صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۸ مهر ۱۳۸۸ - ۰۹:۲۸  ، 
کد خبر : ۱۱۷۶۶۳

«میخ» بهانه است، کار خودتان را بکنید!


در پی نقد بخشی از سخنان آقای سیدمهدی طباطبایی (معلم اخلاق)،‌ ایشان با ارسال نامه‌ای خطاب به اینجانب (علی اکبر جوانفکر) چنین مرقوم فرموده‌اند: از آنجا که سخنان اخیر اینجانب در صدا و سیما موضوع بحث در بعضی محافل شده بود‌ تا آنجا که شما را برآن داشت تا پاسخی به اظهارات بنده داشته باشید،‌ اختصاراً عرض می‌کنم: در بیان کلمه انتقادی خود به جای کلمه مشروع،‌ سهواً متشرع به کار بردم اما عرض می‌کنم که مشروع‌تر شدن در صد سال اخیر را وقتی خواهید داشت که سعی در فراهم کردن نظر مراجع تقلید که سکاندار واقعی تشیع هستند،‌ خاصه اطاعت از فرمایشات و دستورات صریح مقام معظم رهبری در اسرع وقت،‌ عمل به وعده‌های داده شده‌ و حفظ حرمت‌ها داشته باشید. در آن وقت می‌شود گفت مشروع. امید است خداوند مرا و شما را از شر نفس حفظ کند. (سیدمهدی طباطبایی)
در پاسخ به ایشان،‌ بیان چند نکته را شایسته و لازم می‌دانم:
از اهتمام ایشان به نوشتن پاسخ و پذیرش اشتباه خویش در دادن نسبت خلاف واقع به نماینده یک ملت،‌ قدردانی می‌کنم اما استاد محترم باید توجه داشته باشند که این نسبت نادرست را از رسانه ملی مطرح کردند و در سطح وسیعی در رسانه‌های مکتوب و مجازی داخل و خارج انعکاس پیدا کرد و با نوشتن نامه به مشاور مطبوعاتی رئیس جمهور،‌ نمی‌شود آن را جبران نمود.
ایشان را به عنوان یکی از نخبگان حوزه برای بحث علمی و دینی درباره برخی بداخلاقی‌ها،‌ تهمت‌ها و دروغ‌پراکنی‌ها،‌ به برنامه گفت‌وگوی ویژه شبکه دو دعوت کرده بودند لذا جا داشت که با مطالعه و دقت نظر بیشتری درباره دولت و شخص رئیس جمهور سخن بگویند. رسانه‌های ارتباط جمعی به افرادی در سطح ایشان به عنوان یک منبع مورد اعتماد نگاه می‌کنند؛ بنابراین اشتباه سهوی مانند آنچه درباره سخنان نسبت داده شده به رئیس جمهور اتفاق افتاد،‌ به سختی قابل جبران خواهد بود. البته لازم است استاد به این نکته توجه داشته باشند که طیف قابل توجهی از رسانه‌ها،‌ سخنان ایشان را از آن جهت منعکس کردند که در مخالفت و تضاد با آقای احمدی‌نژاد ابراز شده بود، چه درغیر این صورت محل اعتنای هیچ کدام از این رسانه‌ها قرار نمی‌گرفت. شاهد مثال را سخنان آقای ابطحی می‌آورم که اظهارات او،‌ تا دیروز سرتیتر مطالب رسانه‌های مخالف دولت بود و امروز که او به خود آمده و به جبران رفتار گذشته خویش می‌پردازد،‌ همان رسانه‌ها حتی حاضر به درج نام او نیز نیستند.
آقای طباطبایی در این برنامه تلویزیونی فرمودند: می گویند نخبگان چرا سکوت می‌کنند. سکوت نکنند،‌ چه کنند. چون آبرویشان را می برند.
ایشان مستحضر هستند که به عنوان یکی از همین نخبگان به برنامه دعوت شده بودند و در آنجا سکوت نکردند و هر آنچه خواستند، گفتند. فضای سیاسی در جامعه ما آن قدر باز است که یک نامزد شکست خورده در انتخابات،‌ به راحتی و با استفاده از همه تریبون‌های کشور به بیان دیدگاه‌ها و نظرات خود می‌پردازد و حتی ارکان نظام اسلامی را آماج حملات بی‌منطق خویش قرار می‌دهد و هیچ کس هم جلودار او نیست. چگونه می‌توان وجود چنین حقیقت روشنی را منکر شد و از «سکوت نخبگان» که خود ایشان تحت همین عنوان در صدا و سیما آزادانه به طرح دیدگاه‌شان علیه دولت پرداختند، سخن به میان آورد!
رفتار برخی از مخالفان دولت آن قدر غیرمنطقی است که در روزنامه‌های خود،‌ حتی به انتقاد از مصاحبه انجام نشده رئیس جمهور می‌پردازند و در باره آن قلم فرسایی می‌کنند. این رفتار یادآور ضرب‌المثلی است که ذکر آن خالی از لطف نیست. می‌گویند مردی به داروخانه رفت و گفت: آقا میخ دارید؟ داروخانه‌چی با تعجب به او پاسخ منفی داد. آن فرد با ناسزاگویی،‌ داروخانه را ترک کرد. این ماجرا چند روز تکرار شد و آن فرد هر روز با نثار کردن مشتی ناسزا،‌ از داروخانه خارج می‌شد. داروخانه چی برای حل این معضل،‌ مقداری میخ تهیه کرد تا به آن فرد بدهد و موضوع فیصله پیدا کند. روز بعد داروخانه‌چی در پاسخ به سؤال آن فرد گفت: بله آقا میخ داریم،‌ بفرمایید. آن فرد در حالی که ناسزاهای خود را تشدید کرده بود، با فریاد گفت: در داروخانه‌ای که میخ می‌فروشند، باید گل گرفت. روز بعد آن فرد به داروخانه آمد و قبل از آن که سؤالی مطرح کند، داروخانه‌چی گفت: آقا لطفاً شما فحش‌تان را بدهید و بروید و کاری نداشته باشید که داروخانه میخ دارد یا خیر.
به نظر می‌آید که به برخی از مخالفین محترم دولت باید گفت که آقا شما لطفاً ناسزایتان را بدهید و به دنبال کارتان بروید و به مسائل دولت و ملت کاری نداشته باشید.
استاد محترم،‌ جنابعالی مشروعیت دولت را به فراهم کردن نظر مراجع تقلید منوط کرده‌اید. شما می‌دانید که مراجع عزیز در موضوعات مختلف دارای نظرات و فتاوی متفاوتی هستند و نه تنها این دولت بلکه هیچ دولت دیگری قادر نیست به نظرات مراجع محترم عمل کند. مثلاً درباره نظر مراجع محترم نسبت به رؤیت هلال ماه شوال در عید سعید فطر،‌ دولت باید طبق نظر کدام یک از مراجع عمل کند؟ بدیهی است اصل ولایت فقیه این مشکل را حل کرده است و نظر ولی فقیه به عنوان مرجع مسلم تقلید در این گونه مسائل و همچنین مسائل حکومتی برای هر دولتی تکلیف‌آور است و دولت ولایت‌پذیر آقای احمدی‌نژاد نیز به طور قطع مجری نظرات معظم له است.
شایسته است این نکته را نیز خاطرنشان کنم که برخی افراد دارای سوء نیت،‌ برای القای وجود اختلاف میان دولت و مراجع محترم،‌ همواره تلاش کرده‌اند تا به هر نحو ممکن،‌ پای مراجع عزیز را به سطح نازلی از مسائل پیش پا افتاده یا چالش برانگیز بکشانند و با گل‌آلود کردن آب،‌ بکوشند از آن ماهی مورد نظر خود را بگیرند.
برای تنویر ذهن حضرتعالی لازم می‌دانم این نکته را خاطرنشان کنم که کار و تلاش مخلصانه و مجدانه برای خدمت به مردم و بویژه محرومان،‌ اجرای عدالت و احیای گفتمان انقلاب و امام،‌ ایستادگی در برابر دشمن و زیاده‌خواهان داخلی و خارجی،‌ مبارزه با اژدهای هفت سر فساد،‌ زنده کردن مفاهیم ارزشی انقلاب،‌ شجاعت در تصمیم‌گیری و اقدام به انجام کارهای بزرگ،‌ ساده‌زیستی و پرهیز از اشرافیگری و دفاع از منافع و حقوق مردم و مواردی از این قبیل، جزو مطالبات اصلی و اساسی مراجع عزیز تقلید از هر دولتی است و دولت آقای احمدی‌نژاد در این زمینه سرآمد همه دولت‌های پس از انقلاب بوده و درعالی‌ترین سطح به خواسته‌ها و آرزوهای مراجع عزیز جامه عمل پوشانده است. اگر قبول ندارید، لطفاً به سخنان و رهنمودهای رهبر فرزانه انقلاب مراجعه کنید تا هرگونه شائبه و شبهه‌ای از ذهن و دلتان زدوده شود.
علاوه بر این، توجه شما را به این نکته جلب می‌کنم که مشروعیت دولت برآمده از رأی ملت است که با تنفیذ حکم رئیس جمهور از سوی مقام معظم رهبری،‌ انجام مراسم تحلیف و رأی اعتماد نمایندگان مجلس به اعضای کابینه عینیت پیدا می‌کند و موارد مطرح شده در پاسخ جنابعالی اگرچه بسیار مهم هستند اما نافی مشروعیت یک دولت نیست.
در پایان اجازه می‌خواهم به این نکته اشاره کنم که بهشت را به بها بدهند و به بهانه ندهند. اما بهای بهشت نیز خود بهانه‌ای بیش نیست زیرا ما کجا و بهای بهشت برین خدا کجا؟ حداکثر بهایی که می‌توانیم به پیشگاه الهی عرضه کنیم،‌ روح و جان ناقابلی است که آن هم صاحب اختیارش ما نیستیم بلکه خدای متعال است و می‌خواهیم با آنچه که مالک آن خداست، با او معامله کنیم. روح و جان ما امانتی الهی در دست این تن خاکی است که حضرت عزرائیل در موعد مقرر آن را از ما پس می‌گیرد و به صاحب اصلی‌اش می‌رساند. خدای بزرگ هم آن قدر رئوف و بخشنده است که می‌خواهد بهشت خود را از کسانی که به امید رستگار شدن،‌ فقط کلمه لااله الالله را بر زبان رانده‌اند، پر کند و برای این کار به دنبال یافتن بهانه‌ای در پرونده اعمال انسان‌هاست. می‌گویند عالم وارسته‌ای پس از مرگ به خواب یکی از نزدیکانش آمد و گفت که هرچه آموختم و آموزش دادم و هرچه برای آن دنیا اندوختم، به کارم نیامد جز آن لقمه غذایی که در بیابان به حیوان درمانده‌ای خوراندم. استاد عزیز،‌ مباد که در آن دنیا،‌ در پرونده اعمال‌مان،‌ هیچ بهانه‌ای برای ورود به بهشت یافت نشود.
عزت اسلام و مسلمین مستدام
مشاور مطبوعاتی رئیس جمهور
 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات