صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۴ شهريور ۱۳۸۵ - ۰۹:۴۱  ، 
کد خبر : ۱۱۰۷

پرونده هسته ای ایران از مسیری جدید/ سیامک باقرى


9 شهریور ضرب الاجل تعیین شده توسط شورای امنیت سازمان ملل برای ایران بود. براساس قطعنامه 1696 این شورا، ایران می بایست تا 9 شهریور تمام فعالیت های هسته ای خود را متوقف می کرد. تا پیش از این تاریخ، تلاش های زیادی از سوی آمریکا در چارچوب جنگ روانی علیه ایران راه افتاد تا جمهوری اسلامی ایران را متقاعد کنند که فعالیت های هسته ای خود را معلق نماید. اما این تلاش ها که از تطمیع تا تهدید را شامل می شد، هیچ گونه تاثیری بر رفتار ایران نگذاشت و بدین ترتیب تاریخ معین شده سپری شد. اکنون این سوال مطرح است که آیا با پایان مهلت ایران، کشورهای صادرکننده قطعنامه 1696 تهران را در معرض شرایط سخت قرار خواهند داد؟

ضرب الاجل های توخالی
جمهوری اسلامی ایران از زمان برخورد با برنامه های هسته ای اش، چند مرحله از ضرب الاجل های تعیین شده از سوی گروه غربی آژانس بین المللی اتمی عبور کرده است:
اولین بار، شورای حکام آژانس در نشست ماه سپتامبر 2003 شهریور 82 ضرب الاجل 50 روزه برای ایران جهت پذیرش پروتکل الحاقی و تعلیق بخش هایی از فن آوری هسته ای تعیین کرد. تهدید اصلی در پشت این ضرب الاجل، ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت بود. تیم هسته ای ایران در آن زمان، پس از محاسبات به عمل آمده برای برون رفت از آن رویکردی به پیشنهادات سه کشور اروپایی (فرانسه، انگلیس و آلمان) کرد و متعاقبا با امضای توافقنامه سعدآباد، مسیر پرونده ایران به سمت گفتگو و مذاکره پیش رفت.
دومین ضرب الاجل به سال 83 برمی گردد، عدم تعهد اروپا به تعهداتشان باعث بازگشایی برخی از فعالیت های UCF اصفهان شده بود لذا اروپا و آمریکا باز از در تهدید و تطمیع وارد شده و با تعیین نوعی ضرب الاجل از ایران خواستند که کلیه فعالیت های هسته ای خود را متوقف و به میز مذاکره بازگردد. در این شرایط نیز موضوع تهدید ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت بود. پایداری ایران باعث انعطاف اروپایی ها شد و درون چنین اوضاع و احوالی، پیش نویس تفاهم نامه پاریس بیرون آمد و مجددا پرونده ایران حالت عادی به طور نسبی پیدا کرد.
سومین ضرب الاجل در مرداد سال 84 تصویب شد، زمانی که جمهوری اسلامی ایران به واسطه اعتراض به عملکرد اروپایی ها، تاسیسات یو.سی.اف اصفهان را باز کرد. اروپایی ها با تشکیل جلسه اضطراری شورای حکام، ضرب الاجلی را برای ایران جهت تعلیق فعالیت هایش به تصویب رساندند. اما جمهوری اسلامی ایران که در شرایط جدیدی قرار داشت و اساسا جهت گیری دیپلماسی هسته ای خود را از حالت تدافعی به تهاجمی تغییر داده بود، به هیچ وجه اعتنایی به ضرب الاجل تعیین شده نکرد. در چنین شرایطی اگرچه فضای حاکم بیانگر رویارویی بین ایران و غرب بود، لکن دیری نگذشت که طرح روسیه (غنی سازی مشترک) به میان آمد و گروه غربی پذیرفت که ایران یو.سی.اف اصفهان را داشته باشد و محصول این تاسیسات به روسیه ارسال و در خاک روسیه غنی سازی صورت گیرد.
چهارمین ضرب الاجل در ابتدای سال 85 از طریق صدور بیانیه توسط شورای امنیت سازمان ملل صورت گرفت. براساس این بیانیه به ایران سی روز فرصت داده شد که تمامی فعالیت های هسته ای خود را تعلیق کند. اما ایران نه تنها تعلیق نکرد بلکه بر شتاب فعالیت های هسته ای خود افزود و در 21 فروردین اعلام کرد که برای اولین بار غنی سازی 5/3 درصد با نصب و راه اندازی 164 سانتریفیوژ انجام داده است. بدین وسیله ضرب الاجل تعیین شده سپری شد و جمهوری اسلامی نیز به کار خود همچنان ادامه داد اما دولت های غربی رویکرد جدیدی را اتخاذ کردند و مجددا سیاست های تشویقی را پیش گرفتند و در این راستا بسته پیشنهادی را به ایران تحویل و خواستار پذیرش آن از سوی تهران شدند. از آنجایی که این بسته بندی نیاز به کار تخصصی و کارشناسانه داشت، جمهوری اسلامی در پاسخ به آن تعجیلی نکرد همین امر باعث عصبانی شدن آمریکایی ها گردید و کاخ سفید با راه انداختن جنگ روانی مقدمات صدور قطعنامه ای را از طریق شورای امنیت فراهم ساخت.
پنجمین ضرب الاجل در خرداد سال 85 از طریق قطعنامه شورای امنیت علیه ایران صادر شد. در این قطعنامه 9 شهریور به عنوان آخرین مهلت تعلیق فعالیت های هسته ای اعلام شد. اکنون 9 شهریور سپری شد و این سوال برای ناظران مطرح است که ضرب الاجل پنجم سرنوشت قبلی ها را پیدا خواهد کرد؟

تشتت در بازیگران هسته ای
مواضع بازیگران هسته ای دارای تشتت و اختلافات شدیدی هستند. در حال حاضر با پایان یافتن ضرب الاجل، سه جبهه درخصوص نحوه برخورد با ایران شکل گرفت.
جبهه اول آمریکا و انگلیس را شامل می شود. آمریکایی ها درصددند هر چه سریعتر قطعنامه جدیدی در شورای امنیت به تصویب برسانند و اولین گام های تحریم علیه ایران را بردارند. جان بولتون پس از 9 شهریور و گزارش البرادعی اعلام کرد که شورای امنیت باید طراحی تحریم ها را آغاز کند. انگلیسی ها نیز به نظر می رسد همین سیاست را دنبال می کنند. وزیر خارجه انگلیس اعلام کرد موضع انگلیس همچنان اعمال فشار برای رسیدن به راه حلی از طریق مذاکره است. لندن یا متحدانش در حال مذاکره درخصوص گام های بعدی هستند.
جبهه دوم شامل فرانسه و آلمان و مجموعه اتحادیه اروپا می باشد. آلمانی ها و فرانسوی ها اگرچه نارضایتی خودشان از پاسخ ایران به بسته بندی 1+5 را ابراز داشته اند در عین حال خواستار مذاکره و تماس های فنی با ایران شده اند. در همین راستا وزیر امور خارجه فنلاند که کشورش ریاست دوره ای اتحادیه اروپا را برعهده دارد گفت: زمان و مکان برای تحریم ایران مناسب نیست. ایتالیا و اسپانیا دو عضو دیگر اتحادیه اروپا نیز موضع مشابهی گرفته اند. رسانه های اروپایی نیز دیدگاه متفاوت اروپایی ها درخصوص نحوه برخورد با ایران را تایید کردند. سولانا هماهنگ کننده سیاست خارجی اتحادیه اروپا نیز ضمن رد هرگونه اقدام تحریمی علیه ایران ابراز امیدواری کرد که در دیدار با لاریجانی در روز سه شنبه بسیاری از مسائل حل شوند.
جبهه سوم متعلق به روسیه و چین است. این دو کشور به شدت با هر نوع تحریم و سخت گیری علیه ایران مخالفند لاورف وزیر خارجه روسیه به صراحت اعلام کرد که تحریم ها راه حل مناقشات بین المللی نیست.
به موازات سه جبهه فوق برخی دولت های دیگر و شخصیت ها و کارشناسان غربی هر نوع برخورد تحریمی علیه ایران را پرهیز داده و آن را ناکارآمد دانسته اند. از این رو به نظر می رسد که آمریکا برای ایجاد جبهه مشترک راه دشواری دارد.

http://www.sobhesadegh.ir/

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات