صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۳۰ تير ۱۳۸۶ - ۱۱:۳۱  ، 
کد خبر : ۱۰۹۴۳

رنگ باختگى انقلابهاى رنگی /صالح اسکندری


نیروهاى گمنام امام زمان (عج) دست مریزاد! دستگاههاى اطلاعاتی-امنیتى آمریکا و رژیم صهیونیستى هیچ وقت تصور نمى کردند این گونه رودست بخورند . پروژه براندازى نرم در مرحله کلید، قفل کرد. پخش تلویزیونى اعترافات اسفندیاری، تاجبخش و رامین جهانبگلو خواب آشفته انقلاب مخملى ، نارنجى و یا هر رنگ دیگرى در ایران را بى رنگ ساخت .رویاى یک کشور معمول )Normal Country( در نظم نوین جهانى متکى بر لیبرال دموکراسى آمریکایى براى ایران غیر قابل تعبیر است . جمهورى اسلامى داعیه دار مردمسالارى حقیقى در نظم عادلانه جهانى است .فحواى اعترافات سه تن از متهمین پروژه براندازى نرم حاکى از واقعیات و نکات تلخى است که على رغم تذکرات مکرر مقام معظم رهبرى و دلسوزان کشور هنوز توسط بخشهایى از نخبگان جامعه مورد غفلت واقع مى شود . با توجه به تجربه کشورهاى اوکراین ، گرجستان ، قرقیزستان و ... طراحان آمریکایى انقلاب نارنجی، نقطه عزیمت برنامه هاى براندازانه خود را در درون دانشگاهها جستجو مى کنند . آنها در قالب اعطاى بورسها وفرصتهاى تحقیقاتى ، کنفرانسهاى علمى ، نشریات معتبر جهانى و ... از دانشگاههاى کشورهاى “ غیر معمول “ براى پیشبرد پروژه دموکراسى سازى غربى یارگیرى مى کنند وسپس در یک فرایند شبکه سازى مقدمات تاثیرگذارى بر فضاى الیت جامعه را فراهم مى نمایند . الیت در تعامل با بدنه اجتماعى طى یک پروسه چند ساله افکار عمومى را براى دموکراسى سازى متقاعد مى کند و در نهایت به تعبیر خود آنها در یک فرصت مغتنم با استفاده از “حداقلهاى دموکراتیک کشورها” بدون هیچ خشونتى یک سنگر جدید فتح مى شود . این همان پدیده اى است که سالها پیش شهید مرتضى آوینى تحت عنوان “حلزونهاى خانه به دوش” از آن یاد کرده ونسبت به تشدید آن در فضاى روشنفکرى و دانشگاهى کشور هشدار داده بود : “ روشنفکران غربگراى این مرز و بوم براى توجیه وجود خویش ناگزیر هستند که چشم بر واقعیات ببندند وپیله وهم و خیال بر دوش ، به حیاتى حلزون وار دل خوش کنند”(1) “واى بر ما اگر اجازه دهیم که روشنفکران وارث انقلاب شوند” (2) اما با تمام این تفاسیر بخشى از دانشگاهیان ما هنوز براى کنفرانسهاى بین المللى ناشناخته وبورسهاى تحقیقاتى بو دار دست وپا مى شکنند . یکى از درس خوانده هاى فرنگ که امروز در ایران استاد دانشگاه است ، مى گفت : على رغم آنکه در آنجا ما ایرانى ها و به طور اعم خاورمیانه اى ها از سطح مطلوب علمى در کلاس برخوردار نبودیم ولى اساتید همیشه بیشترین نمره ها را به ما مى دادند! این یک واقعیت تلخ است که استاد ، دانشجو واساسا دانشگاه در کشورهاى پیرامونى یک مفهوم وارداتى ومتمایل به غرب است . تنها راه درمان این آسیب جدى به تعبیر مقام معظم رهبرى “بومى سازى “ است .جهانبگلو در بخشى از اعترافاتش ضمن اشاره به شرکت در کنفرانس به اصطلاح علمى “ یو سى اله” به نکته در خور توجهى اشاره کرد . وى گفت : این کنفرانس اسمش یوسى اله بود براى اینکه توسط یک بخشى از دانشگاه یوسى اله برگزار مى شد ولى در حقیقت خرج کنفرانس را وزارت خارجه آمریکا بیشتر تقبل مى کرد ... در آنجا با یک سرى افراد آمریکایى آشنا شدم و یک سرى افراد که از اسرائیل مى آمدند واین افراد مثل آقای”یوسى آى فر” بیشتر ماموران اطلاعاتى بودند .در واقع شبکه سازى براى پروژه براندازى در قالب کنفرانسهاى علمى ودر درون لابى هاى غیر رسمى جایى که سیاست سازان ) Policy Makers(آمریکایى حضور دارند صورت مى گیرد .اما نکته شایان توجه دیگر در اعترافات اسفندیارى ، تاجبخش و جهانبگلو زمان طراحى برنامه ایران در مرکز ویلسون است . بنیادها و مراکز آمریکایى از نیمه دوم دهه 90 به طور جدى به موضوع برنامه ایران پرداختند و این دقیقا سالهایى است که دوم خردادى ها قدرت را در کشور به دست گرفتند . در واقع شعارها و عملکرد دوم خردادى ها فضا را براى تحرک بیشتر این دست نهادهاى آمریکایى مساعد کرد . در 1997 مسئول برنامه بین الملل مرکز ویلسون با هاله اسفندیارى تماس مى گیرد و به او پیشنهاد مى دهد که یک برنامه خاورمیانه طراحى کند . کیان تاجبخش به گفته خود تا سال 1997 هیچ توجهى به مسائل ایران نداشت اما پس از آن به سفارش بیژن خواجه پور به ایران سفر مى کند و با مجله معلوم الحال “گفتگو” همکارى مى نماید . بعد از غائله 18 تیر رامین جهانبگلو به دعوت هاله اسفندیارى به مرکز ویلسون مى رود و راجع به مسئله رفراندوم صحبت مى کند . على افشارى بعد از این حوادث از صندوق دموکراسى بورس مطالعاتى مى گیرد . محسن سازگارا از دانشگاه هاروارد بورس مى گیرد .عبدالکریم سروش ، حسین بشیریه ، عطاء الله مهاجرانى و ... نیز تقریبا سرنوشتى کم وبیش مشابه با اسلاف خود پیدا مى کنند .اما امروز با کنار زده شدن بسیارى ازپرده ها براى جریانات سیاسى کشور موضوع پروژه براندازى نرم کاملا عینیت یافته است . در این جنگ آشکار هیچ خیانتى را بنا به تساهل و تجاهل نمى توان گذاشت . نخبگان سیاسى کشور بر حساسیت این توطئه خطرناک واقف هستند وبرخى نباید اجازه دهند ذیل چتر حمایتى آنها عده اى داده هاى لو رفته ماموران اطلاعاتى آمریکا و رژیم صهیونیستى را به اسم لیبرال دموکراسى نشخوار کنند .

والسلام

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات