صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۵ شهريور ۱۳۸۸ - ۱۰:۳۵  ، 
کد خبر : ۱۰۹۸۷۸

ایران و سیاست‌های ناکارآمد غرب


حسین امیدى
محافل آمریکایی، اروپایی و صهیونیستی و عربی سازشکار باید برای این سوال که با «ایران چه تعاملی داشته و در قبال اقتدار و نفوذ روزافزون آن چه رویکردی را دنبال کنند؟» پاسخی پیدا کنند.
در 30 سال گذشته مجموعه متنوعی از سیاست های نرم و سخت در قبال ایران به اجرا درآمده و بودجه و هزینه هنگفتی برای عقیم گذاردن و نابودی و براندازی (و حداقل) ضعف و انفعال و تغییر رفتار جمهوری اسلامی به کار رفته که به اذعان دشمنان، اهداف خود را کسب نکرده اند.
تهدید نظامی، فشارهای مستمر سیاسی و دیپلماتیک، محدودیت ها و مجازات ها و تحریم ها و همه تدابیری که به منظور ضربه به ایران از طریق بالا بردن هزینه های ما صورت گرفته، اقدامات منفرد و یا دسته جمعی غرب، صهیونیسم و برخی کشورهای عربی با هدف نابودی، براندازی یا تضعیف و جلوگیری از الگوسازی در محیط بین الملل و منطقه ای به عمل آمده است.
رژیم صهیونیستی و لابی های فشار در سطح بین الملل و تمامی جریان های افراطی، همواره مشوق سیاست های تند و رادیکال علیه ایران بوده و به امید دستیابی به شرایط مناسب، حمله به لبنان و سپس غزه را به اجرا درآوردند. حمله به افغانستان و عراق نیز از یک منظر تحلیلی، مقدمه حمله به ایران ارزیابی شده است که باز هم از سوی جریان های صهیونیستی و افراطی تبلیغ و طراحی و حمایت شده است.
با اینکه تلاش زیادی می شود تا اوباما را «نماد تغییر» نشان دهند ولی او چاره ای در استمرار بخشیدن به بسیاری از سیاست های بوش ندارد و تنها به دنبال «تغییر چهره» آمریکا در افکار عمومی جهانی است.
سیاست چپاول جهان، تسلط و هژمونی، به کارگیری زور و قدرت، حمایت از نژادپرستان صهیونیست و اشغال سرزمین فلسطین، چشم داشتن به ثروت منطقه، رویکرد و سیاست های ماکیاولیستی، ابزاری کردن دمکراسی و حقوق بشر و ارزش های انسانی، یک جانبه گرایی در مدیریت جهانی، سیاست های نظامی گرایانه در تعاملات بین المللی و بسیاری از شاخص های دیگر، همچنان از سوی اوباما دنبال می شود.
افزایش نیرو و هزینه در افغانستان و ادامه حملات نظامی و تلفات وسیع شهروندان افغانی با شعار تغییر انجام می شود. حمایت و همراهی با صهیونیسم پس از سخنرانی در قاهره استمرار می یابد و طرح صلح او نیز متناسب با نیازهای مرحله ای صهیونیسم گامی به جلو و همسو با آن است تا دولت یهودی خالص مشروعیت یابد و موضوع فلسطین و آرمان آن پایمال شده و عادی سازی روابط با صهیونیست ها رواج و مقبولیت پیدا کند و به جای بازگرداندن سرزمین های اشغالی در مقابل عادی سازی مناسبات، توقف جزئی و موقت، بهای ارزان مواضع کشورهای عربی است تا اسرائیل را به رسمیت بشناسند و بلکه به عنوان سرباز پیاده آن، به اجرای طرح های آنان بپردازند.
اخراج شیعیان لبنانی و فلسطینی های طرفدار گروه های جهادی از امارات که در یک سناریوی هماهنگ با آمریکا و صهیونیست ها از چند ماه قبل آغاز شده، محدودیت و اخراج تجار شیعه لبنانی از ساحل عاج و سیرالئون، دیدارهای فشرده مقامات امنیتی اسرائیل و برخی کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس برای محاصره دریایی ایران و جابه جایی برخی ناوگان دریایی کشورهای اروپایی در این منطقه، اعلام آمادگی برای استفاده از فضای چند کشور عربی توسط هواپیماهای اسرائیلی، همسویی با صهیونیست ها در نگاه به ایران و توانمندی های آن، تنها برخی از اقدامات اخیر آنها در خدمت به صهیونیسم و همراهی با آمریکا در قبال ایران است.
نخبگان آمریکایی و برخی مقامات این کشور سیاست های مهار ایران را که در حال حاضر در جریان است شکست خورده ارزیابی می کنند. حمله نظامی به ایران را غیرممکن و برای عرب های سازشکار نگران کننده می دانند. سیاست های دو قطبی سازی سنی - شیعه، افراطی - اعتدال، فارس - عرب و... را منجر به چالش های جدید در حوزه منافع منطقه ای آمریکا می دانند که از آن جریان های سلفی مورد حمایت القاعده بیرون آمده است.
شرط و شروط آمریکا برای مذاکره با ایران در پرونده هسته‌ای و یا ژست های اروپایی در مذاکرات انتقادی، امروز به جایی رسیده که با اعلام آمادگی ایران برای مذاکره با غرب، استقبال سراسیمه ای از آن به عمل می آید و هم با همه مسابقه می گذارند.
به قول یک پژوهشگر موسسه امنیت ملی اسرائیل و یا بسیاری از نخبگان غربی، باید با ایران هسته ای همزیستی کنند و آن را به رسمیت بشمارند و دست از عناد و دشمنی با ایران بردارند. این منطق روشنی دارد و مسائل بین المللی همچون ظروف مرتبط هستند و غرب در ازای دشمنی و سیاست های کینه توزانه در قبال ایران باید هزینه های بیشتری در دیگر پرونده ها بپردازد.
ناتو و آمریکا در افغانستان به همان بن بستی رسیده اند که در عراق تجربه کردند و باید تا پایان سال جاری بخش مهمی از نیروهای شان را سرافکنده از عراق خارج کنند. حاصل فراز و فرودهای سیاسی و یا حمله نظامی اسرائیل به حزب الله و لبنان، حکومتی ناتوان و یک اکثریت شکست خورده پارلمانی است که در حال تجزیه بوده و محور قدرت و سیاست، در جبهه مقاومت جمع شده است.
تئوری پردازان غربی به خوبی دریافته اند که امنیت منطقه ای به جز یک طرح سیاسی برای حل بحران فلسطین و منطقه، دست یافتنی نیست. حتی توصیه موسسه هریتیچ به مقامات آمریکا در تعامل با ایران و ایجاد یک نظام امنیت منطقه ای برای هم پیمانان آمریکایی به هر دلیل ناکارآمد و شکست خورده است. نادیده گرفتن ایران و باج خواهی صهیونیست ها و آمریکا از مردم فلسطین و منطقه مانع اصلی امنیت منطقه ای است. نیاز به توضیح ندارد که با همه کارناوال سیاسی که اوباما به راه انداخته و سفرهای میچل به منطقه تا همراهی اروپایی ها و عرب های سازشکار، هنوز صهیونیست ها و حکومت نتانیاهو به طرح اوباما تمکین نکرده اند و به جز تحقیر عرب ها و استخدام آنها در پروژه های صهیونیستی و تقسیم هزینه های خود با آنان، وعده سراب نیز به آنها نداده است. ابومازن باید بدون شرط با نتانیاهو در نیویورک ملاقات کند و در ازای «تعویق» شهرک سازی، کشورهای عربی به اسرائیل کرنش کنند. جالب است که اسرائیل این گونه صلح را نیز نمی پذیرد و حاضر نیست از گوشه هایی از کرانه باختری نیز بگذرد و به فلسطینی ها واگذار نماید. مصادره اراضی در حاشیه شمالی و غربی بحرالمیت و معروف به «غور اردن» به شکل گسترده انجام شده تا از شرق بیت المقدس تا بحرالمیت شهرک سازی کنند و کرانه باختری به دو، چهار و یا چند قطعه غیرقابل انسجام تبدیل گردد.
همین مقامات اسرائیلی پاسخ های مشابهی به سوریه داده اند و بنا به گفته لیبرمن، مذاکرات صلح برای وقت کشی است و باید بدون راه حل سیاسی، همزیستی را ادامه دهند.
این بن بست برای سیاست های آمریکایی است و دیگر توصیه های نخبگان آمریکایی برای فعال کردن کشورهای سازشکار عرب در مقابل ایران و تقویت توان بازدارنده آنها با عنوان «چتر دفاعی» به پیش نمی رود.
بخش دیگر این توصیه ها این است که بین سیاست های دیپلماتیک و سیاست های جدید مهار ایران و موضوع هسته ای و همکاری های منطقه ای (افغانستان و عراق) تمایز قائل شوند.
چگونه می توان در افغانستان و عراق با ایران مذاکره کرد و پرونده هسته ای ایران در شورای امنیت مانده و بر ایران تحریم های گوناگون ادامه یابد و یا تحریک منطقه ای علیه ایران با منطق تراست های ساخت تسلیحات در آمریکا استمرار پیدا کند؟
این سیاست نیز ناکارآمد و شکست خورده است و باید به جوهر بسته پیشنهادی ایران، به عنوان پایه و چهارچوب مذاکره تکیه کرد و آن را به اجرا گذاشت.
منافع و حقوق ملی، منطقه ای، بین المللی ایران غیرقابل انکار و غیرقابل مذاکره است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات