بسم الله الرحمن الرحیم
اقدامات اولیه رئیس جدید قوه قضائیه در چینش مدیران ارشد قضائی که تاکنون انجام شده در عین حال که نشان از تغییرات اساسی در این قوه ندارد از نوعی تحرک آرام برای ایجاد تنوع در بعضی بخش ها خبر می دهد. آنچه تاکنون رخ داده عبارت است از تثبیت جابجائی و چند مورد تغییر. اینطور نیست که این تحرکات الزاما موجب پیدایش تحول در قوه قضائیه شود و آنرا بطور کلی دگرگون نماید و به نقطه مطلوب برساند. تحول هنگامی رخ خواهد داد که متولی اصلی دستگاه قضائی این واقعیت را پذیرفته باشد که این دستگاه نیازمند تحول است . هنوز از رئیس جدید شنیده نشده است در این زمینه سخن صریحی گفته باشد. با اینحال از مطالبی که ایشان در مراسم معارفه خود در جمع مسئولان و مدیران ارشد قضائی کشور گفتند چنین بر می آید که قرار است دستگاه قضائی از این پس در چارچوب قانون عمل کند و هیچکس را از برخورد قانونی معاف ننماید. ایشان همین نکته را در اولین جلسه مدیران عالی رتبه قوه قضائیه در روز دوشنبه هفته گذشته نیز تکرار کردند.
پافشاری بر قانون درعین حال که بسیار ارزشمند است فقط هنگامی مثمرثمر خواهد بود که در میدان عمل خود را نشان دهد. آنچه موجب می شود شعارها به عمل منتهی شوند استقلال قوه قضائیه است . فقط درصورتی که قوه قضائیه براساس قانون اساسی عمل کند و از چارچوب وظایف قانونی خود خارج نشود می تواند شعارها را به عمل تبدیل نماید.
عمل به قانون اساسی درصورتی برای دست اندرکاران قوه قضائیه میسر خواهد بود که این قوه از استقلال برخوردار باشد. به عبارت روشن تر اگر قاضی بتواند بدون دخالت دیگران و فقط براساس قانون حکم صادر کند و درباره هر پرونده و هر متهم ـ هر کس که باشد و از هر مقام و منصب و جایگاه که برخوردار باشد ـ تصمیم بگیرد در آن صورت است که می توان امیدوار بود دستگاه قضائی به قانون اساسی عمل کند. لازمه چنین استقلال عملی اینست که حتی جلوی هرگونه دخالت مقامات بلندپایه خود قوه قضائیه در پرونده های قضائی گرفته شود. مفهوم روشن این امر اینست که به سایر مسئولان نیز به طریق اولی اجازه دخالت در پرونده های قضائی داده نشود.
بسیار دیده شده که عناصری از خارج قوه قضائیه تحت عناوینی از قبیل ضرورت رعایت مصلحت نظام در مورد اصل تشکیل پرونده های قضائی یا چگونگی تشکیل آن ها اعمال نفوذ می کنند و قوه قضائیه را به ابزاری برای تحقق اهداف این و آن تبدیل می نمایند. مهمتر آنکه حتی مانع اجرای احکام صادر شده می شوند و یا آنرا به میل خود تغییر می دهند! از اینها بدتر اقداماتی است که بعضی مقامات برای جلوگیری از ورود قوه قضائیه به بعضی موضوعات و رسیدگی به جرائم مرتکب می شوند.
این دخالت ها موجب فشل شدن قوه قضائیه و سلب اعتماد مردم و افکار عمومی از دستگاه قضائی کشور می شود. این سخن اکنون به وفور از مردم شنیده می شود که چرا دستگاه قضائی به فلان موضوع رسیدگی نمی کند چرا فلان مجرم را علیرغم صدور حکم محکومیت آزاد کرده چرا فلان حکم بعد از قطعیت پیدا کردن تغییر کرده چرا فلان مجرم علیرغم اینکه محکوم شده آزاد است و حتی به مناصب کلیدی گماشته می شود و یا برای مناصب بالا در نظر گرفته می شود
در کنار این سئوال های بی جواب مردم با واقعیت های تلخی مواجه می شوند که آنها نیز بسیار سئوال برانگیزند ولی نمی توانند جوابی برای آنها پیدا کنند. اتهام های سنگین و بدون مستند توسط افرادی که در قوه قضائیه هیچ مسئولیتی ندارند برخوردهای غیرقانونی با افرادی که مرتکب جرمی نشده اند رفتارهای خلاف قانون با متهمان دادن محکومیت های سنگین به افرادی که دلایل محکمه پسندی برای دادگاه دارند ولی به دلایل و مستندات آنها توجهی نمی شود معاف بودن بعضی افراد و اقشار از پیگردهای قانونی و... از جمله این موارد سئوال برانگیز هستند. بسیارند قضات شریفی که از این قبیل پدیده ها بشدت ناراضی و شاکی هستند ولی به دلایلی فریاد بر نمی آورند و یا چون فریادشان به جائی نرسیده احساس می کنند که بیش از این نباید خود را خسته کنند. البته مخاطرات عدم امنیت شغلی که از ناحیه صاحبان قدرت متوجه آنها می شود نیز از جمله علل سکوت آنهاست .
ریاست جدید قوه قضائیه تصور نکنند اینها مشتی ادعاهای واهی است و قضات ما هرگز با چنین مشکلات و معضلاتی مواجه نیستند. شما می توانید بخشی از وقت خود را به گفتگو با قضات در فضائی امن با دادن تضمین های لازم به آنها اختصاص دهید و در چنان شرایطی به درد دل های آنها گوش فرا دهید و از عمق این فاجعه آگاه شوید. نمونه ای از فشارهای بیرونی را خود شما در همین مدت کوتاه مسئولیتتان در ماجرای دادگاه متهمان حوادث اخیر لمس کرده اید. فشارهائی که برای پخش اظهارات متهمان حاضر در این دادگاه علیه دیگران به شما وارد می شود و شما به حکم قانون و شرع در برابر این فشارها تاکنون مقاومت کرده اید نمونه ای از این واقعیت های تلخ است .
استقلال قاضی و قوه قضائیه در عین حال که دشوار است از اهمیت ویژه ای برخوردار است . تنها راه حراست از سلامت نظام و جلوگیری از انحرافات و تبدیل شدن حکومتگران به عناصر مستبد و خودکامه نیز حفظ استقلال قاضی و قوه قضائیه است . راه رسیدن به این مقصد عالی فقط ایستادگی بر اجرای قانون و کوتاه نیامدن از آن و عدم تجاوز به حریم آن است . اگر شما جناب آقای لاریجانی بتوانید استقلال قوه قضائیه را از جمیع جهات تامین کنید می توانید مطمئن باشید بزرگترین خدمت را به نظام جمهوری اسلامی و مردم ایران که این نظام مقدس را برپا کرده اند نموده اید و اگر به این کار موفق نشوید هرقدر که در این قوه بمانید فقط وقت تلف کرده اید و دیگر هیچ ! و چنین مباد.