نوعی شاخه هرزه در پیکره اجرا در حال رشد است که ملغمه وقاحت در پرسش کردن، رنگ و نوع پوشش است و باعث شده که مجری لباس خود را باز بگذارد و زیرش تیشرت بپوشد و با اسم کوچک مهمان خود را صدا بزند.
فرزاد جمشیدی به عنوان مدرس اجرای تلویزیونی در تعریف مجری در گفت و گو با فارس گفت: فردی به نام مجری تلویزیونی کسی است که با حضور خود بخشهای مختلف برنامههای تلویزیونی را به یکدیگر متصل کند اما در مراحل بعدی تمام تلویزیونهای دنیا به مجری به عنوان نقطه اتصال نگاه نکردند، بلکه برنامهسازان این اتصال را به ارتباط تبدیل کردند.
وی در ادامه درباره تعریف مجری در ایران نیز گفت: در دفترچه نظام حقوق و دستمزد در تلویزیون که شغلهای تلویزیونی را با آن تعریف میکنیم آمده است که گوینده فردی است که با توجه به شناخت از رسانه، معانی، مقاصد و مفهوم خود را با ابزار مناسب به مخاطب منتقل میکند.
وی افزود: ما از مجری به عنوان یک فرد صحبت نمیکنیم و او را شخص میدانیم که دارای هویت است که به جای انتقال میبایست در پی ابلاغ باشد زیرا ابلاغ شرط صحت و درست رساندن پیام است و اگر ما این مفاهیم کلیدی را در شغل و اجرای تلویزیونی نادیده بگیریم همان اتفاق بدی میافتد که امروزه شاهد آن در تلویزیون هستیم.
وی در ادامه افزود: مجری تلویزیونی میبایست ویژگیهای متعددی داشته باشد که برخی از آنها اکتسابی و برخی ذاتی است زیرا بحث اجرای تلویزیونی فن، علم و هنر است که هنر به شخصیت درونی و صداقت فرد برمیگردد و مباحث فنی و علمی نیز مجموعهای از اکتسابات است که میتواند آنها را پرورش بدهد. این ویژگیهایی که از آنها نام میبرم شامل شناخت از مردم، هوشمندی، قدرت تجسم، قریحه طنز، درک و پردازش مسائل فرهنگی اجتماعی، توانایی کار گروهی و شفقت و همدردی با مردم است که باید در کنار ضرورت داشتن صدای خوب و لزوم یک چهره مناسب که مؤلفههای قطعی یک مجری را شکل میدهند قرار گیرد.
وی در ادامه گفت: در صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران نه تنها سخت گیری و دقتی در جذب مجری با این مؤلفهها صورت نمیگیرد بلکه بحث بسیار دقیق آموزش مجریان هم مورد غفلت قرار گرفته و باعث شده مجریان بعد از مدتی که اشتهار و محبوبیت پیدا کردند خود را از پرداختن به آموزش بی نیاز ببینند و این آغاز جاده بی فروغ علم و دانش و تخصص است که مجریها در آن قدم میگذارند و پس از مدتی هم از یاد میروند و محو میشوند و دیگر یادی از آنها در خاطرهها باقی نمیماند.
وی افزود: ما در حال حاضر در تلویزیون به سازوکاری نیاز داریم که از یک طرف مطالبات حقوقی و اجتماعی مجریان را پاسخ دهد و از طرف دیگر مهمات علمی و تخصصی را به آنها آموزش دهد.
جمشیدی با بیان اینکه مجریان فعلی سازمان باید پالایش شوند و آنهایی که باقی ماندند به موازات کار اجرا، آموزش ببینند و کار انتخاب مجریها نیز با دقت بیشتری انجام شود، ادامه داد: ما باید مدرسه آموزش و اجرای تلویزیونی داشته باشیم وگرنه مسئولان باید هر آن نگران باشند که آنتن که به صورت عریان در اختیار مجری قرار میگیرد به کجا خواهد رسید.
وی اظهار داشت: در یک برنامه تلویزیونی 38 تا 42 درصد اجرای برنامه بر عهده مجری است و باقی آن با بخشهایی چون تیتراژ، مهمان و گزارش پر می شود حال آنکه هیچ نظارتی بر بخشهایی که مجری عهده دار آن است نمیشود و گاهی اوقات مجری هرچه دوست دارد میگوید تا فقط فضای برنامه پر شود.
وی افزود: باید برنامهای تدوین شود که در وهله اول به مجریان بگوید شما کارتان با مثلا صافکار کنار خیابان هیچ تفاوتی ندارد و همه به مملکت خود خدمت میکنیم جز اینکه شما در قابی قرار گرفتهاید که همه شما را میبینند پس باید بیشتر بدانید.
وی تصریح کرد: مجریها باید جامه غرور را از تن به درآورند و بدانند که به دانستن همچون نفس کشیدن احتیاج دارند و بسیاری از مجریان ما با تلویزیون قهر هستند و تا این قهر هست مردم نیز با مجریها قهر خواهند بود. در حال حاضر به جز 3 الی 4 مجری حرفهای در تلویزیون ما وجود ندارند و سایر مجری ها هم اصلا نگران کمبود مسائل علمی خود نیستند.
وی افزود: در تمام دنیا روی چهره مجریها، ردیف دندانهایشان، قد و قامتشان، لباسشان، فونی که به چهره میزنند و گریمی که میکنند نظر میدهند ولی اینجا به چنین مسائلی اهمیت داده نمیشود و تا بحث تخصصگرایی را در بحث مجریگری تسری ندهیم مشکلات حل نخواهد شد.
وی ادامه داد: مجری یک سمبل ارزشی است و باید پرچم تلویزیون باشد که متاسفانه سایر کارهای مقدس تلویزیون را تحتالشعاع قرار میدهند.
وی در پایان گفت: در عرصه اجرا رقابتی میان مجریها وجود ندارد و در نهایت دلخوری و دلگیری باید بگویم که نوعی شاخه هرزه مانند یک انگشت زیادی در پیکره اجرا در حال رشد است که ملغمه وقاحت در پرسش کردن، رنگ و نوع پوشش است و باعث شده که مجری لباس خود را باز میگذارد و زیرش تیشرت بپوشد و با اسم کوچک مهمان خود را صدا بزند و این عضو زائد باید زودتر جراحی شود.
فرزاد جمشیدی 37 سال سن دارد و با مدرک دکترای علوم قرآنی 14 سال سابقه فعالیت در زمینه اجرا دارد. او فعالیت خود را با رادیو ایران و پیام آغاز کرد و شاخصترین برنامههایی که چهره او را برای مخاطبان آشنا کرد برنامههای اجتماعی شبکه اول و برنامههای معارفی شبکه دوم سیما بود که جمشیدی اعتقاد دارد زبان دینی که از طریق این برنامهها ارائه شد خشک و مذهبی نبود و نوعی اجرای اجتماعی و معارفی به همراه داشت و توانست مخاطب را با خود همراه کند.