اظهارات اخیر «حسین مرعشی» سخنگوی حزب کارگزاران سازندگی در باب حکومت، اقتصاد و قضا و نفی این سه از اسلام از چند زاویه قابل تأمل و بررسی است. این قلم فقط به بعضی از این زوایا اشاره می کند:
1- اظهارنظر یک نفر غیرمتخصص درباره یک موضوع تخصصی در منظر و مرای عقلی کاملاً مردود و حتی موجب استهزاء است. بسیار دیده ام که وقتی یک عامی درباره یک مسئله تخصصی اظهارنظر کرده است حتی همان عوام- غیرمتخصص ها- او را آنگونه که یک سفیه را دست می اندازند دست انداخته و به او خندیده اند. چگونه یک نفر، که از فقه و حکمت و قضاوت و کلام اسلامی حتی بویی نبرده است به خود اجازه داده درباره این همه اظهارنظر کرده و حکم صادر کند؟ از این رو اظهارات گستاخانه مرعشی فقط رد و انکار یک یا چند حکم دینی نیست بلکه کوچک شمردن اسلام و فقه و کلام و حکمت آن نیز می باشد- در واقع در نظر او و حزب کارگزاران اسلام کوچک تر از آن است که بتواند داعیه اداره امور مردم را داشته باشد!
2- با اظهارات مرعشی- و سکوت جانبدارانه حزب او در قبال این اظهارات- مشخص شد که «سیالیت»،- و در واقع بی بنیادی- فقط صفت سیاسی حزب کارگزاران نیست بلکه صفت عقیدتی آنان نیز هست. اگر کارگزاران در سیاست، یک روز مدار برنامه های متمرکز و کنترل محور دولت مهندس موسوی- در فاصله سالهای 60 تا 68-، یک روز مدار برنامه های اقتصاد آزاد- در فاصله سالهای 68 تا 76- و در دوره ای دیگر مدار برنامه های مختلط و آنارشیستی- در فاصله سالهای 76 تا 84- بوده اند، در اعتقاد نیز همین چند رنگی را دارند؛ یک روز چپ انقلابی، یک روز راست بازاری و امروز نفی ابعاد اقتصادی، قضایی و حکومتی اسلام!
اظهارات سخنگوی حزب کارگزاران نشان داد که این گروه امروز هویت خود را نه در میان نیروهای هوادار پیاده کردن اسلام در زوایای زندگی انسانی بلکه در میان کسانی که دین را به حاشیه های زندگی بشر سوق داده و در متن با آن کاری ندارند، جستجو می کنند. اما اظهارات مرعشی فراتر از این، نوعی ستیز با اسلام به حساب می آید چرا که او اسلام را فاقد نظامات سیاسی، اقتصادی، قضایی و... معرفی کرده است.
3- وقتی حسین مرعشی با اعتراض فراوان مؤمنین مواجه گردید درصدد برآمد گفته های خود را توجیه کند. او مدعی شد منظورش نفی احکام و دستورات اسلامی نیست او فقط نظام مند بودن شریعت اسلامی در باب اقتصاد، حکومت و قضا را انکار کرده است. این در حالی است که سخنگوی حزب کارگزاران وقتی از لیبرالیسم و لزوم پیروی از آن در امور حکومتی، اقتصادی و... حرف می زند- و در طول 16سال شدیداً به آن وفادار بوده است- نمی تواند مدعی شود که ما احکام شرعی در باب اقتصاد- از قبیل حرام بودن ربا و لزوم عدالت- را در قالب نظام کاپیتالیسم اجرا کرده ایم- به بیان دیگر اجرایی کردن شریعت اسلامی مستلزم ایجاد نظام اسلامی است و استقرار نظام اسلامی بدون مراجعه به اسلام میسر نیست. با این وصف- همانگونه که رفتار دو دهه اخیر آنان نشان می دهد- کارگزاران در اداره جامعه کاری به اسلام ندارند فقط هرازگاهی - ازطریق مهاجرانی، مرعشی یا...- به چهره آن چنگ زده و آن را ناقص، ضعیف و ناکارآمد جلوه می دهند. اما با این همه تلاش مذبوحانه، درخشش اسلام آنچنان است که خود عقب می روند تا آنگاه که از خاطره تاریخی ملت ایران نیز حذف شوند.
4-شاید مرعشی و حزب او ازطریق چنگ زدن به چهره تابناک دین می خواهند پیامی به داخل و خارج منعکس نمایند- شاید معنای سخن آنان در فضای انتخابات این باشد که وانمود کنند اگر شورای نگهبان آنان را «ردصلاحیت» می کند نه به دلیل دزدی ها، اختلاس ها و ... بلکه به دلیل وجود اختلافات عقیدتی است و به تحمل ناپذیری عقیدتی شورای نگهبان باز می گردد! آنان پای انحراف اعتقادی به میان کشیده اند تا شورای نگهبان- و نظام- را از عواقب مواجهه قانونی با آنان بترسانند اما مثل همیشه دچار خطا شده و بر دلایل رد صلاحیت خویش افزوده اند.
5-اما مهمتر از همه این موارد، تغییر میدان بازی است. کارگزاران هیچگاه به ایدئولوژی، تفکر، اندیشه، نظریه و نظایر آن نامبردار نبوده بلکه بحث از آنها همواره در حوزه عمل و رفتار مطرح بوده است. چهره های آنان نیز اقتصادی و اجرایی بوده اند به گونه ای که از میان 16عضو مؤسس آن حتی یک نفر دارای وجهه تئوریک نیست. اینکه کارگزاران در زمانه ای که مسئول اکثر نارسایی های اقتصادی کشور شناخته می شوند و دولت جدید برمبنای اصلاح «میراث پرمسئله آنان» به میدان آمده و مردم به همین دلیل او را برگزیده و کاندیدای آنان را- با همه فضیلت ها و وجوه مثبت او- وانهاده اند، مباحث را از جنبه کارکردی و اجرایی به جنبه اعتقادی و ارزشی سوق می دهند، جای سؤال و تأمل بسیار دارد. اینها دعوای عقیدتی راه می اندازند تا کار به دعوای عملکردها کشیده نشود از این رو مرعشی می گوید با احکام اسلام نمی توان بانک و بیمه ساخت تا کسی از حزب او سؤال نکند چرا در 16 سال گذشته نرخ سود بانک ها را- با یک دستور- بین 15 تا 36 درصد کشاندید و از طریق آن نزدیک به 80درصد مردم ایران را از حمایت های بانکی محروم کردید. آنان اسلام را- به دروغ- فاقد بیمه اجتماعی می دانند تا دعوا جنبه فکری پیدا کند- عده ای در اثبات آن و عده ای در انکار آن سخن بگویند- و در این هیاهو کسی از «کارگزاران» سؤال نکند که چرا علیرغم دستور قانون اساسی و تأکیدات رهبری و نیاز مبرم مردم- علیرغم 16 سال تسلط بر دولت- گامی در جهت استقرار بیمه همگانی برنداشتید این در حالی است که دولت جدید- که سودهای بانکی را از 36درصد به 12درصد رساند و بیمه همگانی را ظرف 2 سال به نیمی از مردم تسری داده و با این روند تا پایان 4 سال اول به همه مردم تسری خواهد داد.
کارگزاران که از لحاظ عقیدتی کاپیتالیسم را بر اسلام ترجیح می دهند باید پاسخگوی کارکردهای فسادآورخود باشند. آنان باید پاسخگوی عملکرد اقتصادی اعضا و حامیان خود نیز باشند بعنوان مثال پاسخ دهند که یک عنصر اقتصادی شان- رستمی صفا عضو هیئت مدیره بانک پارسیان- چگونه توانسته است در سال 84، 5/2میلیارد دلار گردش مالی ارزی داشته باشد. آنان باید پاسخ دهند که چرا بانک پاسارگاد آنان برای فشار شدید به مردم و دولت در هفته اول خرداد86-1030 میلیارد تومان را وارد معاملات مسکن کرده است. البته طبیعی است که کارگزاران درصدد جابجایی محل دعوا باشند. اما آیا همه اعضای کارگزاران و بزرگان حامی آنان قبول دارند که در دعوای کارکردها، اسلام به تیغ انکار بعضی از اعضای این حزب نواخته شود؟