صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۸ شهريور ۱۳۸۸ - ۱۰:۳۴  ، 
کد خبر : ۱۰۷۷۷۸
سیدمحمدجواد هاشمی‌نژاد، دبیرکل کانون هابیلیان در گفت‌وگو با صبح صادق

بیش از 16 هزار شهید ترور شناسایی کرده‌ایم

رحیم محمدی مقدمه: فرزند دوم شهید آیت الله سید عبدالکریم هاشمی نژاد، از یاران صدیق امام خمینی (ره) است که پس از گذراندن تحصیلات سطح دو حوزوی، وارد عرصه فعالیت های اجتماعی شد. به واسطه دغدغه هایی که نسبت به شناساندن ابعاد گسترده جنایات وابستگان و مزدوران قدرت های شرق و غرب در به شهادت رساندن بسیاری از مردم کوچه و بازار داشت، به همراه تعدادی از خانواده های شهدای ترور کانونی را تحت عنوان «هابیلیان» راه اندازی کرده است. مناسب دیدیم همزمان با سالروز شهادت شهید رجایی و باهنر که به وسیله ایادی قدرت های شرق و غرب ترور شدند و سالروز شهادت این دو بزرگوار روز «مبارزه با تروریسم» نامگذاری شد، گفت وگویی را با این فرزند شهید یعنی «سید محمدجواد هاشمی نژاد» دبیرکل کانون هابیلیان انجام دهیم. آنچه در پی می آید بخش هایی از گفت وگوی اختصاصی خبرنگار صبح صادق با دبیرکل کانون هابیلیان است.

*کانون هابیلیان چگونه شکل گرفت؟
**بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، حوادث مختلفی را در کشور شاهد بودیم که یکی از مهم ترین آنها بحث ترور بود. در آن روزها مردم کشور ما مظلومانه توسط جنایتکاران تروریست شهید و مجروح می شدند، به نحوی که شاید بتوان گفت روزانه حدود 100 نفر از اقشار مختلف مردم توسط این افراد شهید می شدند و هیچ یک از سردمداران شرق و غرب هم اعتراضی نسبت به اینگونه اقدامات ضدانسانی نمی کردند زیرا منافع آنها حکم می کرد که نه تنها اعتراضی نداشته باشند بلکه آشکار و مخفیانه نیز از تروریست ها حمایت کنند.
این روند ادامه داشت تا زمان حملات 11 سپتامبر که در این زمان بحث روز دنیا مبارزه با تروریسم شد و به این بهانه کشورهای غربی حملاتی را با شعار مبارزه با تروریسم به کشورهای افغانستان و عراق شروع کردند و در این بین مردم و دولت ایران که خود از قربانیان ترور بودند را هم تروریست و بعضاً حامی تروریست ها معرفی می کردند.
به همین علت، طرح مباحث مورد اشاره باعث شد تا موضوع تشکیل تشکلی در جهت شناساندن مردم ایران به عنوان قربانیان ترور را با تعدادی از خانواده ها و فرزندان قربانیان ترور در میان بگذاریم. بنابراین با موافقت و همراهی آنها از چهارسال پیش فعالیت خود را آغاز کردیم و اولین کاری که ضروری بود جمع آوری آمار شهدای ترور بود. برای این موضوع حتی وقتی که به بنیاد شهید و امور ایثارگران هم که مراجعه می کردیم آماری مبنی بر تعداد کل شهدا در اختیار نداشتند. از این رو در طول یک سال تلاش کردیم تا آمارهای پراکنده را جمع آوری کنیم که پس از استخراج آمارها متأسفانه با یک رقم بالایی مواجه شدیم که نشان می داد 16 هزار و چهارصد شهید ترور داریم که از این تعداد 12 هزار نفر به دست منافقین کوردل به شهادت رسیده اند.
* آیا آمار شهدا را به صورت استانی و صنفی تفکیک کرده اید؟
**بله پس از جمع آوری و استخراج تعداد شهدا، اسامی مشترک را از لیست های موجود حذف کردیم. بدین ترتیب مشخص شد بیشترین آمار مربوط به استان های تهران و مازندران است.
در تهران به دلیل مرکزیت و مازندران به علت آنکه مدتی منافقین در جنگل های استانی پراکنده بودند تعداد زیادی از مردم عادی را مورد هجوم قرار دادند. زیرا آنها بنابر دستور سران گروهک منافقین پس از ناکامی در شکست نظام با ترور مسئولان، سیاست حذف سرپنجه های انقلاب یعنی مردم را در پیش گرفتند. این افراد در رویکردشان به ترور مردم از قاعده ای که به آنها دیکته شده بود پیروی می کردند یعنی ملاک را در ترور مردم داشتن قیافه ای مشخص، وجود عکس حضرت امام خمینی (ره) در محل کار، داخل اتومبیل و منزل، اشتهار به تدین در محل زندگی و کار مورد توجه قرار می دادند. با توجه به این موضوع مشخص می شود چرا تعداد شهدای اقشار مختلف مردم زیاد است.
آمار دیگری که در این رابطه استخراج کردیم مشخص کرد خیلی از ترورها در ماه مبارک رمضان و در مقابل منزل افراد صورت گرفته است. وقتی افراد روزه دار زمان افطار به منزل مراجعه می کردند تیم های ترور منافقین آنها را مورد هجوم قرار می دادند.
همچنین در بررسی آمارها که امسال برای اولین بار انجام دادیم، 1192 کارگر شهید ترور را شناسایی کردیم چون امسال هم زمان با روز کارگر منافقین تبلیغات وسیعی را علیه کارگران کشورمان انجام دادند. به همین علت این آمار را اعلام کردیم تا بگوییم منافقین برای رسیدن به اهدافشان از هیچ جنایتی حتی از کشتن کوچکترین افراد یعنی نوزادان تا مردان کهن سال 80 ساله دریغ نمی کردند.
* همانگونه که اشاره کردید هیچ یک از دستگاه های مسئول آمار کلی از شهدای ترور نداشتند، فکر نمی کنید این یک نقصیه ای برای دستگاه هایی مانند بنیاد شهید و امور ایثارگران باشد که بعد از گذشت سه دهه از عصر انقلاب چنین آمارهایی را در اختیار ندارند؟
**شاید این نگاه درست باشد اما باید همواره این نکته را مدنظر قرار بدهیم که اگر قرار باشد تمام کارها را دولت انجام دهد به دلیل حجم کارها، کاستی در روند کار بوجود می آید. از این رو معتقدم باید از ظرفیت های غیر دولتی در چنین مواردی استفاده کنیم. بنابراین حضورتشکل های غیر دولتی بر خلاف برخی ها که معتقدند باید تشکل های غیردولتی تأسیس شوند تا مقابل دولت ها بایستند، می تواند برای کمک به جامعه خود بخشی از وظایف دولت که مغفول واقع شده است را بر عهده بگیرد.
* با توجه به آماری که از شهدای قربانیان ترور ارائه کردید اگر بخواهیم علت تعداد بالای افرادی که توسط منافقین به شهادت رسیده اند را نسبت به دیگر گروهک های ضد انقلاب بررسی کنیم، چه توضیحی می توانید ارائه دهید؟
**اینکه 12 هزار نفر توسط منافقین و 4000 نفر هم توسط سایر گروهک های ضد انقلاب به شهادت رسیده اند ناشی از این موضوع است که ماهیت منافقین با دیگر گروهک ها متفاوت است. چون سایر گروهک های معاند انقلاب اسلامی گستردگی و سازماندهی گروهک منافقین ( مجاهدین) را نداشتند. منافقین عملیات های خود را به جهت گستردگی نیرو در سطح کشور انجام می دادند اما گروهک های دیگر فقط در یک محدوده مشخص فعالیت می کردند.
منافقین به دلیل ماهیت دوگانه ای که داشتند تحت هر شرایطی به فعالیت خود ادامه می دادند. از سوی دیگر دشمنان انقلاب هم برای مقابله با ما به اهرم هایی نیازداشتند که منافقین بهترین وسیله برای دستیابی به اهدافشان بودند چرا که آنها در هر شرایطی آمادگی دارند تا به مردم و کشورشان ضربه بزنند.
* آیا گروهک منافقین در خارج از کشور هم علیه شهروندان کشورمان اقداماتی داشته اند؟
**در یکی از سال های دهه 60 به صورت هم زمان به 11 سفارتخانه کشورمان در کشورهای اروپایی حمله کردند و خساراتی را هم وارد آوردند البته ترور همیشه مساوی با کشتن نیست زیرا ترور در ادبیات سیاسی معانی و کاربردهای متعددی دارد. اما خوشبختانه تلفات جانی به همراه نداشت.
* اگر فعالیت منافقین را به سه دوره قبل از جنگ، حین جنگ و بعد از جنگ تقسیم کنیم، در این سه دوره چه فعالیت هایی را علیه مردم و دولت جمهوری اسلامی ایران داشتند؟
**سازمان منافقین از همان ابتدای تشکیل در مسیری قرار گرفت که مشخص بود روزی مقابل این نظام و مردم آن می ایستند. بر این اساس شاهد بودیم از پیروزی انقلاب تا خرداد 60 ( مرحله ورود به فاز مسلحانه) زمان زیادی نمی گذرد که اعضای این گروهک اقدام به ترور فیزیکی یاران انقلاب می کنند.
در این مدت با هر وسیله ای که داشتند به مردم کوچه و خیابان حمله کردند و تعداد زیادی را شهید و مجروح کردند. علاوه بر این بسیاری از دولتمردان این انقلاب و پاسداران نظام را نیز مورد هجوم قرار دادند. اما وقتی اقدامات آنها نتیجه ای را که می خواستند حاصل نشد( این عدم نتیجه به واسطه درایت و هوشمندی بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران و مردم بود) با فرار به کشورهای اروپایی و عراق نوعی دیگر از رویارویی با کشورمان آغاز کردند.
در این مرحله اربابان زر و زور، اعضای منافقین را تحت حمایت خود قرار دادند و با این حمایت آنها را تشویق کردند تا با اعزام گروه های تروریستی اقدامات ضدبشری خود را ادامه دهند و از سوی دیگر چون با حزب بعث عراق جنگ تحمیلی و نابرابر را تجربه می کردیم، از اعضای این گروهک برای کسب اطلاعات و اخبار از نحوه و چیدمان و آرایش رزمندگان اسلام استفاده می کردند تا بدین وسیله ارتش عراق بتواند از یورش های بی امان رزمندگان اسلام جلوگیری کند.
منافقین در این سال ها با ارسال گزارش هایی راجع به محل های عبور و مرور رزمندگان، مناطق مورد اصابت قرار گرفته ناشی از حملات توپخانه ای، موشکی و بمباران هوایی، خدماتی را به حزب بعث عراق برای پیروزی بر جبهه حق ارائه می دادند.
حتی در ماه های پایانی جنگ به خیال اینکه پذیرش قطعنامه 598 از سوی ایران ناشی از ناتوانی کشورمان در مقابل ارتش حزب بعث عراق است با حمایت این ارتش حمله ای را از سمت قصر شیرین با هدف فتح تهران آغاز کردند اما در تنگه چهار زبر قبل از رسیدن به کرمانشاه توسط یگان های ارتش، سپاه و نیروهای بومی زمینگیر و منهدم شدند.
بعد از جنگ نیز برای اینکه کارآمدی خود را به دولت وقت عراق اثبات کنند در سرکوب انتفاضه مردم عراق نقش فعالی ایفا کردند و از سوی دیگر شروع به آموزش نیروهای معارض با کشور عراق مانند القاعده کردند.
* زمانی که عراق توسط آمریکا و متحدانش اشغال شد، نیروهای منافقین را مجبور به خلع سلاح کردند، این تغییر سیاست آمریکا و متحدانش ناشی از چه عواملی بود؟
**آمریکایی ها و متحدانش در این زمینه نفاق کردند و چهره واقعی خود را نشان دادند. آمریکا که از سال 1997 این سازمان را در لیست سازمان های تروریستی قرار داده بود، در زمان اشغال عراق نه تنها یگان های منافقین را منحل نکرد بلکه آنها را تحت حمایت یک قرارداد جعلی قرار داد.
این موضوع نشان داد آمریکا و متحدان اروپایی اش هیچ گاه در موضوع مبارزه با تروریسم صادق نبوده اند. علاوه بر این خارج کردن نام سازمان منافقین از لیست سازمان های تروریستی توسط کشورهای اروپایی دلیلی دیگر بر پوچ بودن ادعای مبارزه با تروریسم توسط این کشورها است.
دلیل دیگر شعاری بودن مبارزه با تروریسم توسط کشورهای یاد شده، فعالیت گسترده و آزادانه اعضای گروهک منافقین با آرم و نشان سازمانی خود در کشورهای اروپایی است. به عنوان مثال در سفری به انگلستان مشاهده کردم سازمان منافقین در این کشور با 23 نام مختلف تحت لوای انجمن های خیریه، کمک به ایتام و غیره فعالیت آزادانه دارند.
* آیا مجموعه فعالیت هایی که برای معرفی چهره واقعی اعضای منافقین در داخل و خارج کشور انجام گرفته، کافی بوده است؟
**همانگونه که در داخل نسبت به این موضوع کمتر پرداخته شده به همین نسبت شاید هم بیشتر در خارج از کشور فعالیت داشته ایم. این عامل باعث شده تا حداقل این کانون با راه اندازی سایت اینترنتی به سه زبان فارسی، انگلیسی و عربی بخشی از جنایات منافقین را افشا کند. این سایت اکنون به عنوان مرجع مورد استفاده قرار می گیرد. بهره مندی از مطالب سایت به حدی بالاست که اعضای این سازمان را بر آن داشت تا دوباره با هدف جلوگیری از روند افشاگری های کانون، سایت هابیلیان را هک کنند ولی خوشبختانه سایت به فعالیت خود ادامه داده است.
علاوه بر راه اندازی سایت با تشکل های غیردولتی همسو با این قبیل حرکات در کشورهای اروپایی مانند انگلستان ارتباط برقرار کرده ایم و در شورای حقوق بشر سازمان ملل مستقر در ژنو نیز شرکت داشته ایم که در هر دو مورد متوجه شدیم به غیراز سطح عالی مقامات کشورهای خارجی، یک ناآگاهی عجیبی در سطح عامه مردم وجود دارد. دیدار با 100 گروه از طوایف مختلف عراق و ارائه اسناد و مدارک موجود درخصوص جنایات منافقین به آنها از دیگر اقدامات کانون هابیلیان جهت معرفی چهره پلید اعضای منافقین در خارج است. در داخل کشور نیز در کنار برخی از همایش ها و نشست های متعددی که در شهرهای مختلف برگزار شده، نمایشگاهی از اقدامات صورت گرفته توسط این کانون در معرض دید عموم قرار گرفته است.
اما اگر می خواهیم تأثیرات بیشتری بر روی افکار عمومی داخل و خارج کشور بگذاریم باید حضور پررنگ تر خانواده های قربانیان تروریسم را در ارتباط گیری با تشکل های غیردولتی همسو ایرانی و خارجی شاهد باشیم.
* ارزیابی شما از اقدام اخیر دولت عراق در باز پس گیری پادگان موسوم به اشرف که در زمان صدام به منافقین داده شده بود چیست؟
**دولت عراق برای اعمال حاکمیت بر کشور خود باید با گروه هایی که خارج از حاکمیت می خواهند اقداماتی را انجام دهند، مقابله کند. یکی از این گروه ها، گروهک منافقینی است که در زمان حکومت صدام پادگانی به نام «اشرف» را جهت انجام فعالیت های موردنظر حزب بعث در اختیارشان قرار داده بود. اما این اقدام دولت عراق مورد انتقاد کشورهای حامی منافقین قرار گرفت زیرا این کشورها جهت رسیدن به برخی از اهداف خود در عراق و ایران نیاز به فعالیت گروهک منافقین در عراق دارند و به همین علت از دولت عراق می خواهند اعضای دستگیر شده در حمله به پادگان اشرف را به عنوان پناهنده بپذیرد.
از سوی دیگر چون این کشورها می خواهند از پیامدهای ناشی از پذیرفتن این افراد در کشورهایشان دور باشند لذا در صدد هستند با اعمال فشار به دولت عراق، تبعات حضور منافقین را متوجه حاکمیت عراق کنند.
این موضوع زمانی ابعادش روشن تر می شود که بدانید وقتی در سال 2003 همسر سرکرده منافقین در پاریس دستگیر شد،سازمان با دادن دستوری به اعضای خود تعدادی را مجبور کردند تا در 10 کشور اروپایی در اعتراض به این دستگیری اقدام به خودسوزی کنند.
سران این گروهک به اعضای خود دستور داده بودند به واسطه حمله ارتش عراق به پادگان اشرف و دستگیری اعضای حاضر در پادگان یاد شده، دست به اعتصاب غذا بزنند.
در این مورد هم شاهد نفاق کشورهای غربی و آمریکا درخصوص مقابله با گروه های تروریستی همچون منافقین هستیم. به عبارت دیگر کشورهای یاد شده به دنبال آن هستند تا رهبران این گروهک جنایتکار در عراق دستگیر نشوند چون دستگیری آنها باعث جلوگیری از اقدامات تروریستی و ایجاد ناامنی در عراق می شود و این خواسته ای است که اشغالگران عراق به شدت به دنبال اجرایی کردن آن هستند.
نکته دیگر در این رابطه مظلوم نمایی گروهک منافقین است. این گروهک در طول مدت 20 سال حضور مداوم در کنار حزب بعث عراق از همه نوع امکانات مردم عراق استفاده می کرد. براساس آماری که داریم پول حدود 30 میلیون بشکه نفت را صدام به واسطه فروش نفت در برابر غذا در اختیار سازمان منافقین قرار داده بود. اما اکنون که امکانات و اموال بوجود آمده از این پول ها بازپس گرفته می شود، می گویند:« دولت عراق آمده اموال ما را مصادره می کند.» در صورتی که اموال و سرمایه های در اختیار آنها متعلق به مردم عراق است.
* اخیراً القاعده اعلام کرده به علت بازپس گیری پادگان اشرف توسط دولت عراق، حملات تلافی جویانه ای را در این کشور انجام می دهد. به نظر شما چه رابطه ای میان منافقین و سایر گروهک های تروریستی همچون القاعده و انجمن پادشاهی ایران وجود دارد؟
**حدود سه سال قبل اعلام کردیم به نظر می رسد ردپایی از حضور منافقین در شرق کشور دیده می شود و این همان موضوعی است که دستگیر شدگان گروهک ریگی ( وابسته به القاعده) در اعترافات خود اشاره کرده اند.
آنها اعتراف کرده اند در سازماندهی، انتقال نیرو و وسایل سازمان منافقین ما را یاری می داده است. انجمن پادشاهی ایران هم به همین صورت فعالیت می کند.
* تاکنون نسبت به جنایات منافقین شکایتی نزد سازمان های بین المللی انجام شده است؟
**در شکل کلی می توان گفت تمام قراین و شواهد آشکار و پنهان نشان می دهد کشورهای اروپایی و آمریکا حامی منافقین هستند بنابراین کشورهای مورد اشاره همواره درصدد هستند تا با کارشکنی مانع انجام شکایت خانواده های قربانیان ترور شوند. با وجود این شکایت هایی توسط برخی از خانواده های شهدای ترور مانند شهید صیاد شیرازی در حال طی کردن روند قانونی خود است.
* روند بازگشت توابین چگونه است؟
**به اعتقاد مسئولان کمیسیون عالی پناهندگان سازمان ملل، هیچ گروهی به عنوان گروه پناهندگی داده نمی شود در واقع کسانی می توانند پناهنده شوند که خارج از وابستگی های گروهی باشند، نسبت به عدم بازگشت به وضعیت سابق تضمین بدهند و از همه مهم تر فرد باشند.
پس تنها در صورت داشتن این شرایط است که صلیب سرخ با تضمین عملکرد متقاضیان اجازه پناهندگی یا بازگشت توابین را صادر می کند. در این رابطه دولت اعلام کرده تمام اعضای منافقین به غیر از حدود 60 نفری که در به شهادت رساندن مردم و مسئولان دست داشته اند می توانند به شرط توبه و اظهار ندامت واقعی نسبت به عملکرد گذشته خودشان به کشور باز گردند. در این میان دولت عراق نیز اعلام کرده از مجموع 3400 منافقی که در عراق هستند فقط 150 نفرشان به دلیل اقدامات آنها در کشتار مردم کشورشان حق خروج ندارند و مابقی افراد می توانند عراق را به هر کشوری که تقاضای شان را قبول کند، بروند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات