صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۱ مرداد ۱۳۸۶ - ۰۸:۵۱  ، 
کد خبر : ۱۱۷۸۸

نوبت دیکتاتوری ! / حسین شریعتمداری


1- این روزها برخی از محافل نزدیک به کاخ سفید از ضرورت بازگشت دیکتاتوری به عراق سخن می گویند و این گزینه را تنها راه پیش روی برای پیشگیری از حاکمیت اسلامگرایان در عراق می دانند!... این زمزمه که از چند روز پیش آغاز شده و مرکز امور بین المللی دانشگاه نیویورک آن را کلید زده است، اگر چه عجیب است ولی تعجب آور نیست، چرا که به قول رهبر معظم انقلاب در دیدار دیروز کارگزاران نظام با ایشان؛ «امروز فاسدترین انسان ها پرچم اصلاح جهان را در دست گرفته اند».

مرکز امور بین الملل دانشگاه نیویورک پنهان نمی کند که گزینه «بازگشت دیکتاتوری به عراق» هر چند با اهداف اعلام شده بوش قبل از حمله نظامی به این کشور یعنی گسترش دموکراسی منافات دارد ولی اگر یک حکومت دیکتاتور زمام امور عراق را در دست نگیرد، غرب باید تشکیل نظام اسلامگرای دیگری در خاورمیانه را شاهد باشد که به قول پروفسور «مایکل برایمر»- رئیس مرکز امور بین الملل دانشگاه نیویورک- غیر قابل تحمل خواهد بود!

2- روز 15 مارس 2003- 5 روز قبل از حمله نظامی آمریکا به عراق، روزنامه انگلیسی گاردین به نقل از چند کارشناس امور خاورمیانه در وزارت خارجه آمریکا که نخواسته بودند نامشان فاش شود به جرج بوش هشدار داده بود «پی آمد قطعی حمله به عراق روی کار آمدن یک دولت اسلامگرا و نزدیک به ایران خواهد بود». گاردین در توضیح این نظریه نوشته بود، خاورمیانه تحت تأثیر انقلاب اسلامی در ایران و تأکید جمهوری اسلامی بر آرزوهای مردم مسلمان منطقه نظیر حاکمیت قوانین اسلامی، براندازی رژیم اسرائیل، ایستادگی در مقابل آمریکا، مخالفت با حکومت های غیر دموکراتیک در کشورهای عربی و... حالتی برانگیخته دارد و از این روی اگر در این کشورها به آراء مردم مراجعه شود، آنها به خمینی های دیگری رأی خواهند داد.

بعد از سقوط حکومت دیکتاتوری صدام که پیش از آن و در جریان جنگ تحمیلی، مورد حمایت همه جانبه آمریکا و متحدانش بود، قدرت های اشغالگر تلاش گسترده ای را برای روی کارآوردن یک دولت دست نشانده در عراق آغاز کردند و نسبت به موفقیت خود چنان امیدوار بودند که از یکسو شرکت های بزرگ آمریکایی و صهیونیستی برای سرمایه گذاری در عراق نوین! -واژه ای که دیک چنی برای اولین بار درباره آینده عراق به کار گرفت- به این کشور اشغال شده سرازیر شدند و از سوی دیگر، جرج بوش از ایران اسلامی به عنوان کشوری که باید تغییر ماهیت دهد و یا آماده برخورد نظامی آمریکا باشد سخن می گفت! اما، به رغم همه تلاش ها، مردم مسلمان عراق در انتخابات مجلس این کشور به لیست پیشنهادی اسلامگرایان که مورد تأیید آیت الله سیستانی بود رأی دادند و نهایتاً برخلاف میل و خواسته آمریکا، اسرائیل و انگلیس، دولتی مردمی و اسلامگرا زمام امور عراق را در دست گرفت. دولتی که از آغاز شکل گیری تاکنون با خشم پنهان و نیمه آشکار آمریکایی ها روبرو بوده است.

3- بعد از پیروزی لیست اسلامگرایان در انتخابات مجلس عراق که مقدمه غیرقابل تردیدی از تشکیل یک دولت اسلامی در این کشور بود، دیک چنی معاون بوش به طور غیرمنتظره و با عجله وارد بغداد شد و به عنوان اولین گام برای نشان دادن خشم آمریکا از نتیجه انتخابات، 25 تن از سران حزب بعث را که به جرم جنایت جنگی و کشتار مردم بی دفاع عراق بازداشت شده بودند، از زندان آزاد کرد و سه روز بعد، سناتور «براون بک» که به کینه توزی علیه ایران اسلامی شهرت دارد، طی مصاحبه ای به کنایه گفت؛ این احتمال وجود دارد که آقای بوش در حمله به عراق فریب ایران را خورده باشد، چرا که تحولات عراق به نفع ایران پیش می رود. البته، براون بک چند ساعت بعد در تماس با «یو.اس.ای.تودی»، این بخش از اظهارات خود را «یک شوخی نه چندان دلچسب» توصیف کرد، ولی آنچه اتفاق افتاده بود حکایت از آن داشت که «شوخی» سناتور آمریکایی، «جدی» بوده است!

4- دیدار روز پنج شنبه- 86.5.18- نوری مالکی نخست وزیر عراق با رهبر معظم انقلاب که آقای مالکی از آن با عنوان «دیدار تاریخی» یاد کرد، بازتاب گسترده ای در محافل سیاسی غرب داشت و مخصوصاً خشم جرج بوش و برخی دیگر از مقامات آمریکایی را برانگیخت. نوری مالکی در این دیدار از مواضع و حمایت های دولت و ملت ایران قدردانی کرد و رهبر معظم انقلاب بر شکست قطعی آمریکا درعراق تأکید ورزیده و حمایت از دولت مردمی عراق را وظیفه همه گروهها و جریانات سیاسی فعال در این کشور دانسته بودند.

چند ساعت بعد از این دیدار، جرج بوش طی مصاحبه ای به طور تلویحی نخست وزیر عراق را ملامت کرده و گفت: «فکر می کنم آقای نوری مالکی می داند که ایران در منطقه یک عامل بی ثباتی است»! و شون مک کورمک سخنگوی وزارت خارجه آمریکا بدون اشاره به این دیدار، اظهارات نوری مالکی درباره تلاش جمهوری اسلامی ایران برای تأمین امنیت عراق را زیر سؤال برده و گفت «دو دور گفت وگو میان رایان کروکر سفیر آمریکا در عراق و همتای ایرانی او آقای کاظمی قمی در بغداد و نیز، گفت وگوهای امنیتی سطح پایین تر نتیجه مثبت نداشته است و ایران کماکان به ناامنی در عراق دامن می زند»!

مک کورمک برای اثبات ادعای خود به اظهارات اخیر فرمانده آمریکایی درعراق استناد کرده! و گفت؛ «حملات جاده ای علیه سربازان آمریکایی که در آن از بمب های ضد زرهی استفاده می شود افزایش یافته است و «ریموند اودیرنو» فرمانده دوم آمریکا در عراق اعلام کرده است که این تسلیحات ضدزرهی از سوی ایران در اختیار نیروی شورش قرار گرفته است»!

این ادعای آمریکایی ها در حالی است که تمامی شواهد و قرائن و اسناد موجود از دخالت مستقیم و غیر مستقیم نظامیان اشغالگر در عملیات تروریستی عراق حکایت می کند، چرا که آمریکا و متحدانش، چند سال بعد از اشغال عراق و صرف هزینه های کلان و تحمل تلفات فراوان نه فقط در تشکیل یک دولت دست نشانده، که هدف اولیه آنان بود ناکام مانده اند، بلکه شاهد شکل گیری دولتی مردمی در این کشور اشغال شده نیز هستند. و این، به گفته خانم «نانسی پلوسی» رئیس مجلس نمایندگان آمریکا- از حزب دموکرات- به یک «کابوس» شبیه است. کابوسی که جرج بوش و دارو دسته نئومحافظه کارش برای ملت آمریکا به ارمغان آورده اند و اکنون با ایجاد ناامنی در عراق می کوشند ادامه حضور نظامی خود در این کشور را توجیه کنند و به قول رهبر معظم انقلاب در دیدار روز پنج شنبه نوری مالکی با ایشان «آمریکایی ها از طریق سفارت خود در بغداد و همچنین سرویس های جاسوسی خود و صهیونیست ها، در عراق دخالت نظامی، سیاسی و امنیتی می کنند... اشغالگران به گونه ای تبلیغ می کنند که اگر آنها از عراق خارج شوند، عراق نابود خواهد شد در حالی که خروج اشغالگران باعث خواهد شد، مسئولان عراقی با همه وجود وارد میدان شوند و در جهت حل مشکلات گام بردارند».

5- امروز آمریکا در عراق با یک «بحران مشروعیت دوسویه» روبروست، اول مشروعیت دولت نوری مالکی که برخاسته از رأی مردم و غیر قابل انکار است، مشروعیت دولت نوری مالکی از آن روی برای آمریکا ناگوار است که با مشروعیت حضور نظامی آمریکا در عراق و ادامه اشغال این کشور در تناقض است و این دومین بحران مشروعیتی است که آمریکا در عراق با آن روبروست. افکار عمومی جهانیان و از جمله مردم آمریکا که هزینه کلان مالی و تلفات جانی اشغال عراق روی دوش آنان سنگینی می کند دولت جرج بوش را در مقابل این پرسش بی پاسخ قرار داده اند که اگر هدف از حمله نظامی به عراق، ایجاد یک دولت دموکراتیک بود، این مقصود حاصل شده است و ادامه اشغال، آنهم به بهای هزینه های سنگین مالی و تلفات کم نظیر جانی قابل توجیه نیست، مردم آمریکا براین باورند که دست یازیدن به عملیات تروریستی و ایجاد ناامنی در عراق پاسخی است که بوش برای سؤال یاد شده - بخوانید برای فرار از پاسخ به این سؤال- تدارک دیده است.

6- دیروز «منصور فرهنگ» استاد علوم سیاسی و روابط بین المللی در آمریکا و ضد انقلاب فراری، طی مصاحبه ای با رادیو «دویچه وله» آلمان در پاسخ به این سؤال که آمریکا برای خروج از بن بست عراق چه راه حلی پیش روی دارد، گفت «آرا مردم عراق به نفع دولت مالکی و در جهت همراهی با ایران است و حاکمیت یک اقلیت که آمریکا خواهان آن است فقط در صورتی امکان پذیر است که یک ارتش قدرتمند و مجهز تحت فرماندهی شخصی مانند صدام و با برخورداری از یک دستگاه سرکوب قوی حاکمیت عراق را در دست بگیرد و کوچکترین اعتراض ها را به شدت قلع و قمع کند، یعنی همان که در دوره 25-30 ساله حاکمیت حزب بعث جریان داشت ولی این راه حل با شعار دموکراسی خواهی آمریکا در تناقض است و این همان بن بست و باتلاقی است که گریبان آمریکا را در عراق گرفته است».

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات