صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۵ شهريور ۱۳۸۸ - ۰۸:۰۵  ، 
کد خبر : ۱۱۳۱۲۴

مذاکره برای مذاکره

مقاومت جمهوری اسلامی ایران در مسئله هسته ای و نیاز فزاینده آمریکا به نقش ایران در حل و فصل مسائل خاورمیانه اوباما را مجبور کرد تا با صرف نظر از بحث فناوری اتمی ایران، مذاکره مستقیم را بپذیرد...

بصیرت:چهارشنبه گذشته بسته جدید پیشنهادی ایران در اختیار نمایندگان کشورهای 1+5 قرار گرفت. از آنجا که مسئولان جمهوری اسلامی بحث هسته ای کشور را تمام شده می دانند، پیشنهادات ارائه شده در بسته جدید مشخصا از بحث هسته ای خارج و اهم آن شامل یک سیستم فراگیر جهانی برای از بین بردن سلاح های اتمی، مبارزه با تروریسم، مسائل زیست محیطی، امنیت انرژی و کاهش فقر جهانی است.
این موضوع باعث شد تا در وهله نخست آمریکا و برخی از کشورهای 1+5 به بهانه اینکه درباره توقف غنی سازی، پیشنهادی ارائه نشده و اساساً این بسته به موضوع هسته ای ایران نپرداخته است، علیه بسته جدید موضع بگیرند اما در نهایت با فاصله زمانی اندکی پیشنهاد مذاکره با ایران را مطرح و حتی بر آن اصرار ورزیدند. این تمایل به قدری جدی بود که فیلیپ کرولی سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا اذعان کرد؛ آمریکا خواهان برگزاری نشست فوری با ایران است. وی با «ناامیدکننده» خواندن بسته پیشنهادی جمهوری اسلامی گفت: «عدم علاقه ایران به گفت وگو بر سر برنامه هسته ای نمی تواند دلیلی برای رد مذاکره با این کشور باشد. در صورتی که مذاکره با ایران آغاز شود، سعی خواهیم کرد موضوع هسته ای را میان بکشیم.»
روزنامه نیویورک تایمز نیز نوشت: به رغم تاکید ایران بر عدم مذاکره درباره آینده برنامه هسته ای این کشور، واشنگتن، برگزاری این نشست را می پذیرد تا به حرف رئیس جمهور آمریکا برای مذاکره بدون پیش شرط با ایران عمل کرده باشد. اروپا هم اگر چه تلاش کرد تا ایران را متهم کند اما نهایتاً تمایل خود را به آغاز گفت وگوها نشان داد. کریستینا گالاچ سخنگوی مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا از تمایل این کشورها برای آغاز گفت وگو با مقامات بلندپایه ایران خبر داده و بدون آنکه از مسئله هسته ای سخنی به میان آورد، خواستار برگزاری فوری نشست میان طرفین شده است. درباره استقبال از این مذاکرات چند نکته گفتنی است؛
1- آنچه مسلم است، آمریکا ناگزیر شده ایران هسته ای و فعالیت های صلح آمیز اتمی کشورمان را بپذیرد. طی سالهایی که آمریکا و رژیم صهیونیستی با همراهی برخی از متحدان غربی خود بر سر پرونده هسته ای ایران «مناقشه» راه انداختند، بارها جمهوری اسلامی با اعلام صلح آمیز بودن فعالیت های اتمی و عدم بکارگیری اهداف نظامی در این برنامه ها سعی کرد تا مجامع رسمی و بین المللی را در این باره مجاب کند، اما سنگ اندازیهای آمریکا، خصوصا در دولت بوش که ایران را محور شرارت نامیده بود! تمامی نداشت و قطعنامه های شورای امنیت مبنی بر تحریم ایران بطور پیاپی صادر می شد. هر چند تحریم ها و فشارهای دولت های سلطه جو و تمامیت خواه اثری در اراده پولادین ملت ایران برای دستیابی به فناوری هسته ای نداشت، اما نشانه های مسلمی برای اثبات دشمنی آمریکا و هم پیمانانش با ما بود.
بدون تردید باید پیروزی های هسته ای را حاصل مقاومت ملت ایران، درایت رهبری و تلاش صادقانه مسئولان پرونده هسته ای در دولت اصولگرای احمدی نژاد بدانیم، اما باید توجه داشته باشیم که موضوعات مورد مذاکره بنا بر آنچه ایران پیشنهاد کرده چیزی غیر از پرونده هسته ای کشورمان است. البته 1+5 سعی خواهد کرد تا پای بحث هسته ای ایران را به میان کشد. رعایت سه قاعده کلیدی عزت، مصلحت و حکمت، نباید در قبول و یا چگونگی اجرای مذاکرات مغفول واقع شود.
2- آمریکا مذاکره را برای «مذاکره» می خواهد، بدون آن که دنبال حل مسایل فی مابین باشد. سلطانیه، نماینده ایران در آژانس انرژی اتمی، یک روز پس از ارایه بسته جدید ایران اعلام کرد که تهران درباره فعالیت های هسته ای خود با کشورهای عضو گروه 1+5 مذاکره نمی کند. وی در گفت وگو با شبکه تلویزیونی العالم تأکید کرد؛ «تهران آماده است مذاکراتی عادلانه و واقع گرایانه درباره مسایل مختلف از جمله تضمین دستیابی همه کشورها به انرژی هسته ای و جلوگیری از گسترش سلاح اتمی انجام دهد ولی این گفت وگوها شامل برنامه هسته ای ایران و فعالیت های قانونی در این باره نمی شود.»
در چنین شرایطی سخنگوی وزارت امورخارجه آمریکا موقعیت پیش آمده را فرصت مناسبی برای گفت وگوی مستقیم با ایران می خواند و بدون آنکه هدف مشخصی برای انجام این مذاکرات ذکر کند، می گوید: «ما اکنون درصدد هستیم ملاقاتی را براساس پیشنهاد ایران برگزار کنیم و ببینیم این کشور چه چیزی برای ارایه دارد و چگونه به درخواست ها پاسخ خواهد داد. ما آماده ایم درباره هر مسئله ای که ایران مایل به آن است، مذاکره کنیم.»
آمریکا به وضوح نشان می دهد که صرفا دنبال انجام مذاکره است نه کسب «نتیجه مشخص»! اما چرا؟!
3- سابقه تاریخی و لحن کشورهای 1+5 خصوصا آمریکا حاکی از آن است که معمولاً در اینگونه مذاکرات، دنبال حل و فصل مناقشات و رفع اختلافات نیستند، بلکه سعی دارند تا در راستای منافع خود از نام و اعتبار «ایران» بهره برداری تبلیغاتی کنند. از نظر غربی ها بلوک کشورهای مسلمان، ابرقدرت های جدید پس از فروپاشی شوروی سابق هستند. ایران الگو و تکیه گاه جریان مقاومت ملت های آزاده- خصوصا در خاورمیانه- محسوب می شود. اگر آمریکا حتی وانمود کند که با جمهوری اسلامی به نوعی «مصالحه» دسته یافته، برد تبلیغاتی چنین موضوعی برای او بسیار مهم خواهد بود. آمریکا سعی دارد با کشاندن ایران پای میز مذاکره و انتشار خبر آن در دنیا به جریان های مقاومت و طرفدار تهران پیغام دهد که سنگر اصلی فتح شده است! و از نمد مذاکره کلاه گشادی بر سر جریان های مقاومت گذاشته و آنها را وادار به سازش و تسلیم نماید.
4- آمریکا روی پیشنهاد مذاکره ای که به ایران داده مانور تبلیغاتی وسیعی راه انداخته است. مقامات کاخ سفید از این دعوت به مذاکره که ممکن است نخستین گفت وگوی مستقیم با ایران بعد از انقلاب باشد به عنوان «پیشنهادی حقیقی» نام می برند.
استیون چو، وزیر انرژی آمریکا برنامه تعیین شده برای مذاکره با ایران را «برداشتن نخستین گام مهم» می خواند. یوشکا فیشر- وزیر خارجه سابق آلمان- نیز طی مقاله ای که در گاردین به چاپ رسانده، پیشنهاد مذاکره را «شاخه زیتون اوباما برای ایران» می نامد.
اگرچه کوتاه آمدن آمریکا در برابر مسئله هسته ای ایران و پیشنهاد مذاکره بدون پیش شرط و حتی فارغ از موضوع هسته ای کشورمان، یک پیروزی برای ما به حساب می آید اما باید مواظب باشیم در دام این کشور گرفتار نشویم.
آمریکا برای ما یک دشمن فعال است. اگر قرار بر مذاکره است، مذاکره با دشمن فعال باید در هوشیاری کامل صورت پذیرد و با توجه به استراتژی دشمن این مسئله را به گونه ای هدایت و کنترل کنیم که اسیر دام آن نشویم. یادمان باشد در دکترین انقلاب اسلامی، آمریکا هنوز یک «شیطان بزرگ» است.
حمید امیدی
 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات