در زمانى که نخستین موشک ایالات متحده آمریکا در ابتداى سال 2003 میلادى به سوى عراق شلیک شد،برخى از کشورهاى اروپا و خاوردور با هدف بهره بردارى سیاسى از فضاى آشفته به وجود آمده در بغداد ،به کمک تروریستهاى آمریکایى و انگلیسى شتافتند.یکى از این کشورها کره جنوبى بود که حاضر شد با اعزام نیرو به عراق،قسمتى از عملیات پشتیبانى نیروهاى آمریکایى را بر عهده بگیرد.”بان کى مون”در کابینه “رو مو هیون”سمت وزارت امور خارجه را بر عهده داشت.فردى که موافق ادامه سیاستهاى اشغالگرایانه واشنگتن در عراق و همراهى سئول با جریان سلطه بود.پس از انتصاب بان کى مون به سمت دبیر کلى سازمان ملل متحد،وى سعى کرده است تا در ظاهر از همراهى با سیاستهاى کاخ سفید در خاورمیانه خود دارى کند اما رویکرد اصلى وى نسبت به اقدامات آمریکا کاملا واضح و مشخص است.
دبیرکل سازمان ملل متحد اخیرا هشدار داده است که با سیاستهاى کنونى آمریکا، وضعیت عراق وخیمتر خواهد شد. او در این باره اظهار کرده است:
“مطمئن نیستم که سیاست راهبردى آمریکا در عراق چیست، ولى این سیاست هر چه باشد امیدوارم داراى برنامهاى براى پایان کار باشد.سازمان ملل آماده تغییر سیاست حضور نیروهایش در عراق در صورت تغییر ناگهانى سیاست آمریکا در آن کشور است. با بدتر شدن شرایط امنیتى در عراق، نگران ایمنى کارکنان خود در آن کشور هستیم.”
به راستى نقش سازمانهاى بین المللى در بحرانى کردن وضعیت عراق چگونه تجلى یافته است؟در سال 2002 میلادى ،کاخ سفید بدون کسب کوچکترین مجوزى از سازمان ملل متحد و به بهانه مقابله با تروریسم وارد عراق شد.باگذشت 4 سال اخیر،آمریکا و انگلستان همچنان به جنایات خود در عراق ادامه مى دهند و با تقویت گروههاى تروریستى القاعده و تجهیز نظامى سلفى ها،به بحران امنیت در بغداد و دیگر شهرها دامن مى زنند.شوراى امنیت سازمان ملل متحد در طول این مدت هیچ گونه اقدام موثرى در جهت فروکش این بحرانها انجام نداده است و بالعکس،به عنوان بسترى در راستاى توجیه مانور واشنگتن در عراق وارد عمل شده است.در چنین شرایطى اظهارات “بان کى مون”به عنوان یکى از حامیان اولیه جنگ عراق چه معنا و مفهومى درد؟سهم دولت کره جنوبى و شخص بان کى مون به عنوان وزیر امور خارجه این کشور در وخامت اوضاع در عراق چیست و چرا پذیرفته نمى شود؟
در جریان جنگ 33 روزه حزب الله و رژیم اشغالگر قدس نیز شاهد حمایت وقیحانه شوراى امنیت سازمان ملل از اقدامات وحشیانه واشنگتن و تل آویو بودیم.هر چند که در آن زمان “کوفى عنان “به عنوان دبیر کل این سازمان تلاش زیادى را در جهت مطرح شدن “حادثه قانا”انجام داد ولى 5 عضو دائم شوراى امنیت از بررسى فاجعهاى که خود از حامیان آن بودند،سرباز زدند.ماهیت و ساختار کنونى سازمانهاى بین المللى به گونه اى است که به جاى “تنش زدایی” رو به ایجاد بحران در جهان مى آورند.سازمان ملل متحد نیز از این قاعده مستثنى نیست،چه برسد به اینکه شخصى همسو با منافع آمریکا در عراق در راس این سازمان ناکارآمد قرار داشته باشد.
در نهایت اینکه اظهارات بان کى مون در خصوص جنگ عراق را نمى توان به عنوان موضع اصلى وى در این راستا مورد تجزیه و تحلیل قرار داد.زیرا رفتارهاى وى در گذشته اى نه چندان دور چنین چیزى را اثبات نمى کند.دبیر کل سازمان ملل متحد سخن از بین المللى نمودن بحران عراق بر زبان رانده است و بحران عراق را بحران همه جهان دانسته است.مسئله اصلى اینجاست که چه اشخاصى این بحران را ایجاد کرده و به نقطه کنونى رسانده اند؟چرا جهانیان باید در مقابل بحران ناخواسته اى قرار بگیرند که محصول ماجراجویى آمریکا، انگلستان و حمایت کشورهایى مانند ژاپن و کره جنوبى و استرالیا و لهستان و... بوده است؟شاید بهتر باشد که بان کى مون به جاى انتقاد کردن از راهبردى که خود حامى آن بوده است،سخنى در مورد عراق بر زبان نیاورد!