اشاره:دیدارهاى محمودعباس و ایهوداولمرت طى هفته هاى اخیر افزایش یافته است.رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین رویکرد و رفتارخود را در جهت تامین منافع کاخ سفید و صهیونیسم بین الملل تعریف نموده است.به نظر مى رسد که محمودعباس نیز قصد دارد همان اشتباهات عرفات را در مقیاسى گسترده تر تکرار کند.اشتباهاتى که براى وى سرانجامى جز شکست نخواهد داشت.
زمانى که “یاسر عرفات” آخرین روزهاى عمر خود را مى گذراند،سعى کرد واپسین پیامهاى خود به عنوان رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین را براى مردم این سرزمین و خصوصا اعضاى جنبش فتح مخابره نماید.عرفات هنگامى که از اقامتگاه خود عازم پاریس بود از کسانى که به بدرقه او آمده بودند خواست تا در مقابل رژیم اشغالگر قدس مقاومت کنند.این سخن را فردى بر زبان مى راند که خود در مقطعى فریب نیرنگ تل آویو و واشنگتن را خورده و در دام بلندپروازیهاى خود گرفتار شده بود.محمد الدحلان و محمود عباس که مترصد فرصتى جهت حضور در معادلات سیاسى فلسطین بودند،پس از مرگ عرفات با نشان دادن چهره هایى دلسوزانه و گمراه کننده از خود در راس تشکیلات خودگردان جاى گرفتند.در آن زمان بازتاب مرگ عرفات به گونه اى تحت پوشش رسانه هاى خبرى و تحلیلى جهان قرار گرقته بود که کمتر کسى نسبت به چرایى مرگ وى و دخالت ابومازن و دحلان در این خصوص آگاه شد.
ابومازن شخصى خائن به آرمانهاى فلسطین محسوب مى شود.وى نه تنها ازتجربیاتى تلخ مانند پیمان صلح اسلو عبرت نگرفته است،بلکه همواره در راستاى تامین منافع ایالات متحده آمریکا و رزیم اشغالگر قدس گام بر مى دارد.رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین پس از پیروزى دموکراتیک و غیر قابل انکار حماس در انتخابات فلسطین،از هیچ گونه اقدامى در راستاى تضعیف دولت مشروع اسماعیل هنیه فروگذار نکرد .وى و دیگر اعضاى فتح با پیروى از سیاستهاى ایهود اولمرت و شیمون پرز،سعى کردند تا حماس را به حاشیه برانند اما در این راستا شکست سختى خوردند.
محمود عباس و محمد الدحلان تصور مى کردند که در صورت شکست مقاومت اسلامى لبنان در جنگ 33 روزه،آنها فرصت مناسبى در جهت حذف حماس خواهند یافت.اما پیروزى حزب الله بر رژیم اشغالگر قدس از یک سو و پایدارى و استقامت حماس از سویى دیگر ،محمود عباس را در اهداف پلید خود ناکام گذاشت.همکارى رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین با سازمانهاى سیا و موساد سبب شده است تا وى به راحتى خواسته هاى ملت فلسطین را زیر پا گذاشته و تنها به فکر تامین نیازهاى واشنگتن و تل آویو باشد.
البته برخى از اعضاى گروه فتح نسبت به رویکرد نادرست و خائنانه ابومازن آگاه شده اند و مخالفت صریخ خود را با او و محمد الدحلان اعلام نموده اند.اما برخى دیگر از اعضاى فتح،گذشته فلسطین و جنایات صهیونیستها را به فراموشى سپرده اند و به سوى همراهى با رژیم اشغالگر قدس گام برداشته اند.مسلما ادامه این روند شکست دیگرى را در کارنامه سیاسى محمود عباس و حامیان وى در فتح رقم خواهد زد.
مقامات آمریکایى و اسرائیلى نسبت به ابومازن و گروه فتح نگاهى کاملا ابزارى دارند.دقیقا مانند همان نگاهى که به یاسر عرفات داشتند.اما رئیس تشکیلات خود گردان فلسطین حاضر به مرور گذشته سرزمین خود نیست.در دیدارهاى محمود عباس و اولمرت تنها بر تامین منافع آمریکا و اسرائیل تاکید مى شود و حقوق ملت فلسطین و مسئله بیت المقدس به فراموشى سپرده شده اند.مسئله بازگشت آوارگان به فلسطین نیز به دلیل بى کفایتى سیاسى محمود عباس و همراهانش در این گفتگوهاى ننگین مطرح نمى شود.باید اذعان نمود که رئیس کنونى تشکیلات خودگردان تبدیل به فردى خودکامه و خائن به آرمانهاى فلسطین شده است که توانایى اداره این سرزمین و حرکت بر اساس خواسته ها و نیازهاى مشروع ملت خود را ندارد.
نباید فراموش کرد که ابومازن از اکنون به عنوان یک بازنده بزرگ شناخته مى شود.وى در آینده اى نه چندان دور از سوى کاخ سفید و تل آویو کنار گذاشته خواهد شد و به سزاى خودباختگى خود خواهد رسید.
ابومازن با وجود اینکه از هیچ گونه خیانتى در تقابل با ملت فلسطین فروگذار نمى کند،از سوى مقامات آمریکایى به بى کفایتى متهم مى شود.این مسئله به راحتى از تحلیل اخیر روزنامه واشنگتن پست قابل استنباط است.در این راستا مقامهاى سیاسى و امنیتى آمریکا به روزنامه واشنگتن پست اعلام نموده اند که برآوردهاى اطلاعاتى مختلف نشان مىدهد که محمود عباس رهبر فتح و رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین که سیاستمداران آمریکایى امیدوارند بتواند روند صلح خاورمیانه را نجات دهد، از توان و قدرت سیاسى کافى براى رسیدن به این هدف برخوردار نیست!این در حالى است که کاخ سفید امیدوار است با از سرگیرى کمک مالى غرب و درآمدهاى مالیاتى توسط اسرائیل، محمود عباس که رهبرى حزب فتح را برعهده دارد، بتواند ناحیهاى باثبات در کرانه باخترى ایجاد کند و مذاکرات صلح با اسرائیل را از سر گیرد.
دولت آمریکا قصد دارد از نظر سیاسى دولت حماس در نوار غزه را همچنان منزوى نگاه دارد. محمود عباس نیز پس از آنکه نیروهاى فتح از غزه رانده شدند، دولت حماس را منحل کرد و دولت اضطرارى تشکیل داد. مقامات ارشد آمریکایى معتقدند از ماه گذشته که حماس کنترل نوار غزه را به دست گرفت، موضع محمود عباس حتى در کرانه باخترى نیز آسیب پذیر شده است.
مقامات اطلاعاتى آمریکا هشدار دادهاند که منزوى کردن حماس در غزه، ممکن است حتى باعث بهبود موضع آن در میان فلسطینیان گردد زیرا بسیارى از فلسطینیان، اسرائیل و خارجىها را مسئول مشکلات خود مىدانند. در میان فلسطینیان نیز عدهاى پیش از این محمود عباس را به خاطر طرفدارى از آمریکا و اسرائیل “همدست” و “دست نشانده” خواندهاند. یکى از مقامات آمریکایى که برخى از این برآوردهاى اطلاعاتى را مشاهده کرده است، اظهار داشته است که ابومازن با چالشهاى چشمگیرى مواجه است. او باید مانع از افزایش حمایتها از حماس شود، شهرت دولت خود به خاطر فساد را تغییر داده و نشان دهد که مىتواند در کرانه باخترى امنیت و فرصتهاى اقتصادى بهترى را به فلسطینیان ارائه کند زیرا حماس نیز به شدت اقدامات موازى را انجام مى دهد تا نشان دهد که مىتواند مدافع منافع مردم فلسطین باشد. در صورت شکست خوردن عباس و موفقیت حماس، مفهوم آن براى عباس و حامیان خارجى او بسیار مشکل ساز خواهد بود. سازمانهاى اطلاعاتى آمریکا همچنین هشدار دادهاند که محمود عباس در عمل کردن به وعدههاى چند ماه قبل خود مبنى بر پاکسازى و بازسازى حزب فتح با استفاده از نسل جوان ترى از سیاستمداران با مشکلات زیادى مواجه خواهد بود و بسیار بعید است که او بزودى بتواند چنین اصلاحاتى را انجام دهد.
همان گونه که از شواهد و مستندات موجود بر مى آید،محمود عباس علاوه بر اینکه به ملت فلسطین و آرمانهاى این سرزمین خیانت کرده است،در تامین خواسته هاى آمریکا و رژیم اشغالگر قدس نیز ناتوان بوده است.
به گونه اى که از وى به عنوان شخصى شکست خورده در برابر حماس یاد مى شود.به راستى رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین به دنبال چیست؟او در مقایسه با شیخ احمد یاسین و حتى باسرعرفات،از مقبولیت کمترى در میان فلسطینیان برخوردار است.پس از انحلال دولت مردمى اسماعیل هنیه و جایگزینى دولت بى اراده و خودفروخته سلام فیاض،ابومازن به عنوان فردى سازشکار و ناتوان شناخته شده است.به نظر مى رسد که ابومازن به بن بست رسیده است.بن بستى که راه فرار یا بازگشتى ندارد.واشنگتن و تل آویو بسیارى از توافقات خود در خصوص فلسطین را بدون حضور یا اطلاع ابومازن انجام مى دهند.این در حالى است که رئیس تشکیلات خودگردان تاکنون به جز تعظیم خفت بار در برابر خواسته هاى صهیونیسم بین الملل اقدامى انجام نداده است.اظهارات محمودعباس پس از دیدار با بوش در نوع خود جالب توجه است:
“بوش رئیسجمهور و کاندولیزا رایس وزیر خارجه آمریکا به من(محمود عباس) قول دادهاند تا براى حصول یک توافقنامه صلح نهایى ظرف یک سال با جدیت تلاش کنند.»
آمریکایىها مصمم هستند تا طرفین را براى دستیابى به یک توافقنامه صلح در زمان باقیمانده از مدت ریاست جمهورى بوش ترغیب کنند. من خودم این مطلب را با گوشهاى خودم از رئیسجمهور آمریکا و رایس شنیدم!ما امیدواریم صلح جامعى با اسرائیلىها ظرف یک سال یا حتى کمتر حاصل شود.
سخنان اخیر محمود عباس در خصوص “صلح پایدار با اسرائیل” نشان دهنده اوج بى اطلاعى رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین از مسائلى است که در اطراف وى مى گذرد. ماهیت صهیونیسم بین الملل به گونه اى است که هیچ گونه صلح پایدارى را نمى پذیرد.خشونت و اشغالگرى در ذات صهیونیسم بین الملل نهفته است.حقیقت مسلمى که در تاریخ اشغال فلسطین بارها اثبات شده است.از سوى دیگر،کاخ سفید نیز هدفى به جز افزایش قدرت خود در خاورمیانه ندارد.از این رو نه تنها گامى در جهت استیفاى حقوق فلسطینیان بر نخواهد داشت،بلکه در جهت وخامت بیشتر اوضاع آنها تلاش خواهد کرد.بسیارى از جنایات وحشیانه و ضدبشرى صهیونیستها در فلسطین،با حمایت علنى و چراغ سبز واشنگتن صورت مى گیرد.بسیار مضحکانه است که محمود عباس و طرفداران وى از افرادى خونریز و جنگ طلب مانند جرج بوش و تونى بلر مى خواهند که صلح را در منطقه برقرار نمایند.
در حالى که رئیس جمهور کنونى ایالات متحده آمریکا و نخست وزیر سابق انگلستان باید به علت ارتکاب جنایات جنگى در عراق و افغانستان تحت محاکمه قرار گیرند و از آنها به عنوان افرادى منفور و متوحش یاد مى شود،رئیس ناکارآمد و خود فروخته تشکیلات خودگردان فلسطین دست دوستى را به سوى آنها و ایهوداولمرت دراز نموده است.البته مسلم است که با شکست کامل حامیان کنونى محمود عباس در خاورمیانه و نظام بین الملل،وى نیز به انزوا رانده خواهد شد.البته اگر تا آن زمان از معادلات حذف نشود.تل آویو و واشنگتن پس از پایان تاریخ مصرف مهره هاى بى اراده خود در خاورمیانه و سرتاسر جهان،آنها را به بدترین نحو ممکن کنار خواهند گذاشت.این قاعده در خصوص محمود عباس نیز صدق خواهد کرد.
ابومازن به صورت علنى در مقابل ملت فلسطین قرار گرفته و حتى جهت سرکوب نظامى آنها از تل آویو کمک مالى و تسلیحانى در یافت نموده است.رژیم اشغالگر قدس صراحتا انتقال یکهزار قبضه سلاح به نیروهاى امنیتى دولت منتصب ابومازن در کرانه باخترى را مورد تائید قرار داده است. این بیشترین سلاحى بوده که رژیم اسرائیل در طى چند سال اخیر به دولت فلسطین تحویل داده است. صدها قبضه سلاح نیز در اوائل سال 2007 میلادى به نیروهاى فتح ارائه شده است.رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین با ایستادگى در برابر حماس نشان داده است که براى آزادى راى و عقیده فلسطینیان ارزشى قائل نیست.مسلما شخصى که به سازمان سیا و موساد وابسته است نمى تواند درراس معادلات سیاسى فلسطین قرار گیرد.ابومازن،فوادسینیوره وحسنى مبارک در ریخته شدن خون هزاران انسان بیگناه مسئول هستند.این افراد که منافع خود را در مجراى همراهى با آمریکا و اسرائیل جستجو مى کنند،در آینده اى نزدیک از سوى ملتها و دولتهاى آگاه خاورمیانه مورد بازخواستى شدید قرار خواهند گرفت.البته اگر سرنوشتى مانند صدام حسین در انتظار آنها نباشد.