابر آن بایستیم . لذا باید دشمن را مشخص نماییم و این آغازی درست است . از نظر ما و همچنین در ایمان , درک , عقیده و التزام ملی مان دشمن لبنان , اسرائیل است . این اولین سوالی است که باید هر محقق در زمینه استراتژی دفاعی به آن پاسخ دهد.
اگر برادران در گفت وگوها اعتراف کنند که اسرائیل دشمن است می توان به مذاکرات ادامه داد اما اگر اسرائیل را دشمن ندانیم وقتمان را تلف کرده ایم و دیگر تهدید , دفاع و حمایت و مشکلی نخواهد بود زیرا با غیر دشمن جنگ , درگیری و رویارویی وجود ندارد.
دوم وقتی است که سخن از دشمنی به میان می آید که معمولا با آن رودررو می شویم خواه مشکل با آن ناشی از ماهیت تجاوزکارانه اش باشد و یا دارای طمع ورزی توسعه طلبانه نسبت به زمین , سیطره , سلطه و منابع طبیعی و آب باشد و یا مشکل با آن به خاطر حل بحران هایش براساس سیاست قرار به جلو باشد یعنی به همسایگانش تعدی کند.
در چنین صورتی , ما با دشمنی با ماهیت تجاوزکارانه و دارای طمع ورزی تاریخی روبرو می شویم که به سبب درگیری های موجود چند ساله در فلسطین دارای شرایطی دشوار است . لذا باید با آن رودررو شویم .
سوم , دشمنی که باسابقه تجاوزکارانه , طمع ورزی یا سابقه منشعب از شرایط خاص حرکت کند یعنی وقتی با آن رودررو می شویم دارای حالات و اوضاعی باشد. یا اشغال کننده سرزمینمان باشد مانند آنچه در سالهای 1978 و 1982 میلادی (1357 و 1361 ) به وقوع پویست و یا آنچه در حال حاضر در مزارع شبعا و ارتفاعات کفرشوبا و برخی نقاط مرزی مشاهده می شود و بالطبع اسرا را به عنوان بخشی از این رویارویی به زندان می اندازد و یا از سرزمین اشغالی خارج شده و گاهی دست به اقدامات تجاوزکارانه بزند. من از نقض حاکمیت و اقدام به تعدی , قتل , گلوله باران و بمباران و آدم ربایی سخن می گویم .
در اینجا حالت سومی نیز وجود دارد و آن اینکه دشمن زمین را اشغال , اسرا را بازداشت و تجاوز نکند اما از طریق ماهیت , طمع ورزی و شرایطش تهدیدی دائمی باشد به گونه ای که ندانیم چه زمان این تهدید بالقوه بالفعل خواهد شد.
چهارم , وقتی از استراتژی دفاعی دوران پس از عقب نشینی از مزارع شعبا , از ارتفاعات کفرشوبا , آزادی اسرا و زندانیان و توقف نقض حاکمیت لبنان سخن می گوییم آیا دشمن اسرائیلی تهدید باقی می ماند یا خیر
در سایه نبود صلح فراگیر که به جنگ بدون درنظرگرفتن موضوع فکری , عقیدتی یا سیاسی ما پایان دهد چه صلحی می تواند در منطقه حاصل شود. در چنین صورتی تهدید باقی است و در هر لحظه و با هر بهانه ساختگی اسرائیل متواند به تجاوز عملی تبدیل شود بدین سبب ما به استراتژی دفاعی نیاز داریم .
پنجم , براساس تجربه با اسرائیل از سال 1948 (1327 ) تاکنون تجاوز دشمن به هر سرزمین به شکل حمله به اراضی و سپس خروج از آن , اشغال اراضی و باقی ماندن در آن حملات مختلف از قبیل گلوله باران , بمباران , قتل , اسارت , آدم ربایی , قتل عام , انهدام تاسیاست زیربنایی , بیرون راندن مردم , مهاجرت اجباری . انهدام منازل , به تعطیلی کشاندن حیات مردم و همچنین محاصره دریایی و هوایی صورت می گیرد.
از سوی دیگر نقض حریم امنیتی نیروهای سیاسی لبنان و رهبران لبنانی , رسانه های گروهی , دستگاههای امنیتی و بخش های خاص جامعه لبنان را نیز باید به آن اضافه نمود که هدف از آن سوق دادن جامعه لبنان به سوی فتنه , درگیری و کشمکش و در نهایت ایجاد حالت یاس و ناامیدی و سقوط و تسلیم است . این امر تجاوز غیرمستقیم محسوب می شود.
بدین سبب باید توجه داشت که اسرائیل دشمن است و تمام انگیزه ها و سوابق تجاوز را دارد لذا ما نیاز به تدوین استراتژی دفاع ملی همه جانبه داریم .
تمام وطن , ملت , حکومت , ارتش , نیروهای امنیتی , نیروهای سیاسی , احزاب و اقشار مختلف مردم باید در اجرای این استراتژی دفاعی سهیم باشند این امر به معنای مشارکت همه و فراهم بودن زمینه برای شرکت همه در آن است .
موضوع دوم , فراگیربودن است بدین معنا که این استراتژی فقط نظامی نیست بلکه آن شامل تمام ابعاد است و ما برای مقابله با تهدید تجاوز و خطر نیازمند دیپلماسی , سیاست و اطلاع رسانی هستیم اطلاع رسانی که دوست و دشمن را مشخص می سازد وارد جنگ روانی با دشمن می شود , ثابت قدم است و نمی ترسد. ما همچنین نیاز به استراتژی اطلاع رسانی و تبلیغاتی , کوشش تبلیغاتی , اقتصادی , اجتماعی , تاسیسات زیربنایی و حمایت واقعی به ویژه از مناطقی داریم که بیش از همه از این تجاوزات زیان دیده و از تهدیدها اثر می پذیرند. ما نیازمند فرهنگ و رشد ملی هستیم . تربیت و رشد ملی باید وارد سطح آموزشی در تمام مدارس و دانشگاهها شود. ما نیاز به امنیت , ثبات داخلی , همبستگی و الفت ملی در کشور داریم .
وقتی از استراتژی دفاع ملی سخن می گوییم نباید فقط به نظام و سلاح بنگریم بلکه باید این استراتژی فراگیر باشد زیرا وقتی با دیپلماسی روبرو می شویم حکومت , وزرا , نمایندگان سفرا و سایرین در این مقاومت و دفاع ملی شریک می شوند.
وقتی از اطلاع رسانی سخن می گوییم رسانه های گروهی , خبرنگاران , روزنامه نگاران و تصویربرداران در این دفاع ملی شرکت می کنند.
وقتی از رشد ملی سخن می گوییم استادان دانشگاه , معلمان , دانشجویان و مدیران بخشی اساسی در دفاع ملی خواهند بود , همچنین وقتی از اقتصاد , تامین اجتماعی , امنیت , ثبات و تلاش سیاسی داخلی می گوییم .
ما نمی گوییم که فقط سلاح مقاومت از لبنان حمایت و حفاظت می کند بدین سبب از همان ابتدا با این موضوع که گفت وگوی ملی سلاح مقاومت باشد , مخالفت کردیم چه اینکه سلاح مقاومت بخشی از استراتژی دفاعی در هر کشور است . ما باید دشمنانمان را شناخته و خود را نیز بشناسیم . وقتی به سوی دشمن می رویم بالطبع در بررسی آن دشمن ذی نفع هستیم . ما در سالهای گذشته رژیم صهیونیستی , جامعه اسرائیل , ساختارها و نقاط ضعف و قوت آن را بررسی کرده و از نقاط قوت دوری و نقاط ضعف را می زدیم .
ما نمی گوییم که اسرائیل چیزی نیست و ضعیف است بر عکس , ما می گوییم که اسرائیل قوی است و همین امر باعث شد موضوع استراتژی دفاعی را مطرح کنیم . اسرائیل قوی ترین نیروی هوایی خاورمیانه و ارتشی زبده و نیروهای احتیاط دارد که در حقیقت تمام غیرنظامیان اعم از مردان , زنان , کودکان و سالمندان عضو آن هستند. هر کس در اسرائیل که قادر به حمل سلاح باشد غیرنظامی محسوب نمی شود بلکه جزو ارتش ذخیره است و در تمام جنگ ها فعالانه و با قدرت شرکت می کنند. ارتش اسرائیل از مدرن ترین فن آوری برخوردار است و آمریکایی ها در این زمینه چیزی را از اسرائیلی ها پنهان نمی کنند و به عنوان مثال اسرائیل دستکم 200 کلاهک اتمی دارد . حتی اقتصاد اسرائیل نیز خودکفا نبوده و به طور اساسی متکی به حمایت قدرتمند و نامحدود آمریکا و جهان غرب است . این رژیم کم عناصر قدرت زیادی دارد نقاط ضعفی نیز دارد که می توان آن را اینگونه گفت : رژیمی غیراصیل و دارای جامعه های ناهمگون که براساس یک افسانه غیرواقعی دور هم جمع شده اند. کسانی که به اسرائیل مهاجرت می کنند با وعده امنیت , صلح وزندگی در سرزمین شیر و عسل می آیند اما وقتی می یابند همه چیزی وارونه است آن را ترک می کنند.
نقطه ضعف دیگر یهودیان دلبستگی شدید آنها به دنیا و زرق و برق و لذت های آن است . در مقابل , ملت ما و سایر ملت های امت عربی و اسلامی آماده ایثار , و فداکاری با خون , جان و مال و خانواده برای کرامت , سعادت و حیات امت اسلامی هستند. این مهمترین نقطه قوت ماست . همچنین موقعیت جغرافیایی آن در جهان عربی و اسلامی بسیار مهم است . در مقابل , لبنان کشوری با مساحت اندک و جمعیتی حدود چهار میلیون نفر و امکانات و منابع آن بسیار محدود است . وضع اقتصادی و مالی آن نیز دشوار بوده و 40 تا 50 میلیارددلار بدهی دارد که می توان دسته بندی ها و صف بندی های داخلی را نیز به نقاط ضعف آن اضافه نمود.
یکی دیگر از نقاط ضعف لبنان تنها بودن آن است در حالی که همه دنیا با اسرائیل هستند. وقتی می خواهیم استراتژی دفاعی را وضع کنیم باید در نظر بگیریم که لبنان تنهاست . البته در جهان عربی اسلامی کشورهایی هستند که لبنان را دوست داشته و می خواهند همه در آن نماز بخوانند اما وقتی پای رویارویی و درگیری می رسد باید لبنان را تنها حساب کنیم . ما شاهد حوادث سال های 1978 و 1982 میلادی (1357 و 1361 ) بودیم آن هنگام که نیروهای سوریه در کنار لبنانی ها می جنگیدند اما امروز باید به تنهایی در برابر اشغال و تهدید احتمالی بجنگیم . لبنان نقاط قوتی نیز دارد مانند کوهها , دشت ها , ارتفاعات و دره ها. در مناطق خط مقدم مانند جنوب , راشیا , حاصیبا و بقاع غربی عمدتا کوهستانی است که این امر جنگ چریکی را آسان و اشغال و ادامه آن را دشوار می سازد. « اسحاق رابین » در یادداشت های خود در این باره نوشت جغرافیای لبنان به ویژه جنوب آن به ویژه در صورت حضور افراد دارای اراده و آماده رزم به گونه ای است که نمی توانیم وارد آن شویم و اگر هم وارد شویم نمی توانیم در آن باقی بمانیم و مجبور به خروج از آن خواهیم شد.
از دیگر نقاط قوت لبنان تنوع طایفه ای است . امام موسی صدر این امر را نعمت می دانست . این امر در اختیار انسان است و اوست که باید تصمیم بگیرد که از آن به عنوان نعمت استفاده کند یا آن را به قیمت تبدیل بسازد. نقط قوت دیگر این قاعده است که چه بسا از چیزی بدتان می آید ولی آن برای شما خیر است . بدین معنا که نظام حاکم بر لبنان یک نظام قوی آهنین نیست که دنیا بخواهد به آن اعتراض کند و مسئولیت ها را بر دوش آن قرار دهد. در لبنان جنگ داخلی به وقوع پیوست که ما به خاطر آن تاسف می خوریم و به جنگ داخلی به عنوان یک جسد می نگریم اما در آن دندان های سفیدی را نیز دیدم . امروز در هیچ یک از کشورهای عربی حتی در سوریه مثلا اگر گروه های مسلح در جولان بجنگند نظام سیاسی سوریه نمی تواند بگوید که من کنترلی بر ملتم ندارم و اگر بخواهم جلوی آنها را بگیرم این امر به جنگ داخلی منجر خواهد شد. به طور حتم کسی این سخنان را باور نمی کند. اما در لبنان مقاومت دست به تحرک زد و لبنان از حاشیه ایجادشده میان حکومت و مقاومت استفاده کرد. زمانی که درگیری های بسیار شدید در جنوب به وقوع پیوست و قطعنامه 425 صادر شد آمریکا و سایر کشورها , دولت لبنان را برای متوقف ساختن مقاومت تحت فشار قرار دادند و دیگر داستان کشتزارهای شعبا و لبنانی بودن یا نبودن آن مطرح نبود. وقتی کسی درباره لبنانی بودن مرجعیون , بنیت جبیل و حاصبیا سخن نمی گفت و حاضر به بررسی این موضوع نبود با هر گلوله مقاومت که برای آزادی وطن شلیک می شد فشارهای گسترده ای از سوی جامعه جهانی وارد می شد و دولت « سلیم الحص » به خوبی دشواری های آن دوران و حجم فشارهای وارده بر دولت و همچنین مرحله آزادی را شاهد بود. اما مهمترین سلاح موجود در دست دولت لبنان آن بود که این مقاومت شامل نیروهای مردمی است و ملت ما حق مقاومت دارد و دولت حتی اگر بخواهد , نمی تواند بر چنین نیرویی سیطره یابد زیرا رویارویی با آن جنگ داخلی و طایفه ای خواهد انجامید. ما اکنون مجبور به کشف این نقاط و تاکتیکی هستیم که دولت و مقاومت در سالهای گذشته براساس آن عمل کرد و همچنان عمل می کند و ما باید از آن استفاده کنیم .
نقطه قوت دیگر که می خواهم به آن بپردازم جغرافیای لبنان و فلسطین است زیر عمق حیاتی اسرائیل در شمال فلسطین اشغالی قرار دارد و جنوب آن خالی از سکنه و صحرایی است . در شمال بیش از دو میلیون یهودی ساکنند و مراکز تفریحی و گردشگری , کارخانجات , کشاورزی , فرودگاه های مهم نظامی و پادگان های ارتش در شمال فلسطین اشغالی قرار دارد و این برای ما نقطه قوتی داشته باشد. دلیل آن است که فلسطینی های نوار غزه نمی توانند بیشتر از یک یا دو شهرک را هدف قرار دهند. حضور ما در جنوب لبنان در همسایگی شمال فلسطین اشغالی مهمترین نقطه قوه ماست . یکی از دیگر از این نقاط قوت , آن است که در لبنان نیرویی مردمی دارای عزم و اراده است و علاوه بر مقاومت . مردان و زنان وکوچک و بزرگ دارای آمادگی کامل برای ایثار و فداکاری است . اگر از کمی مساحت و منابع و ضعف مالی و اقتصادی به عنوان نقاط ضعف سخن بگوییم , جغرافیایی که خداوند به ما ارزانی داشته یکی از نقاط قوت است اما بزرگترین نقطه قوت ما درلبنان انسان است . زیرا مردان آماده مقاومت و پایداری قادرند کوهها , دشت ها , ارتفاعات و مناطق را پر کنند. به هنگام وقوع هرگونه حمله نظامی اولین راهکار استفاده از ارتش است . اگر کشوری به کشور دیگر حمله کرد , طرف دفاع کننده باید دارای ارتشی هم قدرت با ارتش دشمن یا برتر از آن باشد. این منطقی نیست که ما بگوییم با قدرتی کوچک به مقابله با مسلح ترین ارتش خاورمیانه می پردازیم . امروز راهکار اول که لبنان در استراتژی دفاعی براساس آن عمل می کند ارتش است که دارای مولفه های مهم و مثبتی مانند اندیشه رزمی ملی و وطن پرستی است . از سوی دیگر حضور اقشار مختلف مردم در این ارتش و اراده و شجاعت افسران و سربازانش امری کاملا آشکار است . اما برای آنکه ارتش کلاسیک لبنان بتواند قادر به رویارویی باشد باید آنرا از نظر قدرت همردیف ارتش اسرائیل یا بالاتر آن قرار دهیم . این امر بدان معنی است که اگر نمی خواهیم از مقاومت استفاده کرده و حاشیه میان دولت و مقاومت را از بین ببریم کافی نیست که بگوییم , می خواهیم مقاومت و این حاشیه را لغو کرده و حکومت را ضعیف نگه داریم .
جایگزین این امر ساخت حکومت و ارتشی قدرتمند و توانا برای مقابله با تجاوز و تهدید است . اگر واقعا می خواهیم لبنان آزاد , دارای حاکمیت و مستقل باقی بماند این تنها راه است . اما اگر می خواهیم لبنان به حیات خود در عصر اسرائیلی ادامه دهد باید ارتش آن از نظر قدرت مساوی با ارتش اسرائیل بوده و هر فردی که قادر به حمل سلاح است عضو ارتش ذخیره ملی باشد. آیا ما قادر به چنین کاری هستیم و آیا بودجه کشور می تواند حقوق و هزینه چنین امری را بپردازد
از سوی دیگر اگر ما ارتشی پانصد هزارنفری داشته باشیم اما به آنها پدافند هوایی واقعی ندهیم چه بر سرش خواهد آمد ما باید به این ارتش پدافند هوایی واقعی اعم از موشک و سایر تسلیحات بدهیم و نیروی هوایی مساوی و هم تراز با نیروی هوایی اسرائیل بسازیم . در غیر این صورت ارتش از سوی نیروی هوایی اسرائیل قتل عام می شود و دیگر اثری از آن باقی نمی ماند . در سال های 1967 و 1982 (1346 و 1361 ) چنین امری به وقوع پیوست . در هر حال ارتش ما باید قوی باشد. آیا پول کافی برای چنین کاری در اختیار داریم
اگر هم پول کافی داشته باشیم آیا ایالات متحده آمریکا و غرب اجازه می دهد که سلاح های مرتبط با پدافند هوایی به ما فروخته شود پاسخ روشن است . وقتی حکومت قادر به چنین اقدامی نباشد نیروهای مردمی مسئولیت می یابند. ملت یا باید این مسئولیت را بپذیرند یا از آن شانه خالی کند. اگر همه ملت این مسئولیت را برعهده نگیرد بخشی از آن نیز این مسئولیت را بپذیرد کافی است . در صورت مقاومت مردمی این امر کافی است .
مقاومت مردمی در لبنان , ویتنام و الجزایر و نقاط مختلف جهان کارایی خود را در زمینه آزادی ثابت کرده است . در لبنان مقاومت آغاز شد و احزاب و نیروهای مختلف ملی در آن شرکت جسته و تا سال 2000 میلادی ادامه یافت . حزب الله در مراحل خاص نقشی اساسی در این مقاومت ایفا و قدرت و کارایی خود را در زمینه آزادی ثابت کرد. مقاومت مردمی در مرحله آزادی قدرت و کارایی خود را ثابت و از تمام عناصر قدرت موجود استفاده کرد. مقاومت آخرین راه برای آزادی سایر اراضی اشغالی است . اگر شرایط مناسب برای مقاومت فراهم شود کاری خواهد کرد که اسرائیل همانگونه که در سال 2000 میلادی 1379 از مناطق اشغالی خارج شد در عرض چندماه از ارتفاعات و کوهها خارج شود. ما بدون شک با مقاومت اسرایمان را باز خواهیم گرداند. وقتی من می گویم موضوعی نزدیک است بسیار جدی هستم . من به آنچه گفته ام و می گویم بسیار توجه دارم . ما مقاومت را به عنوان یک راهکار مطرح می کنیم از نظر ما مقاومت باید این ویژگی ها را داشته باشد تا نتوان آن را با نیروهای هوایی منهدم کرد. آنها مردمی هستند که در منازل , مدارس , مساجد , کلیساها , باغات و مزارع زندگی می کنند و نمی توان مانند ارتش ها آن را منهدم نمود. موضوع دیگر استقرار و پراکندگی جغرافیایی در تمام روستاها , اماکن , دشتها و کوه ها است . دشمن صهیونیستی در تمام جنگ های گذشته بر ضد ما راهها را به خاطر متوقف کردن این حرکت مورد حمله قرار می داد. چنین اقدامی می تواند ارتش را زمین گیر کند اما قادر به زمین گیرکردن جنبش مقاومت مردمی در روستاها , شهرها , کوه ها و دشت ها نمی باشد. نیروی هوایی اسرائیل نمی تواند مانعی در برابر مردم و سلاحشان ایجاد کند حتی اگر راه ها را قطع و پل ها و خودروها را بمباران کند. دشمن همچنین قادر به جلوگیری از روند پشتیبانی و لجستیک نیست زیرا این روند در میان مردم در دستهای آنهاست . در مقابل فن آوری پیچیده و راهبردهای پیچیده و بزرگترین تاکتیک های نظامی جهان که در ارتش اسرائیل موجود است ما به سادگی می توانیم با آن بجنگیم . من در گفت وگوها اشاره نمودم که اسرائیلی ها متکی به دستگاههای بسته هستند اما ما به چنین دستگاههایی نیاز نداریم . زیرا از حضور و حمایت مردمی برخورداریم . اگر سری به مناطق آزادشده بزنیم می بینیم که مردم در جاده های موازی با نوار مرزی و سیم خاردارها با آرامش تردد می کنند. امنیت در جنوب فقط امنیت فیزیکی نیست بلکه بدین معناست که هیچ کس قادر به تعدی به جان و مال آنها نیست . آنچه مانع از تجاوز دشمن می شود حضور و آمادگی دائم مقاومت برای پاسخ گویی است . البته من نمی گویم که ارتش اسرائیل نمی تواند وارد لبنان شود. دشمن می تواند وارد شود اما ضربات بسیار سنگینی را متحمل خواهد شد و نمی تواند باقی بماند. این یعنی شکست . مقاومت در برابر حملات زمینی سلاحی قدیمی و سهمگین است . اگر هم گلوله باران با حملات هوایی به تاسیسات زیربنایی , راهها و پل ها صورت گرفته و مردم آواره شوند ما شمال اسرائیل را هدف قرار می دهیم . من این را در مذاکرات نیز گفتم که مقاومت بیش از 12 هزار موشک و بیشتر دارد . اعتراف می کنم که مقاومت از سال 1992 (1371 ) تاکنون دارای قدرت موشکی مناسبی از نظر کمی و کیفی است . بدین سبب می توانم بگویم که شمال فلسطین اشغالی به طور کامل در تیررس موشک های مقاومت قرار دارد. این امر ایجادکننده موازنه میان شمال فلسطین اشغالی و جنوب لبنان و تمام لبنان است . ما ادعا نمی کنیم که مانند اسرائیل قدرتی ویرانگر داریم و نیاز به چنین قدرتی نیز نداریم . بلکه برای ما کفایت می کنیم که اهداف مهم و بسیار حساس در شمال فلسطین اشغالی را نابود کنیم . امروز در لبنان شما دارای قدرتی معنوی هستید. می خواهم شفاف باشم تا لبنان بداند چگونه با این قدرت موجود برخورد کند. امروز اگر به نام حزب الله به ساکنان شمال فلسطین اشغالی بگویم که در عرض 2 ساعت به پناهگاه بروید در این دو ساعت آنها را در تل آویو خواهیم دید. هزاران طرح و برنامه از سوی رهبران و سران کشورها نمی تواند حتی اندکی در اسرائیل لرزش ایجاد کند اما یک جوان لبنانی از فرزندان این مقاومت می تواند با جمله ای کوچک تحولی بزرگ در شمال فلسطین اشغالی ایجاد کند. آیا این قدرت لبنان است یا ضعف آن آیا این قدرت برای لبنان است یا مشکل برای آن متاسفانه برخی نقاط قوت در این کشور را به مشکلاتی تبدیل می کنند که باید از آن خلاص شد. اما به نفع چه کسی این سوالی بزرگ است . مهمترین راز این قدرت موشکی و توان کمی و کیفی آن در سری بودن آن است . اگر دشمن از جای یک سایت موشکی یا انبار موشک با خبر شود به طور حتم آن را هدف قرار خواهد داد. اما تضمین می کنم که دشمن چیزی در این باره نمی داند. دشمن با قدرتی روبروست که از آن چیزی نمی داند. این از مهمترین اسرار چنین قدرتی است . در هر حال این تجربه ای است که از مولفه های منطقه ای و بین المللی و شرایط مالی , اقتصادی , امنیتی و نظامی به دست آورده ایم . ما باید ضمن تقویت ارتش مقاومت را حفظ کرده و از آن حمایت کنیم . این همکاری و هماهنگی میان ارتش و مقاومت است و نه ادغام این دو و قرارگرفتن مقاومت تحت امر ارتش چرا که در غیر این صورت حاشیه میان دولت و نیروی مردمی زایل می شود. اگر مقاومت تحت امر ارتش باشد و یک گلوله شلیک کند در آن صورت وزارت دفاع و مقرهای دولتی گلوله باران شده و حکومت به طور مستقیم در معرض حمله قرار می گیرد. در پایان به نخست وزیر می گویم باید خوشحال باشی زیرا خرجی برایت نداریم . مقاومت هیچ هزینه ای بر دولت تحمیل نمی کند. امروز این مقاومت قدرت لبنان است که اسرائیل , آمریکا و همه جهان اعتراف می کنند یک قدرت است . اما برخی در لبنان شبانه روز می کوشند تا از این قدرت خلاص شوند بدون آنکه جایگزینی برای آن ارائه دهند.
ما با یک موضوع سرنوشت ساز و تاریخی مواجهیم زیرا ساده نیست که به مقاومت پایان داده , سلاح آن را بگیرم و جوانان را به منزل بفرستیم و اگر خدای ناکرده تعدی صورت گیرد آن وقت مقاومت بیایید. بدین سبب باید با عقلانیت و حکمت با این موضوع برخورد کنیم . ما باید از کشورمان دفاع کنیم . دنیا بداند لبنان قوی برای برادران عرب هرگز سربار نیست بلکه سمبل و الگویی برای آنها خواهد بود.
هر کس در اسرائیل قادر به حمل سلاح باشد غیرنظامی محسوب نمی شود بلکه جزو ارتش ذخیره است و در تمام جنگ ها فعالانه و با قدرت شرکت می کنند
مقاومت مردمی در لبنان , ویتنام و الجزایر و نقاط مختلف جهان کارایی خود را در زمینه آزادی ثابت کرده است
در مذاکرات نیز گفته ام که مقاومت بیش از 12 هزار موشک دارد . و اکنون اعتراف می کنم که مقاومت از سال 1992 (1371 ) تاکنون دارای قدرت موشکی مناسبی از نظر کمی و کیفی بوده است بدین سبب می توانم بگویم که شمال فلسطین اشغالی به طور کامل در تیررس موشک های مقاومت قرار دارد
امروز اگر به نام حزب الله به ساکنان شمال فلسطین اشغالی بگویم که در عرض 2 ساعت به پناهگاه بروید در این دو ساعت آنها را در تل آویو خواهیم دید
به نخست وزیر لبنان می گویم باید خوشحال باشی زیرا خرجی برایت نداریم . مقاومت هیچ هزینه ای بر دولت تحمیل نمی کند
امروز مقاومت قدرت لبنان است که اسرائیل , آمریکا و همه جهان اعتراف می کنند یک قدرت است . اما برخی در لبنان شبانه روز می کوشند تا از این قدرت خلاص شوند بدون آنکه جایگزینی برای آن ارائه دهند .