یکى از اشکالاتى که برخى منتقدین به شخص رئیس جمهور و دولت نهم داشتند این بود که رئیس دولت نهم با نخبگان تعامل ندارد و تصمیمات فارغ از مشورتها و اعتنا به نقد منتقدان، صورت مىگیرد.نشست 6 ساعته عصر پنجشنبه رئیسجمهور و برخى از اعضاى کابینه با 50 تن از اقتصاددانان نشان داد که دولت نهم نه تنها تعامل با نخبگان را یک ارزش مىداند بلکه گوش شنوایى براى شنیدن نقادىها بویژه در حوزه اقتصاد دارد.
مسائل و مشکلات اقتصادى کشور طى دو دهه اخیر همواره در دستور کار دولتهاى پس از انقلاب بوده است. محاصره اقتصادى دشمن، سنگاندازى غربىها بر سر راه پیشرفت کشور و نیز فعال بودن سرویسهاى جاسوسى در حوزه اقتصاد، مشکلات اقتصادى کشور را مضاعف کرده است. لذا پس از انقلاب هیچ دولتى نبوده که از گرانی، تورم و فشارهاى اقتصادى در امان بوده باشد.
منتقدان اقتصادى و دلسوزان در دولتهاى پیشین همواره دیدگاههاى خود را مطرح مىکردند اما گاهى روساى دولتها به نقد آنها از دید خریدارى نگاه نمىکردند.
آنچه پنجشنبه گذشته در دفتر ریاست جمهورى اتفاق افتاد یک رویداد میمون و مبارک است. رئیس دولت با صبورى و با حوصله زیاد در دیدارى چهره به چهره - آن هم در یک نشست 6 ساعته - نقدها را گوش داد. نه تنها او بلکه تیم اقتصادى وى در کنارش به این نقدها گوش فرا دادند. واکنش شرکت کنندگان نسبت به این نشست مثبت توصیف شده است. برخى که از روى انصاف و عدالت به نتایج نشست عنایت داشتند،دستاوردهاى این دیدار را این گونه توصیف کردند:
- توضیحات احمدى نژاد راضى کننده بود
- مهمترین دستاورد نشست رسیدن به یک نقطه مشترک بود
- به نشستهاى بعدى نیاز داریم
حتى ستارىفر رئیس سابق مدیریت و برنامهریزى [دولت خاتمی] به عنوان یکى از امضاکنندگان اصلى نامه 57 نفر و از منتقدان برنامههاى اقتصادى دولت نتایج نشست را بسیار مثبت توصیف کرده بود. دکتر احمدى نژاد با طرح چهار پرسش کلیدى در حوزه اقتصاد ایران از جمع حاضر استمداد طلبید براى حل مشکلات مردم مساعدت نمایند و دیدگاههاى کارشناسى خود را در آن مورد بیان کنند.رئیس جمهور از حاضرین پرسید:
1 - درآمد حاصل از فروش نفت را چگونه و کجا مصرف کنیم؟
2 - آیا درآمدهاى نفتی، ارزى هزینه شود یا ریالی؟
3 - آیا هیچ وقت قرار نیست درآمدهاى حاصل از فروش نفت وارد سیستم شود؟
4 - با توجه به تعریف وظایف بانک، چگونه باید این نهاد را اصلاح و متحول کرد؟
ظاهرا یکى از حضار در پاسخ فرموده بودند؛ “ورود درآمدهاى نفتى با هر شکلى به اقتصاد ایران مخرب است!” خوب طبیعى است این نظر از قوت و قدرت کارشناسى برخوردار نیست و یک پاسخ دمدستى و نسنجیده است.
اگر این پاسخ را بپذیریم باید صنعت نفت را تعطیل کنیم و ذخایر آن را در زیرزمین بدون هزینه انباردارى براى نسلهاى بعد پسانداز نماییم. تا موقعى که آن پاسخ دمدستى به قوت خود باقى است هیچ نسلى در هیچ عصرى در ایران نمىتواند از درآمدهاى اضافى نفت در اقتصاد ایران استفاده کند.
بایدمنتظر بود و دید آقایان چه پاسخ علمى و فنى و اقتصادى براى این پرسشها دارند. علىایحال پاسخهاى رئیس جمهور و تیم اقتصادى دولت نشان داد که دیدگاههاى دولت نهم از یک پشتوانه کارشناسى و علمى برخوردار است و تصمیمات، متکى بر قانون و نیز تکیه بر یک دیدگاه از نخبگان اقتصادى بوده است. اما اینکه چرا رئیس جمهور از نقد نویسندگان نامه 57 نفره استقبال کرد، پاسخش این است که دولت نهم به گفتمان “پیشرفت و خدمت” مىاندیشد و براى خدمت به مردم نمىتواند دیدگاه جناحى نسبت به حل مشکلات مردم داشته باشد. او خود را نیازمند بهرهگیرى از دیدگاه منتقدان مىداند و جالب این است که به این پدیده با نگاه نقد درون گفتمانى مىنگرد و از آن استقبال مىکند.
نکته مهم اینکه از آغاز انتشار نامه 57 نفر، برخى رسانههاى همسو با «بى بى سی» آن را به صورت تقابلى با دولت درآوردند. اما اصولگرایان و بویژه رئیس جمهور از آن به عنوان تقابل یاد نکردند و مسیر تعامل با دوستان منتقد اقتصادى را پیش گرفتند. نشست پنجشنبه گذشته منتقدین اقتصادى با رئیس جمهور نشان داد این روند از تقابل به تعامل و از تعامل به همدلى و همکارى رسید.