بصیرت: نقش خاندان حکیم در وقایع نیم قرن اخیر عراق بر هیچ ناظری پوشیده نیست. از زمان روی کار آمدن حزب بعث در عراق، خاندان شیعه در کانون مبارزات سیاسی این کشور قرار گرفتند. طی سه دهه حاکمیت نظام وحشت بعثیها بار سنگین مبارزه بر روی دوش خاندان صاحبنام حکیم و صدر بود. خاندان حکیم مجموعهای از علما و بزرگان دینی بودند که سدههای گذشته نجف اشرف و شهرهای مقدس را جایگاه مبارزه قرار داده بودند، سرحلقه این مبارزات آیتالله العظمی سید محسن حکیم بود، پدر عبدالعزیز حکیم رهبر فقید مجلس اعلای اسلامی عراق. او سرآمد مبارزه با اشغالگران در عصر خویش بود. او نخستین مرجعی بود که حکم جهاد با غاصبان قدس شریف را صادر کرد و فتاوی او برای عملیات فدائیان فلسطینی علیه متجاوزان صهیونیست شهرتی بسزا دارد.
شاگردان و بازماندگان این مرجع عالیقدر دوران بسیاری را صرف مبارزه با رشد و گسترش افکار کمونیستی، بعثی و الحادی کردند، لکن 19 اردیبهشت 1362 همزمان با جشنهای مبعث بود که نیروهای امنیتی عراق به منازل فرزندان آیتالله سید محسن حکیم حمله کرده و 29 تن از افراد این خاندان را قتلعام کردند و به آیتالله سید محسن حکیم اخطار دادند که اگر دست از فعالیت نکشند، همه خاندان کشته خواهند شد. با وجود این تهدیدات و فشارها، اما مبارزات خاندان حکیم ادامه یافت. بعثیها به تصمیم خویش در نسلکشی علما و مجاهدان شیعه جامه عمل پوشاندند، اندکی بعد سیدمهدی حکیم در خارطوم بهدست عوامل حزب بعث به شهادت رسید و 7 برادر او در بیدادگاههای صدام شهد شهادت نوشیده و بقیه خویشاوندان او بار هجرت بستند.
جالب است که این انتقامجویی پس از سرنگونی حزب بعث نیز ادامه یافت و بقایای این حزب آخرین تلاش خود را برای ضربه زدن به این خاندان بهکار گرفتند، سیدمحمدباقر حکیم را پس از برگزاری نماز جمعه در صحن مطهر حضرت علیبن ابیطالب (ع) به شهادت رساندند. آیتالله سیدمحمدباقر حکیم که او را نماد مبارزه شیعیان عراق میشناسند، به اتفاق عبدالعزیز در طول 25 سال مبارزه و تبعید توانست رهبران و سران جنبشهای مخالف صدام در عراق را با یکدیگر متحد کند و شالوده اولین حکومت مردمی را پایهریزی کند. او یکی از 16 نفری بود که تلاش کرد تا مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق در سال 1981 پا بگیرد. مجلسی که نقش مؤثری در حوادث عراق قبل و پس از سقوط صدام داشته است و اکنون بهعنوان مهمترین نماینده شیعیان در عراق جایگاه خود را تثبیت کرده است. او اندکی پس از تأسیس این جنبش به ریاست آن انتخاب شد.
سید محمد باقر حکیم از موقعیت و جایگاه شناخته شده مردمی برخوردار بود و مرجعیت دینی حوزه علمیه نجف اشرف را تشکیل میداد. دیدگاهها و اندیشههای روشنگرانه این شخصیت باعث شد حزب بعث او را به حبس ابد و سپس اعدام محکوم کند. در ادامه فعالیتهای سیدمحمدباقر حکیم بود که برادر کوچکتر او سید عبدالعزیز حکیم نیز به سنت همه خاندان حکیم، پرچم مبارزه خود با صدام را در دست گرفت. عبدالعزیز حکیم که با دختر محمدهادی صدر ازدواج کرده بود، در انتفاضه نقش اصلی را ایفا کرد و به همین دلیل در رأس فهرست افراد مورد تعقیب صدام قرار گرفت. او چند بار طی دوران اختناق و دیکتاتوری عراق زندانی شد.
سید عبدالعزیز حکیم سرانجام در سال 1980 به ایران تبعید شد و دو سال پس از آن مجلس اعلای اسلامی عراق و سپس سپاه بدر را بنیان نهاد، دو نهادی که بهعنوان بازوی سیاسی و نظامی در تضعیف قدرت بعث ایفای نقش کردند. او یکی از گزینههای رهبری ائتلاف متحد عراق برای انتخابات ژانویه 2005 بود، اما حکیم به نفع چهرههای جوانتر شیعه کنار رفت تا اثبات کند آرمانهای شیعه را بر منافع شخصی ترجیح میدهد.
روزهای آینده بدون شک سیاستمداران و علمای عراق هر کدام بخشی از داستان وارستگی و تدبیر او را بازگو خواهند کرد. او از رهبران دینی عراق بود که تلاش میکرد با مذاکره و تعامل آتش عصبیتها و کینههای قومی را فرونشاند و طیفهای مختلف عراق را از پیامدهای شوم جنگ فرقهای و اشغال رهایی بخشد. او هرچند با همه رهبران سیاسی غرب وارد رایزنی میشد و بارها حتی به واشنگتن سفر کرد، اما همواره با نگاه انتقادی با جورج بوش و دیگران گفتوگو میکرد.