درگیری مسلحانه میان ارتش پاکستان و مذهبیون و طلاب مجموعه دینی لعل اسلام آباد که به مدت 8 روز طول کشید سرانجام با کشته شدن «عبدالرشید غازی» روحانی تندرو مسجد لعل و تعداد 105 نفر دیگر از طلاب و روحانیون این مسجد به پایان رسید. این درگیری که در داخل پاکستان و در سطح منطقه بازتاب های وسیعی داشت اگر چه به ظاهر پایان یافته اما منشاء تحولات مختلفی در عرصه امنیتی و سیاسی این کشور خواهد بود. مذهبیون در پاکستان یک پایه اساسی و تأثیرگذار در تشکیل پاکستان و تحولات سیاسی و نظامی آن بوده اند و این کشور بدون آن فاقد ماهیت و جوهره بوده و در صورت فقدان آن دچار بی هویتی می گردد.
گفته می شود که طلاب و مذهبیون مدرسه دینی حفصه (الاحمر) و علمای مسجد لعل مدت هاست که از دستورات حکومتی سرپیچی کرده و به تسلیح و تجهیز خود مبادرت ورزیده و با گروه های مذهبی و افراطی همچون جیش المحمد، سپاه طیبه، جهاد اسلامی و... که پیش از این از سوی ژنرال حاکم اسلام آباد منحل شده بودند ارتباطات وسیعی داشته اند و در حمایت از طالبان و القاعده از هیچ کوششی دریغ نکرده اند. اگر چه این ارتباطات تحت نظر آژانس اطلاعات محرمانه پاکستان موسوم به ISI انجام شده اما هر از چندگاه دولتمردان این کشور آنها را به حمایت از گروه های تروریسم متهم کرده اند. این اتهام ها تحت فشار مقامات آمریکا انجام گرفته که همواره از بازی دوگانه پرویز مشرف در جنگ با مقوله تروریسم شکوه داشته اند. پرویز مشرف پس از حادثه 11سپتامبر به ظاهر در کنار آمریکا وارد جنگ با تروریسم مورد ادعای واشنگتن در افغانستان شد اما در عمل از گروه های که متهم به اقدامات تروریستی بودند حمایت مالی، تسلیحاتی و اطلاعاتی به عمل می آورد و به نظر می رسد این بار برخلاف گذشته در مخمصه بحران آمریکا ساخته در مسجد لعل گرفتار آمده است. گرفتاری که ممکن است به حیات سیاسی و حتی فیزیکی وی خاتمه دهد. چه اینکه وی امروز در پایین ترین سطح محبوبیت اجتماعی قرار دارد و طی 8 سال ریاست جمهوری خود حداقل دو بار مورد سوء قصد نیروهای مذهبی رادیکال قرار گرفته است.
1- در ارتباط با علل حادثه خونین مجتمع مذهبی لعل، دیدگاه های متفاوتی ارایه شده است. یک دیدگاه بر عمدی بودن حادثه تأکید می کند و آن را سناریو و طراحی ارتش و سازمان اطلاعات محرمانه پاکستان (ISI) می دانند. حرف و حدیث های که در مطبوعات پاکستان درخصوص کارشکنی مشرف در روند میانجی گری میان دولت و طلاب مسجد لعل بیان می گردد این دیدگاه را تقویت می کند. چوهدری شجاعت حسین، نخست وزیر پیشین این کشور که از طرف دولت، مسئول مذاکره با مولانا عبدالرشید رهبر روحانی گروه طالبان مستقر در مسجد بود در گفت وگویی کوتاه اظهار داشت که مشرف با افزایش پیش شرط های خود مانع حل مسالمت آمیز بحران شد و به این ترتیب از خاتمه بدون خون ریزی بحران جلوگیری نمود.
2- حمله 12000 نفر از نظامیان ارتشی به مسجد لعل و مدرسه حفصه در اسلام آباد و همزمانی آن با برگزاری اجلاس مخالفان اسلام آباد که در لندن برگزار شد و قرار بود سخنرانی های اجلاس از طریق برخی از تلویزیون های خصوصی به صورت مستقیم پخش شود، تردیدها در خصوص سناریوبودن بحران و نقش ISI در آن را افزایش داده است.
3- سابقه مجتمع دینی لعل نشان می دهد که این مجموعه دولتی است و با مدیریت ISI اداره می شده است و علما و طلاب این مجموعه از بسیج مذهبی توده ها در حمایت از ارتش پاکستان در بحران های کشمیر و هم چنین جهاد علیه شوروی در افغانستان نقش ویژه و منحصر به فردی داشته اند. اما اینکه چرا پرویز مشرف حمایت های گسترده مذهبیون از ارتش را نادیده گرفته و با آنها وارد درگیری مسلحانه شده بایستی دلیل را در پیچیدگی بازی مشرف در میان آمریکایی ها و مذهبیون طالبانیسم جستجو کرد. ژنرالی که تحت فشارهای بیرونی و داخلی گاه تا 180 درجه موضع خود را تغییر می دهد.
4- درگیری مسلحانه ارتش و مذهبیون پاکستانی در مسجد لعل، در واقع پایانی بر همکاری در روابط استراتژیک این دو متحد کلیدی است. این بحران، نقطه عطفی درتحولات آتی پاکستان خواهد بود و زمینه های درگیری های قومی و قبیله ای را در این کشور مهیا خواهد نمود. به خصوص اینکه اکثر طلاب و مذهبیون از قبیله پشتون و آنها نیز دارای تعصبات به شدت قومی و مذهبی هستند و ارتشی ها که عمدتا از پنجاب و سند می باشند این بحران و رویارویی زمینه های واگرایی و تشتت اقوام پاکستانی را مهیا می کند و این کشور را با طوفانی از اختلافات فرقه ای و ناامنی ها و ترورها مواجه خواهد کرد.
5- آمریکایی ها از حمله پرویز مشرف به مجموعه دینی لعل به شدت حمایت کردند. شکی نیست که آنها در تحریک پرویز مشرف علیه مذهبیون نقش اساسی داشته اند. به زعم آنها اگر مشرف با گروه های سیاسی داخلی درگیر شود بیشتر به سوی آمریکا تمایل پیدا می کند و از سویی زمینه های حضور نظامی، امنیتی و اطلاعاتی بیشتر آمریکا را در پاکستان فراهم می کند. در جبهه شمالی و در افغانستان نیز مواضع و رویکرد مشرف برای آمریکایی ها شفاف تر می شود و در سناریو آمریکا بهتر ایفای نقش می کند. به این ترتیب آمریکایی ها پرویز مشرف را به بحرانی وارد کرده اند که در آن تنها منافع خود را پی گیری می کنند.
6- آمریکایی ها، خانم بی نظیر بوتر، نخست وزیر پیشین پاکستان که در تبعید به سر می برد را نیز مهیا کرده اند که اگر پرویز مشرف در جنگ با مذهبیون شکست بخورد فاز سیاسی را به جای فاز نظامی در پاکستان تقویت کنند و با گسیل ژنرال ها به پادگان ها، سیاسیون وابسته نظیر بی نظیر بوتر را با یک انتخابات تشریفاتی و تحت عملیات روانی بر اسلام آباد حاکم نمایند.
7- با توجه به تعصبات قومی و دینی روحانیون مذهبیون پاکستانی و تجربه و سابقه ای که آنها در جنگ های کشمیر، افغانستان، چچن و... دارند بعید به نظر می رسد که رویارویی آنها با ارتش به این سادگی ها خاتمه یابد. از این رو پس از افغانستان، پاکستان دیگر کشور همسایه ایران است که با بحران و بی ثباتی مضاعف و فزاینده ای مواجه خواهد بود که به طور قطع بر امنیت ملی ایران تأثیرگذار خواهد بود و نوار مرزی ایران را دچار بی ثباتی خواهد نمود.