صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۲ مهر ۱۳۸۶ - ۰۹:۲۳  ، 
کد خبر : ۱۰۶۹۷

امام مهدى و دنیاى استکبار / مهدى فقیه ایمانى


امام صادق، علیه‏السلام، در پاسخ به سؤالی درمورد حضرت قائم فرمودند:

کلنا قائم بامر الله واحد بعد احد حتى یجى‏ء صاحب السیف فاذا جاء صاحب السیف جاء بامر غیر الذى کان. (۱)

همه ما یکى پس از دیگرى قائم به امر خدا هستیم تا زمانى که صاحب شمشیر بیاید; پس آنگاه که صاحب شمشیر آمد برنامه و دستورى غیر از آنچه بوده به اجرا درمى‏آورد.

گویا مراد حضرت از این عبارت آن باشد که پدرانش مامور به تقیه و مدارا بودند و او مامور به جهاد و براندازى ظلم و زور.

دهها حدیث از این قبیل وجود دارد که همگى بیانگر قیام حضرت مهدى و رویارویى او با دشمنانش به وسیله شمشیر و سلاح جنگى پیامبر اکرم و امیر مؤمنان است. شکى نیست که حضرتش هیچگونه استفاده‏اى از وسائل و نیروهاى تاخت و تاز فعلى دنیا نخواهد کرد.

با توجه به قیام عدل مآبانه اسلامى و انسانى آن بزرگوار به منظور برچیدن بساط ظلم و ستم و برقرارى عدل و داد از یک سو و ظالمانه بودن استفاده از هر نوع سلاحهاى جنگى فعلى از سوى دیگر معقول و قابل قبول نیست که حضرتش از سلاحهاى جنگى - غیر شمشیر و نیزه - این چنینى استفاده نماید و قطره خونى را بنا حق بریزد یا ظالمانه به‏جان و مال مردم آسیب رساند.

آرى به شرحى که برخوردهاى جنگى پیامبر و امیر مؤمنان و درگیریهاى آن دو بزرگوار را با کفار و مشرکین و یهود و نصارى و منافقین - در رابطه با نشر و گسترش اسلام - در مصادر تاریخى و حدیث‏سنى و شیعه ملاحظه مى‏کنیم، حضرت مهدى موعود، روحى‏له‏الفداء، هم عینا براى ادامه خط و رسم آن دو بزرگوار بدون هیچگونه اقدام ظالمانه‏اى به گسترش اسلام و برقرارى عدل و داد جهانى مى‏پردازد و حدیث:

یملا الله به الارض قسطا و عدلا بعد ما ملئت ظلما و جورا.

و دیگر احادیث و پیشگوییهاى پیامبر اکرم، صلى‏الله‏علیه‏وآله، و پیامبران پیشین و ائمه اطهار، علیهم‏السلام، را تحقق مى‏بخشد.

اکنون این سؤال مطرح است که: چگونه حضرت مهدى با شمشیر و نیزه در مقابل آن همه سلاحهاى جنگى و هواپیماهاى بمب‏افکن و موشک‏انداز و نیروهاى آتش‏زا و مخرب و وسائل نقلیه زمینى، هوایى، و دریایى مى‏تواند استقامت کند و جمعیتها و گروههاى منحرف و بیراهه‏رو و ضد اسلام را به اسلام و قرآن گرایش دهد و در صورت تمرد و تخلف آنها از پذیرش اسلام به کار آنها خاتمه دهد؟

در پاسخ این سؤال باید گفت که: اگر بخواهیم از بعد معجزه و استفاده از نیروى معنوى و یارى الهى وارد شویم، مى‏توانیم بگوییم: همانطورى که به شرح مندرج در آیات قرآنى، خداوند با یک قطعه چوب (عصا) حضرت موسى و هارون را بدون همکارى بنى‏اسرائیل و یارى آنها بر فرعون و دارودسته و نیروى یک میلیون و ششصد هزار نفرى او مسلط و پیروز کرد. (۲)

چنانکه مى‏دانید بعد از آنکه فرعون هشتاد نفر از نیروهاى ساحر و جادوگر خود را احضار کرد و آنها در مقابل حضرت موسى با گستردن طناب و چوب و دیگر چیزها صحنه جست و خیزى در شکل مارها و دیگر حیوانات وحشتزا را به نمایش درآوردند; حضرت موسى به امر الهى عصاى خود را بر زمین زد و فورا عصا به شکل اژدهاى عظیمى به حرکت درآمد و تمام وسائل و مایه‏هاى جادویى جادوگران را بلعید، آن چنانکه آنها به شگفت آمده و وحشتزده شدند و همه در مقابل حضرت موسى تسلیم شدند و به سجده افتادند و گفتند ما به خداى موسى و هارون ایمان آوردیم و معتقد به خداى راستین حضرت موسى شدند و در پاسخ فرعون که آنها تهدید به قطع دست و پا و به دارآویختن نموده بود، گفتند: مهم (۳) نیست هر کارى مى‏خواهى بکن، ما گناهانى کرده‏ایم که مى‏خواهیم با ایمان به خدا و تسلیم در مقابل پیغمبرش ما را ببخشد و بیامرزد.

و نیز حضرت موسى به امر الهى عصا را بر آب رود نیل زد و آبهاى آن مثل کوه روى هم انباشته شد و دوازده جاده خشک به وجود آمد، پس حضرت موسى با دوازده فرقه بنى‏اسرائیل وارد جاده‏هاى خشک شدند و فرعون هم به همراه لشکرش در تعقیب موسى وارد جاده‏هاى خشک رود نیل شد و بالاخره پس از آنکه آخرین نفر از بنى‏اسرائیل از دریا خارج شد و پا بیرون نهاد آخرین نفر از نیروها و دنباله‏روان فرعون وارد دریا شد، آنگاه خداوند با موجى لحظه‏اى دریا را پر از آب و فرعون - همان خداى دروغین را - با انبوه زر و زیورهاى وزنه‏دار آویخته به‏خود و سلاحهاى سنگین و همراهانش همه را غرق کرد و جثه فرعون را مثل پر کاه روى آب قرار داد که کافر و مؤمن همه به حیرت درآمدند. در حالى که موسى و هارون و تعداد ششصد هزار نفر بنى‏اسرائیل همه نجات یافتند و بنى‏اسرائیل وارث و مالک تشکیلات فرعون و سرزمین مصر شدند. (۳)

به‏فرموده امام رضا، علیه‏السلام، حضرت مهدى، علیه‏السلام، عصاى موسى و انگشتر سلیمان را در دست دارد; و طبعا همانند موسى از عصا (۴) و همانند سلیمان از انگشتر استفاده معجزه‏آسا خواهد کرد.

بدین ترتیب براى خداوند خیلى سهل و آسان است که حجتش امام زمان، علیه‏السلام، را بر دنیاى کفر و استعمار و زور و قلدرى مسلط و پیروز فرماید; آن چنانکه دنیاى کفر و ایمان به حیرت درآید و اسلام راستین هر چه سریع‏تر و گسترده‏تر در سراسر جهان به نمایش درآید و بساط ظلم و کفر برچیده شود.

اکنون اگر با گذشت‏بیش از سه هزار سال از تاریخ ماجراى برچیده شدن بساط خدایى خیالى و دروغین فرعون به‏وسیله حضرت موسى تجسم ذهنى جزئیات قضیه و به وقوع پیوستن آن براى ما مشکل است‏به سراغ ماجراى از هم پاشیده شدن دستگاه وسیعترین حکومت جهانى، یعنى شوروى - آنهم بدون جنگ و خونریزى - مى‏رویم.

آرى، این شوروى بود که با تشکل و به‏هم پیوستگى زورمندانه پانزده کشور از کشورهاى آسیایى و اروپایى که جمعا بالغ بر دویست و سى و پنج میلیون و هفتصد هزار نفر جمعیت آن بود، به اضافه جمعیتهاى تعدادى جمهوریهاى خودمختار و چند منطقه ملى و گسترش یافتن آن به وسعت‏سه برابر آمریکا و همانند قاره‏اى در مقابل قاره‏هاى آسیا و آفریقا و اروپا با انواع قدرتهاى نظامى و سلاحهاى جنگى فعلى و درآمدهاى مالى، مخازن گسترده نفت، تولیدات وسیع مواد معدنى، کشاورزى، مواد غذایى، صنایع فلزکارى، کشتى‏سازى، اسلحه‏سازى، دامپرورى، و دیگر چیزهاى سرنوشت‏ساز یکى از دو حکومت فوق قدرت جهانى تلقى و قلمداد شده و با جمعیتى بالغ بر 000،414،740 نفر بر اساس برآورد سال‏1969 میلادى توسط سازمان ملل متحد یکى از دو قدرت بزرگ (۵) جهان بود.

اما بر اثر بیراهه‏رویهاى مختلف نظام حکومتى شوروى و کوبیدن راه و رسم انسانى و نارسائیهاى قانونى و ندانم‏کارى و قلدرى مسؤولان درجه بالا و سرنوشت‏ساز و آن فشار اقتصادى و از همه بدتر و زیان‏بخش‏تر فاصله‏اندازى بین دین و مردم دیدیم که ناگهان از هم پاشیده شد و سقوط کرد.

اینگونه قضایا که در گذشته به‏طور فراوان به وقوع پیوسته و دنیاى کنونى هم در گوشه و کنار جهان دست‏به گریبان آن مى‏باشد هر یک مى‏تواند سرنخى باشد براى قابل قبول بودن قیام جهانى حضرت مهدى موعود و امکان آغاز آن با تجمع سیصد و سیزده نفر از عوامل (۶) اصلى قیام از بلاد اسلامى و مناطق مختلف در مکه معظمه و رسیدن آمار اصحاب و تجمع‏کنندگان به ده هزار نفر یا کمى بیشتر که در این موقع از (۷) مکه خارج مى‏شوند و آنگاه پیروزى حضرتش در رابطه با برقرارى عدل جهانى و نابودى حکومتهاى ظلم و کفر و استعمار و استبداد به حقیقت مى‏پیوندد و به نمایش عملى در مى‏آید.

آرى قرآن مجید با ایراد آیه شریفه:

کم من فئة قلیلة غلبت فئة کثیرة باذن الله. (۸)

خاطر نشان فرموده است که چه بسیار گروه اندک که به اذن الهى بر گروه فراوان و رقم چند صد برابر یا چند هزار برابر چیره و پیروز شدند و نمونه‏هاى متعددش پیروزیهاى حیرت‏انگیز پیامبر گرامى اسلام بود با نیروهاى کم بر نیروهاى چند برابرى کفار و مشرکین و بالاخره گسترش هر چه بیشتر اسلام و برچیده شدن بساط شرک و بت‏پرستى از صحنه حجاز و عربستان و بعدا دیگر مناطق و بلاد دور و نزدیک به حجاز.

پى‏نوشتها:

۱. الکلینى، محمدبن یعقوب، الکافى، ج‏1، ص‏533.

۲. المجلسى، محمدباقر، همان، ج‏13، ص‏122.

۳. «لاقطعن ایدیکم و ارجلکم‏من خلاف و لاصلبنکم اجمعین‏»، سوره شعرا(26)، آیه‏49.

۴. ر.ک: آیات 10 تا 68 سوره شعراء و تفسیر نمونه، ج‏15، ص‏194-250 و دیگر تفاسیر فارسى و عربى.

۵. الشیخ الصدوق، محمدبن على بن الحسین، کمال‏الدین، ج‏2، ص‏48; الطبرسى، ابوعلى الفضل بن الحسن، اعلام‏الورى، ص‏407; الاربلى، کشف‏الغمة، ج‏3، ص‏364; المجلسى، محمدباقر، همان، ج‏52، ص‏322; الفیض الکاشانى، الوافى، ج‏2، ص‏113; الحر العاملى، محمدبن الحسن، اثبات‏الهداة، ج‏3، ص‏478.

۶. ر.ک: شاملویى، حبیب‏الله، جغرافیاى کامل جهان، ص‏717-718.

۷. ر.ک: الصافى الگلپایگانى، لطف‏الله، منتخب‏الاثر، ص‏475-476.

۸. النورى، حسین، کشف‏الاستار; الصافى الگلپایگانى، لطف‏الله، همان، ص‏466.

۹. سوره بقره (2)، آیه‏249.
نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات