صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۴ تير ۱۳۸۶ - ۱۵:۵۵  ، 
کد خبر : ۱۰۷۰۱

بلژیک فرزندان مرا ربود!


 

" سلام بابایی، خوبی؟ به تو خوش می‌گذرد؟ دلم برات خیلی تنگ شده. بابا همیشه به یادت هست. شبها کاپشن تو را روی خودم می‌اندازم و می‌خوابم، هیچ گاه تو را فراموش نمی‌کنم، تو پاره قلب من هستی ..."

این بخشی از دهها نامه پدری است که سه سال پیش بااستفاده از یک بورس دولتی یکساله برای ادامه تحصیل به کشور بلژیک رفت و حال مجبور شده است بدون دختر دردانه‌اش به وطن بازگردد و اینها همه تاوان عشق و تعهدی است که به کشورش دارد. تعهدی که پیش ازاین نیز با ۱۸ماه حضور در جبهه در بوته آزمایش قرار گرفته است.

بهزاد الصفی اکنون سه سال است از سرنوشت دخترش که به نوعی در کشور بلژیک به اسارت گرفته شده کوچکترین اطلاعی ندارد. بهزاد الصفی در مراجعه حضوری به نمایندگی ایرنا در بندرعباس ماجرا را اینگونه شرح می‌دهد: سال ۸۳با استفاده از یک بورس تحصیلی دولتی یکساله برای ادامه تحصیل در مقطع فوق لیسانس به همراه همسر و دخترم شقایق که آن زمان هفت ساله بود راهی کشور بلژیک شدم.

مدت کوتاهی پس از اقامت در این کشور اشخاص و جریانهای مختلف به شکلهای مختلف سعی کردند من و خانواده ام رابرای ماندن دایمی در این کشور ترغیب کنند. هرچند تبلیغات آنها با مخالفت سرسختانه من مواجه شد اما متاسفانه همسرم تحت تاثیر قرار گرفت و پس ازمدتی متوجه شدم که با توطئه‌ای ترتیب یافته روبرو هستم.

در حالی که حدود سه ماه ازورود ما به بلژیک می‌گذشت روزی هنگام بازگشت از دانشگاه متوجه شدم ۲پلیس دولت بلژیک به همراه همسرم درمنزل حضور دارند و با ورود من اقدام به بازرسی کامل از منزلم کرده و درحالی که مرتکب کوچکترین تخلفی نشده بودم به همسرم گفتند که نباید در خانه بماند و به صلاحشان است که با آنها بروند و بدین ترتیب همسر و دخترم را با خود بردند.

مدتها از همسر و دخترم بی‌خبر بودم و به هرکجا که ممکن بود از مراکز پلیس تا دادگستری مراجعه کردم و در تمام این مدت سفارت ایران در بلژیک نیز در جریان تمام امور قرار داشت و باتلاشهای دیپلماتیک درصدد حل ماجرا بود.

بالاخره فهمیدم که همسرودختر خردسالم به اردوگاه پناهندگان صلیب سرخ در منطقه‌ای پرت و دورافتاده منتقل شده‌اند و با زحمت خود را به آنجا رساندم که موفق شدم برای چند لحظه دخترم را در حالی که بشدت ناراحت بود و گریه می‌کرد ببینم.

با به بن بست رسیدن تلاشهایم در بلژیک، به ایران بازگشتم تا شاید بتوانم با مراجعه به مقامات عالی تر دولت ایران این مشکل را حل کنم اما متاسفانه با وجود نامه نگاری‌ها و مراجعات مکرر به وزارت امورخارجه، هیچ نتیجه‌ای عایدم نشده وهم اکنون سه سال است که ازسرنوشت دخترم کوچکترین اطلاعی ندارم.

 

سفیربلژیک در ایران نیز به صورت مکتوب به من اعلام کرده است به موجب حکم دادگاهی در بلژیک حق هیچگونه ارتباط با دخترم حتی ارتباط تلفنی را ندارم.

 

وی از وزارت خارجه به خاطر آنچه کوتاهی برای بازگرداندن دخترش به ایران به شدت گلایه کرده و خواستار کمک برای رهایی دخترش از اسارت بیگانگان شده است.

 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات