از بدو پیروزی انقلاب اسلامی ایران، و ازبین رفتن یکی از مهمترین پایگاههای دولت آمریکا در منطقه خاور میانه ، این کشور در تلاش بود تا از راههای متفاوت حکومت جمهوری اسلامی ایران را که بر اساس آراء قریب به اتفاق مردم ایران شکل گرفته بود را سرنگون سازد.
انتشار آگهی مربوط به پخش اظهارات چند نفر از ایرانیان دارای تابعیت آمریکایی از تلویزیون ایران که طی ماههای گذشته با اتهاماتی مربوط به امنیت ملی ایران بازداشت شده اند، خشم و نگرانی محافل آمریکایی را برانگیخته است. ظاهرا مهمترین نگرانی آمریکاییها آن است که به این افراد اتهام جاسوسی زده شود، اما واقعیت آن است که آمریکاییها نگران آنند که مهمترین مسیر دستیابی به اهداف ضد ایرانی خود را مسدود شده ببینند.
ایالات متحده آمریکا شاید از نخستین ساعات پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران تا کنون صدها برنامه و راه کار را برای چگونگی براندازی نظام جمهوری اسلامی آزموده اند. تحریک گروهکهای تروریستی، دامن زدن به خواسته های قوم گرایانه، توطئه کودتا، تحریک صدام برای جنگ با ایران و حمایت از او در طول ۸سال جنگ علیه ایران و دهها نمونه دیگر.
یکی از رایجترین روشهای نهادهای آمریکایی برای مبارزه علیه حکومتهایی که آن را مطلوب و مورد نظر آمریکا نمیبینند، اقدامات خرابکارانه از طریق عملیات جاسوسی و نفوذ است. شکل نفوذ و عملیات ضد امنیتی در شرایط و جوامع مختلف متفاوت است. گاه حمایت از یک گروه شورشی، یا حمایت و هدایت یک جریان به ظاهر سیاسی، گاه نفوذ و هدایت یک جریان رسانهای یا اقتصادی و چندین گزینه متنوع دیگر که متناسب با شرایط در دستور کار قرار میگیرد.
نفوذ واستحاله از درون، آخرین راهکار تقریبا با شکست روبرو شده آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران است. یکی از این روشها به خصوص درباره ایران که جامعه مهاجر قابل توجهی در ایالات متحده دارده استفاده از افراد دارای تابعیت دوگانه و به ظاهر موجه میباشد.
تصمیم جورج بوش در سال ۲۰۰۶برای اختصاص میلیونها دلار را برای گروههای ضدانقلاب ایرانی و تاسیس یک دفتر ویژه در دبی برای مانیتور کردن رفتار ایرانیان رابطه مستقیمی با سیاستهای مشابه آمریکا در قبال ایران دارد.
روزنامه نیویورک سان در گزارشی به قلم الی لیک درتاریخ ۸۶/۲/۲۸ضمن اشاره به اینکه آمریکا برای براندازی جمهوری اسلامی با برخی افراد تماس گرفته است، پس از ارزیابی وضعیت کنونی جریانات سیاسی در داخل کشورمان ، زمان کنونی را بهترین زمان برای حمایت از جریانات وافراد همسو با خود میداند.
جریانها و گروههایی که طرفدار دموکراسی در ایران خوانده میشوند.
فرار به جلو بعضی از رسانههای آمریکایی برای بیگناه جلوه دادن بازداشت شدگان در ایران از جمله سرمقاله روزنامه واشنگتن پست با عنوان "بحران گروگانگیری ایران" که مینویسد "تهران باید فورا شهروندان آمریکایی دستگیر شده را آزاد نماید، این دیوانگی است که یک شبکه از اساتید و متفکران(!) آمریکایی بدنبال انقلاب مخلمی باشند، به خودی خود قابل تامل است.
باید منتظر ماند و اظهارات دستگیرشدگان را شنید ومنتظر عکس العمل آمریکائیان ماند ، اما آنچه که از هم اکنون میتوان حدس زد ، این امر است که آمریکائیان این اعترافات را غیر واقعی خواهند نامید که تحت سختترین شکنجهها گرفته شده است !
یکی از شگردهای دستگاه تبلیغاتی آمریکا آن است که افرادی از این دست را متفکر و اندیشمند و یا تاجر معرفی نماید، هرچند در مواردی مانند "علی شاکری" از وی باعنوان "فعال صلح" یاد کرده و دفاع میکنند، بیشک باید پرسید فعال صلح برای چه کسی و چه سازمانی و چه کشوری؟
دستگیرشدگان مذکور هر کدام به شیوهای با بنیادها و نهادهای رسمی و غیر رسمی آمریکایی مرتبط میباشند. از اشتغال مستقیم در سازمانهایی که رسما به سازمان جاسوسی آمریکا وابستهاند مانند رادیو آمریکایی فردا تا مراکزی همچون "خانه آزادی" یا مرکز "ایروین" یا موسسه برای صلح و ....
آیا جمهوری اسلامی ایران این حق را ندارد که در مورد مرکز"ایروین" که یکی از دستگیرشدگان از بنیانگذاران آن است تحقیق نماید؟آ
بدون تردید سیستم امنیتی جمهوری اسلامی ایران نمیتواند از بیم متهم شدن به برخورد با کسانی که عناوین دانشگاهی را یدک میکشند، بر تحرکات آشکار و پنهان ضد امنیتی چشم بپوشد، بلکه عقل و منطق حکم میکند که تمام راه های احتمالی نفوذ بیگانه را کنترل و در صورت لزوم سد نماید.
جمهوری اسلامی حق دارد بداند بودجه صد میلیون دلاری آمریکا در قالب طرحی برای به اصطلاح ایجاد دموکراسی درداخل ایران چگون هزینه میشود. شناسایی و رد یابی مراکز و افراد دریافتکننده بودجه رسمی آمریکا برای براندازی جمهوری اسلامی و برخورد قاطع با آن حق مسلم ایران برای دفاع از امنیت ملی است.و با تجربه گرانبهایی که دستگاه امنیتی ایران در طول نزدیک به سه دهه دشمنی و نبرد اطلاعاتی کسب شده کار دشواری به نظر نمیرسد. حتی اگر دستگاه جنگ رسانهای غرب و نهادهای غربی حقوق بشری آن را خلاف مصالح و دیدگاههای خود ببینند