صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۲ مرداد ۱۳۸۶ - ۱۰:۱۷  ، 
کد خبر : ۱۱۱۰۸

عباس عبدى و خوانندگان بینوا؟! /مصطفى تبریزی


آقاى عباس عبدى چندى قبل در روزنامه اعتماد ملى مطلبى نوشته بودند تحت عنوان “مغلطه در راه‌حل.”(1)نکاتى را که ایشان در این نوشتار مطرح کرده‌اند و لابد آنها را آنقدر مهم دانسته‌اند که ارزش دارد خوانندگان گرامى اعتمادملى وقت ذى‌قیمت خود را صرف خواندن و تامل بر آنان نمایند در اینجا گزارش مى‌کنم:

1- آقاى عبدى در این نوشتار اظهار مى‌کنند: “... سال به سال نیز دو اتفاق همزمان رخ مى‌دهد. از یکسو شاخص فساد در جامعه بدتر مى شود و همزمان از سوى دیگر پرچمدار و علمدار صدور اخلاق و معنویت به جهان هستى مى‌شویم و خود را قطب اخلاقى عالم امکان و چشمه جوشان فضایل اخلاقى و منبع فیض و صدور معنویت به جهان معرفى مى‌کنیم!!”هر خواننده‌اى به روشنى مى‌بیند که آقاى عبدى براى آنکه وضعیت اخلاقى داخل کشور را بسیار اسف‌انگیز و بد جلوه دهد، عباراتى ساخته و پرداخته است پرطمطراق و اغراق‌آمیز. ایران اسلامى از صدور انقلاب سخن مى‌گوید و مقصود بیدار کردن ملل و هوشیار ساختن آنها به تازش به استکبار و نقشه سیاسى جهان است. ایران براى اتحاد امم اسلامى تلاش مى‌کند براى کمک به محرومین و مبارزین حق مدار جهان ابراز تمایل مى‌نماید، ثمرات و تجربیات انقلاب اسلامى با شاکله خاص سیاسى واقتصادى را به جهان معرفى مى‌کند اما آیا خود را “قطب اخلاقى عالم امکان” و “چشمه جوشان فضایل اخلاقی” هم معرفى مى‌کند (آن هم با این الفاظ عارفانه و فاضلانه)؟!از این گذشته آقاى عبدى با استناد به کدام آمار و ارقام و تحقیقات اجتماعى قابل اعتماد جرات مى‌کند که ایران را به لحاظ وفور فساد بدترین کشور منطقه بعد از عراق و یمن بشمارد؟! عدم استناد آقاى عبدى بى هیچ سند معتبرى معناى بدى دارد. معنایش این است که خوانندگان محترم باید وقت بگذارند تا آقاى عبدى گزاره‌اى “سیاه نمایانه” را از ذهنیت خویش و بدون هیچ منبع موثقى به خوردشان بدهد و کشورشان را از فاسدترین کشورهاى دنیا جلوه دهد. این دزدى وقت خوانندگان براى امرى واهى بدترین سرقت فرهنگى است. بیچاره خوانندگان!

2- ببینیم دومین نکته آقاى عبدى چیست. شاید این نکته مهمى باشد. ایشان براى آنکه نشان دهند راه‌حل غلطى را براى مسئله فساد در جامعه پیش گرفته‌ایم و لذا فساد بیشتر مى شود، چنین مى‌نویسند: “اخیرا بر سیاق گذشته اتهام فساد متوجه جوانان و دانشگاه‌ها شده است و حتى اگر این مقدمه ناقص و غلط را صحیح بدانیم، نتیجه اتخاذى که حکم بر ضرورت جدایى دختران و پسران از یکدیگر بوده است همان راه‌حل غلطى است که موجب افزایش نابسامانى و فساد در جامعه مى شود.” کمى بعد مى‌نویسند: “اصولا چرا ریشه این فساد در این اختلاط است؟ این نتیجه کاملا غلط است...”دو مغالطه در این عبارات دیده مى شود: اولا نقل قول ناقص: یعنى در نقل قول رعایت انصاف و امانت نشده است. آقاى عبدى تصریحا نگفته‌اند چه کسى اتهام فساد را متوجه جوانان و دانشگاه‌ها کرده است، اما ظاهرا (به قرائن روشنى که در مقاله آقاى عبدى هست و در اینجا براى پرهیز از تطویل بدانها اشاره نمى‌شود)، اشاره ایشان به سخنان آیت‌الله مصباح یزدى است. آیت‌الله مصباح بنابر آنچه در مطبوعات منتشر شد، بیان کرده بودند که بیشترین فسادهاى اخلاقى متوجه دانشگاه‌هاست اما علت این امر را مختلط بودن دانشجویان مجرد در محیط‌هاى اجتماعی، رواج سى‌دى‌ها و ابزارهایى که از نظر اخلاقى پایه‌هاى دین را تضعیف مى کند و سست و لرزان بودن جوانان از نظر فکرى و اعتقادى و مبانى اخلاقى و ارزشى دانسته بودند.(2) بنابراین آن قول که فساد را به جوانان و دانشگاه‌ها نسبت مى‌دهد (آن هم به نحو موجبه جزئیه) به هر دو عنصر عینى و ذهنى فساد اشاره مى‌کند و عامل فسادانگیز در جوانان را هم عامل ذهنى (سست شدن مبانى اخلاقى و دینی) و هم عامل عینى (سى‌دی، اختلاط و...) مطرح مى کند اما آقاى عبدى قائل این قول را صرفا معتقد به عوامل عینى فساد مى‌شمارد!

ثانیا در عبارت پایانى فوق که از آقاى عبدى نقل شد اصولا ریشه فساد را در اختلاط دیدن، کاملا غلط دانسته شده است، حال آنکه خود آقاى عبدى پس از این، به دو به عامل عینى و ذهنى فساد اشاره مى‌کند و لذا به طور ضمنى اختلاط را به عنوان عامل عینى فساد قلمداد مى‌کند. این مغالطه و نارسایى منطقى را “سخنان تناقض‌آمیز” مى‌نامیم که مخاطب را به غلط مى‌اندازد که بالاخره باید اختلاط را عامل تشدید کننده فساد دانست یاخیر!آیا آقاى عبدى خوانندگان فرهیخته و بافرهنگ را دعوت کرده است وقت بگذارند تا مغالطه بخوانند؟! بیچاره خوانندگان.

3- اما سومین نکته. آقاى عبدى مى‌نویسند:‌ “در کشورهاى غربى که این نوع اختلاط‌ها به شدیدترین وجه مشهود است، کمترین اثر را در رفتار مسلمانان دارد و حتى چه بسا آثار آن معکوس هم باشد. آنجا به خلاف ایران حجاب هزینه دارد ولى بر خلاف ایران گرایش صادقانه به آن بیشتر است.” ایشان سپس از مادرى مى‌گوید که دخترش در مدرسه آیت‌الله سیستانى در کانادا درس مى‌خواند و براى تعطیلات به ایران آمده بود. این مادر تائید مى‌کرد که رفتار مذهبى دخترش در ایران تاثیرى منفى پذیرفته و اظهار امیدوارى مى‌کرد که زودتر به کانادا برگردد “و این حدیث بسیارى از ایرانیانى است که در غرب زندگى مى‌کنند.” ایشان سپس به اعتیاد و کم بودن معتاد در افغانستان به رغم تولید آن اشاره مى‌کند و آن را “نمونه روشن دیگر این مسئله” یاد مى‌کند و ظاهرا مقصود از این مسئله همان تاثیر منفى اجبار است. به نظر مى‌رسد مقصود آقاى عبدى این باشد که اجبارى نکردن حجاب و آزاد نمودن اختلاط باعث بیشتر شدن گرایش صادقانه به حجاب و ایمان مى‌شود چیزى که در ایران کمتر از غرب است! اما ایشان سپس نکته‌اى را مى‌افزاید مبنى بر اینکه مقصودش این نیست که مواد و اختلاط جنسى را باید آزاد اعلام کرد تا جامعه سالم شود. این مغالطه را مغالطه “البته، اما” )of course, but( مى‌گویند (یعنى رد یک امر و بلافاصله مرتکب شدن آن؛ مثل آن که شخصى بگوید غیبت نمى‌خواهم بکنم اما فلانی... یا خطیبى بگوید: مى‌دانم وقت من تمام شده است اما باید این نکته را هم بگویم که...) آقاى عبدى از تاثیر معکوس =(مثبت) آزادى اختلاط در غرب سخن مى‌گوید ولى بلافاصله خود را از طرفدار آزادى اختلاط بودن تبرئه مى‌کند! آیا وقت عزیز خوانندگان باید صرف این مغالطات شود؟! آیا خوانندگان قادر نبودند خود از امثال این مغالطات بسازند و باید حتما مغالطه‌پردازى عبدى را مى‌خواندند؟ بیچاره خوانندگان.به علاوه خوانندگان هوشیار از این ادعا که “گرایش صادقانه به حجاب و...” در ایران کمتر از کشورهاى دیگراست، اشمئزاز مى‌یابند. جناب آقاى عبدی! آیا شما صرف گزاره‌نویسى را تمرین مى‌کنید یا مى‌خواهید گزاره صادق بنویسید؟ آیا مى‌توان به صرف توهمات یا برخورد با مصادیق موردى گزاره‌اى کلى پرداخت؟ آیا نمى‌دانید اگر بنابر کذب پردازى است، لااقل نباید اغراق گونه سخن گفت تا بلکه مردم آن را قبول کنند؟ اگر من بنویسم ایدز در ایران چند برابر کل کشورهاى غربى است، شما مى‌پذیرید؟ بیچاره خوانندگان.علاوه بر این آقاى عبدى بنابر آنچه پس از این از ایشان خواهد آمد معتقدند باید به جاى تاکید بر عوامل عینى فساد از لحاظ ذهنى و روانى عطش مردم به فساد را کم کرد و مسئولان این امر را روحانیون وصاحب‌نظران اجتماعى مى‌داند. آیا در افغانستان، کانادا و... روحانیت و صاحب‌نظران قوى وجود دارند که مانع از فساد شده‌اند؟!

از مثال آن مادر معلوم مى‌شود آقاى عبدى براى استقراى ناقص آن هم بسیار ناقص، ارزش علمى قائل است و برخلاف منطق معتقد است حتى براساس یک مورد هم مى‌توان حکمى کلى داد. احتمالا آقاى عبدى در بستگان یا دوستان با این مادر مواجه شده است و تحت تاثیر اشتیاق او براى بازگشت به کانادا تصمیم گرفته است در روزنامه مقاله‌اى بنویسد و از فساد بیش از حد ایران بگوید و از آزادى‌هاى کانادا، افغانستان و... حمایت کند!!! چگونه آقاى عبدى احتمال نمى‌دهند که قضاوت آن مادر کاملا بستگى به مورد (روابط و مرتبطین آن مادر ودخترش در ایران و کانادا، فضاها و مکان‌هایى که آنها در ایران بیشتر دیده‌اند...) و احساس شخصى دارد و نمى‌توان از آن چنین استنباط کرد که کانادا محیطى بهتر براى مسلمانان و دینداران است؟!

و اما چهارمین نکته درباره نوشتار آقاى عباس عبدى تحت عنوان مغلطه در راه‌حل.(3)

4- آقاى عباس عبدى توضیح مى‌دهند: “بروز وارتکاب هر فعل یا ترک فعلى دو رکن دارد:‌ رکن عینى و رکن ذهنی. مثلا رکن عینى اعتیاد، دسترسى به مواد مخدر است اما رکن ذهنى آن علاقه و آمادگى به مصرف این مواد است... در اینجا باید تمرکز را بر رکن ذهنى و حرمت و غیراخلاقى بودن سرقت نیز متمرکز کرد و میان این دو موازنه‌اى برقرار نمود.” آقاى عبدى معتقدند بدون کار بر روى رکن ذهنى تمرکز زیاد بر رکن عینى وضعیت را بدتر مى‌کند. اما به چه دلیل؟‌ آقاى عبدى چیزى دراین زمینه نگفته‌اند و خوانندگان مجبورند وقت بگذارند تا صرف یک ادعا را از آقاى عبدى بخوانند!

باید توجه نمود که آنچه آقاى عبدى “رکن ذهنی” خوانده است خود حضور و وفور “رکن عینی”‌را نیز دربر مى‌گیرد. مثلا دسترسى به مواد مخدر و وفور آن که رکن عینى است از آن جهت که ایجاد تمایل و عطش به وجود مى‌آورد باید رکن ذهنى محسوب شود. اختلاط دختر و پسر مجرد خود به‌وجود آورنده یا تشدیدکننده رکن ذهنى است. بنابراین مرزگذارى آقاى عبدى مبهم و غیرمعتبر است. در نتیجه راهکار جلوگیرى از فساد جنسى قطعا دربرگیرنده تدابیر لازم جهت کنترل اختلاط‌ها و پوشش‌ها مى‌شود زیرا این امور توامان هم رکن عینى فسادند وهم تولیدگر یا تشدیدکننده رکن ذهنی. آیا حتى عامى‌ترین خوانندگان نمى‌دانند که پوشش تحریک برانگیز زنان عطش جنسى تولید مى‌کند و لذا یکى از مهمترین راهکارهاى جلوگیرى از بى‌بندوبارى جنسى در جامعه اعمال محدودیت‌هاى پوششى است؟آقاى عبدى دولت را متولى تغییرات عینى و “صاحب‌نظران اجتماعی، روحانیون و... ‌را متولى تغییرات ذهنى و ترویج و تبلیغ ارزش‌هاى پسندیده مى‌شمارد. “البته اگر این گروه زمینه مساعده ذهنى را فراهم کنند حق دارند از دولت‌ها بخواهند که رکن عینى رفتار مناسب را نیز فراهم کند اما نمى‌توانند ضعف‌هاى خود را نادیده گرفته و چپ و راست براى دیگران نسخه بپیچند که فلان و بهمان کنید.”‌اولویت کار فرهنگى و پرورش روحیه دیندارى در افراد هیچ مخالفى ندارد اما این اولویت اولویت ذاتى است نه زمانی. آیا باید تجویز کنیم که روحانیون بر سر منابر و صاحب‌نظران درتریبون‌ها و رسانه‌ها به مردم توصیه کنندکه شهوت‌رانى نکنید، ولى پیشتر چندان کارى با پوشش زنان نداشته باشیم (یا حتى مثل غرب از محجبه‌ها هزینه دریافت کنیم)!‌اصولامتولیان تغییرات ذهنى بدون اعمال تغییرات عینى کارى از پیش نخواهند برد. نمى‌توان در عین باز گذاردن عرصه عمومى جامعه براى تولید و عرضه و ترویج محرکات شهوانى به جوانان گفت چشم فروپوشید و باتقوا باشید و... . تجربه مسلمانان غرب که آقاى عبدى بدان مى‌بالند، صرفا تجربه یک اقلیت محض است.5- آقاى عبدى اختلاط جنسیتى را در جامعه امروز به ناچار و برحسب ضرورت رو به پیشرفت و ازدیاد قلمداد مى‌نمایند و معتقدند “راهى براى جلوگیرى از آن نیست و اگر کسى خواهان روابط سالم‌ترى میان دو جنس است باید طرح دیگرى دراندازد” و سپس مى‌نویسند: “على‌رغم تمام این تفکیک‌هاى جنسیتى و نظام‌هاى پوششى و حجاب شاید در کمتر جامعه‌اى چون ایران زنان تا این اندازه از حریم امن محروم باشند.”

این “شاید” که خواندنش وقت خوانندگان بینوا را بیهوده گرفته است صرفا یک احتمال است و تحقق خارجى ندارد. آنتونى گیدنز گزارش مى‌کند که بنابر بررسى روت هال درباره 1236 زن در لندن از هر شش تن یک تن موردتجاوز قرار گرفته و از هر پنج تن بقیه، یک تن توانسته بود با مبارزه مانع اقدام به تجاوز شود.البته گیدنز اشاره مى کند که این صرفا گزارش است و رقم واقعى بیش از اینهاست. نیمى از تجاوزات جنسى در خانه خود زن یا در خانه تجاوزکننده رخ داده است.(4) بگذریم از روابط نامشروع با رضایت طرفین، صنعت فحشا،توریسم جنسی، فحشاى کودکان، همجنس بازى و دیگر ناهنجارى‌ها. آنتونى گیدنز همچنین برطبق آمار مک کینون گزارش مى‌کند که در انگلستان از هر ده زن، هفت زن در دوره شغلى خود به مدت طولانى دچار آزار جنسى مى‌گردند. (5)

مانوئل کاستلز ویژگى جامعه آمریکا در دهه 1990 را خشک شدن چشمه شوق به زندگى مشترک به دلیل تلاش مکرر براى پیوند دادن آن با شرایط تازه زندگى مى‌داند. او نشان مى‌دهد که بزرگسالان به طور فزاینده‌اى میل به برقرارى رابطه جنسى بیرون از چارچوب ازدواج دارند. در حدود نیمى از این زندگى‌هاى مشترک بدون ازدواج طى یک سال خاتمه مى‌یابند، 40 درصد آنها به ازدواج ختم مى‌شود و 50 درصد ازدواج‌ها به طلاق مى‌انجامد.(6)معضل اشتغال و عدم دسترسى به ازدواج در سنین پایین که از علل قطعا اساسى بالا رفتن آمار نابهنجارى‌هاى جنسى در کشور ما هستند (به طورى که با رفع این دو مشکل و بدون حمایت از آزادى‌هاى بى‌حد و حصر و ناهماهنگ با فرهنگ ایرانى مى‌توان شاهد نزول آمار جرایم جنسى بود)، در غرب شاید معضل به حساب نیایند، اما فساد جنسى در غرب به مراتب وضعیت‌بدتر و اصولا غیرقابل مقایسه‌اى باکشور ما دارد. آیا نباید پرسید کدام عامل جز آزادى‌هاى بى‌حد و حصر (که به نام رکن عینى فساد از مرکز اهمیت و تاکید آقاى عبدى کنار مى‌رود) چنین وضعیتى را ایجاد نموده است؟آخرین نکته اینکه پذیرش وضعیت کنونى اختلاط دختران و پسران در دانشگاه‌ها و دیگر مراکز و آن را غیرقابل اجتناب خواندن یک تحکم و زورگویى است و هیچ دلیلى بر آن وجود ندارد. اگر هم عجالتا نتوان آن را کاملا یا به طور اکثرى از میان برداشت، لااقل به همان میزان که مقدور است باید از آن غفلت ننمود و آن را امرى ارزشمند شمرد.

پى‌‌نوشتها:

1- اعتماد ملی، شماره 413، دوشنبه 25/4/1386، ص 16

2- ر.ک روزنامه شرق، شنبه 16/4/1386، شماره 899، ص 2

3- اعتمادملی، شماره 413، دوشنبه 25/4/1386، ص 16

4- گیدنز، آنتونی، جامعه‌شناسی، منوچهر صبوری، تهران، نشر نی، 1381، ص 220

5- همان، ص 219

6- کاستلز، مانوئل، عصر اطلاعات،ج2، ترجمه حسن چاووشیان، على پایا(ویراستار ارشد)، تهران، طرح نو، 1380، ص 285

 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات