صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۱ تير ۱۳۸۶ - ۱۰:۰۹  ، 
کد خبر : ۱۰۵۹۳

۶۰۰ هزار عراقى چگونه قربانى شدند/مایکل شوارتز


در این چهار سال و اندى که از زندگى مرگبار عراقى ها مى گذرد کم نبودند گزارشگران و محققانى که براى روایت تاریخ محنت بار مردمان آنجا راهى شهروروستاى ویران این کشور شدند اما در میان این خیل راویان و گزارشگران، کار تیم محققان نشریه لنست ارزش و جایگاهى ویژه دارد. در ترکیب این گروه محققانى قرار گرفتند که تجربه اى طولانى از تحقیق در جنگ هاى بزرگ بالکان داشتند . شاید به همین دلیل هم بود که بیشترین تلاش براى سانسور و تحریف گزارش گروه لنست صورت گرفت .

مجله لنست - از معتبرترین نشریات علمى بریتانیا- دوازدهم اکتبر نتیجه تحقیقى را به چاپ رساند که به باور کارشناسان جنگ وسیاست تا به امروز دقیق ترین برآورد از نتایج فاجعه عراق است. تهیه کنندگان این گزارش درپایان مطالعه خود به نکته اى تکان دهنده رسیده و نتیجه گیرى کرده بودند که میزان مرگ و میر عراقى ها در چند ماه نخست جنگ حدود پانزده هزار نفر در ماه بوده است اما پس از این یعنى تا اکتبر ۲۰۰۶ ششصدهزار عراقى به شیوه اى خشونت آمیز کشته شده اند.

دولت هاى آمریکا و انگلیس به سرعت این نتایج را رد کرده و آن ها را «از حیث روش شناختى مخدوش» خواندند؛ اما محققان لنست از شیوه هاى بسیار علمى واستاندارد براى محاسبه مرگ و میر در جنگ و منطقه هاى مصیبت زده استفاده کرده بودند. آن ها از اغلب محلات و مناطق درگیر جنگ دیدن کرده و گزارش آمار قربانیان را معتبرترین منابع محلى وشاهدان جنگ جویا شده بودند. دلایل امتناع این دولت ها به قدر کافى روشن است: پذیرفتن این نتایج براى دولت هاى مقصر بسیار ویرانگر بود. آمارقربانیان فاجعه عراق آنگاه تکان دهنده مى شود که دریابیم در میان ششصدهزار نفر قربانى خشونت هاى جنگ عراق (یا حتى بیش از این تعداد)، بخش غالب آنان توسط نظامیان آمریکایى به قتل رسیده اند و نه توسط بمب هاى جاده اى یا جوخه هاى مرگ یا مجرمان خشن.محققان لنست از شهروندان عراقى پرسیده بودند که عزیزانشان چگونه مرده اند و چه کسى مسئول آن است. شناخت خانواده ها درباره علل مرگ ها بسیار جالب بود.خانواده قربانیان مى دانستند که قربانیان حملات هوایى به دست اشغالگران، قربانیان بمبگذارى هاى خودرو توسط شورشیان کشته شده اند و قربانیان اصابت گلوله و موارد دیگر تلفات نیز اغلب در درگیرى ها و شرایطى رخ داده اند که شاهدى وجود نداشته است. طبیعى بود که شنیدن این نتایج براى آن عده از کسانى که تلفات جنگ را ازدریچه بیانیه هاى پنتاگون یا رسانه هاى متحد بوش مى بینند، دشوارآید.

بر پایه پاسخ خانواده هاى قربانیان آنجا که به طورقطع مى دانستند مقصرقتل عزیزانشان کیست، سهم نیروهاى آمریکایى (یا ائتلاف متحدشان) ۵۶ درصد برآورد شده بود. این یعنى مى توان با اطمینان گفت که نیروهاى ائتلاف تا نیمه سال ۲۰۰۶ حداقل صدوهشتاد هزار عراقى را کشته اند. این درحالى است که محققان اطمینان یافته بودند که آمریکا سهم جدى ازتقصیر در مرگ هاى مشکوک دارد. رقم باقیمانده را مى توان به شورشیان، مجرمان بومى ویا نیروهاى عراقى نسبت داد .

چرا ما چیزى درباره این ها نمى دانیم؟

یقیناً کشته شدن سیصد نفر عراقى در روز بارها و بارها خبرساز مى شود و با این حال، رسانه هاى الکترونیک و چاپى خیلى راحت به ما نمى گویند که آمریکا باعث کشته شدن تمام این افراد مى شود. ما خبرهاى زیادى درباره خودروهاى بمبگذارى شده و جوخه هاى مرگ مى شنویم، اما اخبارى درباره کشته شدن عراقى ها به دست آمریکایى ها نمى شنویم مگر درباره اخبار پراکنده تروریستى یا فجایع پراکنده دیگر.

پس آمریکا چگونه این قتل عام را انجام مى دهد و چرا این وضعیت ارزش خبرى ندارد؟ پاسخ این سؤال در آمار حیرت آور دیگرى نهفته است: این آمار را نیروهاى نظامى آمریکا منتشر کرده و توسط مؤسسه فوق العاده معتبر بروکینگز گزارش شده است: در چهار سال گذشته، نیروهاى نظامى آمریکا روزانه بیش از هزار نیروى گشتزنى را به محله هاى دشمن فرستادندکه مأموریت همه آنها دستگیرى یا کشتن شورشیان و تروریست هاست. (اگر سربازان عراقى را نیز که در میان نیروهاى آمریکایى حضور دارند به شمار آوریم، از ماه فوریه، این تعداد به حدود پنج هزار نیروى گشت در روز رسیده است).این هزاران نیروى گشت نقش اول را در خط مقدم شلیک به هزاران عراقى داشته اند؛ چون این ها بر خلاف چیزى که اول به ذهن مى آید، فقط کارشان «راه رفتن زیر آفتاب» نیست. در واقع، همان طور که نیر روزن، یک روزنامه نگار مستقل، در کتاب بسیار خواندنى اش، «در درون پرنده سبز»، به روشنى و به شیوه اى دردناک توصیف کرده است، این گشتزنى ها وحشى گرى هاى پرزورى را در بر مى گیرد که فقط گهگاهى توسط یک روزنامه نگار مستقل از جریان کلى رسانه هاى آمریکا گزارش مى شود.وقتى که هدف و روند کار این گشت ها را از نزدیک زیر نگاه بگیریم، خشونت هاى آنان هویدا مى شود . هر مردى که در سن جنگ باشد، نه تنها مظنون است بلکه بالقوه یک دشمن خطرناک به حساب مى آید. به سربازان ما مى گویند که خطر نکنند: مثلاً در بسیارى از موارد نفس در زدن ممکن است باعث شلیک گلوله به در شود. در نتیجه به آن ها دستور داده شده که هر وقت با وضعیتى ظاهراً خطرناک روبه رو هستند، غافلگیرانه عمل کنند - درها را بشکنند، به هر چیز مشکوکى شلیک کنند و درون هر اتاق یا خانه اى که احتمال مقاومت در آن ها باشد نارنجک بیندازند. اگر با مقاومت محسوسى روبه رو شوند، به جاى این که سعى کنند به ساختمان حمله کنند، مى توانند از توپخانه یا نیروهاى هوایى کمک بگیرند.

* مایکل شوارتز استاد جامعه شناسى و مدیر هیأت علمى دانشگاه استونى بروک

 

 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات