صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۴ مرداد ۱۳۸۶ - ۱۶:۲۶  ، 
کد خبر : ۱۱۹۳۶

حقیقت تلخ برای کاخ سفید / سیامک باقری


در هفته اخیر مواضع حامد کرزای رئیس جمهور افغانستان درخصوص ایران خشم مقامات کاخ سفید و بوش رئیس جمهور آمریکا را بشدت برانگیخت. کرزای جریان سفر خود به آمریکا برخلاف اتهامات آمریکا علیه ایران، جمهوری اسلامی ایران را کشور دوست خواند و اعلام کرد که دو کشور روابط بسیار بسیار خوب و بسیار بسیار نزدیکی دارند. ما به داشتن روابط خوب با ایران ادامه خواهیم داد. همچنین تاکید کرد که ایران تاکنون کمک رسان و راه حل بوده و در روند صلحی که ما داریم حامی افغانستان می باشد. این موضعگیری دو سوال کلیدی را در اذهان افکار عمومی متبادر می نماید اول چرا مقامات کاخ سفید از چنین موضعگیری خشمگین شده و به عبارتی چرا چنین انتظاری از کرزای نداشتند؟ دوم اینکه کرزای چرا چنین موضعگیری کرده است و اساسا این نوع موضعگیری ناشی از چه عواملی است؟

1- خشمگینی کاخ سفید عمدتا ناشی از اثرات این نوع موضعگیری بر سیاست ها و راهبردهای آن در قبال ایران است. راهبرد اصلی آمریکا، نشان ایران به عنوان یک کشور هنجارشکن، ضد صلح، حامی تروریسم و خطرناک برای منطقه و جهان است. این راهبرد سنگ بنای اصلی سیاست های آمریکا در منطقه و علیه جمهوری اسلامی ایران می باشد. به عنوان نمونه سخن رایس وزیر خارجه آمریکا در این ارتباط قابل توجه است. وی همزمان با سخنان کرزای اعلام کرد که «فکر نمی کنم کسی تردید داشته باشد ایران همچنان یک چالش مهم و یک چالش امنیتی برای دوستان و متحدین ماست و بنابراین چالش برای منافع ما در خلیج (فارس) است.» همانطور که ملاحظه شد براساس چنین القائاتی، کاخ سفید قادر شد 63 میلیارد دلار سلاح به کشورهای منطقه بفروشد و در عین حال رایزنی هایی را برای ایجاد «حائل» و به تعبیر رابین رایت نویسنده آمریکایی «پرده سبزی» علیه ایران انجام دهد. بطور کلی کاخ سفید با فضاسازی منفی تاکنون تاحدودی موفق شده افکار عمومی داخلی خود و منطقه و جهان را علیه ایران بسیج نماید. فلذا سخنان واقعگرایانه کرزای «تیشه به ریشه» راهبرد بنیادی آمریکا علیه ایران بوده است.

2- موضعگیری کرزای ناشی از یکسری واقعیات در منطقه است. یکی از واقعیت ها این است که ایران «ستون ثبات» در منطقه است. نقش ثبات بخشی که ایران از ابتدای بحران افغانستان تا استقرار دولت ملی در این کشور داشته برای هیچ افغانی پوشیده نیست. همین نقش را ایران در عراق، لبنان، بحران قره باغ، تاجیکستان و... داشته است.

نکته اساسی دیگر پایگاه اجتماعی،عاطفی و اسلامی و سیاسی ایران در کشورهای فوق از جمله افغانستان است. افرادی مثل کرزای هرچند مسایلی درخصوص وابستگی وی به آمریکا مطرح می شود، اما او نمی تواند موقعیت ایران در افغانستان را نادیده بگیرد. فلذا کرزای برای حفظ آرای مردمی و پارلمان خود نیز باید مناسبات خود باجمهوری اسلامی را بشکل مثبت حفظ کند. این وضعیت تنها مختص افغانستان نیست بلکه سایر دولت های منطقه چنین وضعیت مشابهی را دارند.

عدم درک آمریکا از مناسبات ویژه و ظریف ایران با کشورهایی مانند افغانستان و به تعبیری عمق نفوذ معنوی که جمهوری اسلامی در این کشورها دارد از یک سو و باورهای مصنوعی و خودساخته ای که آمریکایی ها براثر خصومت با ایران به صورت تدریجی کسب کرد، منجر به غیرمنتظره بودن موضعگیری کرزای درخصوص ایران شد. با این حال این موضعگیری سوال جدی را درکاخ ایجاد کرد که هزینه هایی که برای جنگ در افغانستان شده تماما نقض غرض شده و به نفع ایران تمام شده است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات