صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۳۰ شهريور ۱۳۸۸ - ۱۱:۲۱  ، 
کد خبر : ۱۱۴۴۵۸
سردار میرفیصل باقرزاده در گفتگوی اختصاصی با صبح صادق

فرهنگ عامه نیازمند فرهنگ دفاع مقدس است

رحیم محمدی مقدمه: در هفته دفاع مقدس فرصتی فراهم شد تا به بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس جایی که سردار میرفیصل باقرزاده به گفته خودش بعد از مهندس مهدی چمران و سردار علیرضا افشار، ریاست آن را عهده دار شده است. طبق هماهنگی های قبلی مقرر شد برای این گفت وگو برخی محورهای مصاحبه را برای سردار ارسال کنیم. سوالات ارسال شد، در روز مصاحبه سردار باقرزاده به گفته خودش ابتدا سوالات ما را از نظر روانشناسی بررسی کرد و یک به یک سوالات را نقد کرد. برخی سوالات را می گفت:« جواب در دل سوالات وجود دارد.»، «نسبت به یکدیگر همپوشانی دارند.» ، «نشان دهنده دغدغه و دلسوزی خبرنگار نسبت به موازین دفاع مقدس است.» ، «دنبال مقصر می گردد تا یکی را دراز کند»،« نگاه مثبتی وجود دارد.» ، «پیش داوری کرده» و ... به هر حال این هم یک نوع پاسخ گویی به سوالات خبرنگار است. هر چند سوالات زیادی از رئیس بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس داشتیم ولی به دلیل ضیق وقت نتوانستیم همه آنها را مطرح کنیم. سردار هم به تفصیل جواب سوالات مطرح شده را دادند. اگر چه این مقدمه قدری طولانی شد ولی احساس کردیم باید درباره چند و چون انجام این مصاحبه مطالبی عنوان می شد. به هر ترتیب آنچه در ادامه می آید حاصل گفت وگوی اختصاصی ما با سردار سرتیپ پاسدار میرفیصل باقرزاده، رئیس بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس است.

* بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس چگونه شکل گرفت؟ محور فعالیت ها شامل چه مواردی می شود؟
** در زمان دفاع مقدس، ستادی به نام پشتیبانی جنگ داشتیم که بعدها شورای عالی پشتیبانی جنگ در رأس آن با مسئولیت رئیس جمهور و اعضایی مانند نخست وزیر، بعضی از مسئولان و فرماندهان تشکیل شد. به نحوی که این شورا حتی نقش قانون گذاری را نیز در پاره ای موارد ایفا می کرد. یعنی می توانستند در راستای پشتیبانی از جنگ، الزامات و ضوابطی را ایجاد کنند.
از سوی دیگر ستادی هم به نام تبلیغات جبهه و جنگ فعالیت می کرد که در آن زمان بنابر نیازها و ضرورت های موجود در عرصه خبر و تبلیغات، اقداماتی انجام می داد. در واقع چون یکی از نیازهای جنگ، عملیات روانی بود به همین علت ایجاب می کرد ستادی در موضوع عملیاتی روانی و به دنبال آن هماهنگی در ارسال یا جلوگیری از اخبار تضعیف کننده، تشکیل شود. از این رو ستاد تبلیغات جبهه و جنگ با مسئویت دکتر کمال خرازی در محل فعلی پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس این بنیاد تأسیس شد. اما با پایان یافتن جنگ به خودی خود دیگر نیازی به این ستاد نبود.
بدین ترتیب در اواخر سال 1369 به فرمان مقام معظم رهبری و با آینده نگری ایشان، بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس تشکیل شد. با تشکیل این بنیاد مسئولیت آن برعهده مهندس مهدی چمران گذاشته شد و ایشان به عنوان اولین رئیس بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس کار خود را در مناطق عملیاتی جنوب و غرب شروع کردند و کارهایی را براساس تدابیر اتخاذ شده مانند حفظ نقاطی از مناطق عملیاتی و انجام فعالیت های مهندسی امور یادمان ها و... در دستور کار قرار داد و کارهای خوبی نیز صورت پذیرفت، البته در کنار این اقدامات ، عرصه ادبیات و هنر را هم به مجموعه وظایف و فعالیت بنیاد اضافه کردند.
پس از اتمام دوران خدمتی مهندس چمران، سردار علیرضا افشار به عنوان دومین رئیس بنیاد، عهده دار مسئولیت شدند که با آمدن ایشان، تبلیغات شکل گسترده تری به خود گرفت و با این اقدام مناسبت های دفاع مقدس برجسته تر شد. علاوه بر این در عرصه تحقیقات و هنر هم کارهای خوبی صورت گرفت. از آنجایی که بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس بر روی بقایای ستاد تبلیغات جبهه و جنگ سابق بنا شد، این موضوع مقداری در نوع نگاه کارکنان بنیاد به مقوله دفاع مقدس تأثیرگذار شد. یعنی همان نگاه تبلیغی را ادامه دادند در حالی که نیاز و ضرورت به اولویت بودن اقدامات تحیقیقی و پژوهشی بود. به همین جهت نگاهی که بعد از قبول مسئولیت از سوی بنده به عنوان سومین رئیس بنیاد در این مجموعه حاکم شد، تمرکز بر روی فعالیت های تحقیقی به عنوان منابع زایشی است.
* تا چه میزان بین ساختار و سازمان ایجاد شده در بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس و مأموریت های پیش بینی شده برای آن، تناسب وجود دارد؟
** این بنیاد سیاست ها و وظایف کلی همچون سیاست گذاری ، هدایت عمومی، هماهنگی عملی ، نظارت و حمایت را برعهده دارد. در واقع این موارد وظایفی است که برعهده ستاد کل نیروهای مسلح گذاشته شده است. البته در وظایف ستاد کل حمایت پیش بینی نشده ولی در وظایف بنیاد که تابع ستاد کل است، لحاظ شده است.
بنیاد هیئت امنایی هم دارد که اعضای آن شامل فرمانده نیروی مقاومت بسیج، معاون هماهنگ کننده ستاد کل سپاه، وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح، رئیس سازمان صدا و سیما، بنیاد شهید و امورایثارگران ، رئیس دفتر عقیدتی- سیاسی فرماندهی کل قوا، فرماندهان ارتش و نیروی انتظامی هستند.
بنابراین با توجه به وظایف و سیاست های مورد اشاره ساختار سازمان بنیاد برای مأموریت های ستادی کفایت می کند. یعنی اگر همین سازمان بخواهد صرفاً کارهای ستادی را انجام دهد، ساختار فعلی با نوع مأموریت ها متناسب است، اما اگر بخواهیم به خاطر دلسوزی در بخش هدایتی، ورود پیدا کنیم. ساختار سازمان با نوع مأموریت های این بخش تناسب ندارد. البته ورود به این حوزه به دلیل بر زمین ماندن برخی کارها بوده لذا مجبور شده ایم در این حوزه بعضاً ورود پیدا کنیم. در واقع بنیاد باید با معرفی شاخص ها، ارائه طریق کند تا دیگران ادامه دهنده باشند. ولی چون بنیاد به برخی حوزه های اجرایی به دلیلی که ذکر شد وارد شده، بعضاً مساجد، محلات، روستاها، دانشگاه ها، مدارس، کارخانجات و غیره هم توقع دارند و می خواهند برای آنها نمایشگاه احداث کرده و کتاب منتشر کنیم و یا ... در حالی که تصور انجام تمام کارهای اجرایی دفاع مقدس توسط بنیاد، تصور و توقعی کاملاً اشتباه است. افرادی که توقع دارند بنیاد همه کارهای ریز و درشت مرتبط با دفاع مقدس را انجام دهد، باید بدانند ما عهده دار وظیفه کلی مانند ساخت موزه جنگ یا جمع آوری اسناد و مدارک صوتی، تصویری و مکتوب دفاع مقدس در مجموعه ای به نام مرکز اسناد دفاع مقدس و قرار دادن آنها در اختیار علاقه مندان هستیم. البته در این مقوله ها هم بنیاد به تنهایی کاری نمی تواند انجام دهد. یعنی اگر همکاری سایر دستگاه ها نباشد، در چنین فعالیت هایی کار با دشواری فراوانی پیش می رود.
* با توجه به اینکه دستگاه های متعددی در بحث مرتبط با دفاع مقدس فعالیت می کنند، چه اقداماتی برای نظارت بر حسن انجام کار و جلوگیری از موازی کاری انجام می دهید؟
** برای جلوگیری از موازی کاری همانگونه که در شرح وظایف این بنیاد ذکر شده اعمال نظارت بر کلیه اقدامات مرتبط با دفاع مقدس در نهادها و دستگاه های کشوری و لشکری است.
با این حال وقتی در مبحث مربوط به نظارت دقیق می شویم، می بینیم ساز و کارها نتوانسته برفعالیت های مورد اشاره احاطه پیدا کند. زیرا این برمی گردد به مشکلات نظارتی و فرهنگ متأثر از آن که در جامعه وجود دارد. چون فرهنگ نظارت پذیری در جامعه ما به قدر کفایت رشد نکرده است و علت این امر تصوری است که جامعه از نظارت دارد یعنی مردم تصور می کنند نظارت ، مچ گیری، محدود کردن و یا ایجاد مانع در روند اجرایی فعالیت هایشان است. در صورتی که نظارت برای کشف محاسن، معایب و نواقص توأم با یکدیگر است.
با این اوصاف یکی از اقدامات انجام شده در بحث نظارت، ممیزی کتب دفاع مقدس است. چرا که در مواردی دیده شده کتابی توسط نیرویی چاپ شده که در آن نقش سایر نیروها کم رنگ جلوه داده شده است.
انتشار چنین کتاب هایی باعث شده حتی مقام معظم رهبری هم تاکید کرده اند اقدامات این چنینی کنترل شود. بنابر این با هماهنگی وزارت ارشاد مقرر شد کتاب های تحقیقی و پژوهشی حتماً از لحاظ انطباق با حقایق تاریخی و رعایت انصاف و عدالت در بیان مطالب توسط پژوهشگاه و علوم و معارف دفاع مقدس کنترل و نظارت شود. در این رابطه سال گذشته نزدیک به 100 عنوان کتاب را پژوهشگاه کنترل کرده است و امسال هم این روند ادامه دارد.
از سوی دیگر برای جلوگیری از موازی کاری، اخیراً انجام بخشی از کارهای اجرایی که بنیاد انجام می داد را به سازمان حفظ آثار و ارزشهای دفاع مقدس و بسیج واگذار کرده ایم. که بخشی از 48 وظیفه واگذاری، مربوط به نگهداری و بهره برداری از یادمان های دفاع مقدس است.
درخصوص برگزاری بخشی از مناسبت ها و کنگره ها و یادواره ها به جهت اینکه باید مورد بازسازی قرار دهیم لاجرم بنیاد ورود پیدا می کند تا با افق بیشتری موضوع را دنبال کند.
در مورد تشکل های غیر دولتی هم اخیراً با وزارت ارشاد به توافق رسیدیم قبل از فعالیت این تشکل ها اخذ مجوز لازم و ضروری باشد. از سوی دیگر به جهت اینکه محدودیتی هم برای آنها قایل نشویم مقرر شد در حین فعالیت هم مانعی برای آنها ایجاد نکنیم یعنی اگر تشکلی در حال فعالیت بود نظارت برآن به گونه ای باشد که به سمت اخذ مجوز سوق پیدا کنند.
موضوع دیگری که می توان به آن اشاره کرد این است که اگر سازمانی نقصان دارد باید به آن تذکر دهیم. هر چند فعلاً در حد توصیه می توانیم تذکر داشته باشیم. اما با این حال توصیه می تواند نسبت به عملکرد شهرداری تا صدا و سیما باشد.
* به فعالیت های صدا و سیما اشاره کردید، آیا برنامه هایی که در قالب آثار متعدد تلویزیون از سیما پخش می شود، تا چه حد می تواند در فرهنگ سازی دفاع مقدس موثر باشد؟
** اجازه بدهید قضاوت در مورد آثار مرتبط با دفاع مقدس که از صدا و سیما پخش می شود را از زاویه دیگری بررسی کنیم.
در صدا و سیما به تعداد نفوس نظریه وجود دارد و هر یک نیز از نظرات متفاوتی برخوردارند و این امری طبیعی است ولی در عین حال اصول ثابت و مشترکی در صدا و سیما وجود دارد که نمی توان از آن تخطی کرد. به عبارت دیگر بیان اقتدار و مظلومیت ایران در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران بخشی از این اصول است.در این راستا حرکت صدا و سیما را رو به رشد می بینیم و معتقدم صدا و سیما دارد هدفمند و جریانی با موضوعات مرتبط، برخورد می کند . یعنی خود را محصور در مناسبت ها نکرده است.
از سوی دیگر از اینکه بعضی کارها توسط بخش خصوصی به صدا و سیما تحمیل می شود، مخالفم. به عبارت ساده تر، صدا وسیما برای مباحث دفاع مقدس باید از بودجه ملی اش هزینه کند و نباید همه کارها را به بخش خصوصی پیوند بزند. زیرا برخی افراد در بخش خصوصی منافعی دارند که برای تقویت این منافع نیروهای مسلح را به سمت آنها سوق
می دهند تا ابتدا توسط آنها تهیه و تولید شده و سپس در سیما پخش شود. در واقع برنامه هایی را حمایت می کنند که حتماً از بخش خصوصی متأثر ازسازمان صدا و سیما تولید شده باشد. از این حیث سازمان صدا و سیما باید در تولید، خودش میدان دار باشد و بخش خصوصی هم اگر کاری کرد حساب آن از سازمان صدا و سیما جدا باشد.
* در طول مدت فعالیت و شکل گیری بنیاد، چه گام هایی در جهت حفظ و نشر ارزش های دفاع مقدس برداشته شده است؟
** فعالیت ها در دوعرصه عملی و نظری دنبال می شود که در عرصه نظری به مجموعه موضوعات لازم برای ثبت و ضبط در حافظه تاریخی ملت اهتمام و توجه داریم. در این خصوص یکی از اقداماتی که دنبال می شود، تکمیل بانک اسناد و آرشیو دفاع مقدس است. همچنین در تلاش هستیم با ورود به عرصه های عملی و دانشگاهی و حتی آموزش و پرورش مباحث تاریخی و تحقیقی دفاع مقدس را به جریان بیندازیم. تا نسل کنونی و آینده با حوادث و رویدادهای آن دوران آشنایی کامل پیدا کنند. حداقل اثر و نتیجه این اقدام، ایجاد عطش در میان آنها است.
در حوزه نظری تلاش می کنیم برخی قوانین حاکم بر رفتار رزمندگان و فرماندهان را دسته بندی کنیم تا قوانین حاکم بر آنها را کشف و معرفی کنیم.
در حوزه عملی دو رویکرد نفوذ فرهنگی و عملیات روانی را دنبال می کنیم. نفوذ فرهنگی به این معنا که فرهنگ دفاع مقدس ، فرهنگ ما در زمان جنگ بود، پس باید به تدریج در جامعه نفوذ پیدا کند. بعد از ممزوج شدن با فرهنگ عامه، برآن غلبه کند. در صورت تحقق این امر فرهنگ جامعه ، متأثر از فرهنگ دفاع مقدس، عاشورا و بسیج می شود.
بنابراین اگر کاروان های راهیان نور را اعزام می کنیم، کتاب منتشر می کنیم، تئاتر و فیلمی نمایش داده می شود همه برای رسیدن به موضوع و هدف یاد شده است.
از سوی دیگر وقتی این فرهنگ گسترش یافت و تبدیل به فرهنگی عامه شد آن وقت در مسایل سیاسی دیگر به این شکل حاضر تنش نخواهیم داشت.
این نقطه اوج و کمال است که تحقق آن نیازمند تلاشی همه جانبه و سنگین و مستلزم تشریک مساعی و یاری تمام اشخاص و دستگاه ها است.
رویکرد دوم در این حوزه رویکرد عملیات روانی به آن معنا که مناسبت های دفاع مقدس، دستمایه ای برای مقابله با عملیات روانی دشمن باشد. با استفاده از مناسبت های دفاع مقدس به دشمنان مان می تازیم و با طرح مطالبات به حق ملت مان آنها را به استیصال می کشیم.
* درخصوص فعال کردن مرکز اسناد و آرشیو دفاع مقدس چه اقداماتی صورت گرفته است؟
** این مرکز به لحاظ کمی و کیفی متأثر از چگونگی شکل گیری بنیاد است. یعنی همانگونه که اشاره شد چون بنیاد بر بقایای ستاد تبلیغات جنگ بنا شده است، مرکز اسناد هم متأثر از فضای ستاد تبلیغات جنگ بوده و اسناد فعلی آن بیشتر تبلیغی است تا اسناد عملیاتی مرتبط با جنگ. ( اسناد عملیاتی شامل نوار گفت وگوی بی سیم فرماندهان، نقشه ها، کالک ها، عکس های هوایی و زمینی، فیلم های آن دوران و غیره می شود.)
البته در رابطه با فیلم های مستند دفاع مقدس آرشیو مرکز اسناد از وضع خوبی برخوردار است، اما شخصاً از استحصال آنها راضی نیستم و از معاونت فرهنگی بنیاد بارها خواسته ام این فیلم ها را به روز کنند و دراختیار علاقه مندان قرار دهند. زیرا اعتقاد دارم نشر، مقدم بر حفظ است به همین علت اگر موضوعی را نشر دهیم ماندگاری آن زیاد خواهد بود و این درست نقطه مقابل منجمدسازی اطلاعات و اسناد است. شیوه ای که متأسفانه در سپاه و ارتش، جهاد و سایر دستگاه ها حاکم است. از این رو اخیراً تلاش کرده ایم وضعیت فعلی را برهم بزنیم. آن هم با درگیر کردن آنها با پروژه هایی که مجبور شدند اسنادشان را آشکار کنند. مانند نگارش دایره المعارف دفاع مقدس یا مجموعه اقدامات صورت گرفته جهت بازخوانی عملیات ها و نگارش تاریخ جنگ. بنابر آنچه اشاره شد در این بخش اسناد آرشیوی عموماً تبلیغی است که خیلی مطابق نیازهای و مخاطبان نیست. این امر باعث شد تا علاوه بر اقدامات فوق پیشنهاد کلونی تحقیقات را به آنها ارائه دهم که متأسفانه تاکنون مورد اقبال واقع نشده است.
براساس این پیشنهاد تمام دستگاه هایی که اسنادی از دفاع مقدس در اختیار دارند، با یکدیگر تبادل سند می کنند. بدون اینکه بخواهند آنها را از جای خود منتقل کنند، اما باید به یکدیگر تضمین بدهند از آثاری که در اختیارشان قرار می گیرد به خوبی مراقبت و نگاه داری کنند. این در حالی است که هیچ یک از دستگاه های کشور حتی صدا و سیما مرکزی برای آرشیو اسناد و دفاع مقدس با بهره گیری از امکانات و تکنولوژی در اختیار ندارند. و این باعث می شود اسناد در شرایطی غیرمناسب نگاه داری شود در واقع همین مساله عاملی برای از بین رفتن اسناد ذی قیمت دفاع مقدس است.
به هر حال نگهداری اسناد احتیاج به تکنیک دارد و این ترجیحاً باید در بنیاد باشد که نظر مقام معظم رهبری نیز بر همین موضوع استوار است.
برای تسریع در روند کار چندی پیش از وازرت جهاد کشاورزی درخواست کردیم اسنادی که در اختیارشان است را برای نگهداری به بنیاد تحویل دهند اما علی رقم موافقت اولیه، آن را به کتابخانه ملی تحویل دادند. در صورت که کتابخانه ملی اکنون محل رجوع محققین دفاع مقدس به آن معنی نیست و اساساً این اسناد باید ابتدا گویا شود و سپس در اختیار علاقه مندان قرار گیرد که انجام این مهم نیز باید توسط فرماندهان دفاع مقدس صورت گیرد. از این رو کتابخانه ملی، موضوعیت برای این کار را ندارد. برای اینکه بتوانیم پاسخگوی نسل حاضر و آینده باشیم. دیگر نباید نگاه مان به این مباحث منفی باشد یعنی هر نیرو یا دستگاهی که اسنادی در اختیار دارد آن را برای خودش نگاه داری کند. همین جا لازم می دانم، از مقام معظم رهبری سپاسگذاری کنم که وقتی تقاضا کردیم مشروح مذاکرات شورای عالی دفاع جهت ثبت و ضبط برای استفاده آیندگان به بنیاد ارجاع شود، موافقت فرمودند.
* تعریف و تلقی شما از حفظ آثار جنگ چیست؟
** براساس قانون علیت اگر بخواهیم علت جنگ را بررسی کنیم، باید ببینیم از دل جنگ چه آثاری متولد شده است، اگر این را بررسی کنیم متوجه می شویم ما از دل جنگ خیلی حوادث مانند خرابی، ویرانی، کشتار، تعدی، حق کشی و غیره بیرون آمده است.
از سوی دیگر بخش دیگری از جنگ حماسه دفاع از مظلوم، رقابت و سبقت برای فداکاری، منش های بزرگوارانه در حمایت از رزمندگان اسلام، نوعی دستیابی به اوج مکارم اخلاقی، توانمندی انسان مومن در عرصه مقابله با بحران ها و مدیریت صحیح صحنه نبرد و پشت صحنه نبرد را نیز در بر می گیرد.
آثار فیزیکی مانند خاکریزها، کانال، سنگر، ادوات، تجهیزات و اشیاء جنگ و غیره هم جزء آثار جنگ است ولی بالاتر از اینها فرهنگی است که از دل این حوادث خارج شده است.یعنی فرهنگ دفاع مقدس بالاترین اثر است.
به همین علت در این مسیر نکته ای که خیلی ظریف است استخراج و گسترش فرهنگ دفاع مقدس به منظور حفظ آن است. زیرا خطری که امروز انسان های زمان جنگ را تهدید می کند خطر پشت پا زدن به گذشته است.
اگر رزمنده راه خدا جایگاه و شأن خود را با مقامات دنیوی و مطامع زودگذر آن عوض نکند، بهشتی را که خداوند برایش رقم زده را با عنوان پوچ و موهوم و خیالی دنیایی معاوضه نکند، می توان گفت بخش اعظمی از فرهنگ دفاع مقدس را می توان در جامعه گسترش داد و آن را حفظ کرد.
* یکی از موضوعاتی که می تواند در حفظ و نشر ارزشهای دفاع مقدس موثر باشد، استخراج و انتشار مکالمات فرماندهان در دوران جنگ تحمیلی است. تاکنون در این رابطه اقداماتی انجام داده اید؟ برای این مهم ابتدا باید بدانید حجم و میزان آن چه مقدار بوده است که در همین رابطه فرمانده معظم کل قوا در پیامی بیان داشتند:« بروید نوارهایی که از صحبت های فرماندهان سپاه موجود است، آنها را استخراج کنید.» این دستور معظم له بعد از شهادت سردار سرلشکر احمد کاظمی صادر شد.
** از آن زمان تاکنون این نوارها در اختیار بنیاد قرار نگرفته است.
البته ما هیچ وقت مأیوس نشدیم. وقتی دیدیم نواری به ما داده نشد، رفتیم تاریخ شفاهی را تعقیب کردیم. حتی طرحی را ابلاغ کردیم و گفتیم روستا به روستا خاطرات رزمندگان را ثبت و ضبط و پیاده کنید. که این موضوع در حال اجرا است.
* بعد از جنگ تا چه میزان آثار و ارزشهای دفاع مقدس حفظ شده است؟
** در عرصه زمینی ونقاط یادمانی مناطق عملیاتی، آن چیزی که حفظ شده، زیاد است اما در این میان نقاط زیادی هم از بین رفته است. از نظر کمی نقاط زیادی حفظ شده یعنی در طول نوار مرزی از دهانه فاو تا «دالان پرداق» ما نقاط وسیعی را همچنان دست نخورده می بینیم. در کنار این نقاط، چند منطقه مهم مثل شهر خرمشهر را هم از دست دادیم.
در مورد شهر خرمشهر یکبار به مسئولان گفتم و ظاهراً هم می خواستند انجام دهند ولی به هر حال موفق به انجامش نشدند. آن موضوع، این بود که باید می آمدند خرمشهر را به شکل خرابه ای که بود حفظ می کردند، اجازه ساخت و ساز در شهر را نمی دادند. به جای آن شهر زیبا و جذاب دیگری با بهره گیری از معماری بومی و منطقه ای می ساختند یا شبیه سازی می کردند. ولی شهر را با همان شکل و هیبتش حفظ می کردند و بعد ما آن را موزه جنگ می کردیم.
شما الان وقتی از اهواز بیرون می آیید از «دب حردان» که شروع می کنید، ستونی می بینید که حد پیش روی ارتش بعث عراق بوده(ستون در دوران مسئولیت مهندس چمران طراحی و ساخته شده است.) از این نقطه هر چه به سمت خرمشهر می روید چپ و راست شما تا افق میدان نبرد عملیات بیت المقدس بوده ولی اکنون اثری از جنگ جز تعدادی توپ و تانک که به روی سکوها قرار داده شده اند و حتی آنها هم از تعرض افرادی سودجو مصون نمانده اند. (لوله های این تانکها بریده شده و آنها را با خود برده اند)
شلمچه فعلی نیز منطقه عملیاتی کربلای پنج نیست، زیرا نبرد این عملیات در خاک شلمچه عراق صورت گرفته و در واقع این منطقه که در خاک ما قرار دارد فقط نقطه آغاز عملیات و عبور رزمندگان به سمت صحنه درگیری است. برای اینکه بتوانیم منطقه عملیاتی کربلای پنج را حفظ کنیم چند سال پیش }پیشنهادی به نوری المالکی نخست وزیر عراق دادم مبنی بر اینکه سرزمین شلمچه دو کشور به عنوان میراث معنوی دو ملت ایران و عراق ثبت و منطقه حفاظت شده اعلام شود.{منطقه را هم مشترک اداره کنیم حتی بودجه اداره آن را هم برعهده جمهوری اسلامی ایران باشد.
در این منطقه شما به بازدیدکنندگان خود، درس عبرت صدام را بگویید ما هم درس شهیدان مان را می گوییم. این حرف ما بوده و هنوز هم هست. برای پیگیری، موضوع را به وزارت امور خارجه کشورمان اعلام کردیم که تاکنون اقدامی از سوی این عزیزان صورت نگرفته است.
نقاط را اجازه بدهند دست نخورده باقی بماند به شکل محصور شده، اما این درخواست ما مورد موافقت وزارت دفاع واقع نشد.
در برخی مناطق بعضی دستگاه ها به واسطه منافعی که در آنجا داشتند. اشیای باقی مانده از دوران دفاع مقدس را جمع آوری کردند و سپس آنها را به ذوب آهن اصفهان تحویل دادند. در این بین تانک های از رده خارج هم که به عنوان سمبل مقاومت مردم و رزمندگان در طول جنگ در برخی مناطق بود را برخی افراد سودجو شبانه دزدیدند. تا آنها را اوراق کرده و به فروش برسانند. حتی برای سرقت میل گردهای داخل تابلوهای بتونی مناطق یادمانی ، این تابلوها را تخریب کردند.
در کنار تمام این موارد طرح های عمرانی مانند ایجاد و ساخت منطقه آزاد اروند، برق رسانی به روستاها و شهرهای مرزی گمرک، نی شکر و ده ها طرح عمرانی دیگر را نیز باید به فهرست اقدامات تخریبی مناطق یادمانی دفاع مقدس اضافه کرد که مانعی برای حفظ آثار هشت سال دفاع مقدس هستند.
بنابراین برای حفظ آثار دفاع مقدس باید تمام اختیارات مربوط به دفاع مقدس بر عهده بنیاد باشد. این در حالی است که در طول نوار مرزی به صورت لزوم وقتی بررسی کردیم، 3000 نقطه مهم مربوط به دفاع مقدس را شناسایی کردیم. حال اگر بخواهیم کمترین کار را در شناسایی و معرفی این مناطق انجام دهیم باید یک سنگ نوشته ای از وقایع اتفاق افتاده در منطقه را نصب کنیم که تحقق این مستلزم صرف چندین میلیارد تومان هزینه است. بودجه ای که بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس به تنهایی قادر به تأمین آن نیست.
به همین علت در بعضی مناطق مانند طلاییه، چزابه، پاسگاه زید و ساحل اروند متمرکز شدیم تا با تدفین پیکرهای شهدای گمنام بتوانیم از قبل حرم شهدا حریمی به منظور پاسداری از آن منطقه نبرد، ایجاد کنیم.
به تجربه بر ما ثابت شد با دستورالعمل و بخشنامه نمی توان از دست اندازی و تعرض و نقاط یادمانی دفاع مقدس جلوگیری کرد چرا که اگر با این قبیل اقدامات می شد از تخریب ها جلوگیری کرد، در زمان مسئولیت مهندس چمران در بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس این امر باید محقق می شد.
اقدام دیگری که برای حفظ و مراقبت از مناطق یاد شده صورت گرفته، راه اندازی قرارگاه حفظ ابنیه و آثار سرزمینی دفاع مقدس است.
این قرارگاه از همان کارهای دلسوزانه ای بود که به آن ورود پیدا کردیم. یعنی باری بود بر زمین و مجبور شدیم این ساختار را بوجود بیاوریم. با تأسیس این قرارگاه باری را بر بنیاد تحمیل نکردیم زیرا اعضای قرارگاه مورد اشاره همان نیروهای تفحص شهدا هستند که در مناطق عملیاتی مشغول فعالیت هستند. به این افراد مأموریت دادیم مراقبت از سرزمین های یادمانی را هم در کنار فعالیت دیگرشان انجام دهند.
اخیراً باز به این نتیجه رسیدیم برای تقویت کار، این بخش از تصدی گری بنیاد را هم به سپاه واگذار کنیم تا بسیجیان به طور پیوسته در طول سال برای حفاظت از سرزمین های یادمانی دفاع مقدس در مناطق مورد اشاره استقرار یابند.
* چرا روند برگزاری کنگره های شهدا سیر نزولی داشته و میزان تأثیرگذاری آن در مقایسه با اولین یادواره ها و کنگره ها کاهش یافته است؟
** مخاطب این سوال بنده نیستم چون مسئولیت در این رابطه ندارم. برپایی یادواره ها و کنگره های شهدا از ابتکارات سپاه بود و از ابتدا هم سپاه تمام زحماتش را تقبل کرده است. بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس در این رابطه فقط نقش حمایتی داشته است.
اما با شما هم عقیده هستم. واقعاً در مقایسه با اولین یادواره و کنگره های میزان تأثیرگذاری آن کاهش یافته است. حتی مقام معظم رهبری هم در جایی فرمودند:«من نگران آن هستم که یادواره ها، تکراری و کم اثر شود. برای این موضوع فکری بکنید.»
* با تشکر از وقتی که در اختیار ما قرار دادید. تعدادی از سئوالات ما باقی ماند که انشاء الله در فرصت دیگری گفتگوی دیگری با هم داشته باشیم.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات