صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۵ شهريور ۱۳۸۸ - ۱۰:۳۲  ، 
کد خبر : ۱۰۶۹۵۳

ظهور و سقوط کودتای مخملی/پروفسور حمید مولانا


بصیرت: اظهارات آشکار دولتمردان آمریکا درمورد تغییر، تضعیف و براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران در حقیقت دخالت در امور داخلی ایران بوده و نه تنها علیه حاکمیت ملی یک کشور و قوانین بین المللی است، بلکه در نهایت نقض قرارداد امضا شده بین آمریکا و ایران موسوم به قرارداد الجزایر است که پس از آزادی گروگان های آمریکائی به تصویب هردو کشور رسید. در ماده اول قرارداد الجزایر آمده است «ایالات متحده آمریکا تعهد می کند که تحت هیچگونه شرایطی مستقیم و یا غیرمستقیم در امور داخلی ایران دخالت نکند.»
آمریکا و برخی کشورهای اروپایی در کودتاها و انقلاب های مخملی بر پروپاگاندا، جنگ های روانی، تهاجم رسانه ای، تشکل و بسیج افراد و گروه ها و احزاب تکیه می کنند. معماران و نقشه پردازان اینگونه تحرکات به دنبال کسانی هستند که از صفات مشخصی برخوردار باشند: (1) جاه طلبی و خودخواهی، (2) قدرت طلبی و تکبر سیاسی، (3) ضعف در ایمان و باورها، (4) علاقه فراوان به ثروت، (5) حقارت در برابر قدرت آمریکا و اروپائی ها و نداشتن اعتماد به نفس و (6) تقلید و پذیرش الگوهای غرب.
به یادداشت های یکی از مشاوران تبلیغاتی آمریکا درباره بسیج مردم و توده ها در موفقیت و پذیرش پروپاگاندا و عملیات رفتاری توجه کنید: (1) افراد و گروه ها باید اهداف موردنظر تبلیغاتچی را خود داوطلبانه انجام دهند و نه با زور، (2) این عمل و منظور را طبیعی بدانند نه مصنوعی، (3) تکالیف تزریق شده برایشان معمولی باشد نه غیرعادی، (4) پیام از ذهن آنها خارج نشود، (5) اصل موضوع شوک آور باشد، (6) مردم بیشتر نگران ریسک هایی هستند که معلوم و واضح است، (7) افراد در بسیاری موارد تصمیم نمی گیرند، بلکه نظریه و عقیده دیگران را قبول دارند، (8) انصاف و بی انصافی در اعتراض مردم نقش اساسی دارد، (9) دروغ مصلحت آمیز قابل بخشش است، (10) «مقامات موثق» در مغز مردم، بالاتر از منابع حقیقی و دانا اثر دارند، (11) تظاهر به صمیمیت از غیرصمیمی بودن مهم تر است، (12) القای تقلید و آفرینش مدل- طرح موج عقب نیفتادن از دیگران- به ویژه در جوانان، (13) سوءاستفاده از نام و عنوان شخصیت ها، (14) تمسک به باورها و اعتقادات مقدس، (15) مفاهیم پیچیده و مبهم، (16) واژه های دل پسند، رنگ ها و نمادهای مشخص، (17) نارضایتی را می توان به بحران تبدیل کرد، (18) بحران آفرینی شرط اولیه بسیج مردم است، (19) شخصیت کشی و شخصیت پروری از طریق سایت ها، وبلاگ ها، رسانه ها و (20) استفاده از کانال های سنتی، گروهی، میان فردی برای ترویج و پخش شایعات.
در دنیائی که پر از پروپاگانداست، تعجب نیست که این روش ها اغلب با موفقیت تبلیغاتچی ها و کودتاچی ها همراه باشد. آنچه تبلیغاتچی و کودتاچی مخملی نمی تواند بیان کند، این است که تا چه اندازه اعمال نامعقولانه توده های مردم، درحقیقت، آفریده سفسطه های پاداش پذیر خودشان است؟ این سؤالی است که خود مردم بهتر از تبلیغاتچی ها می توانند به آن پاسخ دهند و این موقعی حقیقت پیدا می کند که افراد یک جامعه تفاوت بین استراتژی رفتاری و ارتباطی بالغ و نابالغ را تشخیص دهند.
کتاب «عقاید عمومی» نویسنده و فیلسوف اجتماعی آمریکا، والترلیپمن که در سال 1921 میلادی منتشر شد و تا امروز یکی از کتاب های معتبر غرب در این رشته به شمار می رود، دقیقا موقعی نوشته شد که این نویسنده آمریکایی مأموریت خود را به عنوان یکی از مسئولان ارشد جنگ آمریکا در جنگ جهانی اول تمام کرده و از ملاحظه کنترل افکار عمومی و استفاده از روش های پروپاگاندا سخت خسته و پریشان شده بود. این آغاز بدبینی و انتقاد او از سیستم دموکراسی غرب بود. بنابر دیدگاه لیپمن، از اوائل قرن بیستم دیواری بین فرد و محیط او ایجاد شده است، این دیوار چیزی جز پروپاگاندا نیست. محتویات این دیوار را وقایع مسخ شده و صوری تشکیل می دهند.
کودتای مخملی، یکی از ضروری ترین موضوعاتی است که باید مورد کندوکاو نیروهای انقلابی و مسلمان به ویژه نسل جوان قرار بگیرد. با نگاه های آسیب شناسانه به روند انقلاب اسلامی و فراز و فرودهای آن، به روشنی می توان عوارض منفی و آزاردهنده فقدان یک جریان قدرتمند غرب شناسی و آمریکاشناسی را در ایران ملاحظه کرد. کسانی که به طور مستمر، خواننده ستون «چشم انداز» و این سلسله مقالات در 18 سال گذشته بوده اند، اکنون قادرند به درستی به تحلیل ماهیت چرایی و سمت و سوی حوادثی که در انتخابات ریاست جمهوری دوره دهم آفریده شد، بپردازند، زیرا ما بیشتر از هر رسانه دیگر به علل و عوامل اینگونه پدیده ها پرداخته ایم.
شکست مفتضحانه کسانی که از شیوه کودتای مخملی برای تضعیف نظام جمهوری اسلامی ایران استفاده می کردند باید درس عبرتی برای معماران آن باشد. من کودتای 28 مرداد 1332 را به چشم دیده و در کودتای مخملی روسیه، مجارستان، لهستان، آلمان شرقی، و چکسلواکی سابق در آن کشورها حضور داشتم. دو دلیل اصلی که شیوه های کودتای مخملی در ایران ناموفق خواهد بود این است که کودتا از هر نوع موقعی انجام پذیر است که آن نظام یا آن دولت پایه مردم سالاری قوی نداشته و علاوه بر آن نوع ایدئولوژی و خردگرائی عاملان کودتا یا به اصطلاح انقلاب مخملی پذیرفته شود.
مردم سالاری انقلاب اسلامی ایران که در مشارکت انتخاباتی بی سابقه 85 درصدی (42 میلیون نفری) و در مرحله نخستین، رئیس جمهور خود را با 24 میلیون رای انتخاب کرد نشانه نظام و حکومتی بود که حفاظت و پاسداری آن در منشور مقدس «ولایت فقیه» استوار شده است. علاوه بر این با انقلاب اسلامی و بیعت و وفاداری به مقام معظم رهبری، مردم ایران ایدئولوژی ها و نوع حکومت منتسب به غرب را رد کرده اند. مشکل غرب و فرهیختگان غرب این است که این حقیقت و این مشروعیت الهی و تاریخی را درک نکرده اند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات