بصیرت: وقتی خبر تثبیت تیم اقتصادی دولت را در کابینه دهم شنیدیم هم خوشحال شدیم و هم دل نگران.
خوشحال از این بابت که قرار است بخشی از راهکارها و برنامه های اقتصادی مثبت تداوم یابد و دل نگران از اینکه احتمالاً اصرار بر برخی اشتباه های فاحش اقتصادی از سوی وزیران و دولت، چهار سال دیگر هم به طول خواهد انجامید.
به هر روی آنچه این روزها از سوی کارشناسان مطرح و دولت به رعایت آن تشویق می شود «برنامه محوری» است و البته در کنار برنامه محوری، پرهیز از هرگونه شخص محوری و سیاست زدگی در اقتصاد توصیه دیگری است که از زبان افراد مختلف با ادبیات مختلف به دولت پیشنهاد می شود.
این در حالی است که دل نگرانی کارشناسان اقتصادی با نگاهی به وضعیت بغرنج تولید و ظرفیت تعطیل شده صنعت بیشتر می شود و اینک انتظار می رود تغییر مدیران و یا تثبیت آنها بتواند نسخه ای شفابخش برای این بخش تجویز کند و حتی اگر دولت 4 سال گذشته را به عنوان دوره آزمایشی پشت سر گذاشته باشد 4 سال پیش رو زمان بهره برداری از ایده مدیران اقتصادی دولت دهم است.
نقش ها تغییر کند
به گفته دکتر پژویان اصولاً وزارتخانه های صنایع و بازرگانی، اقتصادی به شمار نمی روند و این وزارت امور اقتصادی و دارایی است که باید نام اقتصاد را بر آن بگذارند.
این اقتصاددان به خبرنگار ما می گوید: اشکال عمده ما این است که سیاستگذاری و سیاست سازی اقتصادی را با فعالیت اقتصادی اشتباه می گیریم، وزارتخانه های صنایع و بازرگانی در اقتصاد محلی از اعراب ندارند چون این دو وزارتخانه در گذشته بنا به دلایلی شکل گرفته اند و من تصور می کنم امروز باید نقش آنها تغییر کند.
وی با بیان اینکه باید به سیاستهای وزارت امور اقتصادی و دارایی بانک مرکزی در دولت دهم چشم دوخت، خاطرنشان می کند: شاید بهترین اقدامی که دولت دهم باید در راستای حمایت از تولید انجام دهد ادغام وزارت صنایع و بازرگانی مشروط بر شرح وظایف جدید باشد، اصولاً برای وزارت تعاون هم جایگاهی نمی بینم من معتقدم مدیران اقتصادی در صورت ادغام این وزارتخانه ها می توانند بخش تولید را از بحران رها کنند.
به باور دکتر پژویان وقتی قرار است صنایع دولتی به بخش خصوصی واگذار شود یک دفتر هم می تواند وظایف وزارت صنایع را انجام دهد که در آن صورت تولید کنندگان و اهالی صنعت تعامل بهتر و مستقیم تری با مدیران خواهند داشت.
وی اضافه می کند: بخش اصلی سیاستهای اقتصادی دولت در وزارت امور اقتصادی و دارایی و پس از آن بانک مرکزی اتخاذ می شود، این وزارتخانه ضمن طراحی سیاستهای مالی وظیفه اصلاح ساختارهای اقتصادی را هم برعهده دارد.
پژویان تصریح می کند: به نظر من رویکرد سال آخر دولت نهم که نشأت گرفته از ایده های دکتر دانش جعفری و دکتر حسینی بود بهترین رویکرد برای ادامه راه است، این رویکرد تحت عنوان اصلاحات اقتصادی ایجاد شده و من گمان می کنم اگر ادامه یابد بسیار مثبت خواهد بود.
او خاطرنشان می کند: بخش تولید یعنی بخش خصوصی و بخش خصوصی در واقع باید مجموعه فعالیتهای اقتصادی را زیر چتر خود داشته باشد، من حضور دولت و فعالیت اقتصادی آن را نفی نمی کنم حتی توصیه این است که برخی فعالیتهای اقتصادی در اختیار دولت باشد.
این کارشناس مسائل اقتصادی نقش دولت را در تولیدات صنعتی و کشاورزی کمرنگ ارزیابی و اضافه می کند: شاید بتوان گفت تبعات تغییر در مدیریت این بخشها هم به تبع نقش کم دولت، خیلی محسوس نیست، اما واقعیت این است که دولت در این بخشها با استفاده از اهرم واردات نقش زیادی بازی می کند، بنابراین به دولت توصیه می شود حساسیت ویژه ای به واردات در این دو بخش داشته باشد چون اگر بی توجه باشد تأثیر مثبت فعالیت بخش خصوصی در این بخشها را از بین می برد.
به عقیده پژویان حضور دولت و دولتی ها در بخش صنعت بیش از دیگر بخشهای تولیدی است.
این کارشناس می گوید: در ادامه روند خصوصی سازی بهتر است دولت اجازه حضور واقعی این بخش را در صنعت صادر کند تا کارآفرینان بخش خصوصی از طریق شورای رقابت بتوانند وارد یک فضای رقابتی شوند.
به باور دکتر پژویان اگر مدیران در بخش صنعت بتوانند به ایجاد یک فضای رقابتی دست یابند کارآیی تولید نیز خود به خود بیشتر می شود.
قشنگ ترین شعار
رئیس کمیسیون صنعت اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران هم در زمینه تأثیر تغییرات مدیریتی بر بخش تولید در دولت دهم به خبرنگار ما می گوید: اگر بخواهیم نگاه شعاری داشته باشیم شاید قشنگ ترین شعار این است که برنامه محوری برتر از فرد محوری است، بدین معنا که یک فرد به عنوان گزینه تصدی یک وزارتخانه بویژه وزارتخانه اقتصادی برنامه های خود را ارائه کند و پس از جلب رأی اعتماد مجلس روند رسیدن به اهداف و برنامه های خود را هم پیگیری کند.
بهروز صادقی خاطرنشان می کند: اصولاً در کشور ما یک سلیقه بزرگ و شخصی بر ابعاد مختلف اقتصاد سایه افکنده است و سلیقه همان فرد روند انجام امور را رقم می زند، پس در این محیط مدیریتی فضای نرمال اقتصادی ایجاد نمی شود.
وی می گوید: ضرورت وجود یک مدیریت به نفع جامعه صنعت بشدت احساس می شود و از سویی دیگر باید پذیرفت تغییرات مدیریتی در بخش اقتصاد، پایداری اندک برنامه ها را در پی دارد، زیرا مدیر جدید تمامی زیر مجموعه ها را عوض می کند.
به گفته صادقی در کوران تغییرات، بی ثباتی در تصمیم گیریها هم بیشتر احساس می شود.
او اضافه می کند: گویا وزیران اقتصادی در دولت آینده تغییری نمی کنند پس باید اندکی امیدوار بود، اما به نظر می رسد باید منتظر باشیم و ببینیم دولت و مدیران اقتصادی در حالی که بحرانهای زیادی پیش رو دارند از دو گزینه بد و بدتر کدام گزینه را برای تولید و صنعت انتخاب می کنند.
صادقی اظهار می دارد: به باور من خوب است دولت یک برنامه ریزی مشخص برای تولید ارائه کند و بر مبنای همان راهبرد اقتصادی، شاخصهای عمده اقتصاد را به گونه ای تعیین کند که با تغییر مدیریت دچار مشکلات بزرگ نشویم.
به عقیده رئیس کمیسیون صنعت اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران وضعیت تولید در 4 سال آینده صرف نظر از تغییر یا تثبیت مدیران شکننده و بحران زا خواهد بود.