صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۱ شهريور ۱۳۸۸ - ۰۸:۱۹  ، 
کد خبر : ۱۰۶۹۹۳

مذاکره با آمریکا مذاکره با ایران


بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم
الف- مذاکره با آمریکا
پس از پیروزی انقلاب اسلامی و تسخیر لانه جاسوسی به دست دانشجویان پیرو خط امام (ره)، آمریکا رابطه سیاسی خود با ایران را قطع، اموال و دارایی های ایران در آمریکا را بلوکه و به صورت خصمانه، صریح و آشکارا، سیاست مقابله با انقلاب اسلامی و ساقط کردن جمهوری اسلامی ایران را در پیش گرفت. پس از یک دهه مقاومت و ایستادگی ملت ایران در برابر توطئه ها و فشارهای ایالات متحده و به دنبال وقوع تحولات اساسی در نظام بین الملل با فروپاشی بلوک شرق و طرح نظم نوین با هدف تک قطبی ساختن نظام بین الملل از سوی آمریکا، شاهد شکل گیری خط سازش با آمریکا، در میان بخشی از نیروهای با سابقه انقلابی در ایران بودیم.
هرچند خط سازش و کنار آمدن با آمریکا از همان واپسین روزهای پیروزی انقلاب اسلامی از سوی برخی از جریانهای غربگرا و لیبرال مطرح گردید، لکن این جریان در فضای انقلابی کشور هیچ موقعیتی برای تداوم و تاثیرگذاری پیدا نکرد. موضع مذاکره با آمریکا در دهه دوم انقلاب و پس از فروپاشی بلوک شرق، از دو جهت حائز اهمیت بود، یکی به جهت طرح موضوع از سوی نیروهای با سابقه انقلابی و داشتن سوابق مدیریتی در نظام اسلامی در دهه اول و دوم به جهت تقویت این دیدگاه در گذر زمان، تا جائیکه در دهه سوم، موضوع مذاکره با آمریکا به صورت جدی از سوی برخی از جریان های سیاسی درون حاکمیت و قدرت سیاسی مورد توجه قرار گرفت.
خاستگاه اصلی و اولیه پیدایی چنین نگرش و ایده ای در میان نیروهای با سابقه انقلابی، علاوه بر چرخش ایدئولوژیک در بین برخی از نیروها، تحولات اساسی در نظام بین الملل با فروریختن نظام دو قطبی و داعیه رهبری جهان از سوی آمریکا به عنوان تنها ابرقدرت برای قرن بیست و یکم بود. تمامی کسانی که در طول این سالها اقدام به طرح ضرورت مذاکره ایران با آمریکا کرده و یا به نوعی از این ایده و نظریه حمایت و دفاع کرده اند، بر 2 نکته به عنوان واقعیت گریزناپذیر تاکید داشته‌اند.
1- مشکلات و معضلات داخلی
مشکلات اقتصادی، عقب ماندگی های کشور در حوزه علوم و فناوریهای نوین، وابستگی های کشور در بسیاری از زمینه ها به خارج و ناتوانی داخلی برای حل این مشکلات و ضرورت استفاده از کمکهای خارجی برای حل این مشکلات و ایجاد بستر های رشد و توسعه کشور، یکی از استدلالهای طرفداران رابطه با آمریکا بود.
2- قدرت بلامنازع آمریکا
جریان سازش و طرفدار مذاکره با آمریکا بر این باور بود که آمریکا تک ابرقدرت جهان است و اگر در شرایط نظام دوقطبی، امکان تنفس و بهره برداری از فضای رقابتی بین دو بلوک برای جمهوری اسلامی فراهم بود، با تک قطبی شدن نظام بین الملل و یکه تازی آمریکا، عرصه بر جمهوری اسلامی تنگ شده و آمریکا به هیچ کشوری اجازه نخواهد داد تا با کمک و همکاری با ایران، ایران را در امر پیشرفت و توسعه یاری دهد.
این جریان با تکیه بر دو نکته مذکور، بر این باور بود که حفظ انقلاب و نظام جمهوری اسلامی ایران، در گرو ساختن جمهوری اسلامی و حل مشکلات و غلبه بر عقب ماندگی ها است و این مهم نیز بدون جلب نظر آمریکا از طریق گفتگو و مذاکره و حل مسایل فی مابین امکان پذیر نیست. بنابراین مذاکره و گفتگو با آمریکا به شدت مورد توجه طرفداران این دیدگاه واقع شد و به طرق مختلف این ایده در فضای سیاسی کشور طرح گردید. به عنوان نمونه به موارد زیر در این راستا می توان اشاره کرد.
رجایی خراسانی نماینده وقت ایران در سازمان ملل، طی نامه ای به رهبر معظم انقلاب اسلامی، در مقطع پس از فروپاشی بلوک شرق، با ارائه تحلیلی از تحولات نظام بین الملل و یکه تاز آمریکا به عنوان تنها ابرقدرت جهان، آینده نگران کننده ای را برای جمهوری اسلامی ترسیم نمود و برای پرهیز از ورود به چنین آینده شکننده، پیشنهاد داد تا فرصت از دست نرفته، جمهوری اسلامی طبق یک جدول زمان بندی شده، با مذاکره به حل وفصل مسایل و اختلافات خود با آمریکا بپردازد. عطاءالله مهاجرانی معاون پارلمانی دولت سازندگی، با استدلالهای مشابه با آنچه رجایی خراسانی در نامه خود آورده بود، مقاله مذاکره مستقیم را نوشت و بر ضرورت انجام مذاکره مستقیم ایران با آمریکا برای حل مسایل فی مابین تاکید نمود.
پس از تحولات سیاسی دوم خرداد 1376، نظریه گفتگو و مذاکره با آمریکا قوت بیشتری پیدا کرد و این موضوع به یکی از سوژه های مطبوعات تبدیل شد. اگر تا پیش از دوم خرداد 1376 موضوع مذاکره با آمریکا در یک نامه و یا چند مقاله و یادداشت خلاصه می شد، بعد از دوم خرداد، بخشی از جریان دوم خرداد موضوع مذاکره و گفتگو با آمریکا را در دستور کار خود قرار داد. بیانیه ها، سرمقاله ها و یادداشتهای روزنامه های زنجیره ای وابسته به بخشی از جبهه دوم خرداد، در یک دوره هشت ساله، مذاکره با آمریکا را تنها راه حل مشکلات نظام و کشور می‌دانست.
انتشار بیانیه ای با عنوان «استراتژی بازدارندگی سیاسی» از سوی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران و ارسال نامه سرگشاده با امضای حدود پنجاه درصد نمایندگان مجلس ششم به مقام معظم رهبری در خصوص ضرورت مذاکره و کوتاه آمدن در برابر ایالات متحده و زیاده خواهی این کشور، از نمونه های قابل توجه اقدامات و رفتارهای خط سازش و جریان طرفدار مذاکره با آمریکا در این دوران می باشد. در نامه نمایندگان مجلس موسوم به اصلاحات که با مدیریت سازمان مجاهدین و جبهه مشارکت نگارش شده بود، نویسندگان نامه ضمن ارائه تحلیلی از شرایط بین المللی و منطقه خاورمیانه بعد از حادثه یازده سپتامبر و حضور نظامی آمریکا، بر این نکته تاکید کرده که کشور در آستانه اشغال نظامی از سوی آمریکا قرار گرفته و چنانچه جمهوری اسلامی سیاست گفتگو و مذاکره را در پیش نگیرد و در برخی از سیاست هایش تجدیدنظر نکند، ایران اشغال خواهد شد. نمایندگان امضاءکننده نامه با صراحت از مقام معظم رهبری درخواست کوتاه آمدن در برابر آمریکا را داشته و هشدار می دهند که اگر چنین تصمیمی اتخاذ نشود کشور همانند دوران جنگ جهانی اول و دوم اشغال می شود و هیچ کاری هم نمی توان کرد.
ب- مذاکره با ایران
به دنبال شکستهای پی درپی سیاستهای ایالات متحده آمریکا در خاورمیانه، به ویژه در کشور عراق، ضرورت ایجاد تغییر در این سیاستها به یک گفتمان در میان نخبگان، سیاستمداران و دولتمردان آمریکا تبدیل شده است. امروز در آمریکا هیچکس نمی تواند افق روشن و امیدوارکننده ای را فرا روی نظامیان اشغالگر آمریکایی در عراق ترسیم نماید. موضوع ناکامی آمریکا در عراق، فراتر از یک سوژه تبلیغاتی انتخاباتی بین دمکراتها و جمهوری خواهان جلوه گر شده و هر دو جناح قدرتمند در آمریکا نسبت به عمق گرفتاری و مشکلات نیروهای نظامی آمریکا در عراق پی برده و هر دو نسبت به ضرورت ایجاد تغییر در سیاست ها دیدگاه مشترکی پیدا کرده اند. پیروزی دمکرات ها در کسب اکثریت کرسی های کنگره و مجلس سنا، نارضایتی مردم این کشور از سیاست های جنگجویانه آمریکا و خواسته آنها مبنی بر انجام تغییر در این سیاست ها را به نمایش گذاشت. در ماه های اخیر از میان اظهارنظرها و موضع گیری های انجام گرفته در میان نخبگان و موسسه های مطالعاتی آمریکا، یک موضع بیش از هر چه چیز دیگر قابل توجه بود و آن «موضوع مذاکره با ایران» برای رهایی آمریکا از گرفتاری ها و مشکلات در خاورمیانه و به ویژه در عراق بود که از سوی برخی از شخصیت های برجسته آمریکا مطرح گردید. طرفداران ایده مذاکره با ایران، این گونه استدلال می‌کنند:
1- سیاستهای ایالات متحده آمریکا در خاورمیانه و به ویژه در اشغال نظامی عراق با شکست مواجه شده و هر روز بر تلفات آمریکایی ها در عراق افزوده می شود. عراق شرایط مشابه ویتنام را پیدا کرده و آمریکا باید با تغییر سیاست های خود، هرچه سریع تر خود را از باتلاق عراق نجات دهد.
2- جمهوری اسلامی ایران قدرت برتر منطقه خاورمیانه است و از بیشترین نفوذ در کشورهای افغانستان، عراق، سوریه، لبنان و سرزمین های اشغالی برخوردار است. آمریکا برای حل مشکلات خود در خاورمیانه و نجات یافتن از باتلاق عراق باید با ایران مذاکره نماید. به عنوان نمونه به موارد زیر در این راستا می توان اشاره کرد.
- خانم مادلین آلبرایت وزیر اسبق امور خارجه آمریکا طی مصاحبه ای اعلام کرد، آمریکا در خاورمیانه با مشکلات فراوانی مواجه شده و برای رهایی از این مشکلات اقدام نظامی چاره ساز نیست. آمریکا باید از طریق سیاسی و مذاکره مشکلات خود را حل کند. کلید حل مسایل خاورمیانه در دستان جمهوری اسلامی ایران است که از نفوذ بالایی در عراق برخوردار است و آمریکا باید سیاست مذاکره با ایران را در پیش گیرد.
- کارتر رئیس جمهور اسبق آمریکا طی مصاحبه ای می گوید، اقدام نظامی غیرقانونی آمریکا در عراق فاجعه به با ر آورده و آمریکا با این کار افتضاح به بار آورد. از وضعیت عراق می توان این درس را گرفت که با اقدام نظامی نمی توان مشکلات آمریکا را حل کرد و از آنجائیکه نمی توان به ایران حمله نظامی کرد، بهترین راه برای حل مشکلات آمریکا، مذاکره با ایران است.
- جیمز بیکر از چهره های سرشناس و وزیر اسبق امور خارجه آمریکا به عنوان رئیس کمیته بررسی اوضاع عراق، پس از انجام مطالعات میدانی و بررسی موقعیت نیروهای آمریکایی در عراق، طی گزارشی با شکننده توصیف کردن وضعیت آمریکا در عراق، بر ضرورت تغییر سیاست های آمریکا به عنوان یک امر اجتناب ناپذیر تاکید می نماید. بیکر چندگزینه شامل افزایش نیرو، تغییر راهبرد برای خروج، ایجاد فدرالیسم و تجزیه عراق را به عنوان راهکارهای پیش روی آمریکا مطرح و بهترین گزینه را تحقق فدرالیسم معرفی می کند. بیکر پیاده سازی موفق این گزینه رامشروط به مذاکره با ایران به دلیل نفوذ در عراق می‌داند.
- کنت پولاک از اعضای سابق پنتاگون و عضو برجسته موسسه «بروگینگز» با ارائه تحلیلی از اوضاع خاورمیانه، عراق و شرایط سخت آمریکا در عراق می گوید، واشنگتن باید بداند که نمی تواند مشکلات عراق را بدون ارتباط با ایران حل کند.
- برخی از چهره های برجسته و سرشناس شورای روابط خارجی آمریکا که از نهادهای مهم و موثر در تصمیم گیری های این کشور در عرصه سیاست خارجی می باشد، بر این اعتقادند که آمریکا با مشکلات جدی و رو به افزایشی در خاورمیانه و عراق مواجه است. آنان با اشاره به موقعیت ایران راه حل مشکلات آمریکا را مذاکره و گفتگو با ایران می‌دانند.
«ریچارد اف هاس» رئیس این شورا در یک تحلیل بی سابقه و بسیار مهم و قابل تأمل با عنوان «خاورمیانه جدید» که در مجله معتبر «فارن افرز» انتشار یافت می نویسد: «عصر سلطه آمریکا در خاورمیانه به پایان رسیده و دوره جدیدی در تاریخ معاصر منطقه آغاز شده است. ... ایران یکی از دو کشور قدرتمند منطقه خواهد بود. آنهایی که ایران را کشوری آبستن تغییر و تحولات داخلی اساسی تلقی کرده اند، اشتباه کردند.» وی در مصاحبه با اشپیگل هم با صراحت می گوید: «در خاورمیانه جدید، تهران به قدرت اول منطقه تبدیل می‌شود.»
ج- جمع‌بندی و نتیجه‌گیری
همانطور که پیشنهاد مذاکره با آمریکا در داخل ایران به دلیل هوشیاری، تدبیر و قاطعیت رهبر معظم انقلاب اسلامی و همراهی نیروهای اصیل انقلاب اسلامی ره به جایی نبرد، این امکان وجود دارد که پیشنهاد مذاکره با ایران که در ماههای اخیر در آمریکا مطرح شده به نقطه روشنی منتهی نگردد. لکن آنچه مهم است، بطلان تحلیل هایی است که در سال های گذشته در کشور در مورد قدرت آمریکا مطرح می گشت. اکنون شواهد، قرائن و ادله فراوانی وجود دارد که دیدگاه «ریچارد اف هاس» رئیس شورای روابط خارجی آمریکا در مورد پایان دوره سلطه آمریکا در خاورمیانه را تأیید می کند و همچنین شواهد، قرائن و ادله فراوان دیگری وجود دارد که قدرت جایگزین آمریکا در خاورمیانه، یک قدرت بومی و منطقه ای، یعنی جمهوری اسلامی ایران است. در پایان اشاره به کلامی از مقام معظم رهبری که پس از فروپاشی شوروی بیان گردید به دلیل تناسب با موضوع مفید می باشد. ایشان در زمینه تحقق شعار نه شرقی و نه غربی می فرمایند: «روزی بود که شعار نه شرقی و نه غربی تنها شعار انقلاب اسلامی ایران و خط درست اسلام بود. ولی امروز این شعار در سراسر جهان در حال تحقق یافتن است. نه شرقی آن کاملاً تحقق یافته و دیگر شرقی وجود ندارد و عاقبت غرب هم عین شرق خواهد شد. منتهی نوبت او قدری دیرتر خواهد بود و در نهایت عالم غرب و استکبار متلاشی خواهد شد.»

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات