صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۴ مرداد ۱۳۸۶ - ۱۰:۴۸  ، 
کد خبر : ۱۱۵۲۱

آمریکا و تئوری جنگ سرد با ایران/ سیامک باقری


"جنگ سرد" حالتی از بحرانهای بین المللی است که در پایین ترین درجه طیف مخاصمات واقع می گردد و طی آن اقدامهای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، روانی، فناوری و نظامی (به غیر از جنگ مسلحانه) برای دستیابی به مقاصد امنیت ملی، به نحو هماهنگ اجرا می شود.

در جنگ سرد، علاوه بر پذیرش قدرت حریف، مهار آن و جلوگیری از گسترش حوزه های نفوذ، تغییر رفتار و در نهایت ساختار آن، از اهداف بسیار اساسی تلقی می گردد.

جنگ سرد برای اولین بار در خصوص نوع خاصی از مخاصمات بین دو ابرقدرت اتحاد جماهیر شوروی و آمریکا اطلاق شد. در آن زمان، عده ای از استراتژیستهای آمریکایی اعلام کرده بودند به دلیل به وجود آمدن توازن هسته ای میان دو بلوک، در صورت وقوع جنگ هسته ای، هر دو ابرقدرت بازنده خواهند بود. از این دوره که به عنوان جنگ سرد یاد می شود، راهبرد آمریکا برای مقابله با اتحاد جماهیر شوروی، وارد مرحله جدیدی شد.

تضعیف بنیه اقتصادی، هدر دادن منابع مادی از طریق مسابقه تسلیحاتی، تغییر نگرش مردم از طریق جنگ رسانه ای، مهار قدرت نرم و نفوذ ایدئولوژیک، سیاست کمربندهای حایل، فضای تقابل و تعامل به صورت توامان و ... مؤلفه های جنگ سرد میان آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی بود.

اکنون پس از سالها پایان جنگ سرد، مجدداً نومحافظه کاران آمریکایی آن را در مورد ایران مورد توجه قرار داده اند. شاید اولین بار احیای جنگ سرد علیه ایران را کمیته خطر جاری در آمریکا تحت عنوان "پروژه دلتا" پیشنهاد داده باشد، اما شرایط زمانی چند سال گذشته، اقتضای توجه به آن را فراهم نکرد تا اینکه محتوای این طرح دوباره از سوی گروه مطالعات بیکر- همیلتون مطرح شد و به موازات آن رایس وزیر خارجه آمریکا از آن به عنوان یک سیاست عملی برای مهار ایران یاد کرد.

به باور صاحب نظران آمریکا، در شرایط کنونی ایران موفق به "حفظ و تداوم بقا" شده است و این نظام با راهبردهای کوتاه مدت قابل فروپاشی نیست. این باور اکنون در جامعه آمریکا از حالت محفلی و کارشناسی خارج شده و در مقالات شخصیتهای سرشناس آمریکایی منعکس می شود. از جمله "ریچارد هاوس" رئیس شورای روابط خارجی آمریکا طی مقاله ای در "فارین افرز" تأکید کرد فروپاشی ایران در کوتاه مدت میسر نیست. این مسأله در کنار گسترش نفوذ ایران در مرزهای منطقه ای و فرامنطقه ای، نظام سیاسی آمریکا را بشدت نگران کرده است تا جایی که در استراتژی امنیت ملی آمریکا که در 16 مارس 2006 با مقدمه رئیس جمهور آمریکا منتشر شده، به صراحت آمده است که ایران بزرگترین چالش جهانی آمریکاست. این موضوع اخیراً توسط "خانم رایس" وزیر خارجه آمریکا طی سفر خاورمیانه ای خود دوباره تکرار شد. از نظر مقامهای واشنگتن، نفوذ روزافزون ایران شرایطی را فراهم ساخته است که این کشور قادر است "نقش فرماندهی" در جبهه مبارزه با آمریکا را ایفا نماید.

افزایش قدرت ملی ایران چه در بعد نرم افزاری و چه در بعد سخت افزاری نیز مزید بر علتهای پیش گفته است.اکنون آمریکاییها به این نتیجه رسیده اند که ایران بر دانش هسته ای مسلط شده و واقعه ای که در خصوص برهم خوردن توازن منطقه ای پیش بینی می کردند، اتفاق افتاده است. در حال حاضر، به اعتراف البرادعی مدیرکل آژانس بین المللی انرژی هسته ای، هیچ ابزاری حتی بمباران هسته ای، قادر به نابودی فناوری هسته ای ایران نیست.

از این رو، راهبرد مهار و جنگ سرد علیه جمهوری اسلامی ایران، صورت اجرایی پیدا کرده است. این راهبرد، دقیقاً مشابه اقدامهای آمریکا در جنگ سرد و مهار اتحاد جماهیر شوروی سابق است. اهم این اقدامها عبارتند از:

 1 تضعیف بنیه اقتصادی جمهوری اسلامی ایران که در روزهای اخیر با مصوبه جدید کنگره آمریکا توجه بیشتری به آن صورت گرفته است.

  2 تغییر نگرش مردم با تخصیص اعتبارات جدید برای تقویت و ایجاد رسانه و جنگ روانی. بوش در روزهای اخیر بصراحت دستور جنگ روانی علیه ایران را صادر کرده است.

  3 مهار قدرت نرم و نفوذ جمهوری اسلامی ایران در منطقه که با سفر رایس و گیتس به منطقه به منظور ایجاد جبهه ضد ایرانی سازماندهی شده است.

4   افزایش فشارهای سیاسی و نظامی از طریق اعزام ناوهای جنگی به خلیج فارس و ... که این روزها دوباره آغاز شده است.

5   تحریک ایران به مسابقه تسلیحاتی به منظور هدر دادن منابع مادی. فروش 63 میلیارد دلار سلاح به کشورهای عربستان، مصر و کشورهای حوزه خلیج فارس و رژیم صهیونیستی، در همین راستا ارزیابی می شود.

 6 پذیرش قدرت و نفوذ ایران و به رسمیت شناختن تهدید ایران و جستجوی راهی برای برقراری تعامل با ایران؛ چنانکه کمیته خطر جاری آمریکا نیز در یکی از بندهای توصیه ای خود به کاخ سفید، نوشته بود: "ما باید تعامل خود را برای دیدار با مقامهای ایرانی و بحث و گفتگو درباره موضوعات مورد علاقه و نگرانی دو طرف، نشان دهیم."

با وجود تلاشهای فوق، شرایط داخلی، منطقه ای و بین المللی به نفع آمریکا پیش نمی رود. نومحافظه کاران آمریکایی هم اینک فرصت زمانی بسیار محدودی دارند و پیچیدگی شرایط منطقه ای و موقعیت ایران در منطقه و در ابعاد قدرت نرم و سخت، شکست دیگری را بر کارنامه نومحافظه کاران آمریکایی تحمیل خواهد کرد.

شرایطی که آمریکاییها در منطقه علیه خود به وجود آورده اند، واقعیتی است که نمی توان آن را نادیده گرفت؛ چنانکه بر اساس آن بسیاری از تحلیلگران معروف، شکست آمریکا را پیش بینی می کنند. پروفسور "آبراهامیان" از پژوهشگران ایرانی خارج از کشور و استاد تاریخ خاورمیانه، می گوید: "مهم ترین نیروی بازدارنده قدرت آمریکا، واقعیتهاست. واقعیت این است که آمریکا دارای قدرت نامحدود نیست. ما در واقع شاهد محدودیتها و بروز ضعف در توان اقتصادی و نظامی آمریکا هستیم. دیدن همین واقعیتها خود عامل بازدارنده است."

در کنار واقعیت فوق، این حقیقت نیز وجود دارد که امام راحل(ره) در نسخه حکیمانه ای فرموده بودند: "ما یقین داریم که دقیقاً به وظیفه مان که مبارزه با آمریکای جنایتکار است ادامه می دهیم و فرزندانمان شهد پیروزی را خواهند چشید."

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات