کیهان : تو را به موسی تشبیه کنم آن گاه که مادر، هراسان از خوف جلادان، با دلی پر از آشوب پنهانش می کرد در حالی که وحی خدا نازل شده بود «ونرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین»؟ یا به یوسف، آن دلربایی که رشک همه را برانگیخت تا در چاه و زندانش افکندند و در تمام آن غربت ها و بی مهری ها، تنها دو چشم منتظر او بود و چندان گریست تا سپید شد اما سرانجام- یعقوب- بوی پیراهنش را از دوردست شنید؟ به یونس پیامبر شبیه تری که از پس سال ها غیبت با صورت و سیمایی جوان بازگشت یا به عیسی که مردم درباره بودن یا نبودن، کشته شدن یا زنده بودن او اختلاف پیدا کردند؟
تو از هر شکوفه گلستان نبوت، عطر و بویی با خود داری. راست بگویم. آنها آمدند و آن ماجراهای معجزه آسا یکی پس از دیگری رقم خورد تا سرانجام در و دیوار و جان و جهان شاهدی بر حضور سبزت باشد. و مگر آفتاب نیمروز انکارشدنی است؟!
دیشب گله زلفش با باد همی کردم
گفتا غلطی بگذر زین فکرت سودایی
صد باد صبا اینجا با سلسله می رقصند
این است حریف ای دل تا باد نپیمایی
راستی! امسال هم چراغانی است. امسال «ریسه »ها را قبل از همه ، سربازانت جوانان حزب الله لبنان کشیدند. امسال اولین چراغ ها را آن 67جوان رشید لبنانی روشن کردند که در آغوش تو جام شهادت را لاجرعه سرکشیدند در حالی که رعب در جان فراعنه و طواغیت افکنده بودند. غریدند. رعد و برقی بودند که بشارت باران دادند. باریدند و سیل به راه انداختند... یعنی که صبح پیروزی نزدیک است. آنها در همان صفی قامت بستند که جوانان برومند ایران پشت سر حضرت روح الله (ره) بسته بودند؛ مردانی استوار چون پاره های پولاد.
می دانیم- و ذره ذره جانمان بر این دانایی گواه است- که شما در مراعات و مراقبت از ما کوتاهی نمی کنید و فراموشمان نکرده اید که اگر چنین بود بلا و گرفتاری ها بر سرمان فرود می آمد و دشمنان ریشه ما را از جای می کندند. حال و روز ما هم بر شما پوشیده نیست؛ چندان که جد بزرگوار شما امام جعفر صادق علیه السلام فرموده بود «بدانید- به خدا سوگند- حتما مدت زمانی در روزگار شما غایب خواهد بود و پنهان و گمنام خواهد شد تا آنجا که گفته شود آیا او مرده؟ کشته شده؟ در کدام سرزمین راه می پیماید؟ و به یقین چشم های مؤمنان بر او خواهد گریست و زیر و رو خواهند شد همچون واژگون شدن کشتی در امواج سهمگین دریا. پس نجات نمی یابد مگر آن کس که خداوند از او پیمان گرفته و ایمان را بر دل او نقش کرده و با روح خود او را تأیید فرموده است.» و چنان است که علی ابن ابیطالب 14قرن پیش خبر داده بود «... اما بعد از غیبت و سرگردانی، جز اشخاص خالص و مخلص که دارای روح یقینند و خداوند از آنها بر ولایت ما پیمان گرفته و در دل های ایشان، ایمان را استوار ساخته و به روح الهی تأییدشان کرده، کسی ثابت قدم باقی نخواهد ماند.»
دلا در عاشقی ثابت قدم باش
که در این ره نباشد کار بی اجر
برآی ای صبح روشن دل خدا را
که بس تاریک می بینم شب هجر
و این فرمایش شماست که «اگر پیروان و شیعیان ما- خداوند آنها را به طاعت و بندگی خویش موفق بدارد- در وفای به عهد و پیمان الهی اتحاد و اتفاق داشتند، میمنت لقای ما به تأخیر نمی افتاد و در سعادت دیدار ما تعجیل می شد.» از آزردگی قلب نازنینت خبر داریم که فرمودی «ما را شیعیان نادان و کم خرد و کسانی که بال پشه از دین آنها بهتر و محکم تر است، آزردند.»
در مقام خوف و رجا ایستاده ایم. خوف از ایمان خود که گاه به مویی بند شد تا آنجا که بدگمان شویم اما باز لطف شما بود و گره زدن رشته گسیخته. خود جبران کردید کم فروشی و سهل انگاری و سستی و تردیدهای ما را به حرمت مردمانی که در میان ما هستند و به تعبیر امام سجاد علیه السلام «منتظران ظهور و برترین اهل هر زمانند. خدا معرفتی به آنها عطا کرده که زمان غیبت برای آنها مانند زمان حضور و مشاهده است. خداوند آنها را در روزگار غیبت مانند مجاهدین در رکاب رسول الله(ص) قرار داده و آنها مخلصان حقیقی و شیعیان راستین هستند. دعوت کنندگان به دین خدا در پنهان و آشکار خواهند بود. انتظار فرج از بزرگترین گشایش هاست.»
می دانیم بر خاندان شما- ای دردانه خلقت و ای گل سرسبد آفرینش- سخت گذشت و مردمان بر شما سخت گرفتند. آن قدر سخت که پدر بزرگوار شما در همان فضای حکومت نظامی سامرا به شیعیان خویش پنهانی پیغام می داد :«کسی بر من سلام یا حتی با دست اشاره نکند زیرا از جان خود درامان نیستید.» عرصه چنان سخت شد که با شهادت پدر، از نظرها غایب شدید و تردیدها و وسوسه ها آغاز گشت تا مگر رشته امامت و هدایت بگسلد غافل از اینکه «زمین هرگز از حجت خدا خالی نمی ماند، آشکار و شناخته شده باشد یا ترسان و پنهان، تا حجت و بینات خدا از بین نرود.» (امیرمؤمنان علی علیه السلام).
«زمان طولانی شد و دل ها سنگ و زمین پر از ستم»، چندان که خود فرموده بودید. اما مردانی چون پاره های پولاد (زبرالحدید) در هر عصری پرده ظلمت زمین و زمان را پاره کرده اند؛ آن چنان که امام صادق علیه السلام فرموده بود «سخن حضرت لوط درباره قوم خود- ای کاش مرا قوتی یا پناهگاهی امن و استوار بود تا از شر شما در امان بمانم- آرزویی است بر قدرت قائم ما مهدی(ع) و استواری یارانش که همان ارکان محکم هستند. هرکدام از آنها دارای قدرت 40مرد است. دل های آنان از پاره های پولاد محکم تر است. اگر بر کوه ها بگذرند، کوه ها از هم بپاشد. دست از شمشیرهای خود باز نمی گیرند مگر اینکه خداوند عزوجل راضی شود.»
و نیز، کلام بلند امیرمؤمنان علی ابن ابیطالب است که «یاران موعود(ع) مردانی هستند پولاد دل که همه وجودشان یقین به خداست و تردید در آن راه ندارد؛ استوارتر از صخره ها که اگر به کوه ها روی آرند، آنها را از جای برکنند. درفش پیروز آنها به هر شهری روی نهد، به سقوط وادارد. گویی عقابان تیزچنگند که بر مرکب ها سوار شده اند. برای تبرک دست به زین مرکب امام می کشند و او را در میان می گیرند و جان خویش را در جنگ ها پناه او می سازند. هرچه را اشاره کند، با جان و دل انجام می دهند. در میان آنها مردانی هستند که شب را بیدارند و زمزمه قرآن و مناجاتشان همچون صدای زنبورهای عسل فضا را آکنده سازد. تا بامداد به عبادت خدا بایستند و بامدادان، سوار بر مرکب ها شوند. آنانند راهبان شب و شیران روز، گوش به فرمان ترین امت برای امام خویش. چون مشعل های فروزانند که دل های استوارشان به سان قندیل های نور در سینه هاشان آویخته است. تنها از خدا می ترسند. فریاد لااله الاالله و الله اکبر آنان بلند است. همواره شهادت و کشته شدن در راه خدا را آرزو می کنند. شعارشان یا لثارات الحسین (خونخواهان حسین) است. به هر طرف که رو کنند، هراس از هیبت آنها، پیشاپیش- در جان دشمنان- در حرکت است. سبکبال به سوی خدا رو می کنند و خداوند به دست آنها امام حق را یاری می فرماید.»
آیا جوانان برومند ایران که با تن به جنگ تانک و توپ و طیاره رفتند و فائق آمدند و جوانان نستوه حزب الله لبنان که تانک های پولادین مرکاوا و ارتش زره پوش اسرائیل را زمین گیر و خوار کردند، در شمار همان پولادمردان نیستند؟ و اگر یاران اصلی شما هنوز از این جوانان، برتر و بالاترند، جا دارد به دشمنان حق بگوییم؛
باش تا صبح دولتت بدمد
کاین هنوز از نتایج سحر است
آری آن روز که سیدحسن نصرالله در خیابان های بیروت فریاد می زد «لبیک یا حسین» و جمعیت میلیونی حاضر با هر لبیک او، به حسین علیه السلام لبیکی دیگر می گفتند، می شد فهمید که شعار «یا لثارات الحسین» در حال عالمگیر شدن است و روزگار ستم و بیداد سرآمده است حتی اگر فراعنه، سرآسیمه، به نسل کشی روی آورده باشند.
¤ ¤ ¤
... طاووس اهل بهشت! بهانه بهشت! ای برتر از بهشت که بهشت هم مشتاق لقای توست! شب قدر میلادت در راه است و ارادتمندان تو هریک به وسع خویش «چراغان» کرده اند. چراغان که نه، نورباران و نورافشان است به مدد پاکبازی خوبان تربیت شده در روزگار خمینی. اینک آیا می شود از صدقه سر وفای عهد آنان، در میمنت دیدار شما تعجیل افتد؟! کسی چه می داند، شاید هم کم خردانی که ایمانشان از بال پشه سست تر است، بسی بر امت ستم می ورزند و در ظهور تأخیر می اندازند، همچنان که شما را آزرده اند. مگر نه اینکه یهودا هم خود را حواری عیسی می دانست و هم او خیانت کرد.
... چه ستم ها که بر شما رفت و چه بیداد که بر ما می رود از این جماعت بی ظرفیت و بی ریشه. کام دوستان شما نیز از آنها تلخ است. بأبی انت و امی و نفسی لک الوقاء و الحمی... عزیز علی أن ابکیک و یخذ لک الوری. با این همه ایمان داریم که مردان پولاد دل و مؤمن در فرجام کار، آبروی پیروان را می خرند و با همت خویش، آثار غم از رخسارت می زدایند همچنان که زدوده اند. پس چشم به گریه و لب به خنده، میلادت را جشن می گیریم و عرض می کنیم عزیز ما، یوسف گم گشته زهرا(س) تولدت مبارک!