صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۷ تير ۱۳۸۶ - ۰۸:۴۷  ، 
کد خبر : ۱۰۸۳۶

جای فرح و پهلبد خالی بود! /سعید مهدوی خواه


برای نسل امروز که خوشبختانه از ابتذال فرهنگی دوران شاهنشاهی دور مانده و شوهای سخیفی همچون مراسم "سپاس" را تحت عنوان "جشنواره فیلم" ندیده، جشن مجله دنیای تصویر (که تحت همان عنوان "مراسم سینمایی" برپا می شود)، می تواند در یک قد و قواره کوچک تر، مشابه امروزی همان مراسم فوق در آن روزگار دفن شده باشد! این به اصطلاح جشن که تقریباً هرساله برگزار شده، به جای ارائه یک دیدگاه سینمایی، اولاً به سبک و سیاق "Fashion Show" های غربی مکان نمایش و عرضه انواع و اقسام مدل های مبتذل لباس و مو و آرایش و امثالهم است و ثانیاً با ارج نهادن به ارباب فرهنگ رژیم شاه، به نوعی یادآور همان امثال جشنواره های سپاس!!

ابتذال این مراسم در سال های گذشته به حدی رسید که سروصدای حتی برخی محافل به اصطلاح اصلاح طلب را هم درآورد به طوریکه در زمان اعتراض به ابتذال جشن خانه سینما و زیر علامت سؤال رفتن مسئولان آن، وقفه ای هم در اجرای مراسم دنیای تصویر به وجود آمد. ولی گویا فشار مسئولان و متولیان مجله دنیای تصویر پرزورتر ازاین حرفهاست که اینک نشریات ظاهراً اصلاح طلب مانند "شرق" را با خود همراه ساخته و به راحتی و در زمان حاکمیت دولت اصول گرا هم ساز خود را می زند و از رانت های مختلفش استفاده می کند تا در وانفسای بحث ارزش های فرهنگی، با سری افراشته بگوید ما در این زمان هم نمایش خود را برپا می سازیم! (چنانچه در محافل خصوصی ترشان این مطلب را گفته اند!!)

این سیاست یک بام و دو هوای مدیر مسئول مجله، سابقه ای دیرین دارد، او که زمانی در سمینار به اصطلاح آسیب شناسی سینمای ایران (در سال 1381) رسماً نظام جمهوری اسلامی را مبتذل خوانده و صدا و سیمایش را سمبل ابتذال (نوار و تصویر آن مراسم موجود است) معرفی کرده بود وقتی دوباره مسئله رانت خواری پیش آمد، صرفاً به عنوان مجری برنامه های متوسط همان صدا و سیما جلوی دوربین تلویزیون رفت و درحالی که کار سینمایی اش را با تبلیغ برای فیلم های درجه 3 مانند "همسر دلخواه من" شروع کرد و همه افتخار دوران فیلمسازی خود را تهیه فیلم مبتذلی همچون "ازدواج به سبک ایرانی" می داند (چنانچه بیشترین جوایز را در همین مراسم اخیر نصیب فیلم خودش کرده است!) ولی هرسال هم با رانت و پول و سرمایه دیگران به بهانه جشنواره کن، راهی سواحل جنوب فرانسه می شود تا آن کار دیگر بکند!!! او در صحبت های خصوصی اش می تواند با کمال رشادت بگوید که فقط من توانستم بازیگر فیلم مستهجن "در امتداد شب" را که ممنوع التصویر بود در فیلم خودم بازی دهم، مجوز نمایش هم بگیرم، در مراسم مختلف هم جایزه بارش کنم. آقای معلم با افتخار می تواند در میان اعوان و انصارش، پز روشنفکرنمایی بدهد که فقط من می توانم در سینما، حاج آقای سنتی و دین دار را دست بیندازم و مضحکه کنم (به سبک و سیاق نصرت کریمی در فیلم هایی مانند "محلل" و "تختخواب سه نفره" و "حکیم باشی") و او را آلت دست یک آدم فرنگ رفته هوسباز نشان دهم که آخرالامر همین فکل کراواتی، حاج آقای سنتی را ارشاد کرده تا داماد آمریکایی بگیرد و لابد پی ببرد که این آمریکاییان فرهنگ دوست چندان هم ضدفرهنگ ما نیستند! (آنچنان که در همین فیلم "ازدواج به سبک ایرانی" نشان می دهد) و حالا همین علی معلم، بازهم با گردن بالا گرفته می تواند حتی نزد برادر آمریکانشینش، ژست بگیرد که در همین حکومت جمهوری اسلامی و در قلب دوران بازیابی ارزش های اسلامی، جشنی برپا کرده سرشار از لهو و لعب که مظاهر فرهنگی و ورزشی رژیم شاه را هم بر روی صحنه برده و مورد تجلیل قرار داده است مثل اعطای جایزه یک عمر فعالیت هنری به جمال امید، کارگزار جشنواره های شاهنشاهی و حشمت خان، مربی فوتبال رضا پهلوی و... فقط در آن میان جای مهرداد پهلبد و فرح دیبا خالی بود تا مراسم سپاس رسمیت خود را پیدا کند!... و علاوه براینها برای وجهه بخشیدن به آن، برخی چهره های موجه را نیز دعوت کند تا اگر زمانی مورد بازخواست قرار گرفت از آن چهره ها مایه بگذارد!!

وضعیت اخلاقی مراسم امسال دنیای تصویر تا بدان حد فاجعه بار و مبتذل و غیرانسانی بود که برخی خانواده های دعوت شده با مشاهده شرایط نامناسب و زننده بعضی از حاضرین و مدعوین، مراسم را ترک کرده و عطایش را به لقایش بخشیدند. معلوم نبود درآن میانه تکلیف امنیت اجتماعی و اخلاقی جامعه (که این روزها به کرات از سوی مسئولین قضایی وانتظامی مورد تأکید قرار می گیرد) آن هم درسالن وزارت کشور ! چه شده بود؟ آیا در این مورد هم علی معلم از رانت های خود استفاده کرده و مانع از اجرای طرح امنیت اجتماعی در میان آن جماعت موسوم به هنرمند شده بود؟

ملت مسلمان ایران و به خصوص جامعه هنرمندان حق دارد از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی سؤال کند، در زمانه ای که همه حجت ما در مقابل دشمنان زخم خورده و در کمین نشسته، اتکا به قوانین و ارزش های اسلامی است، برگزاری چنین مراسم و جشن هایی که در رسانه های بیگانه تحت عنوان سمبل هنر و هنرمند ایرانی و مخالفت با ارزش های جاری در جامعه تلقی می شود، چه جایگاهی دارد؟ آیا مسئولین مربوطه در آن وزارتخانه واقعاً بر نحوه و چگونگی برگزاری چنین جشن هایی نظارت دارند؟ همچنین از متولیان وزارت کشور نیز باید پرسید که چرا در میانه اجرای طرح امنیت اجتماعی و مبارزه با مظاهر علنی فساد و فحشا، تالار وزارت خانه خود را به اجرای مراسمی اختصاص می دهند که خود از مظاهر عینی مفسده های فرهنگی است؟! آیا برگزاری چنین مراسمی را تحت نام "تالار وزارت کشور" منطبق با سیاست های کلی حوزه فرهنگ و سند چشم انداز بیست ساله می دانند؟! هردو پاسخ مثبت و یا منفی به این سؤالات،مسئولیت عظیمی برگردن مسئولین مربوطه خواهد گذارد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات