عرض سلام و ارادت دارم خدمت همه حضار محترم ، همکاران و همرزمان عزیزم در نیروهای مسلح، ماه معظم رمضان را خدمت همه شما تبریک عرض می کنم و امیدوارم که خدای متعال این ماه شریف را برای شما، پر معنا و پر فیض قرار بدهد.
اباصلت ، پیشکار حضرت علی بن موسی الرضا(ع ) روایت می کنند که سوره انا انزلناه را در یک رکعت از نمازتان بخوانید و این نشان اهمیت فوق العاده اناانزلنا است . می دانید که نماز بدون سوره توحید می گویند نماز نیست یعنی سوره قل هوالله را حتماً باید بخوانید. خوب سوره توحید به خاطر توحید است یعنی اول توحید است .
سوره انا انزلنا(القدر) در آن نبوت و ولایت است نبوتش که در ابتدای سوره است. خداوند حضرت رسول اکرم (ص ) را مخاطب قرار می دهند و می فرمایند انا انزلناه فی لیله القدر ای پیامبر ما قرآن را در شب قدر فرستادیم . بخش بعد، شب قدر است ، شب قدر رمز ولایت است . خدا به پیغمبر می گوید تو چه می دانی شب قدر چیست ؟ منظور این نیست که پیامبر نمی دانند خدا می خواهد عظمت شب قدر را در این آیه برای ما بیان کند که تعجب کنیم که شب قدر چیست که خدا اینقدر اهمیت به آن می دهد. شب قدر از هزار ماه بهتر است بعضی از مفسرین گفته اند که هزار ماه همان هزار ماه حکومت بنی امیه است . یعنی پیغمبر این شب قدری که ما قرآن را بر تو نازل کردیم از هزار ماه حکومت بنی امیه ارزشش بیشتر است ولی خوب ، معانی دیگر هم کردند و گفتند که هر کار ثواب بکنی هزار برابر است ، گناه بکنی هزار برابر است .
منظور من این قسمت نیست ، منظور قسمت بعدی است که می فرماید:«تنزل الملائکه و الروح فیها باذن ربهم » ملائکه و حضرت جبرائیل علی نبینا و آل علیهم السلام در شب قدر نازل می شوند می آیند پایین . «من کل امر» یعنی هر کار خدا که در عالم توسط ملائکه انجام می شود اینها آن کار را رها می کنند و شب قدر پایین می آیند. بعدش هم می گوید: «سلام هی حتی مطلع الفجر» تا صبح مراسم سلام است با این نحو حرف زدن من ، یک سوال در ذهن شما ایجاد نشد؟ خوب ، ملائکه همه کارهای عالم را رها می کنند در آسمان و زمین و هر جا می آیند و تا صبح مراسم سلام است کجا؟ کجاست این مراسم سلام؟ این مراسم سلام در هر زمانی که شب قدر در آن واقع می شود. چون شب قدر دائمی است در هر زمانی که شب قدر واقع می شود همه ملائکه از همه کارهایشان به امر خدا دست برمی دارند، می آیند در مراسم سلام شرکت می کنند در پیشگاه ولی زمان . زمان رسول خدا می آیند محضر رسول اکرم (ص )، زمان امام علی (ع ) می آیند محضر امام علی (ع )، زمان امام حسن (ع ) می آیند خدمت ایشان زمان امام حسین (ع ) می آیند خدمت ایشان ، امروز می آیند خدمت صاحب الزمان (ع )، این که حضرت رضا(ع ) سفارش می کنند که در یک رکعت نماز تان انا انزلناه را بخوانید به خاطر این است که سوره توحید را که می خوانید قل هو الله را که همه می خوانند بحث توحید نسبت به ولایت اولویت دارد.
ولی بحث دوم ولایت است ، این اهمیت و فوق العادگی سوره انا انزلناه . و بعد از آن شب قدر است . حضرت امام (ره ) در کتاب «آداب الصلوه » می فرمایند: شب قدر فاطمه (س) است .
یک رموزی از ائمه (علیهم السلام ) و اولیاء اشاره کرده به این سوره انا انزلناه که آدم نگاه می کند می بیند همه چیز داخل آن است و اگر شما سه بار سوره توحید را بخوانید یک ختم قرآن است پنج بار سوره انا انزلناه، را بخوانید یک ختم قرآن است و ثوابش این قدر است . به هر حال ماه مبارک رمضان ماهی است که شب قدر در آن واقع شده و فتح قله گروهی که حرکت می کنند به سمت رمضان ، شب قدر است که آن وقت ملائکه همه امور را رها می کنند، می روند خدمت ولی . یعنی چی ؟ یعنی ولی نه تنها در زمین بلکه در ملکوت هم فرمانده است و در همه عالم امیر است اگر ما می خواهیم در این عالم زندگی کنیم و می خواهیم از مواهب زمینی و آسمانی بهره مند بشویم بایستی دعا کنیم خدای متعال به دل ولی بیاندازد که در شب قدر برای ما برنامه سال آینده مان را برنامه نور و برکت بنویسد، صفا و ولایت بنویسد. این خیلی مهم است حالا ببینید ماه رجب ، شعبان و رمضان سه ماه پشت سر هم است و در فرهنگ ما اینطور است که باید از ماه رجب شروع کنیم ماه رجب بهترین و مهمترین و سفارش شده ترین اذکارش استغفار و کلمه توحید است .
ماه شعبان مهمترین سفارشات اذکارش کلمه توحید است و رابطه اش با انسان «لااله الاالله و لا نعبد الا ایاه » در ماه رجب فقط می گفتی «لااله الاالله» اول خدا را بشناس بعد در ماه شعبان رابطه خودت را با خدا بشناس . «لااله الاالله و لا نعبد الا ایاه مخلصین له الدین و لوکره المشرکون » استغفارش هم می گوید «استغفرالله و اسئلو التوبه » اینجا باز می گویند «استغفر الله الذی لا اله الا هو الحی القیوم الرحمن الرحیم و اتوب الیه » اینها برای چه چیزی است . فقط برای این است که ما ذکر بگوئیم ؟ خوب ، آخر ماه شعبان هم سفارش شده که بگوئید «اللهم لم تکن غفرت لنا فی ما مضی ص من شعبان فقفر لنا فی ما بقی من » یعنی می گوید که مهلت دارد سر می رسد و زمان موعود می رسد، آخر ماه شعبان بگوئید خدایا اگر این وقت شعبان هم ما را نیامرزیدی بقیه اش ما را بیامرز، برای چی ؟ در ماه شعبان هم چون ماه رسول خدا است زیاد باید صلوات فرستاد.
چرا استغفار و چرا توحید؟ برای این است که می خواهیم برویم به میهمانی خدا، انسان بایستی هر چه آلودگی دارد خودش و وجودش و لباسش را پاک بکند برای رفتن به مهمانی آماده بشود در میهمانی چه چیزی می دهند؟ به قول آن بنده خدا گرسنگی . نه ببینید قرآن دائم در حال نزول است و در ماه مبارک رمضان هم چه نگاه بکنید چه بخوانید و چه گوش بدهید هزار برابر هم ثواب دارد آن ذکر توحید و استغفار و این عجله کردن در آخر ماه شعبان که خدا شما را زودتر بیامرزد برای این است که این قرآن که در ماه رمضان بهارش است چشم و گوش و دل شما باز باشد برای پذیرفتن نزول قرآن و گرنه شما از قرآن بهره مند نمی شوید برای این است این هم که حالا سفارش شده زیاد قرآن بخوانید برای این است . غیر از اینکه شیطان دست و پایش رابستند و شرایط روزه هم آدم را بیشتر مستعد می کند مسئله اصلی این است که این وجود باید مستعد بشود برای پذیرش قرآنی که خدای متعال در ماه مبارک رمضان بر شما نازل می کند.
قرآن می خوانید فکر نکنید یکی با یکی دیگر حرف می زند همه اینها را تجربه کردم مثلاً قرآن می خوانی می توانی توجه کنی که این ها را خدای متعال دارد به حضرت جبرئیل می فرمایند. می توانید تصور بکنید حضرت جبرائیل دارد این آیات را به رسول خدا می گوید، می توانید توجه کنید که رسول خدا به شما می گوید .
بعد از اینکه این سه دوره را تجربه کرد متوجه شدم که آن دو دوره وسطش الان نیست خدا دارد به شما می گوید شما مخاطب خدای متعال هستید یعنی قرآن کلام خداست که در ماه رمضان که شما با قرآن مأنوس می شوید، خدا دارد با شما حرف می زند. خوب ، این روحیه توحیدی ، بدن طاهر و پاک از گناه و آمادگی قلبی و ولایت می خواهد ببینید امام صادق (ع ) فرمود: دین بر پنج پایه است : نماز، روزه ، حج ، جهاد و ولایت و اگر ولایت نبود آن بقیه اش هم اثری ندارد ولایت پایه اصلی همه چیز است . توحید، نبوت ، امامت ، معاد و عدل همه اینها برای ولایت است . ولایت اصل اولی و اداره کننده و هدایت کننده و برگزار کننده عدالت و نجات دهنده بشر، سازنده دنیا و آخرت انسانهاست در دنیا حیات طیبه در آخرت بهشت . کلید بهشت ولایت است . اینکه گفته می شود تا ولایت حضرت علی بن ابیطالب (ع ) نداشته باشی به بهشت نمی روی . نقل کردند راجع به مرحوم عبدالباسط قاری مشهور مصری که خیلی خوب هم قرآن می خواند که پسرش آمده نجف که من خواب دیدم پدرم پشت درب بهشت ایستاده بود، گفتم پدر چرا داخل نرفتی ؟ گفت مرا راه نمی دهند گفتم چرا راهت نمی دهند پدر گفت من نمی دانم برو از علمای نجف بپرس . پسر عبدالباسط می رود نجف که برای پدر من یک کاری بکنید که بتواند وارد بهشت بشود. ولی خوب ، علمای نجف نمی توانند برای عبدالباسط کاری بکنند. خودت باید ولایت را بشناسی ، به ولایت عمل بکنی و وارد در ولایت بشوی من به بعضی از علما که در خدمتشان بودم آمدند نظر من را خواستند راجع به مهدویت حرف اول چیست؟ گفتم حرف اول این است که من این را به عنوان وصیت عرض می کنم نه به عنوان نصیحت که کسی بر من خرده نگیرد حرف اول در مهدویت این است که ولایت در زمان رسول خدا شناخته نشد، در زمان امیرالمومنین (ع ) شناخته نشد، در زمان امام حسن (ع ) شناخته نشد چون ولایت شناخته نشد امام عصر (عج ) غایب شدند و چون ما ولایت را نمی شناسیم و در آن وارد نمی شویم توفیق ظهور نیست . ولایت کلید رمز عبودیت الهی است .
راهبرد فرماندهی و مدیریت نیروهای مسلح
در راهبرد فرماندهی و مدیریت نیروهای مسلح دو بخش مورد توجه قرار می گیرد:
الف)راهبرد سازمانهای نیروهای مسلح: یک بخش خود وجود هر نیروی مسلح و سازمان ارتش ،سپاه ، نیروی انتظامی ، وزارت دفاع و ستاد کل و فرماندهی معظم کل قوا است . یک راهبرد این است که نیروهای مسلح بایستی روز به روز در کمیت ، کیفیت ، هدایت ، کارایی و آمادگی برای اجرای مأموریت رشد کنند و این متناسب با توانمندی های کشور است و توان مدیریتی منابع انسانی در نیروهای مسلح که مبتنی بر این سیاستگذاری نیروهای مسلح صورت می گیرد در ستاد کل و سیاستهای اجرایی در ارتش ، سپاه ، ناجا و ودجا و اجراء هم در نیروها و سازمانها. این بخش از راهبرد مدیریتی نیروهای مسلح راهبرد سازمانهای نیروهای مسلح است . یعنی ستاد کل ، فرماندهی ارتش ، فرماندهی سپاه ، فرماندهی ناجا و وزیر دفاع و فرماندهان نیروها و ستادهای نیرویی و فرمانده لشکر. این کار توسط ستاد کل و این سازمانها انجام می گیرد یعنی سیاستگذاری ، هدایت عمومی ، برنامه ریزی بلند مدت ، میان مدت ، کوتاه مدت و نظارت و بازرسی بر کار.
ب) راهبرد اشراف فرماندهی : اشراف فرماندهی با کار سازمانی نیروهای مسلح یکی نیست و در برنامه ریزی راهبردی روی یک خط و روی یک لاین قرار نمی گیرند بلکه کاملاً از هم جدا هستند.
من چون پزشک هستم اسم اشراف کلی را چکاپ نیروهای مسلح گذاشتم شما به طور معمول زندگی می کنید برای سلامتی تان کار می کنید، ورزش می کنید، غذا می خورید، دارو می خورید، تحصیل می کنید ، اما دو سال یکبار می روید دکتر چکاپ می کنید، آقا قند خون من را بررسی کن ،بدنم را معاینه کن ، نگاه کن ببین جایی عیب نکرده ، اشراف کلی این است .
اشراف کلی چکاپ نیروهای مسلح است یعنی این که آن سازمانی که نایب امام زمان (ع ) فرمانده و رئیس آن را تعیین می کند و آن فرمانده و رئیس می آیند این سازمان را اداره می کنند دولت بودجه می دهد برنامه ریزی می شود کار می شود تا آخر این روال طبیعی نیروهای مسلح ادامه می یابد همان بخش اول مدیریت راهبردی است .
در چکاپ نیروهای مسلح است بررسی می شود که آن کارها انجام و این همه زحمت کشیده می شود نیروی ما در وضعیت فعلی چگونه است ؟ اسم اشراف فرماندهی ، اشراف فرماندهی معظم کل قوا است یعنی اینکه ما باید گزارشاتی از چکاپ نیروهای مسلح به محضر معظم له تقدیم بکنیم در یک نگاه ببینند که مجموعه نیروهای مسلح هر یک از نیروهای مسلح و وزارت دفاع ، در چه حالی هستند ، سلامت هستند؟ همه اجزاء بدنشان خوب کار می کند؟ تعادل در جایی بهم نخورده است . فراموشی یا غفلت روی نداده است؟ گاهی اشکال پیش می آید؟
یک مثال پزشکی می زنم یک اشکال کوچک ممکن است باعث مرگ سیستم شود، مریضی که قلبی می شود فشار خون و نبضش تغییر پیدا می کند محسوس هم نیست ولی همین ادامه پیدا می کند و فرد را می کشد مریض دیابتی یک خار داخل پایش می رود چون اعصابش خراب شده احساس نمی کند که خار فرو رفته ، یا شیشه فرو رفته ، آنجا چرک می کند عفونت می کند همان جا او را می کشد، سازمانها هم همینطور هستند، اگر ما سازمان را مدیریت می کنیم پیش می رود اگر این چکاپ را نکنیم اشراف کلی نباشد یکدفعه از یک گوشه ای به سازمان آسیبی وارد می شود که سازمان را از کارایی می اندازد و سازمان دچار بیماری می شود ممکن است این در امور منابع انسانی ، در آموزش در متون درسی باشد. ممکن است استاد ، فرمانده یا مدیر باشد ممکن است انضباط باشد ممکن است آمادی باشد ممکن است در امور مالی باشد هر کدام از اینها ممکن است باشد بنابر این اشراف کلی برای این صورت می گیرد این هم که می دانید قبلاً آقا فرموده بود سالی یک بار.
بعد به ما فرمودند سالی چند بار، بعد امسال فرمودند هر سه ماه یکبار علتش هم عرض می کنم این دستورات فلسفه دارد.
یک گزارشی از یک نیرو فرستادند خدمت آقا به من دادند فرمودند راجع به این نظر بدهید من این گزارش را خواندم بعد نظراتم را نوشتم اولش یک جمله نوشتم اشراف کلی از اینجا آمد که من اشراف به هر یک از نیروهای مسلح ندارم ، من آن مقدار که نیرو با ستاد در تماس است یا من با نیرو در تماس هستم از امور نیرو اطلاع دارم ، در آنجا اشراف ندارم . بعد آقا روی همان گزارش من ، نوشتند که باید اشراف کلی فراهم شود که بعد طراحی کردیم ، بردیم محضرشان ، فرمودند به همین ترتیب گزارش گیری انجام شود، بازرسی هم برای اتقان انجام بگیرد، چون دو شکل ممکن بود انجام بشود، یا مأمورین ستاد کل بیایند بازرسی کنند یا اینکه از خود فرماندهان گزارش بخواهند آقا فرمودند گزارش بگیرید، اگر در مواردی اطمینان لازم بود باشد آن را بازرسی کنید، اصل اشراف کلی این است چند سال گزارش دادیم خدمت آقا ملاحظه فرمودند خوب ، ما گزارش یک سال قبل را تهیه و خدمت آقا تقدیم می کردیم ، آقا فرمودند این گزارش یک سال قبل به چه درد من می خورد باید به سال باشد ما به سال را تهیه کردیم دادیم ، فرمودند مشکلات این نیرو در فروردین پارسال را در فروردین امسال به من می گویند این به چه درد من می خورد شما بایستی سه ماهه بدهید که وقتی دست من می رسد نسبت به مسائل نیرو می خواهم مطلع بشوم بدانم داخل همان سه ماهه ای که گذشته وضع نیرو از نظر چکاپ چه بوده و دستوراتی که داده می شود و یا من با فرماندهان ملاقاتی که می کنم و تدابیری که صادر می شود متناسب با حل این مشکلات باشد و شما بتوانید این را بر طرف کنید.
اما اشراف کلی فرماندهی معظم کل قوا آیا فقط برای آقا است ؟نه اشراف اول برای فرمانده نیرو است ، برای رئیس سازمان است ، یعنی اول خود فرمانده نیرو یا رئیس سازمان چون پرسشنامه پیش او می رود، تلاش می کند این را پرکند و بعد با افراد جلسه می گذارد و می برد، می آورد تا این پرسشنامه پر بشود، خود فرمانده می فهمد در داخل نیرو چه خبر است ، خود رئیس سازمان می فهمد چه خبر است ، خودش اصلاً می رود و می رسد به سازمانش ، آن اشکالی که آنجا درست شده بروم بر طرف کنم ، نقصی که آنجاهست بروم بر طرف کنم . ما در منابع انسانی این مشکلات را داریم ، بروم این را برطرف کنم ، اینها در اشراف به دست فرمانده نیرو یا رئیس سازمان است .
نیروها این را می فرستند در فرماندهی کل ، فرماندهی کل باز دستش می آید در حیطه فرماندهی او در سپاه ،ارتش و در نیروی انتظامی چه می گذرد، می رود سراغ این اشکالات و برطرف کردنش ، بعد می آید ستاد کل ، ستاد کل هم این استفاده را می کند و به محضر مبارک فرماندهی معظم کل قوا می رود، آقا می گذارند در داخل اتاق کارشان جلوی چشمشان با هر فرمانده ای که می خواهند ملاقات کنند آن را بر می دارند، یک نگاه می کنند با فرمانده ملاقات می کنند. یا یک مطلب مهم و جامعی برود خدمت آقا، می فرمایند در اشرافش چی هست آن هم ببینید بعد از آقا اجازه گرفتیم اول اجازه نمی فرمودند که نتایج اشراف را ما منعکس کنیم در دو، سه سال اول ، بعد گفتیم آقا این بسیار مفید است که نتایج اشراف را منعکس کنیم مثلاً با مدیران ستاد کل که اینها چون دارند سیاستگذاری دائمی برای نیروهای مسلح می کنند اینها را بدانند زیرا که سیاستگذاری می کنند و بعد هم اجازه گرفتیم برای خود فرماندهان بفرستیم که مطلع باشند. الحمدالله الان اشراف این چرخه اش کامل شده است.