صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۵ شهريور ۱۳۸۸ - ۱۰:۴۲  ، 
کد خبر : ۱۰۹۸۸۶

احزاب سیاسى ایران (بخش بیست و سوم)


مرتضى صفارهرندى
بلاتردید در خلال چند سال ابتدایی پس از پیروزی انقلاب اسلامی، گروهی را تنش آفرین تر و مسئله سازتر از سازمان مجاهدین خلق نمی توان یافت، همان گروهی که امام آنان را بحق «منافقین» نامیدند.
در ابتدای زمستان 1357 وقتی درهای زندان ها به روی سران مجاهدین خلق باز شد، آنان با تحیر، نظاره گر حوادث شگرفی بودند که به سقوط رژیم سلطنت منجر شد. آنها در اولین بیانیه های خود به رغم میل باطنی چاره ای جز اذعان به زعامت امام نداشتند و با مخفی ساختن مخالفت صریح قبلی خود با راه و روش امام (ره) تلاش زیادی را برای قرار گرفتن در مرکزیت کمیته استقبال از امام به کار بستند و البته هوشیاری بزرگانی مثل شهید مطهری مانع رسیدن آنان به این خواسته شد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی آنها کادر مرکزی خود را با حضور مسعود رجوی، موسی خیابانی، مهدی ابریشم چی، محمود احمدی، علی محمدتشید، عباس داوری، احمد حنیف نژاد، سعادتی، زرکش، ابوالقاسم (محسن) رضایی، ذاکری، حیاتی، ضابطی، جابرزاده و مشارزاده تشکیل دادند. منافقین برای توسعه تشکیلات در کنار تشکیل یک شبکه زیرزمینی - که بعدها فرماندهی فاز نظامی را عهده دار شد - در بخش اجتماعی سازمان به ایجاد نهاد دانش آموزی، نهاد محلات و امداد، نهاد کارگری، نهاد دانشجویی و نهاد کارمندی و اصناف دست زدند.
به رغم طرح شعارهایی مثل لزوم شورایی کردن مدیریت کارخانه ها، منافقین نتوانستند از محیط های کارگری نیرویی ولو اندک را جذب کنند. اما در سطوح دانش آموزی و دانشجویی خصوصاً پس از آن که تصمیم گرفتند «میلیشیا» را به عنوان بدیل «بسیج» سازماندهی کنند، افرادی جذب این سازمان شدند. با همه اینها نتایج دو انتخابات مجلس خبرگان قانون اساسی و مجلس شورای اسلامی در سال های 58 و 59 به روشنی نشان می داد که این گروه به رغم خزیدن در بیت آیت الله طالقانی و سوءاستفاده از این تقرب، آن گونه که وانمود می کند از پایگاه مردمی برخوردار نیست. منافقین در ابتدای پیروزی انقلاب در موضوع شعار انحلال ارتش و نیز حمایت از تجزیه طلبی در مناطق کردنشین و ترکمن صحرا با گروه های چپ همراهی کردند.
آنان در اولین ماه های سال 1358 از طریق یکی از اعضای مرکزیت (محمدرضا سعادتی) سعی کردند با انتقال برخی از نیازهای اطلاعاتی سازمان جاسوسی شوروی از پشتیبانی این ابرقدرت برخوردار شوند. دستگیری سعادتی از سویی مستمسکی برای مظلوم نمایی منافقین شد و از سوی دیگر ارتباط آنان با شوروی را قطع کرد. از آن زمان نزدیکی منافقین به گروه های راست گرا از طریق همراهی با جبهه دموکراتیک ملی به رهبری یکی از رابطان پایگاه سیا در تهران (هدایت الله متین دفتری) برای استفاده از مزایای رابطه با غرب و آمریکا و غرب آغاز شد. البته کاظم رجوی برادر مسعود رجوی از زمان شاه با سرویس های اطلاعاتی غرب روابطی برقرار ساخته بود و شاید همین روابط بود که رجوی را از قرار گرفتن در لیست اعدامی های دستگیر شدگان سال 1350 مجاهدین خلق رهانید.
بخشی از تلاش این سازمان از طریق نفوذ در نهادهای انقلاب مثل دادگاه های انقلاب، جهادسازندگی، دستگاه های اطلاعاتی نوپا و... صورت می پذیرفت. اثرات این نفوذ در ماه های اول انقلاب در قالب تندروی هایی در دادگاه انقلاب و نیز جهادسازندگی برخی از مناطق ظاهر شد. اگرچه تصفیه این نهادها با اعتراض منافقین همراه شد، اما با ورود منافقین به فاز تروریستی، آنها توانستند عملیات خود را از همین طریق (نفوذ) با به شهادت رساندن بزرگان نظام به انجام برسانند. میلیشیای منافقین نیز ابتدا در زمان ریاست جمهوری بنی صدر در خدمت معارضه او با جریان خط امام درآمد و سپس به دنبال سقوط بنی صدر این شبکه در قالب هسته های ترور بزرگان نظام، نیروهای انقلابی و افراد حزب اللهی کوچه و خیابان، مدتی نهادهای انقلابی و دستگاه انتظامی، امنیتی و قضایی را به خود مشغول ساخت. این وضعیت تا سال 1361 دوام آورد. در سال 1362 هسته های این گروهک در داخل کشور منهدم شده و یا در تور نیروهای امنیتی قرار گرفته بود.
در خلال فعالیت های دوره دو سال و چهارماهه منافقین (از بهمن 1357 تا خرداد 1360) گروه های مختلفی به صورت هم پیمان در خدمت اهداف این گروه قرار داشتند. این هم پیمانی گاه در شکل زمینه سازی اجتماعی برای فعالیت منافقین و گاه در قالب ائتلاف انتخاباتی با آنان بروز و ظهور می یافت. موضع گیری منافقین در برابر لیبرال ها در ابتدای دولت موقت، مانع از آن نبود که نهضت آزادی (گروه حاکم بر این دولت) اعضای گروهک منافقین را در مدیریت های مختلف به کار گیرد و بخشی از نظام اداری را در خدمت تبلیغ این گروه قرار داد. این هم پیمانی نانوشته در مورد برخی از گروه های عضو دولت موقت آشکارتر بود. در انتخابات مجلس خبرگان قانون اساسی گروه جاما به رهبری کاظم سامی وزیر بهداری دولت موقت، جنبش مسلمانان مبارز (به رهبری حبیب الله پیمان) جنبش (علی اصغر حاج سید جوادی) و «ساش» (حبیب آشوری نویسنده کتاب منحرف توحید) گروه های ائتلاف با منافقین بودند. در انتخابات مجلس اول نیز نهضت آزادی برای حضور «رجوی» در مجلس اول تلاش می کرد و البته رأی مردم برخلاف این تمایل بازرگان و دوستانش بود.
اعضای کانون نویسندگان نیز در شمار حامیان منافقین بودند. به عنوان نمونه می توان به نامه ای با امضای احمد شاملو، سیمین بهبهانی، محمدعلی سپانلو، عمران صلاحی، گلی ترقی، ناصر ایرانی، غلامحسین ساعدی، باقر پرهام و... در حمایت از محمدرضا سعادتی (جاسوس شوروی) اشاره کرد که در آن سعادتی «سالکی در طریق عشق» نامیده شده بود و از نیروهای انقلابی به عنوان زندانبانی که «نه خدا را بنده اند و نه خلق خدا را شرمنده» یاد شده بود. این افراد همراه با دیگرانی مثل جواد مجابی، هوشنگ گلشیری، رضا براهنی، هوشنگ گلمکانی، مهدی خانباباتهرانی، اسماعیل خویی و... که در دهه های بعد صرفاً «دگراندیش» نامیده شدند، در آستانه ورود منافقین به فاز تروریستی همچنان با موضع گیری حمایتی، نقش سربازگیری برای تروریسم کور این گروه را ایفا کردند. آنها در اطلاعیه ای عموم مردم را به پشتیبانی از منافقین فراخواندند.
برخی از شخصیت های سیاسی نزدیک به منافقین هم با ارائه گرایشی حکمیت گونه به اهداف منافقین کمک می کردند. افرادی که بیانیه موسوم به «کدام راه سوم ؟» را امضا کرده بودند در شمار همین گروه بودند. آنها در تلاشی ناموفق حتی سعی داشتند مرحوم حاج سیداحمدخمینی را به همراهی خویش وادارند.
برخی از این افراد مثل محمد ملکی، احمدعلی بابایی، پوران شریعت رضوی (همسر دکتر علی شریعتی) و... همان کسانی بودند که همزمان با برکناری بنی صدر از «مقابله با تمام قوا با عزل استبداد» دم زدند. گروه های دیگر نیز با گرایش به برخی از نظرات تند دکتر شریعتی، در نهایت از جمله متحدان منافقین شدند. «گروه های آرمان مستضعفین» و «کانون ابلاغ اندیشه های شریعتی» (به محوریت احسان فرزند دکتر علی شریعتی) عمده ترین این گروه ها بودند. آرمان مستضعفین با طغیان تروریستی منافقین همراه شد و احسان شریعتی نیز برای ادامه مبارزه با خط امام راهی جز خروج از کشور پیدا نکرد. دوری احسان شریعتی تا ابتدای دهه 80 - که به عنوان یک شخصیت آکادمیک به کشور بازگشت - به طول انجامید. در ماه های انتهای سال 1359 و ابتدای سال 1360تقریباً تمامی گروه های چپ گرا و راست گرا با تجمع زیر پرچم بنی صدر، کم و بیش نقش متحد منافقین را ایفا می کردند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات