سیامک باقرى
پس از انتشار گزارش کمیته تحقیق عراق معروف به گزارش بیکر - هامیلتون سه گزینه پیش روی دولتمردان کاخ سفید در خصوص حضور نظامی آمریکا در عراق وجود داشت.
گزینه اول خروج نظامیان آمریکایی از عراق
گزینه دوم کاهش نظامیان آمریکایی در عراق
گزینه سوم افزایش نظامیان آمریکایی در عراق
اگرچه تاکید واصرار کمیته تحقیق برگزینه اول بود اما بوش با نادیده گرفتن این گزارش خواهان افزایش نیروهای آمریکایی درعراق شد. درهمین راستا آسوشیتدپرس اعلام کرد که یک واحد نظامی جدید از نظامیان این کشور در کویت از سوی وزیر دفاع آمریکا صادر شد. تحلیل گر آسوشیتدپرس این اقدام را در راستای طرح افزایش شمار نظامیان آمریکا در عراق دانست. سوال اساسی این است که چه عواملی باعث اتخاذ چنین تصمیماتی شده و چرا کاخ سفید حاضر نیست بر اساس تحقیقات نه ماهه بیکر- هامیلتون عمل نماید؟
1- تاثیرپذیری از نومحافظهکاران: بوش از ارزیابی دیدگاههای مطروحه ازسوی جریانات مختلف ازجمله دمکرات ها و نومحافظه کاران تمایل بیشتری به ایده ها و راهبردهای نومحافظه کاران نشان داده است. حقیقت امر این است که بوش هم به لحاظ فکری و هم به لحاظ ساختاری بشدت تحت نفوذ افکار و شخصیت های نومحافظه کار و تندروهای آمریکا است. زمانی که گزارش بیکر- هامیلتون ارائه شد، نومحافظه کاران آمریکا تحرک ر شدتی را جهت خنثی سازی راهبردهای کمیته مطالعات عراق ترتیب دادند. موسسه آمریکن اینتز اینتراپرایزکی از مراکز پرنفوذ بر کاخ سفید بلافاصله در اعتراض به گزارش فوق راهبردهای بیکر- هامیلتون را مورد نقد قرار داد و راهکار خود را ارائه داد. در همین راستا شورای امنیت ملی آمریکا که تحت سیطره نومحافظه کاران می باشد، گزارش 56 صفحه ای را تحت عنوان برنامه ای برای دستیابی به موفقیت در عراق تهیه و آماده ارائه به بوش کرد. «فردریک کاگان» و«جک کین» از ژنرال های بازنشسته ارتش آمریکا که ازنحله نومحافظه کاران هستند، نویسندگان گزارش فوق بودند. این گزارش خواهان اعزام نیروی بیشتر به عراق است و آن را عامل پیروزی در عراق می داند. این گزارش قرار است در نشست بوش با اعضای شورای امنیت آمریکا مورد مشورت قرار گیرد. تحلیل گران معتقدند بوش در تعیین سیاست جدید آمریکا در قبال عراق بیش از آنکه به گزارش گروه بیکرتوجه کند به گزارش شورای امنیت اطمینان کرده و دستور اعزام نیرو به عراق را خواهد داد.
2- نفوذ لابیها صهیونیستی: مواضع رژیم صهیونیستی نشان می دهد که نسبت به خروج نظامیان آمریکا ازعراق بشدت نگران است. مقامات صهیونیستی بارها از حضور نظامی آمریکا در منطقه واقدام نظامی این کشور در افغانستان و عراق ابراز خوشحالی و خرسندی کرده اند. نخست وزیر رژیم صهیونیستی در یک موضعگیری اعلام کرده بود که اقدام آمریکا در عراق بسیار به نفع امنیت این رژیم شده است. لذا اکنون که بحث بر سر خروج نظامیان آمریکا به میان آمده اعتراضات این رژیم علیه گزارشهایی از این دست از جمله گزارش بیکر- هامیلتون بلند شد.
«لاگان» رئیس سازمان جاسوسی «موساد» در واکنش بسیار تأمل برانگیز، خروج زود هنگام ارتش آمریکا از عراق را برای امنیت رژیم صهیونیستی بسیار خطرناک توصیف کرد و گفت:«در صورتی که این خروج پیش از برقراری کامل ثبات و امنیت در عراق صورت گیرد منجر به احساس پیروزی در القاعده شده و مطمئناً باعث خواهد شد تا اسرائیل به هدف بعدی جنگجویان این گروه تروریستی تبدیل شود.»
3- لابیهای عرب
برخی از کشورهای عربی منطقه نیز بی تاثیر در تصمیم گیری بوش نیستند. این کشورها با حمایت ازجریانات آشوب طلب در منطقه شرایط منطقه وعراق را به گونه ای رقم می زنند که توجیه گر حضور آمریکا در منطقه شده و با پشتوانه آمریکا تغییر ژئوپلتیکی منطقه را به حالت گذشته خود بازگردانند.
اهداف آمریکا در افزایش و حضور طولانیمدت نظامی
علاوه بر این لابی های نفوذ در سیستم سیاسی واشنگتن زمینه ها، انگیزه ها و اهداف مختلفی در افزایش نیروهای ارتش آمریکا در عراق وجود دارد که برخی از آنها عبارتند از:
1- ترس از دمینوی شکست: یکی از انگیزه های قوی که دولتمردان کاخ سفید در برابر واقعیت های موجود در منطقه و عراق که بصورت کارشناسی شده در گزارش بیکر- هامیلتون آمده مقاومت می کنند، ترس از پیامدهای خروج نظامیان آمریکا از عراق است. از نظر مقامات آمریکا و برخی از شخصیت ها و استراتژیست های معتقد برافزایش حضور نظامیان، در صورت خروج آمریکا از عراق پرستیژ آمریکا در جهان شکسته خواهد شد و قدرت های دیگر از این پس اعتباری برای آمریکا قائل نخواهند شد. کسینجر یکی از معتقدین این مسئله است.
دومین نکته ای که بوش و نومحافظه کاران آمریکا مطرح می کنند این است که خروج آمریکا از عراق بمنزله شکست کاخ سفید درمبارزه با تروریسم! است و این شکست تبدیل به «دمینوی شکست» خواهد شد و کاخ سفید باید پس از خروج از عراق منتظر گام های خروج دیگر درمنطقه باشد و این مسئله امنیت و منافع حیاتی آمریکا را به خطر خواهد انداخت.
درواقع این نوع نگاه دقیقاً با راهبرد اولیه نومحافظه کاران تطابق دارد. بدین معنا که این نحله تندرو در ابتدای ورود اشغالگرایانه به عراق معتقد بود که «راه خاورمیانه از بغداد» می گذرد. فلذا اکنون که بحث خروج نظامیان آمریکا بدون دستیابی به هیچیک از اهداف از پیش تعیین شده مطرح است، آنها هشدار می دهندکه»خروج از عراق یعنی خروج از خاورمیانه».
2- قدرت و نفوذ ایران
نومحافظه کاران آمریکا معتقدند که خروج آمریکا از عراق یعنی سلطه وابرقدرتی ایران درعراق ومنطقه. شخصیت ها و مراکز وابسته به نومحافظه کاران بشدت تبلیغ می کنند که با خروج آمریکا از عراق«برنده مطلق» ایران خواهد بود. ریچارد هاس از ترسیم منطقه خاورمیانه نوشت: ایران یکی از دوکشور قدرتمند منطقه خواهد بود. ایران یک قدرت کلاسیک است که بلند پروازی هایی برای تغییر منطقه در ذهن دارد واز استعداد بالقوه ای برای محقق ساختن اهداف خود برخوردار است. روبرت بائر مامور سابق سازمان سیا نیز همین تحلیل را ارائه داد که «زمانی که آمریکا عراق را ترک کند، ایران تنها قدرت منطقه ای خواهد بود.»
3- نگرانی از وضعیت انرژی در منطقه
آمریکا هزینه بسیار زیادی را در جنگ علیه عراق متحمل شده است بسیاری از صاحب نظران معتقدند که نفت عراق باید جبران کننده هزینه های تهاجم باشد فلذا این مسئله با طرح خروج آمریکا از عراق درتضاد است زیرا با توجه به شرایط داخلی عراق و بازیگران بحران عراق، با خروج نیروهای ارتش آمریکا متعاقباً نفوذ کاخ سفید در حوزه اقتصاد و انرژی این کشور بسته خواهد شد. بویژه اینکه هنوز دولت مورد دلخواه واشنگتن در عراق مستقر نشده است. از سوی دیگر با خروج آمریکا از عراق کنترل انرژی به دستان جریاناتی خواهد افتاد که از آن اهرمی علیه آمریکا بکار گرفته خواهد شد. این در حالی است که هدف واقعی لشکرکشی آمریکا در منطقه کنترل و دسترسی به نفت و انرژی منطقه بوده حال با خروج این کشور ازعراق نقض غرض خواهد شد.