بصیرت:آرام شدن فضای سیاسی کشور و عدم توفیق افراطیون در ایجاد التهاب در دانشگاهها از یک سو و آشکار شدن جهتگیری مغایر با نظام اسلامی سران فتنه اخیر (که حاشیهتراشیهای روز قدس نماد بارز آن بود) از سوی دیگر برخی از فعالان و جریانهای سیاسی را به چارهجویی برای «عبور از این شرایط» انداخته است.
در جریان ملاقات فراکسیون اقلیت مجلس با میرحسین موسوی، کاندیدای ناکام انتخابات با ادعای اینکه مقید به فعالیت در چارچوبهای انقلاب است و جنبش سبز را مجموعهای جدا از نظام نمیداند، به برخی از انحرافات ایجاد شده اعتراف و مدعی میشود که قصد اصلاح این موارد را دارد.
اما در شرایطی که برخی از دیگر فعالان سیاسی با طرح موضوعاتی نظیر «وحدت ملی» و یا «تفاهم ملی» به زعم خود در پی «برونرفت از شرایط کنونی» هستند، جریان رسانهای حامی میرحسین موسوی با تلاش برای رادیکالیزه کردن فضا، در پی تقویت موج مردهای است که از آن به عنوان «جنبش سبز» یاد میشود.
مجید محمدی از عناصر وابسته به گروهک موسوم به ملی ـ مذهبی در مطلبی تحت عنوان «تاکتیکهای لازم برای غیر خشونتآمیز ماندن جنبش» ضمن توصیه به هواداران برای گرفتن نمادها و عناصر هویت ملی که توسط «عناصر» رژیم مصادره شدهاند(!) به معترضان توصیه میکند که باید به گونهای عمل کنید که تناقضات و ناسازگاریهای ایدئولوژیک رژیم نمایان شود و در همین راستا به آنها توصیه میکند که با مستندسازی برای مراجع حقوقی بینالمللی، به کشورهای خارجی فشار بیاورند که با دولت ایران رابطه برقرار نکنند.
سعید مدنی از دیگر فعالان این گروهک نیز با اقرار به اینکه آنچه موسوی پس از انتخابات انجام داد بسیار بیشتر از انتظارات فعالان سیاسی و اجتماعی بود، با خطاب کردن وی به عنوان «یکی از جدیتری، پیگیرترین، هوشیارترین و خلاقترین و نوآورترین مردان سیاسی معاصر ایران» ایجاد «شبکه اجتماعی» در ایران را مهمترین ابتکار میرحسین موسوی در تحولات بعد از انتخابات اعلام میکند. البته برخلاف او، حبیبالله پیمان درمطلب دیگری به بررسی 7 نکته کلیدی درباره نقاط ضعف و قوت «جنبش سبز» مردم ایران پرداخته است.
اما با فرونشستن غبارها، اکنون فضای سیاسی کشور بهتر از گذشته قابل رصد است. به جز حامیان خارجی اپوزیسیون خارج از کشور و برخی از منحرفین داخلی که بدون قید و شرط، هنوز بر طبل حمایت از موسوی میکوبند؛ سایر فعالان سیاسی به سرنوشت موسوی به دیده تردید مینگرند و هرگونه پیروی و دنبالهروی از موسوی را با هر پوششی، غرق شدن جریانی میدانند که در سالهای اخیر با عنوان اصلاحطلبی و با طرح گفتمان توسعه سیاسی کوشیده بود تا خود را به عنوان گفتمان اول درفضای سیاسی کشور مطرح کند.برای آن طیف، چارهای باقی نمانده است که با فاصله گرفتن از این روند رو به زوال، خود را از افول بیشتر نجات داده و در این مسیر طی هفتههای اخیر با تمسک به برخی از شخصیتها، مراجع و بزرگان کوشیدهاند تا برای خود مفری بیابند.در اینجا سؤال اساسی این است که آیا کسانی که شدیدترین ضربهها را طی سالهای اخیر به حیثیت و اعتبار نظام اسلامی وارد کرده و دشمن بیرونی را علیه جمهوری اسلامی جری ساختهاند به رغم اینکه توبه هم کرده باشند، مجاز خواهند بود ادعای وحدت یا تفاهم ملی کنند؟ توصیه میشود حضرات بیانیهها و ادعانامههای خود علیه نظام اسلامی را که پس از انتخابات منتشر کردهاند مرور کنند و آنگاه پا به میدان وحدت و تفاهم بگذارند.