مرتضى صفار هرندى
گروه های ملی گرای متعلق به دهه های بیست و سی، پس از پیروزی انقلاب اسلامی مقبولیت چندانی در نزد ملت ایران نداشتند. اما عدم برخورداری نخبگان پیرو امام از افراد دارای حداقل توانایی اداره دستگاه های اداری و در نتیجه، انتخاب بازرگان ، رهبر نهضت آزادی به نخست وزیری دولت موقت انقلاب، این امکان را برای حضور آنان در صحنه قدرت فراهم می ساخت.
امام (ره) در حکم نخست وزیری بازرگان تأکید کرده بودند که او را «بدون در نظر گرفتن روابط حزبی و بستگی به گروهی خاص» مأمور تشکیل دولت موقت کرده اند. منظور امام لزوم کناره گیری اعضای این دولت از مسئولیت های حزبی بود. اما چینش کابینه دولت بازرگان عملاً آن را از کارکردهای یک حزب نیز برخوردار ساخته بود و عملاً حزبی متشکل از اعضای نهضت آزادی، جمعیت حقوق بشر بازرگان، جبهه ملی و جاما در قالب دولت موقت شکل گرفته بود. بازرگان و تمام معاونانش (یدالله سحابی، ابراهیم یزدی، امیر انتظام، بنی اسدی و هاشم صباغیان) بودند. در سطح وزیران نیز تنها در ماه های اول این دولت وزارت امورخارجه و وزارت کار برعهده کریم سنجابی (رهبر فرتوت جبهه ملی) و داریوش فروهر (عضو این جبهه و رهبر حزب ملت ایران) قرار گرفت و کاظم سامی رهبر گروه جاما وزیر بهداری و بهزیستی شد. ولی بقیه اعضای کابینه عضو یا هوادار نهضت آزادی و یا جمعیت حقوق بشر بازرگان بودند. فعالیت نهضت آزادی در بیرون از دولت موقت به انتشار بیانیه در مناسبت های سیاسی محدود می شد.
نهضت آزادی در همان اولین روزهای پس از پیروزی انقلاب، تفاوت نگاه خود با امام را نسبت به نظام سیاسی با تأکید بر عنوان جمهوری دموکراتیک اسلامی و عدم امکان اجرای احکام شرع در حکومت نشان داد. اما گاهی چاره ای جز این نداشت که انتقادات امام به دولت مبنی بر لزوم برخوردهای انقلابی را در بیانیه های خود بازگو کند و البته در نهایت به توجیه عملکرد غیرانقلابی این دولت بپردازد. هرچه گذشت نقاط افتراق دولت موقت با امام در موضوعات سیاست خارجی، نحوه برخورد با ضد انقلاب، تحول اداری و از همه مهمتر اصل ولایت فقیه نمایان تر شد. در نهایت، با فتح لانه جاسوسی آمریکا در آبان 1358، این دولت سقوط کرد. اسناد لانه جاسوسی آمریکا نشان می داد تعدادی از اعضای دولت موقت حتی پس از پیروزی انقلاب همکاری نزدیکی با مأموران سفارت آمریکا در تهران داشته اند.
تلاش نهضت آزادی پس از این مقطع در اوج خود توانست بازرگان، سحابی (پدر و پسر) یزدی، احمد صدرحاج سیدجوادی، معین فر، صباغیان و کاظم سامی را با رأی ملت به مجلس بفرستد تا یک فراکسیون اقلیت اما پر سر و صدا را به کمک تنی چند از نمایندگان مرتبط با دیگر گروه های مخالف امام، تشکیل دهند؛ فراکسیونی که عمر کارکرد آن حتی تا پایان مجلس اول طول نکشید.
وضعیت جبهه ملی حتی به خوبی نهضت آزادی هم نبود. چرا که هنوز با شوک ناشی از ماجرای نخست وزیری بختیار عضو شورای مرکزی جبهه و هم سرنوشتی او با سقوط رژیم سلطنت درگیری داشت. در روزهای اول پس از پیروزی انقلاب یکی از اعضای قدیمی جبهه ملی و وزیر کشور دولت مصدق یعنی علی شایگان به کشور بازگشت و مطبوعات بازمانده رژیم شاه تبلیغات برای او به عنوان اولین کاندیدای ریاست جمهوری ایران را آغاز کردند. این عضو دولت مصدق نیز از جمله کسانی بود که به سبب مخالفت با اجرای احکام شرع و عکس العمل صریح امام نسبت به آن خیلی زود با سودای بازگشت به قدرت در دوران کهنسالی خداحافظی کرد و دو سال بعد در خارج کشور زندگی را وداع گفت.
حضور جبهه ملی در اجتماعات پس از پیروزی انقلاب و حتی در اجتماع سالمرگ مصدق در کنار مزار او در سال 1358 یک حضور طفیلی گونه و در حاشیه بود. سنجابی رهبر جبهه ملی هم در مدت کوتاهی به دلیل رقابت دیرینه با رهبران نهضت آزادی با بهانه کردن موضوعاتی مثل تعدد مراکز قدرت و... از مسئولیت وزارت خارجه کناره گرفت. فرسودگی بدنه جبهه ملی و ناکارآمدی آن در همان اولین ماه های پس از پیروزی انقلاب اسلامی سبب جدایی داریوش فروهر (وزیر کار دولت موقت) گروه تحت رهبری او (حزب ملت ایران) از جبهه ملی شد.
اعضایی از جبهه ملی مثل ابوالفضل قاسمی در ماه های اول پیروزی انقلاب برای عقب نماندن از قافله فضایی که گروه های چپ و روزنامه نگاران دوران شاه در مطبوعات ایجاد کرده بودند، با گرفتن ژست چپ گرایانه، روحانیت را به همراهی با فئودالیسم متهم می کرد. این در حالی بود که فئودال های عضو جبهه ملی مثل خسرو قشقایی از سوی سفارت آمریکا مأمور هماهنگ سازی گروه های چپ گرا و راست گرا برای تشکیل جبهه ای در برابر امام شده بودند. جبهه ملی با خروج سنجابی از دولت موقت وارد موضع گیری تندتری در برابر نظام شد. با به صحنه آمدن بنی صدر و انتخاب او به ریاست جمهوری جبهه ملی چاره ای جز این نمی دید که خود را زیر چتر این عضو سطح پایین جبهه ملی سوم قرار دهد، به گونه ای که سعید سنجابی فرزند رهبر جبهه ملی در تیم مرکزی اطرافیان بنی صدر در دفتر ریاست جمهوری قرار گرفت. در خرداد 1360 جسارت جبهه ملی به حکم اسلامی قصاص و اعدام ارتداد افراد دارای این دیدگاه از سوی امام، به عمر این گروه در ایران پایان داد.
ناکارآمدی گروه های کهنسال ملی گرا در اولین روزهای تشکیل نظام جمهوری اسلامی، سبب به صحنه آمدن یک گروه دیگر ملی گرا شد. هدایت الله متین دفتری همزمان با پخش سخنرانی اش در کنار قبر پدربزرگ مادری خود (مصدق) در 14 اسفند 1358 تشکیل گروهی به نام جبهه دموکراتیک ملی را اعلام کرده بود. این عضو جبهه ملی و جمعیت حقوق بشر بازرگان که عوامل سازمان سیا در تهران، به گواهی اسناد لانه جاسوسی، او را «یک منبع مطمئن» قلمداد می کردند، برای تشکیل گروه خود دست همکاری به سوی گروه های چپ گرا مثل چریک های فدایی خلق و مجاهدین خلق دراز کرد و مجموعه ای از مارکسیست های موسوم به چپ آمریکایی و اعضای چپ گرای سابق کنفدراسیون دانشجویان ایرانی خارج کشور مثل بهمن نیرومند، ناصر پاکدامن، منوچهر هزارخانی، غلامحسین ساعدی و... را بر گرد خود جمع کرد. حمایت از تحرکات تجزیه طلبانه در مناطق کردنشین، ترکمن نشین و عرب نشین، تقاضای انحلال ارتش و دعوت مردم به عدم شرکت در رفراندوم جمهوری اسلامی و انتخابات مجلس خبرگان قانون اساسی از جمله موضع گیری های گروه متین دفتری در دوران چند ماهه فعالیت خود بود.
متین دفتری در نامه ای به نخست وزیر دولت موقت بر «طرد امپریالیسم» تأکید کرده بود. اما هم او ارتباط مستمری با مأموران آمریکایی در لانه جاسوسی آمریکا برقرار ساخته بود و آمریکایی ها با اشتیاق فعالیت های او را برای متحد ساختن گروه های مخالف امام پیگیری می کردند. این گروه همواره سعی داشت با تشکیل اجتماعاتی با سخنرانی ها و شعارهای هتاکانه و ایجاد درگیری در خلال آن، خود را در مطبوعات آلوده آن زمان مطرح سازد. زمانی که عزم نیروهای انقلاب برای مقابله با عملیات مخرب این گروه وابسته به آمریکا جزم شد، متین دفتری در خرداد 1358 گریخت و هیچ گاه به کشور بازنگشت. درست دو سال بعد یعنی در تیرماه 1360 که سران منافقین به خارج کشور فرار کردند، متین دفتری عضو شورای به اصطلاح ملی مقاومت خود پذیرفتند. دوره همکاری متین دفتری را بیش از دیگر پیوستگان به این شورای ضد انقلابی به طول انجامید.
گروه های ملی گرای دیگری مثل حزب پان ایرانیست به رهبری محسن پزشکپور (نماینده مجلس رژیم شاه تا آخرین ماه های حیات رژیم سلطنت)، نهضت رادیکال به رهبری رحمت الله مقدم مراغه ای استاندار فتنه جوی آذربایجان شرقی در دولت موقت (دارای سابقه دو دهه ای جاسوسی برای آمریکا) هم در آن اندازه از رسوایی بودند که هیچ گونه محلی از اعراب در میان مردم نداشته باشند.