صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۸ شهريور ۱۳۸۸ - ۱۰:۱۹  ، 
کد خبر : ۱۱۴۰۷۴

جنگ یازدهم


10 جنگ در کمتر از 60 سال شوخی نیست. خاورمیانه اسلامی پس از جنگ جهانی دوم، 10 جنگ را به جان خرید که پایه گذاران اصلی آن، مثلث صهیونیسم بین الملل، آمریکا و انگلیس بودند و این علاوه بر انواع بحران ها و درگیری های کوچک تری بود که در این منطقه اسلامی رخ داد. سال 1948 آغاز اشغال فلسطین، و پس از آن جنگ های 1956، 1967، 1973، 1981 (حمله صدام تحریک شده به ایران انقلابی)، 1982 (حمله صهیونیست ها به لبنان)، 2001 (اشغال افغانستان)، 2003 (اشغال عراق)، 2005 (جنگ 33 روزه لبنان) و 2008 (جنگ 22 روزه غزه). 7 جنگ از این ده جنگ در مرزهای فلسطین و 3 جنگ از آنها در مرزهای ایران انقلابی رخ داد. به طور متوسط در هر 6 سال یکبار بخشی از امت اسلامی در خاورمیانه مورد تعدی و تهاجم مثلث استکبار که در قلب منطقه اردو زده بود، قرار گرفت. این تهاجم ها در دهه اخیر شدت یافت به نحوی که از سال 2001 تا 2008 یعنی در کمتر از 8 سال، چهار جنگ به امت اسلام از سوی مثلث استکبار تحمیل شد، 2 جنگ در مرزهای شرقی و غربی ایران و 2 جنگ در شمال و جنوب فلسطین اشغالی (لبنان وغزه).
پیچیده نیست تحلیل این وضعیت. یعنی اینکه هر چه جلوتر آمدیم، آن مثلث شوم، ناامنی و جنایت و خونریزی را در منطقه وسعت داد. ظاهر ماجرا قدرت نمایی بود و باطن آن، هراس مستکبران را فریاد می کرد. فراعنه روزگار، آشکارا چنگ و دندان نشان می دادند و خون می ریختند. و نه خون بریزند، که نسل کشی می کردند از فلسطین و لبنان تا عراق و افغانستان. 10 جنگ «سخت» به ملت های مظلوم منطقه تحمیل شد تا با حملات گازانبری، از یک سو ام القرای جهان اسلام (ایران) و از سوی دیگر آرمان و قبله گاه اول مسلمین (فلسطین و قدس) را با هم قیچی کند. دشمن به ویژه در نیمه دوم 60 ساله پس از 1948، مدام در این دو حوزه استراتژیک در تردد و تقلا شد تا مگر جنبش و بیداری اسلامی را نابود کند و ابا نداشت که دراین راه تمام ژست های دموکراتیک و حقوق بشری و انسانی را به کناری افکند و قداره کشی کند. اما این 2 سی سال هرگز مثل هم نبودند. در آن 30 ساله اول، هر چه پیروزی بود، به کام دشمن صهیونیستی بود و در این 30 ساله دوم، هر چند که امت اسلام باز هم مظلوم واقع شده بودند، پیروزی از آنها شد و هزیمت از آن جبهه استکبار. جهت حرکت تاریخ از اساس دگرگون شده بود.
جنگ های دوره دوم با تحریک صدام عفلقی برای حمله به ام القرای بیداری اسلامی آغاز شد. او باید با حمایت آمریکا و انگلیس و فرانسه و آلمان و شوروی و جبهه اعراب مرتجع و... نورخدایی را در ایران خاموش کند اما این شعله آتشی شد بر جان خود صدام و ملت ایران را روئین تن کرد. در واقع خاورمیانه جدید نه با طراحی عقیم دولت نومحافظه کار بوش که با پیروزی ملت ایران در جنگ تحمیلی 8 ساله صورت بندی واقعی خود را پیدا کرد. مثلث استکبار پس از آن مدام در حد فاصل مرزهای ایران و فلسطین در تردد بود تا کجا رخنه و پاشنه آشیلی بیابد و از آنجا ضربات زنجیره ای را آغاز کند.
مکرالهی و مکر فراعنه معاصر در مواجه با هم قرار گرفته بود. فراعنه جدید از یک سو در جنگ های سخت قتل عام می کردند و از دیگر سو با توسل به جنگ نرم، به سیاست تجزیه و تفرقه می پرداختند. اسلام هراسی، ایران هراسی، شیعه هراسی. اینها پروژه هایی بود که مکرراً و با بودجه های کلان بارها به اجرا گذاشته شد تا به شیوه فرعونی، مستضعفان منطقه را فرقه فرقه و گروه گروه کند و مقدمه به بند کشیدن دوباره ملت ها را فراهم آورد.
مگر فرعون در کنار کشتار وسیع چه می کرد؟ «فرعون روی زمین گردن کشی و استکبار ورزید و مردمان را گروه گروه و حزب حزب قرار داد. طایفه ای از آنها را به ضعف کشاند، پسرانشان را کشت و زنان آنها را زنده نگاه داشت. او از مفسدان بود» (آیه 4 سوره قصص). اما خداوند اراده دیگری داشت و آن اراده را معارضی نمی توانست باشد. «و نرید أن نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمه ً و نجعلهم الوارثین... و به فرعون و هامان و لشکریانش همان را که پیوسته از آن در هراس و حذر بودند، نشان دهیم» (آیات 5 و 6 سوره قصص). راست گفت خداوند بلندمرتبه و بزرگ. ما به چشم خویش، طلیعه اراده قاهر او را در همین خاورمیانه اسلامی دیدیم.
اکنون جنگ یازدهم آغاز شده است. وقتی در جنگ 33 روزه لبنان، خار حزب الله در چشم رژیم صهیونیستی و مثلث استکبار رفت و پس از آن که غزه کوچک اما عزیز در جنگ 22 روز به لقمه ای گلوگیر- آزاردهنده تر از استخوان- تبدیل شد و به شکست های فضاحت بار در افغانستان و عراق علاوه شد، سرویس های جاسوسی موساد، سیا و اینتلیجنس سرویس و اتاق جنگ های ناتوی فرهنگی را به ارزیابی و تامل واداشت. 4 شکست بزرگ و خوارکننده در آغاز قرن جدید میلادی؟! با این روند دیر نیست که اسرائیل فروپاشد و حتی زمزمه انقلاب اسلامی در اروپا سر زبان ها بیفتد. آنچه ماحصل هفته ها ماه ها بررسی در سرویس های اطلاعاتی و اتاق های فکر بود، طراحی جنگ یازدهم با ابعادی پیچیده بود. پروژه ای که اگر چه در پایان خود می توانست جنگ سخت را هم در پی داشته باشد اما فاز اصلی آن همان جنگ نرم بود، نوعی جنگ سمی و بی صدا، مسموم سازی فکر ها و فلج کردن اراده ها، شکاف انداختن در ام القرا و چند پاره و پراکنده کردن جبهه مقاومت اسلامی در ایران، درونی و بومی کردن تنش. یا پروژه در حد اعلا به نتیجه می رسید و ایران از درون فرو می ریخت که آغاز دومینوی شکست امت اسلامی بود، یا این که حداقل نتایج را به دست می داد و کانون فرماندهی جبهه بزرگ اسلامی را چنان به خود مشغول می داشت که مثلت استکبار بتواند طومار عراق و افغانستان و لبنان و فلسطین و سوریه و... را یکجا در هم بپیچد و در چالش هسته ای هم ایران را از موضع ضعف پای میز مذاکره بنشاند. فاز جدید جنگ یازدهم - جنگ نرم- در اثنای انتخابات ریاست جمهوری ایران کلید خورد و آن ماجرای غریبی که رخ داد. خیابانی و تشنج آلود کردن بازی قانونمند دموکراسی، القای تقلب، اعتبار زدایی از انتخابات، اعتماد زدایی از ملت، مشروعیت زدایی از نظام، ترورهای پیچیده و مشکوک از خیابان های تهران تا مرزهای کردستان و سیستان و بلوچستان، صحنه سازی و تصویرپردازی های هنری- اطلاعاتی! از آشوب ها و جنایت ها، دستکاری نقاط ضعف برخی چهره ها و احزاب سیاسی براساس مدل کثیف و صهیونیستی «تئوری بازی» و هل دادن آنها به سمت رفتارهای انتحاری و برگشت ناپذیر و... سرانجام ، سرمایه گذاری چند هفته ای برای روز 18 سپتامبر 2009، یعنی همین دیروز، 27 شهریور 1388، آخرین جمعه ماه مبارک رمضان، روز جهانی قدس.
آنها که عرصه رسانه ها و اینترنت و ماهواره را در هفته های اخیر رصد کرده اند تایید می کنند که دشمن در این اردوکشی برای جنگ یازدهم چیزی کم نگذاشته بود. قرار بود از دل راهپیمایی روز جهانی قدس، فاز دوم کودتای شکست خورده مخملین بجوشد. قرار بود صهیونیست های زخمی و متحدان خبیث آنها در آمریکا و انگلیس، آرمان فلسطین و آرمان «حاکمیت اسلام» را در خیابان های تهران سر ببرند. این فراخوان و قشون کشی بی سابقه بود. دوربین ها را کاشته و به سمت ام القرای جهان اسلام نشانه رفته بودند. چه غرش ها که نکردند. فرعون ها ملت ایران را دسته دسته و فرقه فرقه می خواستند. «تفرقه بینداز و نابود کن»، مصوبه انگلیسی و آمریکایی که به تایید اسرائیلی ها هم رسیده بود. خیز برداشتند. هیاهو کردند و... اما نیمروز جمعه- روزی از روزهای بزرگ خدا- در حالی که آسمان خدا، دانه های رحمت باران را به نرمی بر تن و جان ملتی بزرگ ارزانی می داشت- ناگهان میلیون ها انسان عزیز و شرافتمند در همین خیابان های پایتخت سیل راه انداختند و خاشاک ادعاهای ماشین جنگ نرم دشمن را از میان روبیدند. دیروز یکی از کم نظیرترین راهپیمایی های روز قدس - وشاید بی نظیرترین آنها- در تهران نقش بست. حماقت دشمن کار خود را کرده بود. اگر هم قبلا کسانی فکر می کردند راهپیمایی روز قدس واجب کفایی! است- و حالا که الحمدلله ملت در آن شرکت می کنند پس ما هم در آن حاضر نشویم، طوری نمی شود- با فکر احمقانه دشمن دریافتند که حضور در این رزم و رزمایش بزرگ، واجب عینی است. دیروز همان ملتی که رکورد 40 میلیونی را در انتخابات 22 خرداد زده بود، نصابی تازه برای راهپیمایی روز قدس برجای گذاشت. دیروز برای دومین بار در طول سه ماه، رفراندوم پرشکوه جمهوری اسلامی برگزار شد و عیار حقیقی ملت ایران را نشان داد. این چند ده میلیون مردم خروشان کجا و آن چند هزار غافل کجا؟! بگو!به دشمنان ملت ایران بگو! بگو «موتوا بغیظکم. از این خشم و غضب رو به انفجارتان بمیرید.»
جنگ البته باقی است، تا ستم و استکبار و استضعاف باقی است. تا دشمن هست، جنگ هست و تا جنگ هست، ملت ما هم هست.اما هرگز لطف و رحمت و هدایت ویژه الهی را در این میان فراموش نخواهیم کرد.لطف وهدایتی که در این 30 ساله همراه ملت ایران بودو مکر دشمنان را به خود آنان بازگرداند. در این آخرین روزهای ماه مبارک، با فروتنی و تضرع تمام، جبهه سپاس در برابر عزیز مقتدر بر زمین می ساییم، از او که جوشن شکست ناپذیری را در این 30 ساله بر تن ملت ایران کرد با بلیغ ترین شکرها، سپاسگزاری می کنیم و از زبان امام موسی کاظم(علیه آلاف التحیه والثنا) عرض می کنیم:
«الهی چه بسیار دشمنی که شمشیر عداوت بر من کشید و خنجر و نیزه و سنان دشمنی از خشم و کینه تیزکرد و سم های کشنده برای قتل من آماده ساخت و تیرهایی را که به دقت به هدف می خورد به سوی من روانه کرد و چشم مراقبتش از من نخفت و در دل آرزو پروراند که مرا رنج و عذاب دهد و جرعه مرگ را به من بچشاند. پس تو به نیروی خویش مرا تأیید کردی و به یاری خود پشت مرا محکم ساختی و پس ازآن همه تدارک و تجهیز دشمن، تندی تیغ او را به روی من کند کردی و خوارش ساختی و مرا به شرف و بزرگواری بر او برتری دادی و هر چه اساس مکر و حیله اش را بر من محکم کرد، متوجه خود او ساختی و به سویش بازگرداندی. آتش غضب او فرو ننشست و شعله کینه او خاموش نشد در حالی که از شدت خشم، انگشت به دندان می گزید. پس سپاس تو را ای پروردگار مقتدری که مغلوب نشود و ای بردباری که شتاب نورزد. صل علی محمد و آل محمد و اجعلنی لنعمائک من الشاکرین و لآلائک من الذاکرین. خداوندا مرا از شکرگزاران و یادکنندگان نعمت های خودت قرار ده.» (دعای جوشن صغیر).
محمد ایمانی
 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات