عباس روندی
20 شهریور 1380 برابر با 11 سپتامبر 2001 را می توان آغاز دورانی جدید در تحولات آمریکا و عرصه بین الملل دانست که براساس آن واشنگتن تلاش کرده تا به اهداف جهانی خود نایل آید. تیم نومحافظه کاران آمریکایی که با ریاست جمهوری جرج بوش به کاخ سفید راه یافته بودند تلاش جدیدی را برای سلطه بر عرصه بین الملل آغاز کردند. آنها که آمریکا را تنها کشور و فرهنگ حاکم بر عرصه جهانی می دانستند، اصل مبارزه با اندیشه های آزادی خواهی بویژه دیدگاه های برگرفته از اسلام را در دستور کار قرار دادند چرا که به اعتقاد آنها جنگ تمدن ها اصل جدید در معادلات جهانی است. آنها که مبارزه با اسلام را اولین اولویت خود قرار داده بودند به بهانه حملات 11 سپتامبر به برج های سازمان تجارت جهانی، اشغال افغانستان و در سال 2003 به بهانه مبارزه با سلاح های کشتار جمعی، اشغال عراق را اجرایی کردند.
هر چند که جرج بوش در دوران ریاست جمهوری خود فعالیت های بسیاری برای رسیدن به اهداف جنگ طلبانه خود اجرا و حتی طرح هایی برای حمله به سومالی، کره شمالی و ایران که به زعم وی محورهای شرارت بودند در دستور کار قرار داد، اما در نهایت با ناکامی در تحقق ادعاهای خود صحنه قدرت را ترک کرد. وی در حالی دوران ریاست جمهوری خود را به پایان رساند که تنها حاصل فعالیت هایش افزایش ناامنی و زوال جایگاه آمریکا در عرصه بین الملل بود، به گونه ای که روزی که از قدرت کناره گیری کرد مردم آمریکا و بسیاری از کشور با خوشحالی و با برگزاری جشن و شادمانی این رفتن را جشن گرفتند. پس از جرج بوش در حالی باراک اوباما به عنوان نماینده دمکرات ها توانست در سمت چهل وچهارمین رئیس جمهوری آمریکا وارد کاخ سفید شود که سیاست های وی نیز نشانگر تلاش برای احیای 11 سپتامبری دیگر جهت تأمین منافع توسعه طلبانه آمریکا و متحدانش در سراسر جهان است. هر چند که وی ادعا می کند برای صلح و عدالت و مقابله با آنچه اشتباهات بوش نامیده فعالیت می کند اما پس از گذشت 8 ماه از ریاست جمهوری وی و در آستانه هشتمین سالگرد حادثه 11 سپتامبر می توان گفت که وی نیز به دنبال 11 سپتامبری جدید برای توجیه سیاست هایش است.
در عرصه سیاست داخلی اوباما همچنان بر افزایش بودجه نظامی به بیش از 600 میلیارد دلار استمرار و توسعه فضای امنیتی کشور به بهانه حمله های اتمی و بیولوژیک به آمریکا، افزایش محدودیت ها علیه مسلمانان، تأکید بر فعالیت های سیا برای شکنجه و ربایش مظنونان به تروریسم، ادامه فعالیت گوانتانامو برای امنیت آمریکا و ... تأکید دارد. این اقدامات که همانا سیاست های داخلی دوران بوش است در حالی صورت گرفته که امنیت آمریکا و جلوگیری از حمله افراطیون به آمریکا اساس ادعاهای وی را تشکیل می دهد.
در عرصه سیاست خارجی نیز اوباما تلاش دارد فضایی کاملاً امنیتی را اجرایی کند که توجیه کننده جنگ طلبی های وی باشد در این چارچوب چند نکته در سیاست های وی مشاهده می شود.
اولاً آمریکا در دوران اوباما با تجهیز متحدان سنتی و نیز ایجاد اختلاف های داخلی برای ایجاد ناامنی در جهان تلاش می کند. تحولات خاورمیانه، شرق آسیا، آفریقا و حتی آمریکای لاتین نشانگر این رویکرد است که توسعه روابط با متحدان سنتی و سوق دادن آنها به ایجاد بحران های منطقه ای به بهانه سرکوب مخالفان اجرا می شود. آمریکا در حالی این طرح را اجرا می کند که به بهانه امنیت بین الملل خواستار استقرار سیستم دفاع موشکی خود در سراسر جهان شده است. در دوران بوش صرفاً طرح سپر موشکی در جمهوری چک و لهستان مطرح بود و اکنون طرح مذکور برای خاورمیانه، شرق آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین نیز مطرح شده است.
ثانیاً محور دیگر سیاست آمریکا برای رسیدن به توسعه طلبی در عرصه جهانی را صلح خاورمیانه تشکیل می دهد. آمریکا که به دنبال احیای جایگاه خود در خاورمیانه است برخلاف دوران بوش که نظامی گری را در دستور کار قرارداده بود اکنون سیاست گفت وگو و به اصطلاح صلح را محور کار خود قرار داده است. اوباما نشان داده که این صلح طلبی نه برای منطقه بلکه در چارچوب اهداف آمریکا و صهیونیست ها است، چنانکه در دوران بوش اجرا می شد با این تفاوت که اکنون ادعای پایان تقابل ها در منطقه را سر می دهد.
ثالثاً محور اصلی سیاست اوباما برای سلطه طلبی در جهان را جبران اشتباهات بوش پس از 11 سپتامبر تشکیل می دهد. روزی بوش بانام امنیت بین الملل به افغانستان و عراق لشکرکشی و به تحریم بسیاری از کشورها پرداخت، اکنون نیز اوباما به بهانه جبران اشتباهات بوش همان سیاست ها را اجرا می کند. وی نیز مانند دوران 11 سپتامبر ادعا می کند که حملات بیولوژیک و هسته ای از سوی مناطقی چون افغانستان جهان را تهدید می کند و وی برای پیشگیری و در عین حال جبران اشتباهات بوش باید با آن مقابله کند. جالب توجه آنکه بوش فعالیت توسعه طلبانه خود را از افغانستان شروع کرد و امروز نیز اوباما با نام جبران از همان افغانستان فعالیت هایش را سازماندهی کرده است.
بررسی روند تحولات 8 سال گذشته نشان می دهد که امروز نیز اوباما تلاش دارد تا با همان بهانه های 11 سپتامبر به جنگ طلبی و کشتار در عرصه جهانی بپردازد. اعزام 30 هزار نیروی جدید به افغانستان، استمرار حضور در عراق، افزایش فشارها بر جبهه مقاومت در خاورمیانه، تأکید بر اجرای طرح سپر موشکی خود گواهی دهنده بر این سیاست هستند. به عبارتی دیگر رئیس جمهور کنونی آمریکا نیز خواستار 11 سپتامبری دیگر است که در لوای آن به اهدافش دست یابد در حالی که برای فریب افکار عمومی انتقاد از عملکردهای دوران بوش و لزوم مقابله با آنها را در دستور کار قرار داده است.