بصیرت:همه ادیان- با در نظر داشتن جنبه وحیانی آنها- در فضای تردید، تحقیق، بحث و پرسش و پاسخ آزادانه شکل گرفته اند و این جریان سیال ابراز آرا درباره مقولات دینی، سال ها و بلکه سده ها پس از پایان رسالت پیامبر آن دین ادامه داشته است. متأسفانه بر اثر عوامل تاریخی و دینی، خواسته یا ناخواسته، این فضای سیال و مطبوع تعقل و خردورزی موثر و نتیجه بخش، تبدیل به فضایی منجمد شد که گرچه بحث و گفت وگوی دینی در آن ظاهراً جریان دارد و حتی یک ارزش دینی نیز محسوب می گردد، اما به غیر از موارد خاص و معدود، اثربخش نبوده و بیشتر در جهت تبیین و توجیه مباحثات دینی گذشتگان صورت می پذیرد. به عبارت دیگر، آنچه که امروز غالباً به عنوان معنویت مطرح است، معنویت اطلاعات است، در حالی که نوع مطلوب معنویت که در ادیان و گفتار پیامبران مورد نظر بوده است، معنویت خلاق است.
منظور از معنویت خلاق، معنویتی آگاهانه است که فرد با تحقیق و با تلاش خود به آن دست می یابد هر چند که ظاهر آن تفاوتی با گونه های دیگر نداشته باشد.
یک دلیل مطلوب بودن معنویت خلاق، کلام خداوند در کتب آسمانی از جمله تورات است. خداوند درباره آفرینش آدم می فرماید: او را به شکل معنوی خود- خدا- آفرید. از آنجا که خداوند خود مظهر خلاقیت و آفرینش است و انسان را نیز به شکل خود آفریده ، از او انتظار دارد که تا حد ممکن، خود را به صفات الهی نزدیک گرداند و مهم ترین صفت خداوند، خلاقیت او است. این انسان برای خلاق بودن نیازمند تردید و پرسش و پیشنهاد است.
داستانی در ادبیات فارسی تحت عنوان موسی و شبان ذکر شده که در آن، چوپانی ساده اندیش در خیال خود برای خداوند لباسی می دوزد و کفشی زیبا به پایش می کند. خداوند رضایت خود را از همین ذهن معنوی خلاق چوپان - هر چند ساده انگارانه و دور از واقعیت باشد- به موسی اعلام می کند.
متأسفانه امروز اغلب به اشتباه، نشان مذهبی بودن انسان را مطیع بودن او می دانند و معنویت اطاعت را ترجیح می دهند، نوعی از معنویت که مومنین همه یکرنگ، یک فکر و عموماً بدون پرسش هستند و اگر هم پرسشی می کنند، فقط در جهت اضافه شدن دانش است و نه تغییر روش و شرایط. این روند ظاهر گرایانه، گاه به وضعی منجرمی شود که ریاکاری به یک ارزش تبدیل می گردد، انسانی که مالامال است از دغدغه های دینی و ابهام های متعدد، تنها برای رضایت جمع و عالمان دین، تظاهر به اطاعت می کند و کاملاً از معنویت موردنظر خداوند دور می شود. از مشکلات آموزه های متداول دینی آن است که الگوهای معرفی شده دینی، چنان پاک و منزه و عاری از خطا نمایانده می شوند که ظاهراً موجوداتی استثنایی و مافوق روند عادی آفرینش هستند و همان مشکل همچنان برجای می ماند که الگوهایی آسمانی و نه زمینی به عامه معرفی می شوند.
نتیجه گیری
ما به عنوان انسان عصر پسامدرنیسم، به هر دینی که از ادیان ابراهیمی پایبند باشیم، چه بخواهیم چه نخواهیم، از یک فاصله تاریخی با زمان نزول کتب مقدس و حیات پیام آوران الهی، برخورداریم. مثلاً یک مسیحی امروزی 2007 سال و اندی و یک مسلمان معاصر 1428 سال و اندی از زمان حیات پیامبران خدا (صلوالله علیهم اجمعین) و نزول کتب مقدس فاصله زمانی دارد. اگر از ما سوال کنند که مبنای اعتقادتان به پیامبران و کتب گذشته چیست؟ آنها که از شما غایب شده اند؟ مهمترین مبنای مشروعیت و حجیت کتب مقدس ارائه «توجیه معرفتی» پیرامون «عالم غیب» یا «ماوراء الطبیعه» (متافیزیک) است.
کلید شناخت معنویت کتب مقدس، معرفت شناسی عالم غیب از دیدگاه آنها است. بنابراین استخراج نظام ماوراء الطبیعه کتب مقدس ادیان ابراهیمی، مهمترین گام در ارائه معنویت متعالی این ادیان است و پس از این استخراج، مقایسه این نظام ها، ضروری است که موضوع گفتمان ادیان قرار گیرند و هر نظامی که از مشخصات معنوی و به روزتر و جدیدتر برخوردار بود، تبعیت شود تا از این طریق بتوان زمینه ساز گفتمانی بسیار سازنده و مفید و نشاط بخش را فراهم کرد و نیازهای معنوی مخاطب عصر مدرن را نیز به خوبی پاسخگو بود.
نکته بسیار مهم در معرفت شناسی معنویت کتب مقدس ادیان الهی، توجه به آسیب شناسی معرفتی آن است. مهمترین مبنای آسیب شناختی معنویت کتب مقدس ادیان برای تحقق صحیح یک گفتمان سازنده، توجه به فرآیند شیطانی «دنیوی کردن مفهوم معرفت» در عصر حاضر است که ریشه یابی تاریخی این فرآیند، در امر آسیب شناسی معنویت، بسیار حیاتی است و خود تحقیقی مفصل می طلبد.
نویسنده:محمدعباسقلی پور