سید یاسر جبرائیلی
دوشنبه 25تیرماه، «دیوید میلیبند» وزیرخارجه انگلیس، «یوری فیدوتو» سفیر روسیه در لندن را احضار و با ارائه نام چهار دیپلمات روس به وی، دستور اخراج آنها از خاک انگلیس را صادر کرد. این اقدام لندن پس از آن صورت گرفت که مسکو از استرداد یکی از شهروندان خود که دولت انگلیس او را به قتل متهم کرده، خودداری کرد. لندن معتقد است که «اندره لوگووی» مامور سابق سازمان اطلاعاتی روسیه (کا گ ب) عامل قتل «الکساندر لیتو یننکو» شهروند روسی الاصل انگلیس بوده و مسکو باید او را برای محاکمه تحویل لندن دهد. با امتناع مسکو از تحویل «لوگووی» و در پی آن اخراج چهار دیپلمات روس از لندن، روابط میان دو کشور به تیرگی گرائید. مقامات روسی این موضوع را «نقشه ای از قبل طراحی شده» و «بهانه ای برای فشار به روسیه» خواندند و در اقدامی تلافی جویانه، چهار دیپلمات انگلیسی را از مسکو اخراج کردند. سابقه این افراد را مرور می کنیم.
«الکساندر لیتویننکو» در ابتدا عضو سازمان اطلاعاتی روسیه بود، اما بعدها از این سازمان خارج شد و به گروه اپوزیسیون این کشور پیوست. وی به انگلیس، مرکز پرورش و حمایت از مخالفان پوتین، پناهنده شد و در کنار «بوریس برزوفسکی»، میلیاردر معروف و رهبر مخالفان کرملین، به فعالیت علیه دولت مسکو پرداخت. آبان 85 بود که وی پس از ملاقات با چند تبعه روس از جمله «اندره لوگووی» در هتل ملنیوم لندن، احساس مسمومیت کرده و به بیمارستان منتقل شد. حدود دو هفته بعد گزارش هایی در مورد مسموم شدن لیتویننکو به مواد رادیواکتیو منتشر شد و سرانجام او در دوم آذرماه درگذشت.تحقیقات پلیس لندن نشان داد که مقدار قابل توجهی «پلوتونیوم 210» در ادرار لیتویننکو وجود داشته و محل ملاقات او با «اندره لوگووی» در هتل ملنیوم نیز به مواد رادیواکتیو آلوده است. لندن از دولت روسیه خواست که همکاری های لازم را درباره این ماجرا به عمل آورد. هواپیمایی انگلیس نیز اعلام کرد در هواپیمایی که «لوگووی» با استفاده از آن به مسکو عزیمت کرده مقداری مواد رادیواکتیو کشف شده است.
سرانجام در دوم فروردین 86 سرویس دادستانی سلطنتی لندن (CPS) اعلام کرد که مدارک کافی برای وارد کردن اتهام به «لوگووی» دارد و او باید برای محاکمه مسترد شود. یک هفته بعد، سفارت انگلیس در مسکو درخواست رسمی لندن مبنی بر استرداد لوگووی را تقدیم مقامات روسی کرد، اما کرملین اعلام کرد که قانون اساسی روسیه چنین اجازه ای را نمی دهد که مسکو تبعه و شهروند خود را به یک کشور دیگر تحویل دهد. با افزایش فشار لندن، «سرگئی لاوروف» وزیرخارجه روسیه، انگلیس را متهم کرد که «از پرونده لیتویننکو به عنوان یک ابزار سیاسی استفاده می کند و این امر مناسبات میان دو کشور را خدشه دار کرده است.» متعاقب آن روسیه رسماً اعلام کرد که لوگووی را تحویل نخواهد داد. پس از آن دیوید میلیبند از اخراج چهار دیپلمات روسی در واکنش به عدم استرداد لوگووی خبر داد. لندن همچنین محدودیت هایی را برای صدور روادید به مقامات روسی اعمال، و مذاکرات مربوط به تسهیل رفت و آمد شهروندان دو کشور به خاک یکدیگر را متوقف کرد. به دنبال این جریان، روسیه رفتار لندن را «غیراخلاقی» خواند و اعلام کرد که به زودی پاسخ قاطعی به انگلیس خواهد داد، جمعه 28 تیر، مسکو با اخراج چهار دیپلمات انگلیسی اقدام لندن را تلافی کرد.
دولت ها به ندرت اقدام به اخراج دیپلمات های یکدیگر می کنند. این رفتار معمولا زمانی رخ می دهد که دو طرف در آستانه جنگ هستند و یا طرف مقابل عملیات جاسوسی وسیعی را در خاک کشور میزبان انجام داده است. نمونه این رفتار را می توان در تاریخ روابط شوروی سابق و انگلیس یافت. سال 1971 در بحبوحه جنگ سرد، «الک داگلاس» وزیر خارجه وقت انگلیس، 105 کارمند سفارت شوروی را به اتهام جاسوسی اخراج کرد. سال 1985، «جفری هو» وزیر خارجه وقت 25 دیپلمات شوروی سابق را -باز هم به اتهام جاسوسی- اخراج کرد. این بار مسکو با اخراج تعداد مشابهی دیپلمات، انتقام گرفت. جفری، شش دیپلمات دیگر را اخراج کرد و مسکو در پاسخ آن، همین تعداد دیپلمات انگلیسی را از خاک خود بیرون کرد. اما لندن دیگر جواب نداد و این بازی «پینگ پنگ» به دلیل آن که سفارتخانه های هر دو طرف رفته رفته از دیپلمات خالی می شدند، متوقف شد. اما باید توجه داشت که هم اکنون نه دو کشور در آستانه جنگ قرار دارند و نه عملیات جاسوسی در خاک یکدیگر صورت گرفته است. در سال های اخیر اهمیت مسکو و لندن برای یکدیگر به طرز قابل توجهی افزایش یافته است. روسیه منافع اقتصادی فراوانی در انگلیس دارد و انگلیس نیز بزرگترین سرمایه گذار خارجی در روسیه- بویژه در بخش انرژی- است. در چنین شرایطی استفاده از دیپلماسی جنگ سرد و زبان تهدید و تیرگی روابط به خاطر مرگ یک شهروند که خود اهل روسیه بوده، چندان معقول به نظر نمی رسد.
اما همانگونه که سناتورهای روسی تاکید کرده اند، این موضوع نقشه ای از قبل طراحی شده و ابزاری برای وارد آوردن فشار به روسیه است. کشورهای غربی به سرکردگی آمریکا، در اجلاس خردادماه «بیلدربرگ» در اسلامبول، تصمیم گرفته اند که به هر طریق ممکن، از رشد روسیه به عنوان یک مانع در برابر تشکیل دولت واحد جهانی، جلوگیری کنند. در شرایطی که واشنگتن با تصمیم بر استقرار یک سامانه موشکی در اروپا، قصد دارد تمامی تحرکات نظامی روسیه را زیرنظر داشته باشد، ناتو به دنبال یارگیری از کشورهای پیرامونی روسیه و محاصره استراتژیک این کشور است، و آمریکا و اتحادیه اروپا پیش نویس قطعنامه جدیدی را برای اعطای استقلال به کوزوو، در شورای امنیت به بحث گذاشته اند، بهترین فرصت برای لندن فراهم شد که «ابزار فشار» خود را اینگونه به بوته آزمایش بگذارد.
مسکو اگرچه از این جریانات به شدت خشمگین بوده، اما به خوبی توانسته است در این بازی نقش ایفا کند. کرملین با تعلیق عضویت خود در پیمان «نیروهای متعارف اروپا» اعلام کرد که ابزارهای لازم را برای مقابله با هرگونه تهدید موشکی داراست؛ روسیه توانسته است با ایجاد خطوط جداگانه انتقال انرژی به کشورهای اروپایی آنها را تا حدودی تجزیه کرده و ابزاری برای جلوگیری از «اتحاد شدید» این کشورها علیه خود در دست داشته باشد (چنانکه لندن نتوانست موافقت دیگر کشورها را برای صدور قطعنامه ای علیه روسیه در جریان اخیر جلب کند)؛ مسکو در شورای امنیت «حق وتو» دارد و می تواند برای هر منظوری، از جمله استقلال کوزوو، از آن بهره جوید؛ و بالاخره کرملین نشان داده است که نمی توان به راحتی آن را از صحنه کنار گذاشت و به قول روزنامه گاردین، باید روی آن حساب کرد.
«مالکولم ریفکایند» وزیر خارجه اسبق انگلیس توصیه جالبی به «میلیبند» جوانترین وزیر کابینه براون کرد: «مرگ یک شهروند آنقدر ارزش ندارد که روابط مسکو- لندن بخاطر آن فرو بپاشد.»