صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۵ تير ۱۳۸۶ - ۱۰:۰۹  ، 
کد خبر : ۱۰۷۲۲

لابراتوار خیالى


بخش سیاسى خارجى

پایگاه اینترنتى “آنتى وار” در تحلیل اخیر خود از مناسبات خاورمیانه و آمریکا به نکته جالب توجهى اشاره کرده است :”دکترین بوش در زمینه صادرات اجبارى دموکراسى در لابراتوار خاورمیانه مورد آزمایش قرار گرفته است . اگر مردم آمریکا به موقع بیدار نشوند جنگ سوم خلیج‌فارس غیرقابل اجتناب خواهد بود.”

آیا “خاورمیانه” به خودى خود یک “لابراتوار” و محلى براى آزمون و خطاى استراتژى‌هاى کاخ سفید محسوب مى‌شود؟ آیا صادرات اجبارى دموکراسى به خاورمیانه جریانى یک طرفه است یا اراده ملت‌هاى خاورمیانه این معادله را بر هم مى‌زند؟ و در نهایت اینکه وقوع “جنگ سوم خلیج فارس” وابسته به اراده دولت آمریکاست یا عوامل بنیادین دیگرى در خصوص شکل‌گیرى یا مهار آن نقش دارند؟

آنچه در خاورمیانه مى‌گذرد نشان مى‌دهد که این منطقه یک “لابراتوار” یا “آزمایشگاه” نیست. یک لابراتوار بسترى است که جهت تحلیل و نتیجه‌گیرى از یک پدیده، آزمایش یا تفکر در اختیار پدیدآورندگان و متفکران آن قرار مى‌گیرد. در این میان “زمان آزمایش” “نحوه استفاده از ابزارها” و حتى “نحوه برداشت از نتایج آزمایش” بر عهده آزمایشگر است ،‌زیرا آزمایشگاه به خودى خود اصالت یا بنیانى زنده و پویا ندارد . اما آیا “خاورمیانه” این گونه است ؟

“آزمایشگاهى “ که معادلات آزمایشگر را بر هم مى‌زند را نمى‌توان یک “لابراتوار” دانست .در آمریکاى قرن بیست و یکم، رابطه نگاه‌ها و واقعیات حالتى معکوس یافته است. بر این اساس “نوع نگاه‌هاست” که بر روى کاغذ و نقشه عینیت مى‌یابد و واقعیات جارى در ساختار ژئواستراتژیک نظام بین‌الملل تنها به دلگرمى دموکرات‌ها جهت انتقاد از رفتارهاى کاخ سفید تبدیل نشده است .

“ایروینگ کریستل” که پدر نومحافظه‌کارى در آمریکا شناخته مى‌شود، در سال‌هاى پایانى دهه 60 میلادى قرن گذشته، به لحاظ سیاسى از چپ به راست تغییر مشى داد. چرا که معتقد بود ضدیت با آمریکا در میان لیبرال‌ها بیشتر وجود دارد. وى چارچوب روشنفکرى نومحافظه‌کارى را با نوشتن مقالاتى در نشریات ناسیونال اینترست )The national Intrest( بنیان نهاد و با همکارى افرادى مانند “نورمن پودهرتز” ،”پل ولفوتیس و فرزندش، “ویلیام کریستل “ شوراى دوازده نفره‌اى موسوم به “معماران امپراتوری” را شکل داد. نگاه ابزارى و آزمایشگاهى به قاره‌ها، کشورها، مناطق آزاد و حتى سیاستمداران از این نقطه با سرعتى چندین برابر تقویت شد و از ابتداى سال 2000 به مبناى رفتار و سیاست خارجى واشنگتن تبدیل شد.

ا‌گر کمى از عالم تئورى‌ها و کاغذ‌بازى‌هاى مرسوم در میان شبه روشنفکران شوراى دوازده نفره نومحافظه‌کاران صرف‌نظر کنیم، با خاورمیانه‌اى روبه‌رو مى‌شویم که نه تنها در طول دوران قدرت سیاستمداران مداخله‌گر آمریکا حکم یک لابراتوار را نداشته است بلکه در مواردى مانند وقوع انقلاب‌اسلامى ایران ، جنگ خلیج فارس و جنگ اخیر عراق به پاشنه آشیل دولت‌هاى کارتر،‌بوش پدر و بوش پسر تبدیل شده است . در چنین شرایطى نگاه نئوکانسرواتیستهاى خیال‌پرداز آمریکا نسبت به خاورمیانه مضحکانه است! خلا‡ به وجود آمده میان “نگاه” و “واقعیت” در آمریکا به اندازه‌اى است که نمى‌توان آن را با توجیهات علمى یا زایش تئوریهاى باالبداهه پر نمود.

نکته بعدى اینکه “دموکراسى اجباری” بوش به خودى خود شاکله و ساختارى “متناقض” و “غیرقابل هضم” دارد و همین مسئله از همان ابتدا روند صدور آن به خاورمیانه را متوقف مى‌سازد.

ماهیت سیاسى واجتماعى خاورمیانه، نقش پررنگ اسلا‌م‌گرایى در معادلات منطقه، تعریف ناپذیرى قومیت‌ها مطابق استاندارد‌هاى مدنظر تئوریسین‌هاى صدور دموکراسى اجبارى ،‌عدم کارآمدى دولت بوش در شناخت واضح‌ترین فاکتورهاى صدور یک نظریه یا نگاه و در نهایت عدم مطابقت زیرساخت‌هاى سیاسى جهان امروز با “دموکراسى میلیتاریستی” جملگى بر هم زننده روند “صدور دموکراسى اجباری” به خاورمیانه محسوب مى‌شوند.

در تحلیل پایگاه اینترنتى آنتى‌‌وار از “جنگ سوم خلیج‌فارس” سخن به میان آمده است. مسئله اینجاست که “جنگ” چیست و “چند طرف دارد؟” به عبارت دیگر وقوع یک جنگ و ادامه آن معلول به فعلیت رسیدن چه عواملى است ؟ آیا “اراده بوش” و نومحافظه‌کاران در این راستا شرط لازم و کافى محسوب مى‌شود؟ فرض را بر آن بگیریم که نومحافظه‌کاران “حماقت سیاسی” را به نقطه نهایى خود رسانده و وارد جنگى جدید در منطقه شوند. اما آیا “پاسخ دولت‌هاى منطقه، جهان اسلام،‌ملت‌هاى خاورمیانه و مخالفت افکار عمومى جهان فضا را جهت ادامه مانور نظامى‌گرى آماده مى‌سازند؟ “تجربه عراق” نشان داده است که یک جنگ به هیچ عنوان یک طرفه نیست . “کنش آمریکا در بغداد” با “واکنشى سخت” خنثى گردید. واکنشى که بازهاى واشنگتن را تا مرز سقوط از قدرت و انزواگرایى پیش برده است . در نهایت اینکه خاورمیانه یک لابراتوار نیست . چمدان‌هاى حامل دموکراسى صادراتى آمریکا نیز در فرودگاه واشنگتن انباشته شده‌اند و در صورت تحقق احتمالى “جنگ سوم خلیج فارس” نیز فرزندان جرج واشنگتن باید در جستجوى “کریستف کلمب” دیگرى برآیند تا بتواند آمریکاى تازه‌اى را در نقشه جهان کشف کند!

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات