اندیشه های هیلاری کلینتون در مورد ایران
خانم هیلاری کلینتون ، روز سیزدهم ژانویه 2009 مصادف با 24 دی ماه 1387 در جلسه رسیدگی به صلاحیت وی برای تصدی بر وزارت امور خارجه آمریکا در کمیته روابط خارجی مجلس سنا، در مورد سیاست ها و دستور کار دولت ایالات متحده در قبال جمهوری اسلامی ایران اظهار داشت:« در برابر ایران همه گزینه ها مدنظر هستند. دولت آمریکا برای مقابله با برنامه هسته ای ایران ، سیاست های کنونی را مورد بررسی قرار خواهد داد. آنچه که ما تاکنون انجام داده ایم، نتیجه بخش نبوده است. ما هر آنچه را که بتوانیم از طریق:
1-دیپلماسی به کار خواهیم گرفت؛
2-از طریق تحریم ها؛
3- از طریق ایجاد ائتلاف های محکم تر با کشورهایی که منافع بزرگی در جلوگیری از تبدیل شدن ایران به یک قدرت اتمی دارند. وی درباره احتمال آغاز به کار دفتر حافظ منافع آمریکا در تهران گفت؛« این مسئله بخشی از ارزیابی سیاست های موجود خواهد بود. ما با دقت زیاد به این موضوعات توجه خواهیم کرد.» هیلاری کلینتون در این نشست در پاسخ به پرسشی درباره احتمال مذاکره مستقیم با ایران مدعی شد: «واشنگتن تمایل دارد پیش از اتخاذ هرگونه تصمیمی در این باره با متحدان خود مذاکره کند.»
در ژوئیه 2007 «هیلاری کلینتون» در یکی از برنامه های انتخاباتی خود مدعی شده بود: «ایران منبع خطر برای آمریکا و یکی از بزرگ ترین تهدیدها برای اسرائیل محسوب می شود. هیچ گزینه ای برای مقابله با ایران نمی تواند از روی میز برداشته شود. سیاست خارجی آمریکا در برابر ایران باید روشن و بدون ابهام باشد. نمی توانیم، نباید و اجازه نمی دهیم ایران به ساختن یا در اختیار گرفتن بمب اتمی نائل شود.» او طی سخنرانی دیگری که در 22 ژانویه 2006 در دانشگاه پرینستون ایراد کرد، گفته بود:« دولت بوش به رغم تمامی شعارهایی که علیه ایران سر داده برای مقابله مستقیم با ایران شجاعت لازم را نداشته و در نتیجه گذشتن از کنار خطری که ایران به وجود آورده، به شکل گرفتن یک فاجعه استراتژیکی انجامیده است.»
وی نوامبر 2006 ( آبان 1385) ضمن درخواست برای اصلاح گسترده در سیاست خارجه آمریکا، مذاکره دوجانبه واشنگتن با کشورهایی چون ایران و کوبا را خواستار شده بود.
خبرگزاری فرانسه از نیویورک، به نقل از «هیلاری کلینتون» که در شورای روابط خارجی آمریکا سخن می گفت، نوشت:« سناتور ارشد دموکرات ایالت نیویورک، خواستار آن شده که سیاست خارجه آمریکا باید شامل همکاری بهتر با دیگر کشورها و گفت وگوی دوجانبه با دشمنان واشنگتن باشد. سیاست آمریکا در جهان بالاخص در قبال ایران، کره شمالی، عراق و افغانستان ، باید دارای رویکردی چند جانبه گرایانه باشد. ما باید در زبان و عمل، گرایش به جامعه بین الملل را در دستور کار خود در قرن جدید قرار دهیم. آمریکا نمی تواند به تنهایی مسائل مهم جهانی را حل کند، همان طوری که جهان نیز نمی تواند بدون آمریکا این گونه مشکلات را حل کند. ما باید برای دیپلماسی به علاوه داشتن ارتشی قوی ارزش قائل شویم. نباید از اینکه در مناقشات دشوار جهانی از طریق دیپلماسی وارد عمل شویم، تردید به خود راه دهیم.
مذاکره مستقیم نشانه ضعف ما نیست، بلکه نشانه رهبری است.» هیلاری بر این باور است که می توان «رهبری آمریکا را در جهان از طریق ترکیب «دیپلماسی» و «سیاست های دفاعی» ، زنده کرد.» در اکتبر 2007 در هنگامه ای که گمانه زنی ها برای حمله نظامی آمریکا به ایران شدت گرفته بود، سناتور دموکرات «هیلاری کلینتون» برای جلب نظر و حمایت گروه های ضد جنگ و ترمیم چهره جنگ طلب خود در موافقت با حمله نظامی به عراق، طرحی را به مجلس سنای آمریکا ارائه کرد که طبق آن رئیس جمهور نومحافظه کار و جنگ طلب این کشور، بدون تصویب کنگره ایالات متحده حق تأمین مالی جنگی دیگر را نداشته باشد. در همین حال وی در اقدامی متضاد به طرح قرار گرفتن سپاه پاسداران در فهرست سازمان های تروریستی رأی مثبت داد. در مجموع می توان گفت «هیلاری کلینتون» در رویکردی نرم و دیپلماتیک، اما تقابل گرا، خواستار توقف غنی سازی اورانیوم در ایران و تعطیلی کامل چرخه سوخت اتمی در عراق و افغانستان، خواهان اجرای نقش مثبت و همکاری جمهوری اسلامی و قطع اقداماتی از سوی ایران است که او آنها را تحریک آمیز می داند. در خاورمیانه خواستار توقف حمایت ایران از حزب الله لبنان و جنبش مردمی حماس در فلسطین است.
هیلاری از ایران می خواهد به جای پیگیری آنچه او سیاست های افراطی و تشنج زا و مقابله با کشورهای دوست آمریکا در منطقه می نامد، به کشور متعارفی در خاورمیانه تبدیل شود. در نهایت به نظر می رسد خانم کلینتون جزء «بازهای لیبرالی» است که «مذاکره» با «پشتوانه نظامی» را برای به «تسلیم» کشاندن حریف یا «تقابل بیشتر» مفید می داند. در خاتمه آنچه که در زمینه سیاست خارجی تیم اوباما جلب نظر می کند، گرایش خاورمیانه ای آنها در مقایسه با گرایش روسیه و اروپای شرقی تیم سیاست خارجی بوش است. به عبارت دیگر تمرکز تخصص و توجه تیم اوباما در بعد منطقه ای، خاورمیانه خواهد بود.
آنچه مسلم است با پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون، تمامی روسای جمهور آمریکا از ابزار سه گانه دیپلماسی، تحریم، یادگیری علیه ایران استفاده کرده اند. نوع احزاب حاکم در آمریکا ( جمهوریخواه یا دموکرات) و شرایط بین المللی تغییری در این سیاست روسای جمهوری آمریکا ایجاد نکرده و تنها دستاویزهای آنها متفاوت بوده است. با مطالعه در مبانی سیاست خارجه هیلاری کلینتون می توان بخوبی عدم تغییر در سیاست های خارجه آمریکا را در قبال ایران در سطح منطقه و خاورمیانه مورد دقت قرار داد.
مبانی و اصول سیاست خارجی هیلاری کلینتون عبارتند از:
1- جانبداری و حمایت همه جانبه از متحد همیشگی خود یعنی رژیم صهیونیستی اسراییل:
دیدگاه کلینتون در خصوص اسراییل معطوف به این مسئله است که این حق اسراییل و مردم آن است که در آرامش و ثبات زندگی کنند و کسی نبایستی در این زمینه، هیچ گونه تردیدی را به خود راه دهد. لذا وظیفه ایالات متحده و سایر متحدانش این است که در منازعه میان اعراب و اسراییل، از اسراییل حمایت کند و در جهت برقراری صلح و ثبات و آرامش در اسراییل و مبارزه با گروه های تروریستی فلسطینی، تمام تلاش و کوشش خود را به کار گیرد.
2- پایان بخشی به بحران عراق:
در این زمینه، هیلاری کلینتون معتقد است که بایستی به این سیاست شکست خورده در عراق پایان داد و هر چه سریع تر، نیروهای آمریکایی را از عراق خارج نمود و با طراحی و اجرای یک استراتژی خروج که بیانگر اقتدار و قدرت ایالات متحده باشد، از عراق خارج شد. این امر، مستلزم واگذاری امنیت عراق به نیروهای بومی این کشور است که بنا به موافقت کنگره، علاوه بر ارسال تجهیزات نظامی به عراق، گروهی از نظامیان آمریکایی نیز برای آموزش و کمک این نیروها، در عراق باقی خواهند ماند.
3- توسل به اقدام نظامی در بحران دارفور:
در نگاه هیلاری کلینتون، بحران موجود در منطقه دارفور سودان، نیازمند اقدام فوری نظامی است؛ چرا که به عقیده وی، در جولای 2004، به کارگیری زور در دارفور، مورد پذیرش سنای آمریکا قرار گرفته و اقدام نظامی علیه شورشیان دارفور، دارای وجهه ای قانونی است. از سویی دیگر، منطقه دارفور، مکانی است که مردم آن، در معرض نسل کشی قرار داشته و بیش از 200 هزار نفر کشته و بیش از 5/2 میلیون نفر، بی خانمان شده اند. این در حالی است که شمار زیادی از زنان و دختران این منطقه، به زور، مورد تعرض قرار گرفته و با ترس و وحشت، به ادامه زندگی می پردازند. از این رو، ایالات متحده در راستای آزادی و حمایت از حقوق انسانی، موظف است تا این نسل کشی را محکوم کرده و اقدامات فوری نظامی را در جهت نجات مردم این منطقه و خاتمه نسل کشی، به کار بندد.
4- مقابله با چالش های جهانی از جمله ایران:
آنچه هیلاری کلینتون از آن به عنوان چالش های جهانی نام می برد، شامل مسائلی همچون «ارتقای سطح حقوق بشر و داشتن فرصت های برابر در جهان، نقش ایران در خاورمیانه به عنوان تروریسم هسته ای و گرم شدن زمین» است. از این رو، به عقیده وی، تداوم رهبری ایالات متحده در قرن 21، نیازمند مواجهه ایالات متحده در جهت حل این چالش ها است.
اما آنچه اهمیت دارد، نوع نگاه هیلاری کلینتون به ایران است که در ذیل به آن می پردازیم. همانطور که پیشتر گفته شد، هیلاری کلینتون، از جمله 76 سناتوری بود که در طرحی، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را یک گروه تروریستی خارجی که نقشی اساسی در حمایت و تجهیز حزب الله دارد، توصیف نمود.
وی در اولین سخنرانی خود در جمع بزرگترین لابی یهودیان حامی خود در آمریکا (آیپک)، ایران را «تهدید جدی برای دنیا به ویژه برای ایالات متحده و اسراییل» عنوان کرد و اظهار داشت: ایران در منطقه خاورمیانه دارای نفوذ زیادی است و در صورتی که مخالفت مقامات ایران با برنامه های استقرار دموکراسی آمریکا در خاورمیانه ادامه یابد، آنها باید بدانند که با پیروزی من در انتخابات ریاست جمهوری سال 2008 میلادی باز هم تمام گزینه ها و مخصوصاً انجام حمله نظامی علیه آنها روی میز خواهد بود. با گفتن این جمله، جمعیت 1700 نفری لابی یهودیان، هیلاری کلینتون را مورد تشویق شدید قرار دادند و برخی از حضار که حمایت مالی او را نیز برای تبلیغات ریاست جمهوری بر عهده گرفته اند، فریاد می زدند: تو مورد حمایت لابی یهودیان مقیم آمریکا هستی و پیروز خواهی بود. با وجود این، هیلاری کلینتون، به خاطر جو ضد جنگی که در ایالات متحده وجود دارد، بر گزینه های غیر نظامی از جمله مسدود نمودن دارایی های خارجی ایران و نیز حل و فصل پرونده هسته ای ایران از طریق بحث و مذاکره به جای اقدام نظامی تأکید می کند.