کاخ سفید در بن بست!
دموکراتهای کاخ سفید هنوز نتوانسته اند مسئله تهران را به صورتی واقع بینانه مورد تجزیه و تحلیل قرار دهند.در این میان هیلاری کلینتون به عنوان وزیر امور خارجه ایالات متحده آمریکا هنوز به سبک و سیاق همسر خود و سایر دموکراتهای سنتی سعی دارد همچنان راهکارهای نرم موجود در تقابل با کشورمان امتحان نماید.اما افرادی مانند برژینسکی بارها به صورت مستقیم و غیر مستقیم هشدار داده اند که دیگر زمان تقابل با ایران نیست و کاخ سفید باید شکست سی ساله خود در برابر جمهوری اسلامی ایران را بپذیرد.هیلاری کلینتون از یک سو نسبت به تعهد کاخ سفید بر انجام مذاکره مستقیم با تهران تاکید می نماید و از سوی دیگر سعی در شدت بخشیدن به تحریمهای کشورمان در نشست کشورهای1 +5 دارد.این تناقض رفتاری هیلاری کلینتون به هیچ عنوان با اصول منطقی و عقلانی قابل توجیه نیست.به راستی چرا هشدار افرادی مانند برژینسکی از سوی اوباما و هیلاری کلینتون جدی گرفته نشده است؟مگر در دوران مبارزات انتخاباتی سال2008 و قبل از آن،باراک اوباما و جوزف بایدن در مقام دو سناتور مخالف روشهای بوش و
نومحافظه کاران در قبال جمهوری اسلامی ایران نبوده اند؟پس چرا رئیس جمهور و معاون رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا همان اشتباه دوران بوش را با شدتی بیشتر تکرار می کنند؟
هیلاری کلینتون از تعهداوباما نسبت به مذاکره با تهران سخن گفته است.گویا وزیر امور خارجه ایالات متحده که بر اساس تصفیه حساب درون حزبی خانواده کلینتونها با اوباما در این مسند حضور دارد دو طرفه بودن بازی “تهران-واشنگتن”را فراموش کرده است.به عبارت بهتر،ایالات متحده آمریکا در نهایت متضمن رفتار ،گفتار و عملکرد خوددر عرصه بین المللی و حق تعیین تکلیف برای واکنش یا حتی کنش اولیه طرف مقابل را ندارد.چنین قاعده ای در خصوص جمهوری اسلامی ایران نیز صدق می کند.پس اقرار ایالات متحده نسبت به تعهدی که در قبال کشورمان دارد مولد هیچ گونه تکلیفی برای جمهوری اسلامی ایران نیست.اما مسئله اصلی در خصوص نفس کلمه “تعهد”ومقتضیات آن می باشد.هیلاری کلینتون و اعضای دولت اوباما احتمالااز بار حقوقی و سیاسی مترتب بر کلمه تعهد ناآگاه هستند.!اوباما در ابتدای دوران ریاست جمهوری خود تعهد داده بود که در مسائل داخلی کشورمان دخالت نکند اما در جریان ناآرامی های تهران این تعهد خود رابه صورتی ناشیانه زیر پا گذاشت.البته این تنها یک مثال است اگرنه پشت پا زدن کاخ سفیدبه تعهدات خود در خصوص بستن زندان گوانتانامو،خروج از عراق،کاهش تنش ها در افغانستان و....جملگی مصادیق بی تعهدی دولت دموکرات اوباما در نظام جهانی محسوب می شود.در همه این موارد رئیس جمهور آمریکا باید نسبت به اعراض از تعهداتی که به مردم آمریکا و جهان داده است پاسخگو باشد.کاخ سفیدفراموش نکند که جمهوری اسلامی ایران، سهل بودن،مشکل بودن،غیر ممکن بودن یا ممکن بودن گفتگو با قدرتهای بزرگ را با ابتکار عمل خود تعیین می کند و نظرقدرتهای بزرگ مانندایالات متحده آمریکا تاثیری در این خصوص ندارد.قاعده ای کاملا روشن که نیاز به توضیح و تفسیر ندارد.