ماجراى سفر حجتالاسلام سید محمدخاتمى به ایتالیا و انتشار فیلمى که او را در حال مصافحه با زنان نشان مىداد، اخیرا به مسئله داغى تبدیل شد. تصاویرى را روزنامه کیهان به چاپ رساند و یک روزنامه اصلاحطلب درصدد جعلى نشان دادن آن از طریق “انگشتری”که در یک صحنه بود اما به هنگام مصافحه نبود، برآمد...
جناب سید محمدخاتمى خود به نفى این امر پرداخت و آن را غیرواقعى خواند. هرچند با عبارتى تردیدآمیز از این سخن گفت که اگر هم چیزى بوده است به خاطر شلوغى آنجا من یادم نیست. به نظر مىرسد به رغم تمام قرائنى که بر صحت مسئله وجود دارد باید سخن خاتمى را تصدیق نمود چرا که دین ما به تصدیق قول مومن و حمل افعال مومنین بر صحت دستور مىدهد. اگر به فرض هم چنین ماجرایى واقعا اتفاق افتاده باشد، انکار و نفى آن به معنى تبرى جستن از این فعل است و این تبرى جستن از گناه خصوصا در مورد یک روحانى عالى مقام براى جامعه ایمانى ما بسیار حائز اهمیت است.
اما ماجرا به اینجا ختم نمىشود. حواشى این مسئله بسیار مهم هستند که نباید از آنها غافل شد. دو امر حاشیهاى را در این مجال موردبررسى قرار مىدهم. یکى دفاعى که امثال آقاى فاضل میبدى از این مسئله انجام دادند و بدون آنکه انکارش کنند درصدد شرعى و موجه نشان دادن مصافحه با زنان اجنبیه صرفا براى حفظ جلوهاى خوش براى اسلام برآمدند. باید به اظهار تاسف از این امر حاشیهاى بپردازم و آن را مهمتر از اصل مسئله بدانم. گاهى انسان دچار خطایى مىشود اما به خطا بودن آن واقف است و خود را خطاکار مىشمارد اما فاجعه آنجاست که در جامعه ارزشها و ضدارزشها جابهجا شوند و خطا صواب شمرده شود. جناب آقاى خاتمى بنا به دعوى خودشان اصولا مرتکب مصافحه با زنان اجنبیه نشدهاند (چه این ادعا حقیقت داشته باشد و چه براى تبرى جستن از خطا باشد) اما اگر این دست دادن با زنان را مفروض بگیریم و در مقام توجیه آن را امرى شرعى و مطابق با مصالح فرضى و ذهنى خودمان بشماریم، خطایى بس بزرگتر و خطرآفرینتر مرتکب شدهایم. به راستى تشخیص اصلح و اهم کار مجتهدین است و حکم صادر کردن براساس تشخیص اصلح واهم در اختیار فقیه است و بس. اگر این امر در اختیار همه بود آنگاه هر کسى بدون مبنا و صرفا براساس چیزى که در ذهن خود اهم مىانگارد، تن به قبایح و مفاسدى مىدهد و براى آن توجیهى شرعى مىآورد!
دومین امر حاشیهاى استفاده تبلیغاتى افراطیون اصلاح طلب بود. آنان با مظلوم نمایى درباره سید محمد خاتمى و دعوى اینکه از سوى رقبا مورد اتهامى واهى قرار گرفته تا در زیر بمباران تخریبى نتواند کارکرد انتخاباتى خود را ایفا کند تلاش مىکنند پتانسیل انتخاباتى خاتمى را به فعلیت تبدیل کنند. به مطالب زیر دقت کنید.
حجتالاسلام سید محمد خاتمى رئیس موسسه بینالمللى گفتگوى فرهنگها و تمدنها به دعوت ائتلاف اصلاح طلبان فارس براى سخن گفتن در جشن میلاد فاطمه زهرا سلام الله علیها به شیراز سفر کرد و در مسجد بزرگ فاطمه زهراى این شهر به سخنرانى پرداخت. روزنامه شرق (شماره 899، شنبه 16/4/1386) با تبدیل یک جمله آقاى خاتمى به تیتر اول و اختصاص بخش اعظمى از صفحه اول و بخشى از صفحه دوم به انعکاس سخنان آقاى خاتمى و حواشى جلسه مزبور سنگ تمام گذاشته است. تیتر اول روزنامه شرق چنین است: “در میان استقبال گسترده مردم شیراز، خاتمی: احساس مسئولیت مىکنم”و در مورد حواشى این جلسه آمده است: “دانشجویان دختر و پسر حاضر در دو سمت مسجد هنگام ورود و خروج خاتمى با سر دادن سرود یار دبستانى وى ایران، اى مرز پرگوهر، اشتیاق خود را نشان دادند.” سرمقاله شرق نیز با تیتر، هم موضوع است: “از خاتمى چه مىخواهیم.”
از تیتر شرق چنین به ذهن متبادر مىشود که آقاى خاتمى قصد ورود در انتخابات آتى یا انتخابات ریاست جمهورى را دارد تا تومار اصولگرایان را درهم پیچد. او احساس مسئولیت مىکند لابد براى اینکه مردم را گرفتار انتخاب اشتباهشان مىبیند و خود را مسئول نجات دادن آنان از دست...! اما سرمقاله این تبادر را تصحیح مىکند و همچون استدراکیه مقصود روزنامه شرق را آشکار مىسازد. در این سرمقاله آمده است که ما چه کارها و اقداماتى را از خاتمى مىخواهیم و چه اقداماتى را نمىخواهیم. گویى آقاى خاتمى آچار فرانسهاى است که باید در خدمت منافع و اهداف افراطیون اصلاح طلب قرار گیرد و گوش به فرمان آنچه را آنان مىخواهند انجام دهد.
طبق این سرمقاله خاتمى نباید دوباره به کسوت اجرا درآید؛ “ترغیب خاتمى به کاندیداتورى در انتخابات ریاست جمهورى را اگر خیرخواهانه و فارغ از انگیزههاى شخصى اطرافیان فرض کنیم قطعا توصیهاى از جنس دوستى آن خاله معروف است. درگیر کردن این شخصیت روحانی، فرهنگى با اجرا و عدد و رقم و سپردن اداره دولت به وى قطعا چیزى به اندوخته تاریخى او نیفزوده و از سرمایه اجتماعىاش خواهد کاست.”(1) نویسنده سرمقاله آنگاه مىنویسد:”پس از خاتمى بخواهیم:1- نقش سازماندهى خود را ایفا کند، به اجماع در میان اصلاح طلبان کمک کند و همراهى برخى احزاب را که ظاهرا قرار است همچون انتخابات گذشته تمام انرژى گروههاى اصلاح طلب را تا واپسین لحظات مصروف خود کند جلب نماید... 2-از ظرفیت گفتگوهاى بالادست بهره برد. در دو ساله اخیر به دلایلى متعدد امکان دیالوگ و مفاهمه جریان اصلاحات با حوزههاى ضامن برگزارى انتخابات رقابتى محدود شده است.”
این نگاه ابزارى که خاتمى را نه در کسوت رئیس جمهور یا رئیس مجلس بلکه در کسوت فرهنگى و دور از قدرت مىیابد همان نگاهى است که آقاى محسن امین زاده معاون وزارت امور خارجه دوران آقاى خاتمى با رد آن مىگوید:”... سناریویى که تلاش کرد خاتمى را غیر قاطع، فاقد توان حل مسائل و ناتوان در استفاده از قدرت و موقعیت خود جلوه دهد. اگر دقت کرده باشید این ترفند که در تمامى هشت سال ریاست جمهورى آقاى خاتمى دنبال مىشد در دوره دوم ریاست جمهورى ایشان به صورت یک برنامه هدفداردنبال شد. شاید تنها چیزى که به نظر مخالفان خاتمى رسیده بود که به وسیله آن براى تخریب شخصیت خاتمى تلاش کنند همین مسئله بود.”(2)
این دو نگاه به خاتمى یکى نگاه ابزارى و دیگرى نگاه ریاستى (که خاتمى را رئیس حقیقى اصلاحات دانسته، او را شایسته مقام ارشد اجرایى یا تقنینى مىبیند) هر دو فعال شدهاند و حال با استفاده از ماجراى ایتالیا درصددند فعالیتهاى زودرس انتخاباتى را کلید بزنند. نگاه افراطى که همان نگاه ابزارى به خاتمى است، چندان شانسى براى موفقیت ندارد.همچنان که قائم مقام دبیرکل حزب اعتماد ملى حجتالاسلام منتجبنیا در گفتگو با خبرنگار فارس گفته است “رویکرد مردم به اعتدالگرایى به مراتب بیش از افراطگرایى است.”(3) وى همچنین درمورد کنار رفتن اصلاح طلبان از صحنه مجلس و دولت چنین اظهار نظر کرده است که “چون اصلاحات مسیر صحیحى نداشت زیرا به دست عقلاى قوم سپرده نشد و... عدهاى تندرو سوار موج شدند و به اصلاحات ضربه زدند.”
در هر حال طیف وسیع اصلاحات باید مراقب باشد که برخى از افراطیون که پیشتر موجب شکست و عقب ماندگى اصلاحات شدند، امروزه باز قد علم کردهاند خاتمى را مطرح مىکنند و از فرصتها به نفع او استفاده مىکنند اما صرفا به او به عنوان یک کاتالیزور مىاندیشند، کاتالیزوى که سبب سامان گرفتن وضع در هم ریخته اصلاحات شده اما خود صحیح و سالم و بدون درگیر کار اجرایى شدن، کنار مىنشیند!
آرى این حواشى مهمتر از متن ماجراى ایتالیا هستند، براى هرکسى که به دنبال تفهم سیاست است.
پىنوشتها:
1- روزنامه شرق، شماره 899، شنبه 16 تیرماه 1386، ص 31
2- روزنامه اعتماد، شماره 1434، پنج شنبه 14 تیرماه 1386، ص 5
3- روزنامه اعتماد ملی، چهارشنبه 13/4/1386، شماره 403، ص 3