
اشاره:دور دوم مذاکرات ایران و آمریکا در خصوص عراق برگزار شد. رویارویى “رایان کروکر” و “حسن کاظمى قمى “،سفراى واشنگتن و تهران در بغداد از زوایاى مختلفى قابل تحلیل و بررسى است.استیصال آمریکا نسبت به دور نخست مذاکرات به مراتب بیشتر شده بود و همین مسئله جو مذاکرات را به سود تهران تغییر داد.
دور دوم مذاکرات چگونه آغاز شد؟
دور دوم مذاکرات ایران و آمریکا در حالى آغاز شد که معادلات کاخ سفید نسبت به دور نخست گفتگوها برهم ریخته تر بود. در دور نخست مذاکرات شاهد بودیم که “اعتماد ملت عراق نسبت به نقش موثر ایران در مهار خشونتهاى قومى و مذهبی” و “نفرت عراقىها از ادامه حضور نیروهاى آمریکایی” با استیصال کاخ سفید در خاورمیانه پیوند خورد و همین پیوند سبب شد تا واشنگتن بر خلاف آنچه افرادى مانند “رابرت گیتس” وزیر دفاع دولت بوش مىپنداشتند از موضع ضعف در مقابل تهران قرار گیرد.جمهوریخواهان امیدوار بودند تا نسبت “ایران قدرتمند” به “آمریکاى مستاصل” در دور دوم مذاکرات به سود کاخ سفید دگرگون شود، اما نه تنها این خواست دولتمردان آمریکایى تحقق پیدا نکرد،بلکه دستان کروکر در مذاکرات اخیر نسبت به دفعه اول نیز بسته تر بود. در دور دوم مذاکرات ایران و آمریکا در بغداد، “کروکر” حکم نماد “آمریکاى متاصل” راداشت .
آغاز مبارزات انتخاباتى در آمریکا و اقرار نامزدهاى دو حزب جمهوریخواه و دموکرات در خصوص ناتوانى بوش در عراق ضربه سختى را بر پیکره حامیان اشغال وارد نموده است . “گذار از باتلاق عراق” به وجه اشتراک سیاسى افرادى مانند “ باراک اوباما” ،”هیلارى کلینتون” ،” رودلف جولیانی” و “دنى گلیمور” تبدیل شده است .مطابق آخرین نظرسنجىها، 80 درصد مردم آمریکا معتقدند که بوش درباره عراق به لجبازى روى آورده است و باید هر چه زودتر از این کشور خارج شود. انتشار گزارش مربوط به کاهش صادرات نفت عراق به آمریکا اقتصاددانان طرفدار حضور واشنگتن در بغداد را به فکر فرو برده است .در ماه مى میلادی،صادرات نفت عراق به آمریکا به پایین ترین حد خود رسید. فشار مجلس نمایندگان و سنا به کاخ سفید لحظهاى فروکش نمىکند. افشاى برنامه پنتاگون مبنى بر حضور در عراق تا تابستان 2009، استراتژیستهاى دو حزب آمریکا را در مقابل بوش متحد نموده است .ارتباطات پشت پرده مقامات ارشد پنتاگون با دیک چنى سبب تشدید نگرانى ها در میان دموکراتها و جمهوریخواهان سنتى و ملت آمریکا شده است.این در حالى است که ملت عراق همچنان به مقاومت خود در برابر اشغالگران ادامه مىدهد و “خروج آمریکا” خواسته اصلى آنها به شمار مىآید.
متحدان سرافکنده
آمریکا در ابتداى سال 2003 میلادى با تکیه بر حمایت متحدین جنگى خود نخستین موشک را به خاک عراق شلیک نمود.اما اکنون از آن متحدین به جز نام و نشان چیزى باقى نمانده است.تونى بلر ،اسنارو برلوسکونى از معادلات سیاسى کشورهاى خود با خفت حذف شده اند و جان هاوارد و شینزوآبه نیز در خصوص “خروج از عراق” تحت فشار ملتهاى خود قرار دارند.اخبار غیر رسمى حاکى از آن است که برنامه ریزى مخفیانه دولتهاى ژاپن و استرالیا در جهت خروج تدریجى از عراق آغاز شده است.بوش دیگر متحد قابل اتکایى د رعراق ندارد و از این رو سعى دارد بحران عراق را به بحرانى بین المللى تبدیل نماید.زلماى خلیل زاد،سفیر آمریکا در سازمان ملل متحد تلاش زیادى در این خصوص انجام داده است.
از بعد “خاورمیانهای” نیز آمریکا با مسائلى مانند پیروزى اسلامگرایان در ترکیه، تشدید بحران تلآویو در سالگرد “جنگ 33 روزه “ ورشد “القاعده عارى از حمایت کاخ سفید” روبهرو شده است . در چنین شرایطى بوش و همراهانش تنها به “فرار از عراق” مىاندیشند زیرا استیصال آمریکا به مرحله اى رسیده است که “خروج برنامهریزى شده” نیز نمىتواند این کشور را از وضعیت موجود رهایى بخشد.از سوى دیگر ایران با تقویت دیپلماسى منطقهاى خود که مصداق بارز آن ملاقات رئیس جمهور ایران با رئیس جمهور سوریه ، سید حسن نصرالله و مقامات حماس در دمشق بود، حلقه محاصره دیپلماتیک خود بر نومحافظهکاران آمریکا را تنگتر نموده است . در چنین شرایطى کلیت تعیین “برنده” یا “بازنده” در خلال مذاکره دوم ایران و آمریکا“سالبه به انتقاء موضوع” مىباشد زیرا در میدان بغداد “برنده” و “بازنده” از قبل مشخص بوده اند.
اظهارات کروکر
رایان کروکر،در دور دوم مذاکرات ایران و آمریکا سعى داشت تا نقاط ضعف واشنگتن را در لابه لاى ادبیات دیپلماتیک و ژستهاى فریبنده خود محو نماید.اما در این راستا موفق نبود.کراکر پس از پایان دور دوم گفتگوها اظهاراتى را بیان نموده که در نوع خود جالب توجه است:
“دور جدید گفتگوها به صورت عمیقترى انجام گرفت . فعالیتهاى ایران در عراق ضد منافع این کشور و نیروهاى ائتلاف است و این امر کاملا واضح و مشخص است!سیاستهاى ایران در عراق باید کاملا بر اساس سیاستهاى آمریکا در این کشور یعنى در حمایت از دموکراسى و آزادى انجام گیرد! مرحله اول گفتگوهاى ایران و آمریکا که در سابق انجام گرفت بسیار ناامید کننده بود و نمىتوان از آن به عنوان گفتوگوهاى موفق یاد کرد اما این بدان معنى نیست که ما از ادامه این گفتوگوها با ایران چشم پوشى کنیم و به ایران فرصت دیگرى براى انجام تلاشهاى بهتر را در این زمینه ندهیم! کمیتههاى فرعى امنیتى براى بررسى وضعیت شبه نظامیان موجود در عراق و برخى امور دیگر تشکیل خواهد شد و ما امیدواریم که این کمیتهها بتوانند بر اساس واقعیتهاى موجود کار خود را انجام دهند و به نتایج قابل قبولى در این زمینه دست یابند. “
کروکر در ادامه سخنان خود اظهار داشته است:
لازم است که بگوییم نیروهاى آمریکایى بر اساس قطعنامهى سازمان ملل و بندهاى واضح این قطعنامه در عراق حضور به هم رسانده است و نمىتوان حضور نیروهاى آمریکایى را با حمایت ایران از گروههاى اصولگراى تندرو و شبه نظامیان مقایسه کرد به طورى که این نیروها تنها با نیروهاى آمریکایى نمىجنگند و نیروهاى آمریکایى را هدف قرار نمىدهند بلکه حتى نیروهاى امنیتى عراق را نیز هدف قرار مىدهند.
اظهارات کروکر از ابعاد عینى و سیاسى کاملا مخدوش است.ادعاى کروکر مانند دخالت ایران در امور بغداد با توجه به اظهارات مقامات رسمى عراقى و علاقه طرفینى موجود بین ملتهاى ایران و عراق غیر قابل قبول است.چندى پیش،کاندولیزا رایس مشابه این ادعا را در مجلس سناى آمریکا مطرح نمود ولى به سبب عدم در اختیار داشتم مدارک و مستندات عینى از سوى دموکراتها و جمهوریخواهان سنا مورد سرزنش قرار گرفت.
اکثر عملیاتهاى تروریستى در عراق در قالب همکارى مشترک آمریکا و القاعده صورت مى گیرد.حمایت واشنگتن از سلفى هاى تندرو و وهابیون و همراهى نیروهاى آمریکایى با این افراد به گونه اى مشخص و واضح است که ملت و دولت عراق شک و شبهه اى در این خصوص ندارند.از سوى دیگر،حمله آمریکا به عراق در سال 2003 میلادی،بدون مجوز سازمان ملل متحد و سایر سازمانها و نهاد هاى بین المللى صورت پذیرفت.هم اکنون نیز ادامه حضور نیروهاى آمریکایى در عراق در قالب حقوق بین الملل عمومى قابل توجیه نیست و بوش یک اشغالگر و عراق کشورى اشغال شده محسوب مى شود.
از بعد سیاسى نیز مسئله مشخص است.بوش جهت توجیه ادامه حضور نیروهاى آمریکایى در عراق ،ایجاد ناامنى را در دستور کار خود و نیروهاى وابسته به کاخ سفید قرار داده است. بوش با پررنگ ساختن نشانههاى ناامنى در عراق،به دنبال روزنه هایى جهت فرار از انتقادهاى مخالفان داخلى و حزبى خود مى گردد.اما ایران همواره در صدد ایجاد ثبات و آرامش در عراق بوده است.زیرا وجود کشورى مسلمان و باثبات در همسایگى ایران یک”مطلوبیت”به شمار مى رود.
اظهارات کاظمى قمی
اظهارات سفیر ایران در بغداد که پس از پایان دور دوم مذاکرات با رایان کراکر بیان شده است ،نشان دهنده موضع برتر جمهورى اسلامى ایران در این مذاکرات بوده است:
“ایران تلاش مى کند درمسائل امنیتى به عراق کمک کند،اما درحال حاضر عراق قربانى ترور و حضور نیروهاى اشغال گر است. در مذاکرات اخیر ایران به طور جدى خواستار آزادى دیپلماتهاى خود که در بند نیروهاى امریکایى به سر مى برند، شده است. در این مذاکرات همچنین درباره ایجاد مکانیزمى براى اجراى توافقات صورت گرفته در دور اول مذاکرات بحث شد و آمریکایها به برخى اشتباهات خود در عراق اعتراف کردند که این خود گامى مثبت و رو به جلو محسوب مى شود؛ اینک این برعهده امریکایهاست که درجهت جبران این اشتباهات گام بردارند. در این جلسه برخى از اشتباهات نیروهاى خارجى مستقر در عراق و مشکلات ناشى از اشغال عراق به آنها گوشزد شد که مورد پذیرش طرف آمریکایى قرار گرفت. اگر آمریکایىها درصدد جبران این خطاها نباشند بدون شک بر مشکلاتشان در عراق افزوده خواهد شد و به طور طبیعى این مساله بر ملت و دولت عراق هم فشار وارد خواهد کرد. ایران از هراقدامى که به برقرارى امنیت بازسازى و در اختیار گرفتن کامل مسوولیتها از طرف دولت عراق کمک مىکند کوتاهى نخواهد کرد.»
کاخ سفید چاره اى جز پذیرش خطاها و شکست خود در عراق ندارد.لجاجت بوش بر سر استراتژى خود در بغداد تاکنون هزینه هاى سنگینى را براى دولت و ملت آمریکا به همراه داشته است.جبران این اشتباهات نیز برعهده واشنگتن است و تلاش آمریکا جهت بین المللى نمودن این بحران فایده اى براى بازهاى جنگ طلب نخواهد داشت.کمترین و راهبردى ترین راهى که مى تواند آمریکا را در حد یک شکست خورده جنگ عراق نگاه دارد و از تعمیم بحران سیاسى در این کشور جلوگیرى نماید،خروج از عراق است.مسئه اى که بوش و چنى نگاه واقع بینانه اى نسبت به آن ندارند.
نتیجه گیری
ایران با هدف یاد آورى وظایف اشغالگران ،اهمالکاریهاى کاخ سفید و حمایت از حقوق از دست رفته ملت عراق دو دور مذاکره را با آمریکا انجام داده است.درمقابل واشنگتن،خود را از هر جهت خود را در برابر قدرت اول خاورمیانه مستاصل مى بیند و در مقابل اقتدار ایران سخنى براى گفتن ندارد.بوش و همراهانش در فاصله کوتاه باقیمانده تا خروج خود از قدرت در دام خودساخته اى گرفتار شده اند که توانایى هرگونه ابتکار عمل و مانور را از آنها سلب نموده است.دامى که در ابتداى هزاره سوم توسط رئیس جمهور آمریکا پهن شد و اکنون خود وى و نومحافظه کاران را به عنوان طعمه گرفتار ساخته است.